رمان ایرانی و عاشقانه شهریار | مژگان مقیمی

خلاصه داستان :

سالارخان، تنها پسرش رو که با دختری از عوام ازدواج کرده، طرد کرده … پس از چند سال اونها می میرین … سالارخان رزا – تنها نوه ی پسری خودش- رو میاره پیشش و بزرگ می کنه … سه تا دختر و یکی از نوه هاش رو هم به خاطر بیماری ای که اون سالها گریبان خیلی ها رو گرفته بوده از دست می ده … بنابراین نوه های دختری رو که شهروز و شهریار و پیروز و پیمان بودن به سوئد می فرسته تا از مرگ نجات پیدا کنن … این چهار پسر توی تحصیلات و کارشون موفق می شن …
سالارخانٰ، پدربزرگ خانواده در بستر بیماری می افته و روزهای پایانی عمرش رو سپری می کنه … بنابراین از پسرها می خواد که برگردن تا تکلیف ارث و میراث و همچنین تکلیف رزا مشخص بشه …
شهریار یک روز زودتر از بقیه برمی گرده و سرزده به اتاق رزا می ره … و از رزا می خواد که با اون ازدواج کنه، بدون اینکه از اون توقعی داشته باشه، چون رزا نوه پسری بوده و بیشترین ارث به اون می رسه … شهریار هم می خواد که این باغ مال اون باشه … و می خواد که رزا رو مجبور به این ازدواج کنه …
و ادامه ی ماجرا ….

http://dl2.98ia.com/DVD%203/Roman/1012%20-%20Shahryar(wWw.98iA.Com).zip