یازدهمین کنگره ملی مکانیزاسیون و بیوسیستم ایران - همدان- شهریور 1397

امید مهندسین مکانیزاسیون و مکانیک ماشین­های کشاورزی به تدبیر دولت امید

 

ادامه نوشته

اشتغال فارغ‌التحصیلان مهندسی کشاورزی

تعابیر فوق، مهندسی کشاورزی در بسیاری از گرایش‌های کنونی را در بر نمی‌گیرد. امّا فارغ از بحث در مورد اینکه کدام گرایش‌های کشاورزی مهندسی یا علوم هستند، بر این نکته تأکید می‌گردد که مهندسی مکانیک بیوسیستم یقینا زیرشاخه‌ای از مهندسی است و فارغ‌التحصیل این رشته به معنای واقعی یک مهندس است.

حال، این نکته مطرح می‌شود که عنوان مهندس یا غیر مهندس چه تأثیری بر اشتغال فارغ‌التحصیلان دارد؟

باید اعتراف کرد که در سرفصل دروس مهندسین مکانیک بیوسیتم به مباحث فنی توجهی ویژه شده است و این فارغ­التحصیلان بطور بالقوه از قابلیت فنی بالایی برخوردار هستند اما به دو شرط:

1)      دانشجویان این رشته باید از لحاظ استعداد ریاضی و تحلیل مهندسی، قابلیت کافی را برای درک مفاهیم داشته باشند.

2)      استادان مربوطه علاوه بر دارا بودن شرط نخست، بتوانند مسائل و نمونه‌های ملموس کشاورزی را در حین تدریس برای دانشجویان تفهیم کنند.

البته، دامنه وسیعی از تخصص‌های فنی در کشاورزی لازم است و برتری مهندسین مکانیک بیوسیستم در حل مسائل کشاورزی نسبت به مهندسین فنی، اشرافیت ایشان به محیط‌های کشاورزی و مسائل مبتلابه است. در عین حال که با کسب مهارت کافی می‌توانند در بخش صنعت نیز موفق باشند. همچنان که موارد بسیاری مشاهده می‌شود.

البته، اشتغال ایشان در صنعت رسالت اصلی این رشته نیست. بلکه، در حال حاضر، یکی از دغدغه‌های مهم تصمیم‌گیران در این حوزه، نابسامانی بازار کار است. دانشگاهیان، متولیان اجرا و ایشان بالعکس مقصر را معرفی می‌کنند. اما، این در زمانی مفهوم دارد که بحث اشتغال از طریق استخدام مطرح باشد که مهارت مهندس سنجیده می‌شود یا در حق وی اجحاف می‌شود.

در حالی که مهندسین ماشین‌های کشاورزی (اعم از مهندسین مکانیک بیوسیستم، ماشین‌های صنایع غذایی، مکانیزاسیون کشاورزی و ...) ذاتاً باید کارآفرین باشند. زیرا کشور در بخش کشاورزی و به‌ویژه کشاورزی مهندسی شدیداً نیازمند راهکارهای اجرایی است.

این رشته بکر است و بازار کار آن بالقوه است. یکی از بخش‌های محجور و مغفول کشاورزی کشور که همانا کشاورزی مهندسی است نیازمند ورود این مهندسین به عرصه اجرا است. امّا، باید پذیرفت که تا کسب تجربه کمی زمان لازم است و یک مهندس تازه‌کار نمی‌تواند یک شبه ره صد ساله رود. البته، این انتظار می‌رود که تخریبی که از کم‌تجربگی ایشان به بار آید به یقین کمتر از آسیبی است که امروز شاهد آن هستیم.

فعالیت در زمینه طراحی، ساخت و ارزیابی انواع سازه‌ها، ماشین‌ها، تجهیزات و ابزارهای صنایع غذایی، زراعی، باغی، دام، طیور، شیلات، گلخانه، زنبورداری و ... انتخاب و مدیریت ناوگان ماشین‌های کشاورزی، تحلیل سیستم‌های کشاورزی (چه در محیط‌های باز و چه در محیط‌های بسته) ممیزی یا تولید انرژی، سامانه‎‌های اتوماسیون کشاورزی و بسیاری از این قبیل در حیطه تخصص مهندسین ماشین‌های کشاورزی است که تا کنون متولیان اجرا آن را نادیده گرفته‌اند و دانشگاهیان نیز پیگیر نشده‌اند.

بنابراین، انتظار می‌رود که مهندسین خود چاره کار را در کارآفرینی بیابند.

 منبع: وبسایت تخصصی مکانیزاسیون کشاورزی

مقاله مکانیزاسیون: مدلسازی کارایی انرژی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی در استان البرز با استفاده از شبکه ع

مدلسازی کارایی انرژی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی در استان البرز با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و تاثیر سطوح تحصیلات بر شاخص نسبت انرژی

محسن یمینی صفت - کارشناسی ارشد مکانیزاسیون کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.
  علی محمد برقعی (شناسه پژوهشگر - Researcher ID: ۴۴۵۲
استاد گروه مکانیک ماشینهای کشاورزی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
بابک بهشتی - استاد یار گروه مکانیک ماشینهای کشاورزی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
حسین باخدا - استاد یار گروه مکانیزاسیون کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

چکیده مقاله:

این تحقیق به بررسی تعیین الگوی مصرف انرژی و رابطه بین انرژی ورودی و خروجی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی استان البرز می پردازد. بر این اساس داده های مورد نیاز، از 50 واحد تولید مرغ گوشتی از طریق استفاده از پرسشنامه های حضوری در زمستان 1391 جمعآوری شد. کل انرژی مصرفی و خروجی به ترتیب در حدود 220/02 و 30/25 گیگاژول به ازای 1000 مرغ برآورد شد. مهمترین مهمترین نهاده های انرژی گازوئیل، خوراک، گاز طبیعی و الکتریسیته بودند که به ترتیب سهمی برابر با 43/03 % ، 25/56 % ، 20/81 % و 10/07 % و کمترین مقادیر انرژی مصرفی نیز به نهاده های جوجه یکروزه، تجهیزات و نیروی کارگری اختصاص داشت که سهم هر یک از کل انرژی مصرفی به ترتیب 0/27 %، 0/16 % و 0/01 تعیین شد. شاخص های انرژی نسبت انرژی، بهره وری انرژی، انرژی ویژه و افزوده خالص انرژی نیز به ترتیب 0/15، 0/01 کیلو گرم بر مگاژول ، 76/59 مگاژول بر کیلو گرم و 189/77- مگاژول به ازای 1000 مرغ محاسبه شد. تعیین مقدار انواع مختلف انرژی نیز آشکار ساخت که سهم انرژیهای مستقیم(با سهمی برابر با 26 %) بیشتر از انرژیهای غیرمستقیم( 74 %) بوده و تقریباً تمامی منابع انرژی مورد استفاده در تولید مرغ گوشتی در استان البرز از نوع تجدیدناپذیر است(سهم منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر به ترتیب 99/90% و 0/10 % بود). شبکه های عصبی متنوعی(در حدود 300 شبکه) برای تخمین مقدار نسبت انرژی واحدهای تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت. که شبکه پیشخور عصبی مصنوعی با دو لایه مخفی با 2 و 16 نرون بهترین نتایج را داشته و میتواند برای تخمین نسبت انرژی با بالاترین دقت مورد استفاده قرار گیرد. عملکرد مدل بهینه با استفاده از شاخص هایی چون ضریب تبیین (R2) ، MSE، MAPE و MAE انجام شد. مقدار ضریب تبیین برای مدل انرژی 99% گزارش شد. در نهایت سطوح تحصیلات بر شاخص نسبت انرژی با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن در سطح 5% معنی دار شده است.

کلیدواژه‌ها:

استان البرز، شبکه های عصبی مصنوعی، نسبت انرژی، مرغ گوشتی

 

عكسهاي كنگره مكانيزاسيون مشهد-بهمن1392

ككنگره مكانيزاسيون مشهد-بهمن92

چكيده مقاله ارسال به هشتمين كنگره مكانيك ماشين هاي كشاورزي و مكانيزاسيون-بهمن ماه1392- مشهد

مدلسازي كارايي انرژي واحدهاي توليدي مرغ گوشتي در استان البرز با استفاده از شبكه عصبي مصنوعي(ANN) و تاثير سطوح تحصيلات بر شاخص نسبت انرژي

محسن يميني صفت1* ,عليمحمد برقعي2, بابك بهشتي3 و حسين باخدا4

1-       كارشناسي ارشد مكانيزاسيون كشاورزي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران, پست الکترونیک: mohsenyamini@yahoo.com

2-       استاد گروه مكانيك ماشين هاي كشاورزي ، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران

3-       استاد يار گروه مكانيك ماشين هاي كشاورزي ، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران

4-       استاد يار گروه مكانيزاسيون كشاورزي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران

 

چكيده   

اين تحقيق به بررسی تعیین الگوی مصرف انرژی و رابطه‌ی بین انرژی ورودی و خروجی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی استان البرز مي پردازد. بر این اساس داده‌های مورد نیاز، از 50 واحد تولید مرغ گوشتی از طریق استفاده از پرسشنامه‌های حضوری در زمستان1391 جمع‌آوری شد. کل انرژی مصرفی و خروجی به ترتیب در حدود 02/220 و 25/30 گیگاژول به ازای 1000 مرغ برآورد شد. مهمترین نهاده‌های انرژی گازوئیل، خوراک، گاز طبیعی و الکتریسیته بودند که به ترتیب سهمی برابر با 03/43%، 56/25%، 81/20% و 07/10% و کمترین مقادیر انرژی مصرفی نیز به نهاده‌های جوجه‌ی یکروزه، تجهیزات و نیروی کارگری اختصاص داشت که سهم هر یک از کل انرژی مصرفی به ترتیب 27/0%، 16/0% و 10/0% تعیین شد. شاخص‌های انرژی نسبت انرژی، بهره‌وری انرژی، انرژی ویژه و افزوده خالص انرژی نیز به ترتیب 15/0، 01/0 کیلوگرم بر مگاژول، 59/76 مگاژول بر کیلوگرم و 77/189- مگاژول به ازای 1000 مرغ محاسبه شد. تعیین مقدار انواع مختلف انرژی نیز آشکار ساخت که سهم انرژی‌های مستقیم(با سهمی برابر با 26%) بیشتر از انرژی‌های غیرمستقیم(74%) بوده و تقریباً تمامی منابع انرژی مورد استفاده در تولید مرغ گوشتی در استان البرز از نوع تجدیدناپذیر است(سهم منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر به ترتیب 90/99% و 10/0% بود). شبکه‌های عصبی متنوعی(در حدود 300 شبکه) برای تخمین مقدار نسبت انرژی واحدهای تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت. که شبکه‌ی پیش‌خور عصبی مصنوعی با دو لایه‌ی مخفی با 2 و 16 نرون بهترین نتایج را داشته و می‌تواند برای تخمین نسبت انرژی با بالاترین دقت مورد استفاده قرار گیرد. عملکرد مدل بهینه با استفاده از شاخص‌هایی چون ضریب تبیین(R2)، MSE، MAPE و MAE انجام شد. مقدار ضریب تبیین برای مدل انرژی 99 % گزارش شد. در نهايت سطوح تحصيلات بر شاخص نسبت انرژي با استفاده از آزمون چند دامنه دانكن  در سطح 5% معني دار شده است.

لغات کلیدی: استان البرز، شبکه‌های عصبی مصنوعی. نسبت انرژی، مرغ گوشتی

(پوستر مقاله)-هشتمين كنگره مكانيك ماشين هاي كشاورزي و مكانيزاسيون- بهمن 1392-مشهد

پوستر ارايه مقاله براي هشتمين كنگره مكانيك ماشين هاي كشاورزي و مكانيزاسيون

پوستر مقاله براي هشتمين كنگره مكانيك ماشين هاي كشاورزي و مكانيزاسيون)دانشگاه فردوسي مشهد(

http://uplod.ir/oyd0bpzcs167/powerpoint_template-yamini_sefat.pdf.htm

مقاله انرژی - دکترالماسی - دکترباخدا

 

 

 

مقایسه خصوصیات فیزیکی و شيميايي متيل استر روغن سویا به عنوان بيوديزل با سوخت دیزل مرسوم در ايران (کد مقاله242)

حميد مشهدي ميغاني[1] ، مرتضي الماسي[2] ، حسين باخدا[3] ، مهدی محسنی‌فر[4]

 

 

چکیده

      در اين تحقيق خواص فيزيكي و شيميايي بيوديزل توليدي با سوخت ديزل رايج در كشور و تركيبات مختلف اين دو سوخت مورد مقايسه قرار گرفتند. بدين منظور متيل استر سويا از ترنس استريفيكاسيون روغن پالايش نشده سويا توسط الكل متيليك و در حضور متوكسيد سديم به عنوان كاتاليزور و در دماي 75 درجه سانتيگراد تهيه گرديد. سوخت هاي مورد آزمايش شامل سوخت ديزل مرسوم در ايران به عنوان سوخت مرجع و تركيبات متيل استرسويا توليدي بر مبناي حجمي 25، 50 ، 75 و 100% كه به ترتيب با نمادهاي B00،B25،B50، B75  و  B100ناميده مي شوند در نظر گرفته شدند. نتايج آزمايش هاي شاخص ستان، گرانروي، نقطه اشتعال و وزن مخصوص متيل استرخالص سويا را به ترتيب 8/60%،  5/31%،  8/56% و 4% بيشتر از سوخت ديزل نشان  مي دهد. ارزش حرارتي، مقدار گوگرد، ميزان خاكستر و نقطه ريزش متيل استر خالص سويا را به ترتيب 6/11% ،1/0 ،100%  و9 درجه سانتي گراد كمتر از سوخت ديزل مرسوم مي باشند. نتايج آزمون ها، تشابه سوخت  B25 را نسبت به B00 و در مواردي برتري آن را تأييد مي كند. بطوري كه آهنگ تغييرات خواص سوخت B25  به عنوان نزديك ترين سوخت به سوخت ديزل مرسوم روندي مشابه  B00 را داشته و در مورد ارزش حرارتي، گرانروي، وزن مخصوص و عدد اسيدي كاهش اندكي بترتيب به ميزان 1% ،66/3 % ،7 /0 و 3/1 برابر داشته است. نتايج آزمونهاي B50 ، B75 تأثير مقدار بيوديزل موجود در تركيب سوخت را مورد تأييد قرار مي دهند. بصورتي كه نقطه اشتعال و نقطه ابري شدن تركيبات داراي متيل استر سويا بيشتر از سوخت ديزل مرسوم مي باشد.

 

كليد واژه: بيوديزل، متيل استر سويا، ترنس استريفيكاسيون، خصوصيات سوخت


مقدمه

        در سالهاي اخير بدليل كاهش منابع سوختهاي فسيلي و مسائل زيست ‌محيطي و قابلیت تجدیدپذیری اينگونه از سوختها تحقيقات وسيعي در راستاي امکان استفاده از بیودیزل به جای سوخت دیزل انجام یافته است. بيوگاز، بيواتانول، بيوبنزين و بيوديزل از مهمترين اعضاي اين خانواده ازسوختها محسوب مي‌شوند. از آنجا كه قسمت اعظم آلاينده‌هايي نظير تركيبات نيتروژن، منواكسيد كربن، دي اكسيد کربن و ذرات جامد معلق از گاز خروجي اگزوز موتورهاي ديزلي ناشي مي‌شوند، لذا در ميان سوختهاي زيستي موجود، تحقيق در راستاي يافتن سوختن جايگزين و مناسب براي سوخت ديزل سهم وسيعي از تحقيقات را به خود اختصاص داده است[5]. از مهمترين دلايل انتخاب بيوديزل ها مي توان به تجديدپذيري، مقادير كمتر آلاينده هاي حاصل از احتراق، عدم نياز به تغييردر ساختار موتور اشاره كرد [7]. سویا در سال 1386 دارای سطح زير كشت 92000 هکتار در ايران بوده و 12% توليد دانه‌هاي روغني را شامل مي‌شود. دوره رشد كوتاه، امکان استفاده از آن به عنوان كشت دوم را ایجاد کرده و كاربردهاي صنعتي و خوراكي آن سبب شده است که تحقيقات گسترده‌ای در دنيا  بر روي استفاده از روغن آن بجای سوخت دیزل انجام گيرد.

چهار روش اصلي براي توليد و استفاده بيوديزل از روغنهاي نباتي شامل 1-استفاده مستقيم از روغن‌هاي گياهي به عنوان سوخت      2- ميكرو امولسيون 3- پيروليز 4- ترانس استريفيكاسيون روغنهاي گياهي مي باشند. روش استفاده مستقيم از روغنهاي گياهي به عنوان سوخت داراي مزايايي ازجمله راحتي در حمل ‌و‌ نقل، محتوي حرارتي مناسب، وجود منابع فراوان و تجديدپذيري آنها مي باشد. اما استفاده از اين مواد بدليل خورندگي بيش از حد قطعات متحرك بواسطه بالابودن ويسكوزيته ، نقص در سيستم احتراق موتور به واسطه آلاينده‌هاي موجود در روغن، آلودگي زودهنگام روغنهاي روان‌ساز، فراريت كم و پايين بودن ضريب اشتعال، فعاليت شيميايي هيدروكربن‌هاي غيراشباع، تشكيل رسوب كربن بر روي قطعات موتور و چسبندگي رينگهاي روغنبا معايبي همراه است ]3[. لذا استفاده مستقيم از اين مواد مناسب نبوده و نيازمند تغيير در خواص آنها است از رايج ترين روش در صنعت براي توليد سوخت از روغنهاي گياهي و چربي هاي حيواني ترانس استريفيكاسيون يا الكوليز است ]4[. ترانس استريفيكاسيون عبارت است از واكنش دادن يك روغن گياهي يا جربي حيواني با يك الكل براي توليد استر به عنوان بيوديزل و گليسرول مي باشد . بررسي آلاينده‌هاي حاصل از بيوديزل توليدي از روغنهاي پسماند نشان مي دهد كه با استفاده از بيوديزل خالص ميزان مونوکسید کربن 9/58 درصد كاهش، دی‌اکسید کربن 6/8 درصد، اکسید نیتروژن 5/37 درصد، دی‌اکسید گوگرد 7/57 درصد افزايش در دی‌اکسید نیتروژن ميزان 81 درصد روي داد ]6[.در تحقيقي كه در زمينه توليد بيوديزل از روغن دانه منداب و تركيبات مختلف متيل استر منداب شتري با سوخت ديزل مرسوم دريافتند با افزايش سهم متيل استر منداب شتري، نقطه اشتعال، ارزش حرارتي، شاخص ستان، نقطه ابري شدن، نقطه ريزش و ميزان گوگرد در جهت كارايي مناسب سوخت، كيفيت احتراق و همچنين پخش آلاينده‌ها بالاخص تركيبات گوگرد بهبود پيدا کرد ]1[. نتايج تحقيق انجام شده در مورد مقايسه تركيبات حاوي متيل استر كلزا و سوخت ديزل مرسوم در ايران انجام شده است نشان مي دهد اين تركيبات به واسطه بالاتر بودن عدد ستان و نقطه اشتعال به ترتيب به ميزان متوسط در سوختهاي حاوي متيل استر كلزا 81/4% و 5/49% نسبت به سوخت ديزل خالص افزایش نشان دادند و از نظر این خواص بر سوخت ديزل برتري داشتند. اين برتري از نظر كمتر بودن مقادير نقطه ريزش و ابري شدن و مقدار خاكستر نيز مشاهده شد ]2[.

 

مواد و روشها

      كليه مراحل استخراج و استريفيكاسيون و تجزيه در آزمايشگاه شيمي آلي مجتمع آزمايشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات تهران و همچنين آزمونهاي تركيبات مختلف سوخت در آزمايشگاههاي واحد ارزيابي نفت خام پژوهشكده صنعت نفت تهران در سال 1386 انجام گرديد . متيل و اتيل استر روغنهاي گياهي ويژگيهاي رفتاري شبيه به سوخت ديزل دارند در نتيجه اين تحقيق در راستاي تهيه سوخت گياهي و تهيه متيل استر روغن سويا از روغن پالايش نشده بدليل كاهش هزينه هاي توليد و جلوگيري از بروز اثرات نامطلوب در راندمان توليد در حضور كاتاليزور متوكسيد سديم و همراه الكل متيليك استفاده گرديد . پس از تهيه متوكسيد سديم و تيتراسيون الكل و اختلاط الكل و سديم و واكنش با كاتاليزور و غير فعال نمودن آن و مرحله جداسازي اوليه و ثانويه نمونه براي تعيين خواص مختلف سوخت در آزمايشگاههاي پژوهشكده صنعت نفت تهران آزمايشهاي مشخصه هاي سوخت انجام گرديد. در انجام آزموناي سوخت از روشهاي استاندارد مورد تاييد و به شرح زير استفاده گرديد:

براي اندازه‌گيري چگالي از دستگاه چگالي‌متر ديجيتال تحت استاندارد D4052 متعلق به استانداردهاي انجمن آزمون و مواد آمريكا (ASTM) استفاده شد . روش کار بدين صورت بود كه حجم كوچكي در حدود 7/0 ميلي‌ليتر از نمونه را به دستگاه تزريق كرده و پس از برطرف شدن نوسانات در عدد ارائه شده بر روي مانيتور دستگاه كه نشانه كاليبره كردن اتوماتيك دستگاه بود، دانسيته نمونه به طور اتوماتيك محاسبه شد.

گرانروي سينماتيكي براساس زمان عبور حجم معيني از مايع در دماي ثابت 40 درجه سانتيگراد انداز‌ه‌گيري شد. براي اندازه‌گيري گرانروي سينماتيكي از دستگاه گرانروي‌سنج استوالد تحت استاندارد D446 استفاده شد. برای تعيين گرانروي سوخت از دستگاه حمام ويسكوزيته استفاده گرديد. روش آزمايش به اين صورت بود كه ابتدا حمام گرانروي را در دماي آزمايش 40 درجه سانتیگراد تنظيم كرده و با توجه به اطلاعات مربوط به ويسكوزيته تقريبي روغن نسبت به انتخاب به لوله ويسكومتر مناسب با گستره اندازه‌گيري مورد نظر اقدام شد. در اين صورت گرانروي براساس رابطه (1) بدست آمد. كه درآن:

(1)                                                       

V= گرانروي سينماتيكي (سانتيمتر استوك)                            C= ثابت كاليبره گرانروي‌سنج (ميليمتر بر مجذور ثانيه بر ثانيه)

T= متوسط زمان عبور نمونه (ثانيه)، مي باشند.

دماي نقطه اشتعال يكي از معيارهاي سنجش تمايل نمونه به تشكيل تركيب قابل اشتعال با هوا تحت شرايط كنترل شده آزمايشگاه مي‌باشد. نقطه اشتعال سوخت پايين‌ترين دمايي است كه در آن سوخت به اندازه كافي به بخار تبديل مي‌شود و با هوا يك مخلوط قابل اشتعال ايجاد مي‌كند بطوري كه با نزديك شدن شعله آتش به آن در يك لجظه مشتعل و سپس خاموش مي‌شود. این پارامتر از رابطه (2) محاسبه گردید. كه درآن:

(2)                                

C= نقطه اشتعال بدست آمده از آزمون (درجه سانتيگراد)            P= فشار هواي محل آزمايش (ميليمتر جيوه)

FP= نقطه اشتعال تصيح شده (درجه سانتيگرادمي باشند.

نقطه احتراق پايين‌ترين دمايي است كه در آن سوخت به اندازه‌ای بخار توليد كند كه با نزديك كردن شعله، مشتعل شود و اين اشتعال مدتي ادامه يابد. اين آزمايش به وسيله دستگاه پنسكي مارتنز و به روش بسته انجام شد.

پايين‌ترين دمايي كه سوخت هنوز در آن بحالت سيال است را نقطه ريزش گويند. اين آزمون توسط دستگاه تعيين نقطه ريزش انجام گرديد. بدين صورت كه سرد كردن را پس از ظهور حالت مومي ملكولهاي سنگين ادامه داده تا تمام نمونه به حالت مومي و متبلور در‌آيد و ديگر سوخت جريان نيابد. دماي آستانه توقف جريان به عنوان نقطه ريزش درج گردید.

نقطه ابري شدن پایین‌ترین دمايي است كه در آن دما در سوخت مايع اولين ذرات كريستال و موم ظاهر مي‌شود. نمونه را در استوانه شيشه‌اي استانداردي به قطر خارجي 8/34-2/33 ميليمتر و ارتفاع 125-115 ميليمتر تا سطح علامت خورده استاندارد ريخته، سپس به منظور ايجاد شرايط همگن درمحلول، آن را به دماي 40 درجه سانتيگراد رساندیم. نمونه را حداقل 14 درجه سانتيگراد بالاي نقطه ابري شدن و پس از هم دما شدن با محيط در دستگاه سردكن قرار دادیم و در هر 3 درجه سانتيگراد كاهش، دماي نمونه كنترل و به محض رويت  اولين ذرات كريستال و مومي شكل، دماي نمونه بعنوان نقطه ابري شدن اعلام گردید.

اندازه گيري ميزان گوگرد به روش اشعه ايكس انجام شد. براي اين كار نمونه را در ظرف مخصوص دستگاه قرار داده و دستگاه بطور اتوماتيك در سه تكرار ميزان گوگرد را اندازه‌گيري نمود بطوريكه سرعت آناليز آن 1 تا 2 دقيقه در نمونه بود.

ارزش حرارتی شامل میزان انرژی آزاد شده از جرم مشخص ماده می‌باشد و به صورت خالص و یا ناخالص وجود دارد. در حالت خالص ماده تولیدی به حالت گاز و آب حاصل به صورت مایع می‌باشد ولی در حالت ناخالص آب حاصل نیز بخار می‌شود. اين آزمايش بوسيله دستگاه بمب كالري انجام شد. در اين روش ارزش حرارتي با سوختن حدود يك گرم از نمونه در بمب كالري‌متر در شرايط كنترل شده تعيين گردید. ارزش حرارتي بطور اتوماتيك از محاسبه دماي قبل، بعد و در حين احتراق و با در نظر گرفتن انتقال حرارت حاصل از سوخت با تصحيح مقدار گوگرد موجود در نمونه بدست آمد. ارزش حرارتي محاسبه شده توسط دستگاه بصورت ارزش حرارتي خالص بود و مي‌توان با توجه به رابطه (3) ارزش حرارتي ناخالص را محاسبه نمود كه درآن:

(3)                                            

Qn= ارزش حرارتي خالص در فشار ثابت و دماي 25 درجه سانتيگراد (مگاژول بركيلوگرم)

Qg= ارزش حرارتي ناخالص در حجم ثابت و دماي 25 درجه سانتيگراد (مگاژول بركيلوگرم)

H= درصد جرمي هيدروژن در نمونه، مي باشند.

اطلاع از محدوده تقطير سوختهاي مايع براي تعيين مقدار فراريت سوخت، عددستان و همچنين بررسي اثر سوخت بر كاهش غلظت روغن، ميزان انتشار دود، سهولت روشن شدن و نور كاربرد دارد . براي تعيين محدوده تقطير از استاندارد D86 در فشار اتمسفر استفاده شد. در اين روش 100 ميلي‌لیتر از نمونه در شرايط فشار اتمسفر تقطير شد. مشاهده منظم دما و حجم ميعان و حجم افت تقطير بسته به اطلاعات مورد نياز بطور اتوماتيك صورت گرفت. دماهاي ثبت شده را باید با توجه به فشار استاندارد اتمسفر طبق رابطه (4) تصحيح گردد كه درآن:

(4)                                         

tc= دماي ثبت شده (سانتيگراد)                                          Pk= فشار بارومتري موجود در زمان و مكان تست (كيلو پاسكال)

مي باشند.

شاخص ستان عددي است كه بيانگر درصد حجمي ستان و هپتا متیل ننان دريك سوخت مرجع می‌باشدكه همان خاصيت احتراق سوخت نمونه را دارد. اين شاخص تحت استاندارد D976 محاسبه مي‌شود. شاخص ستان بوسيله رابطه (5) محاسبه گردید. كه درآن:

                                       (5)                 = CI

CI= شاخص ستان سوخت                                               M= نقطه جوش (درجه فارنهايت) 

D= چگالي                                                                   B= متوسط نقطه جوش

مي باشند.

اندازه‌گيري ميزان اسيد موجود در يك نمونه بر مبناي اندازه‌گيري وزن ماده بازي لازم جهت خنثي كردن يك گرم نمونه مي‌باشد. عدد اسيدي برابر است با مقدار ميلي‌گرم هيدروكسيد پتاسيم مورد نياز براي تيتراسيون يك گرم از نمونه تا زمان خنثي شدن كامل نمونه. اين آزمايش بوسيله دستگاه تيتراسيون انجام گردید. بدين صورت كه وزن مشخصی از نمونه در مخلوطي از تولوئن و پروپانول و مقدار اندكي آب تيتر شد كه تيرانت واكنش، هيدروكسيد پتاسيم مي باشد.

خاكستر به اكسيدهاي به جا مانده پس از سوختن كامل مقدار مشخصي از سوخت گفته مي‌شود كه شامل ذرات جامد و ريز و تركيبات فلزي بوده و به صورت درصدی از وزن نمونه سوخته شده تعيين مي‌گردد. نمونه وزن شده را در بوته قرار داده و آن را در حرارت غيرمستقيم قرار داده تا زماني که تمام نمونه سوخته و فقط كربن و خاكستر باقي ماند. سپس پسماند كربني را در درون كوره 775 درجه سانتيگراد به مدت 1 تا 2 ساعت حرارت داده تا زماني كه فقط خاكستر در ظرف باقي ماند پس از سرد شدن، وزن مورد نظر با استفاده از رابطه (6) اندازه‌گيري شد كه در آن:

(6)                                                         

W’=وزن خاكستر باقي مانده (گرم)                                       w= وزن سوخت نمونه (گرم)                          

ASH= ميزان خاكستر (درصد)، مي باشند.

براي تعيين مقدار كربن باقيمانده به روش كنرادسون نمونه مورد آزمايش تا دماي 10 درجه حرارت داده تا زماني كه دود ظاهر شد و به تدريج حرارت را كم کرده تا 5% حرارت وارده باعث سوختن كربن نگردید. پس از اتمام، دود شعله را مانند اول طوري تنظيم نموده كه

 

فلز بوته سرخ رنگ  شود و هفت دقيقه پس از سرخ رنگ شدن  فلز تحتاني بوته فلزي بتوان كربن باقيمانده را پس از سرد شدن در دسيكاتور وزن كرد. میزان پسماند کربن طبق رابطه (7) بدست آمدكه درآن:

(7)                                                      = پسماند كربن

A=جرم نمونه )گرم(                                                        W= جرم پسماند كربن )گرم(

مي باشند.

              

بحث و نتیجه‌گیری

     نتایج کلیه آزمونها در جدول (1) نشان داده شده است. نتايج آزمونهاي وزن مخصوص سوختها افزايش اين مشخصه‌ها را براي  B100 نسبت به B00 درحدود 1/4% نشان داد. اين افزايش نسبت به سوخت ديزل مرسوم با ميزان سهم بيوديزل موجود در تركيب به طور مستقيم در ارتباط بوده و كارايي اين سوختها را كاهش مي‌دهد. دليل اين امر نيز وجود تركيبات سنگين با ملكولهاي پيچيده مي‌باشد. كمترين ميزان افزايش مشخصه مورد نظر براي B25 بدست آمده است كه به ميزان 7/0% نسبت به B00 افزايش نشان داد.  نتايج آزمونهاي گرانروي سوختها افزايش اين مشخصه‌ها را براي B100 نسبت به B00 در حدود 4/31% نشان داد. اين افزايش نسبت به سوخت ديزل مرسوم با ميزان درصد بيوديزل موجود در تركيب به طور مستقيم در ارتباط بود. دليل اين امر نيز حساسيت گرانروي به درجه حرارت و چسبندگي زياد به سبب وجود تركيبات سنگين با ملكولهاي پيچيده و بروز مشكلات در سيستم سوخت‌رساني مي‌باشد. اثر گرانروي زياد در كيفيت پودر كردن سوخت در هنگام پاشش انژكتور است، بطوري كه انژكتور قادر نمی‌باشد سوخت را براي تبخير و احتراق مناسب به قطره‌هاي كوچك تبديل كند. كمترين ميزان افزايش مشخصه مورد نظر براي B25 بدست آمده است كه به ميزان 66/3% نسبت به B00 افزايش نشان داد. اين حالت از نظر اقتصادي مناسب بوده بصورتي كه با اضافه نمودن درصد  مناسبي از بيوديزل به سوخت ديزل مرسوم، سوختي با خصوصياتي نزديك به سوخت ديزل مرسوم خواهیم داشت.  نتایج اندازه‌گیری نقطه اشتعال نشان داد که افزایش درصدهاي مختلف متيل استر روغن سویا در سوخت تركيبي باعث  افزايش نقطه اشتعال سوخت شد بطوري كه نقطه اشتعال B100 به ميزان قابل ملاحظه اي نسبت به B00 تا 3/2 برابر  افزايش داشت. كمترين ميزان افزايش مشخصه مورد نظر براي B25 بدست آمد كه به ميزان 2/1 برابر  نسبت به B00 افزايش نشان مي‌دهد. دليل اين امر وجود هيدروكربنهاي آليفاتيك با تعداد كربن كم بدون باندهاي دوگانه در سوخت ديزل مي‌باشد. اين خاصيت فراريت بالا و راحتي تبخير و اشتعال سريعتر باعث كمتر بودن نقطه اشتعال سوخت ديزل مرسوم نسبت به بيوديزل مي‌باشد.  اگر چه نقطه اشتعال به طور مستقيم در كيفيت كار موتور تاثير‌گذار نيست ولي از لحاظ احتياط هاي ايمني در حمل و نقل كردن و انباركردن سوختها داراي اهميت است.

نتايج اندازه گيري نقطه ابري شدن وريزش نمونه نشان داد که زياد شدن ميزان سهم متيل استر روغن سویا در سوخت تركيبي و كم شدن سهم سوخت ديزل مرسوم منجر به افزايش دماي نقطه ابري شدن و ريزش مي شود . نقطه ريزش و نقطه ابري شدن B100  نسبت به B00 بترتيب 4 و 3 برابر افزايش نشان مي دهد . اين افزايش براي  B25 نسبت به  B00بترتيب 2 و 5/1 برابر مي باشد . دليل اين امر قرار گرفتن ملكولهاي گليسرين آزاد در بين ملكولهاي سوخت و ممانعت از تشكيل تركيبات مومي شكل بوده كه موجب پايين آمدن نقطه ابري شدن و ريزش مي گردد كه اين عوامل نقش مهمي در بهبود عملكرد موتور و شرايط نگهداري دارد. نتايج حاصل ازاندازه گيري ميزان گوگرد نشان داد که درصد گوگرد موجود در سوخت متيل استر روغن سویای خالص به مقدار چشمگيري نسبت به سوخت ديزل مرسوم كمتر بود. بطور كلي نسبت ميزان گوگرد  B100نسبت به B00  در حدود 1/0  مي باشد. در نفت خام تركيبات گوگرد به صورت محلول وجود دارد ولي بخش بيشتر گوگرد در مراحل پالايش جدا مي شود . وجود گوگرد درسوخت نا مطلوب است. اكسيد هاي گوگرد كه در مدت احتراق تشكيل مي شوند مي توانند به اسيد تبديل شوند و سبب خوردگي تدريجي اجزاي موتور و فرسايش رينگها و بوش سيلندرها را شتاب بخشند و نيز از نقطه نظر تاثيرات  زيست محيطي نامطلوب مي باشند . بطور كلي اين كاهش برتري استفاده از سوختهاي گياهي يا تركيبات آنها را نشان مي دهد. 

نتايج اندازه‌گيري ارزش حرارتي نشان داد که ارزش حرارتي سوختهاي بيوديزل از سوختهاي فسيلي كمتر است. ارزش حرارتي   B100 در حدود 6/11% كمتر از B00 بوده و كمترين ميزان كاهش مربوط به نسبت بين ارزش حرارتي B25  و  B00بوده كه ارزش حرارتي B25 در حدود 1% كمتر از B00  بود. دليل کاهش ارزش حرارتی افزايش جرم ملكولي در راستاي افزايش طول زنجيره  كربن، وجود باندهاي دوگانه بين اتمهاي كربن و حضور اكسيژن در ساختمان ملكولي اين تركيبات باعث پايداري آنها در شرايط احتراق شده و اين امر باعث كاهش ارزش حرارتي سوختها  نسبت به سوختهاي فسيلي كه داراي ساختمان ساده‌تري هستند مي‌شود.

  نتايج اندازه‌گيري محدوده تقطير نشان داد که با افزايش سهم متيل استر سويا در سوخت تركيبي محدوده تقطير افزايش یافت. افزايش متوسط 6/9% ميانگين دماي تقطير   B100نسبت به  B00دليل برتري براي بيوديزلها محسوب و ضريب ايمني نگهداري اين مواد را بالا مي‌برد. دليل افزايش محدوده تقطير، افزايش متوسط طول زنجيرهH-C   سوخت بيوديزل و افزايش جرم ملكولي سوخت مي‌باشد .

نتايج آزمون شاخص ستان نشان داد که شاخص ستان روغن سویای خالص برابر4/80  بود كه افزايشي معادل 34%  در B100 نسبت به  B00 را نشان داد. دليل اين افزايش اين بود كه عدد ستان با افزايش درصد استر با يك رابطه صعودي غيرخطي افزايش پيدا مي كند كه دليل اين امر را وجود گليسرين آزاد و ملكولهاي با طول زنجيره هاي بلند كربن در ساختمان بيوديزل كه قابليت صابوني شدن در مراحل تهيه را نداشته‌اند، دانست. تركيبات مذكور قابليت احتراق و تركيب كمي داشته و باعث افزايش عدد ستان مي‌شود. بيشتر بودن عدد ستان بيوديزلها باعث افزايش كيفيت احتراق و مزيت عمده براي بيوديزلها به شمار مي‌رود.

 

جدول 1: مقايسه خصوصيات متيل استرسويا وتركيبات مختلف آن با سوخت ديزل مرسوم درايران

خصوصيت

واحد

سوختهاي مورداستفاده در آزمون

روش آزمایش

ASTM

دیزل

B25

B50

B75

B100

چگالي

گرم بر سانتیمتر مکعب

8280/0

8339/0

8407/0

8545/0

8623/0

D4052

گرانروی سینماتیک

سانتی استوک

274/3

394/3

673/3

180/4

308/4

D445

نقطه اشتعال

درجه سانتیگراد

44

56

66

75

102

D93

نقطه ابری شدن

درجه سانتیگراد

2-

3-

8/3-

8/4-

6-

D2500

نقطه ریزش

درجه سانتیگراد

3-

6-

9-

10-

12-

D97

میزان گوگرد

درصد وزنی

84/0

66/0

43/0

12/0

09/0

D2622

ارزش حرارتی

مگاژول بر کیلوگرم

774/44

319/44

625/42

041/41

105/40

D240

محدوده تقطیر

درجه سانتیگراد

158-154

228-212

334-323

344-340

 

D86

شاخص ستان

---

60

64

70

75

4/80

D976

عدد اسیدی

ميليگرم هيدروكسيدپتاسيم

براي هرگرم نمونه

18/0

25/0

32/0

40/0

46/0

D664

خاکستر

درصد وزنی

16/0

14/0

12/0

10/0

08/0

D482

میزان کربن

درصد وزنی

 

 

 

 

019/0

D483

میزان آب

قسمت در میلیون

01/0

02/0

02/0

03/0

04/0

D1533

 

 

نتايج اندازه گيري عدد اسيدي نشان داد که اسيديته تركيبات حاوي متيل استر سويا بيشتر از سوخت ديزل بودند که در B100 نسبت به B00  افزايش اسيديته اي معادل 5/2 برابر مشاهده گردید. كمترين ميزان افزايش مربوط به نسبت بين اسيديته B25 و  B00 بوده كه اسيديته B25، 3/1 برابر بيشتر از B00  بود كه دليل اين امر حضور اسيد‌هاي چرب آزاد در اين سوختها و مقدار كمي اسيد باقيمانده از مرحله خنثي‌سازي به هنگام تهيه سوخت مي‌باشد.

نتايج تعيين درصد كربن و خاكستر نمونه نشان داد که درصد خاكستر تركيبات حاوي متيل استر سويا كمتر از سوخت ديزل بود. بيشترين تفاوت مربوط به سوخت B100 نسبت به B00 بود كه كاهش 50% ایجاد نمود. اين  ميزان كاهش در افزايش عمر سيستم احتراق نقش بسزايي دارد زيرا خاكستر حاوي رسوبات معدني و اكسيد‌هاي فلزي حل شده در سوخت است كه مقدار زياد آن در سوختهاي مايع موجبات فرسودگي قسمتهاي متحرك سيستم احتراق را فراهم مي‌سازد . كربن اندازه گيري شده در حدود 019/0 درصد وزني متيل استر سويا بوده كه نسبت به B00 در حدود 31 % كاهش داشته است. نتايج آزمون ميزان آب ميزان آب درنمونه سوخت متيل استر سويابرابر 04/0 % قسمت در ميليون اندازه گيري شده است . دليل ميزان آب بيشتر در نمونه سوختهاي بيوديزل نحوه استخراج و منشاء اين سوخت ها است .

تشکر وقدردانی

بدينوسيله  از زحمات آقاي مهندس سيد محمد جواد افضلي كارشناس محترم مركزتحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خوزستان و كليه مسئولين و پرسنل مجتمع آزمايشگاهي واحد علوم و تحقيقات تهران و پژوهشگاه صنعت نفت تهران سپاسگذاري مي گردد.

                           

منابع

1- باخدا، ح. 1382 . امكان استفاده از روغن منداب شتري به عنوان سوخت جايگزين و معرفي تكنولوژي توليد آن، پايان نامه كارشناسي ارشد، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي تهران

2- مشهدي ميغاني، ح. 1381 . تحقيق درباره بكارگيري متيل استر روغن كلزا به عنوان سوخت  در موتور اشتعال تراكمي كم دور رساله دكتري، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي تهران

3. Auld, D. L., Betties, B. L.  and Peterson, C. L. 1999. Production and fuel characteristics of vegetable oils from oilseed crops in the Pacific Northwest. Proceeding of the international conference on plant and vegetable oils as fuel. ASAE, St. Joseph MI .Pages 92-97. 

4. Bondioli, P. Mariani, C. and Sala, M. 2001. Vegetable oil derivatives as diesel fuel substitutes.       Analytical aspects. Determination of methanol. JAOCS, 64(6):133-141.

5. Caruana, C. M. 2000 .Pollution control drives new interest in biodiesel. Chemical engineering       process.Vol. (84):14–18.

6. Dorado, j. 2003 . Emission evaluation of soybean derived biodiesel fuel. Southwest research institute study sponsored by the department of energy and university of Idaho. Presented at DOE biodiesel emission testing meeting, WA.

7. Zanchi, M. 1998. Development of experiments with vegetable oils as a diesel substitute. Applied engineering in agriculture, 9(9):103-117.

 

 



1- هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي اراك، استاديار گروه مكانيك ماشينهاي كشاورزي، پست الکترونیک: Hamid_Mashhadi@yahoo.com                         

2- هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات تهران، دانشيار گروه مكانيك ماشينهاي كشاورزي

3- هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات تهران، دانشجوي دكتراي مكانيزاسيون

4- كارشناس ارشد مكانيزاسيون ماشينهاي كشاورزي

پروژه نانوتکنولوژی

برای دانلود این پروژه از لینک زیر استفاده کنید:

Download:

http://www.4shared.com/file/89938644/d510a24b/nano.html

مقاله تئوری کمباین برداشت برنج

 

تئوری کمباین برداشت برنج (Theory of rice combine harvesting )

 

تعداد صفحات : 61 صفحه

حجم فایل: 4.36  مگابایت

لینک دانلود تئوری کمباین برداشت برنج : http://www.4shared.com/file/-3pzCAYD/Combine.html

Theory of rice combine harvesting  - www.photofarmer.blogfa.com

نحوه ی کار کمباین غلات

نحوه ی کار کمباین غلات

 فایل PDF از لینک زیر دانلود نمائید.

Combine Harvesters.pdf

نحوه ی کار کمباین غلات

نحوه ی کار کمباین غلات

می توانید پروژه را در قالب فایل PDF از لینک زیر دانلود نمائید.

Combine Harvesters.pdf

مقاله ای درباره ی طراحی سیستمهای هیدرولیک(Design of Hydraulic System) (Farsi

مقاله ای درباره ی طراحی سیستمهای هیدرولیک(Design of Hydraulic System) (Farsi

تعداد صفحات : 33 صفحه

حجم در فایل rar:328 کیلوبایت

لینک دانلود :

Design of Hydraulic System.rar  

:Download Link

روش های تحقیق کمی، کیفی و ترکیبی

روش های تحقیق کمی، کیفی و ترکیبی (qualitative, quantitative and mixed methods)

از لینک زیر دانلود کنید :

http://www.4shared.com/get/DGZ76bRx/sampling1.html

 

بیوماس (زیست توده)

بیوماس (زیست توده) - منبع انرژی

      بيوماس يك منبع انرژي گرمايي است كه اغلب بوسيله افرادي خارج از بازارهاي انرژي جمع آوري مي شود (بيوماس سنتي ) و براي نمونه بيش از ٩٠ % كل انرژي مصرفي در نپال و مالاوي بدين طريق تأمين مي شود . بيوماس را همچنين مي توان به سوختهاي كربني متفاوت مانند محصولات مشتق از نفت تبديل نمود(بيوماس نوين) . در سال ١٩٩٠ سهم بيوماس( بيشتر از نوع سنتي) در كل انرژي جهان ١٢ % بوده است كه مصرف عمده آن در كشورهائي مانند هندوستان، چين و برزيل صورت گرفته است. پتانسيل بيوماس بطور قابل توجهي بيش از مصرف جهاني انرژي است. انواع گوناگون بيوماس شامل سوخت، محصولات كشاورزي اي كه بطور مشخص براي سوخت توليد مي شوند، پسماندهاي كشاورزي و جنگل داري ، پسماندهاي فراوري صنايع غذايي و چوبي، فضولات جامد شهري، فاضلاب و گياهان آبي مي شود. هر يك از انواع بيوماس داراي تكنولوژي مخصوص به خود هستند و بيشتر گونه ها از نظر تمركز انرژي داراي ارزش اندك و مقدار آب آنها زياد است، جمع آوري و حمل و نقل آنها پرهزينه مي  باشد و براي اهداف ديگر مانند كودها بكار برده مي شوند.

  

توليد سوخت از بيوماس مستلزم اعمال فرايندهايي با تركيبات آلي پيچيده است كه ممكن است موجب توليد مقداري ضايعات جامد، مايع و يا گازي شوند. فرايندهاي بيوانرژي ممكن است باعث ايجاد آلودگيهاي زيادي گردند و يا باعث تبديل نوعي از آلودگي به يك مسئله آلودگي كاملا متفاوت ديگر شوند. جايگزين كردن جنگلهاي طبيعي، اعم از جنگلهاي مناطق حاره و يا جنگلهاي مناطق معتدلتر، با طرحهاي جنگل كاري تك محصولي مي باشد كه ممكن است تنوع بيولوژيكي را در معرض خطر قرار دهد.  مردابها و باتلاقها و مناطق زندگي حيات وحش نيز ممكن است مورد تهديد قرار گيرند و از بين رفتن مناطقي با زيباييهاي طبيعي خيره كننده و مناطق مهم حساس از نظر اكولوژيكي(شوراي جهاني، ١٣٧٥). خلاصه اي از فرآيندهاي تبديل انرژي بيوماس و كاربردي آنها عبارتند از: فرآيندهاي احتراق مستقيم: حرارت يا بخار توليد شده براي توليد الكتريسيته يا گرمايش فضا . فرآيندهاي ترموشيميايي: پيروليز(تجزيه به كمك گرما). مايع سازي كاتاليتيكي، گازي كردن (تبديل به گاز)، كربنيزه كردن (توليد زغال چوب)، فرآيندهاي بيوشيميايي - تخمير غيرهوازي (توليد محصولات گازي نظير متان و اكسيد كربن از ضايعات ارگانيكي مختلف موسوم به بيوگاز)، تخمير اتانول (توليد الكل از شكر، گندم و ساير مواد نشاسته اي) محصول توليدي جانشين سوختهاي مايع در بخش حمل و نقل .در روستاهای کشور مصرف بیوماس جامد بصورت هیزم، زغال چوب، فضولات دامی و بوته  و خار (2/768 تن فضولات دانمی و 9/499 تن بوته و خار در سال) مورد استفاده قرار می گیرد. اکثر روستائیان و دامداران حواشی جنگل و جنگل نشینان در جنگلهای شمال و سایر نقاط کشور، انرژی لازم برای ایجاد گرما و پخت و پز را با تهیه هیزم در اثر قطع درختان و درختچه های جنگلی و نیز در مناطق غیر جنگلی از بوته های مرتعی تامین مینمایند. به این ترتیب سالانه مقدار قابل ملاحظه ای از مواد سوختی مورد مصرف در استانهای کشور به ویژه درمناطق دور افتاده  روستایی و عشایری ازاین طریق فراهم می گردد. پراکندگی روستاها در مناطق جنگلی و مرتعی، دوری آنها از مراکز شهری، صعب العبور  بودن راههای ارتباطی  و بسته شدن همین راهها در فصول سرد سال، کمبود وسایل حمل ونقل مناسب و در نتیجه  بالا بودن هزینه تهیه سوخت فسیلی (نفت وگاز) از جمله  عوامل عمده گرایش ساکنان این مناطق، درخچه ها و بوته های جنگلی به عنوان سوخت می باشد. افزون بر این، به دلیل عدم دسترسی بخش قابل توجهی از خانواده های روستایی و عشایری به نفت و گاز، گرانی بهای نفت و گاز برای آنها (با توجه به سطح درآمد پایین خانوارهای روستای و عشایری)، کمبود جایگاه های تامین سوخت (که باعث روی آوردن آنان به استفاده از چوب و بوته به عنوان سهل الوصول ترین و ارزان ترین سوخت گردیده )، بیوماس جامد (چوب، بوته، زغال چوب و فضولات دامی و غیره) درصد بالایی از کل انرژی مصرفی این خانوارها را به خود اختصاص داده است. نکته قابل توجه دراین زمینه این است که به دلیل سادگی و ابتدایی بودن  دستگاه های تولید انرژی ناشی از سوزاندن سوخت های سنتی، حدود 15 تا 20 درصد انرژی تولید شده مورد مصرف قرار می گیرد و مابقی  که حدود 80 تا 85 درصد انرژی تولید شده می باشد، به هدر رفته و تلف می شود.

برداشت از منابع طبیعی تجدید شونده به عنوان  منبع انرژی جهت تامین گرما و آب گرم، پخت غذا و طبخ نان از جمله عوامل عمده (و شاید مهمترین آنها) در تخریب جنگلها و مراتع می باشد. در مورد  مصرف  سوخت هیزم، فضولات دامی، زغال چوب و بوته و خار می باشد. ارزیابی مصرف انرژی در مناطق روستایی حاکی از ان است  که بخش عمده ای از نیاز  انرژی مفید خانوارهای روستای و عشایری از طریق سوختهای سنتی نظیر چوب، بوته، زغال و فضولات دامی تامین می گردد. تحقیق حاضر از لحاظ اهداف، کاملا کاربردی است. اين تحقیق ابتدا چشم اندازي از تقاضا وعرضه انرژی در روستاهای کشور (با تاکید بر بخش کشاورزی) معرفي مي کند. سپس يك ديد واقع بينانه به منابع انرژي تجديدپذير بومي، مانند بيوماس خواهد داشت. و در نهایت با تجزیه و تحلیل موقعیت های انرژی روستایی جهت رسیدن به بهترین تصمیم کاربردی برای مدیران و کارشناسان و کشاورزان ، مدلی ارائه خواهد گردید. در پایان موارد ذیل جهت توسعه پایدار انرژی بیوماس در کشور پیشنهاد می گردد: توسعه کاربرد سیستمهای انرژی زیست توده، شناخت و توسعه منابع زیست توده، بومی سازی سیستمهای زیست توده، شناخت و توسعه فناوریهای مختلف تبدیل، فناوریهای ترموشیمی نظیر نیروگاههای گازی سازی، پیرولیز، پلاسما، RDF ، فناوریهای بیوشیمیایی نظیر نیروگاههای بیوگازی، لندفیلی، شناخت سوختهای زیستی و فناوریهای تولید و تبدیل و مصرف آن، شناخت و تسلط بر فرایندها، کسب دانش فنی پالایشگاههای زیستی، تحقیق در مصرف این سوختها در حمل و نقل.

پایان بخش اول

منبع : http://ghahderijanim.blogfa.com/post-89.aspx

مقاله - زراعت

بررسی اثر تنش خشكی بر رشد، عملكرد و متابولیت های ثانویه گیاهان دارویی

  مرتضی فنودی 

  كارشناس گیاهان دارویی

  مركز جهاد كشاورزی خوسف (واحد زراعت)                     

E-mail : mortezafanoode @ yahoo.com

چكیده

خشكی زمانی اتفاق می افتد، كه تركیبی از شرایط فیزیكی ومحیطی،  سبب تنش در داخل گیاه شده و تولید را كاهش دهد. این كاهش در نتیجه تأخیر و یا عدم استقرار گیاه ، تضعیف و یا از بین رفتن گیاهان استقرار یافته ، مستعد شدن گیاه نسبت به حمله آفات وبیماری‌های گیاهی ، تغییرات فیزیولوژیكی و بیوشیمیایی در سوخت و ساز گیاه ، تغییرات در كیفیت دانه ، علوفه ، الیاف ، روغن ودیگر محصولات اقتصادی گیاه بوجود می آید. خشكی بیشتر یك عامل كاهش دهنده عملكرد است و این حالت حتی در مواردی كه آسیب وارده مشهود نباشد نیز وجود دارد. پیشرفت‌های به نژادی از نظر افزایش مقاومت به خشكی بدون این كه با كاهش تولید یا  كیفیت محصول روبرو باشد بسیار كند است. متابولیت‌های ثانویه، تولیدات متابولیكی هستند كه به نظر می‌رسد نقشی  در تولید سلول نداشته و حداكثر تولید آنها در شرایط محدودیت‌ رشد دیده می‌شود. با توجه به اهمیت این تركیب‌ها برای بشر وكاربرد فراوانی كه متابولیت‌های ثانویه در زندگی بشر پیدا كرده‌اند و از طرفی شرایط تنشی كه در اغلب  نقاط كشور وجود دارد بررسی اثر تنش خشكی بر رشد، عملكرد و متابولیت‌های ثانوی گیاهان دارویی ضروری به نظر می‌رسد.

 واژه های كلیدی: متابولیت‌های ثانویه‌، تنش خشكی ، عملكرد ، گیاهان دارویی

 


مقدمه


از مهمترین مشكلات مناطق خشك و نیمه خشك ، كمبود آب می‌باشد كه برروی رشد و نمو گیاهان اثر می‌گذارد (3). نواحی خشك ونیمه خشك مناطقی هستند كه كل تعرق گیاهان در آن 50% تعرق در شرایط بدون تنش ویا حتی كمتر از این مقدار باشد. متأسفانه كمبود آب تنها منحصر به این نواحی نمی‌شود، بلكه حتی در شرایط آب وهوای مرطوب توزیع نا منظم بارندگی منجر به محدود شدن آب قابل دسترس و در نتیجه كاهش رشد گیاه می‌شود (7). در كشور ما بجز سواحل دریای خزر و قسمت‌های كوچكی از شمال غربی كشور بقیه مناطق تماماً جزء مناطق خشك ونیمه خشك محسوب می‌شوند. این در حالی است كه مناطق خشك كشور نسبت به مناطق نیمه خشك آن از وسعت بیشتری برخوردار است (3). تنش خشكی زمانی در گیاه حادث می‌شود كه میزان آب دریافتی گیاه كمتر از تلفات آن باشد. این امر ممكن است به علت اتلاف بیش از حد آب یا كاهش جذب ویا وجود هر دو مورد باشد (9). یكی از نشانه های كمبود آب ، كاهش تورژسانس و در نتیجه رشد و توسعه سلول به ویژه در ساقه و برگ‌ها است. به همین دلیل اولین اثر محسوس كم آبی را می‌توان از اندازه كوچكتر برگ‌ها یا ارتفاع گیاهان تشخیص داد. بدنبال كاهش سطح برگ ، جذب نور نیز كم شده  و باعث كاهش ظرفیت كل فتوسنتزی گیاه شده و رشد و در نهایت عملكرد آن دچار نقصان می‌شود (5). خشكی بر جنبه های مختلف رشد گیاه تأثیر گذاشته و موجب كاهش و به تأخیر انداختن جوانه زنی ، كاهش رشد اندام‌های هوایی وكاهش تولید ماده خشك می‌گردد .در صورتی كه شدت تنش آب زیاد باشد ، موجب كاهش شدید فتوسنتز ومختل شدن فرآیندهای فیزیولوژیكی ، توقف رشد وسرانجام مرگ گیاه می‌شود (10). در مطالعات اولیه درباره متابولیت‌های ثانویه نقش این گروه از مواد در گیاهان به درستی مشخص نبود. تركیب‌های زاید ، مواد سر ریز متابولیتی ، منبع ذخیره عناصرو.... از جمله نقش هایی بودند كه به این تركیب‌ها نسبت داده می شد. اما اكنون دریافته‌اند متابولیتهای ثانویه اثر بسیار مهمی در برقراری ارتباط بین گیاهان ومحیط اطرافشان دارند. در مورد نقش دفاعی این تركیب‌ها در ارتباط با پاتوژن‌ها ، عوامل بیماری‌زا،  حشرات وعلف خواران اطلاعات زیادی در دسترس می‌باشد. اما مطالعات نشان می‌دهد كه این تركیب‌ها نقش مهمی در واكنش گیاه نسبت به تنش‌های محیطی نیز دارند و در شرایط تنش برخی از این تركیب‌ها به میزان قابل توجهی در گیاه افزایش پیدا می‌كنند. با توجه به اهمیت این تركیب‌ها برای بشر وكاربرد فراوانی كه متابولیت‌های ثانویه در زندگی بشر پیدا كرده‌اند واز طرفی شرایط تنشی كه در غالب نقاط كشور  وجود دارد، بررسی وجود ارتباط بین تنش‌های محیطی با تولید وتجمع متابولیت‌های ثانویه در گیاهان می‌تواند بسیار مفید باشد. در این مقاله صرف نظر از ساز وكار واكنش گیاه، به تأثیر تنش خشكی بر میزان متابولیت‌های ثانویه در گیاهان پرداخته شده است.

                                                                                              

تنش خشكی و تأثیر آن بر میزان متابولیت‌های ثانویه

با توجه به این كه امروزه نقش دفاعی متابولیت‌های ثانویه برای همه تقریباً پذیرفته شده است اما هنوز بررسی سازوكار تأثیر استرس‌های محیطی بر تولید این موارد تصویر پیچیده وپر ابهامی پیش روی ما می‌گذارد شواهد زیادی نشان می‌دهد كه تحت شرایط تنش تولید برخی از این تركیب‌ها تا چندین برابر افزایش می‌یابد، اما دلایل زیادی نیز وجود دارد كه این تأثیر همیشگی نیست. در موارد زیادی نیز كاهش میزان  متابولیت‌های ثانویه در شرایط تنش دیده می شود(6). كمبود هر منبعی كه رشد را بیش از فتوسنتز محدود كند تولید متابولیت‌های ثانویه را افزایش می‌دهد(8). از طرفی تأثیر تنش خشكی بر همه این تركیب‌ها یكسان نیست، بنابراین كیفیت مواد موثره نیز تحت تنش قرار می‌گیرد و بعلاوه تأثیر تنش بر بیوماس كل نیز عموماً منفی است (6). عواملی همچون زمان وقوع ومدت زمان دوام تنش ، فراوانی وقوع خشكی ،خصوصیات ذاتی خاك، تغییرات ونوسان‌های بارندگی بر مقاومت به خشكی گیاه اثر دارند و این نشانگر واكنش متفاوت ژنوتیپ‌های مقاوم به خشكی از سالی به سال دیگر است (1). در رابطه با اجزاء عملكرد كه تأمین كننده عملكرد نهایی هستند در مناطق نیمه خشك ممكن است وزن دانه نقش بیشتری در مقایسه با شرایط مساعد محیطی داشته باشد. پس از این كه تعداد دانه در گیاه توسط تنش رطوبتی كاهش می یابد تنها راه برای جبران آن افزایش وزن دانه است. این موضوع از راه یك آزمایش كه بوسیله توفایل انجام گرفته، روشن شده است (4). برای اندازه‌گیری میزان اثر تنش خشكی یكی از رایج ترین روش‌ها ، اندازه‌گیری عملكرد محصول ویا رشد در شرایط خشكی در مقایسه با شاهد می‌باشد، همچنین می توان با بررسی خصوصیات مورفولوژیك وآناتومی گیاهان واكنش آنها را نسبت به تنش وارده ارزیابی نمود (1) . در زیر نتایج تحقیقات صورت گرفته در اثر تنش خشكی در برخی از گیاهان دارویی بررسی شده است.

گیاهان معطر غنی از اسانس در مناطق خشك نسبت به مناطق مرطوب خیلی فراوان تر هستند مقدار اسانس در گیاهان مانند افسنطین ، بابونه ، اسطوخودوس و اكالیپتوس در شرایط خشكی افزایش می‌یابد، احتمال می رود كه اسانس‌ها در ساز وكار مقاومت به خشكی از طریق كاهش تعرق مؤثر باشند. تركیب اسانس و كیفیت آن نیز در اثر خشكی  تغییر می‌كند. میزان موسیلاژ در شرایط خشك به مقدار بسیار زیادی  افزایش می‌یابد. به نظر می‌رسد كه قابلیت بالای نگهداری آب این مواد نقش عمده‌ای در سازگاری گیاه با شرایط خشك دارد(6).

 اثرات نامناسب تنش كم آبی در كاهش عملكرد اسانس توسط حسنی و امید بیگی (1381) و صالح و رفات (1997) در ریحان، لتكامو و همكاران (1994) در آویشن و سولیناز و دیانا (1996) در اكلیل كوهی گزارش گردیده است و نتیجه گرفتند كه بیشترین درصد اسانس آویشن در رژیم آبی متوسط (70 %) ظرفیت  مزرعه‌ای و بیشترین تجمع ماده خشك در 90% ظرفیت مزرعه‌ای بدست آمد همچنین در ریحان باعث كاهش عملكرد اسانس ولی افزایش درصد اسانس گردید.

كارلز و همكاران (1990) آلكیر و همكاران (1993) ومیزرا  و سریواستاز (2000) اثرات آبیاری كافی را در افزایش رشد و میزان اسانس گیاه نعناع گزارش كرده‌اند. اكبری‌نیا و همكاران (1384) اثر دور آبیاری (7 ،14 و21 روز) را بر گیاه سیاه دانه بررسی كردند و مشاهده نمودند كه با طولانی‌شدن دور آبیاری عملكرد دانه، عملكرد كاه و ارتفاع بوته كاهش یافت. لباسچی و شریفی عاشور آبادی (1383) ضمن  بررسی سطوح مختلف تنش خشكی ( 100، 75 ،50 و 25 درصد  ظرفیت مزرعه‌ای) روی گیاهان اسفرزه ، بو مادران، مریم گلی، همیشه بهار و بابونه گزارش كردند كه با تشدید تنش خشكی، وزن اندام‌های هوایی و ارتفاع بوته در تمام گیاهان مورد مطالعه كاهش یافت. حسنی (1383)  در خصوص تأثیر تنش كم آبی در گیاه بادرشبو، دریافت كه با كاهش میزان رطوبت خاك ، ارتفاع بوته، قطر ساقه و عملكرد گیاه كاهش یافته است. وی همچنین بیشترین درصد اسانس (35/0 میلی لیتر درصد گرم ماده خشك) و عملكرد اسانس (115/0 میلی لیتر در گلدان) به ترتیب در شرایط رطوبتی 70% و 100% ظرفیت مزرعه‌ای گزارش كرد. با توجه به نتایج  شرایط كم آبی، بدلیل پایین بودن عملكرد پیكر رویشی و نیز عملكرد اسانس اقتصادی نبوده  و قابل توصیه نیست. اما چون گیاهان تولید شده تحت شرایط رطوبتی پایین‌تر كوچكتر  بوده و حجم كمتری اشغال می‌نمایند بنابراین شاید در شرایط رطوبتی پایین ( حتی تا 55% ظرفیت مزرعه‌ای) بتوان با بالا بردن تراكم كاشت، میزان كمبود اسانس را نسبت به شرایط بدون تنش جبران كرد (5).  اردكانی  و همكاران (1385) اثر كمبود آب بر كمیت و كیفیت گیاه بادرنجبویه بررسی و نتیجه گرفتند برای تولید اسانس از این گیاه می‌توان از تنش متوسط (60% ظرفیت زراعی) استفاده كرد. نتایج این تحقیق با نتایج مون و الگر (1999) بر روی  بادرنجبویه ، مون و همكاران ( 1999) بر روی رزماری و بادرنجبویه ،سادان و همكاران (2000) بر روی گیاه Palmarosa، ریزوپلو  و دیامانتولون (1991) بر روی نوعی مرزنجوش، كوماری و همكاران (1999) بر روی نوعی شنبلیله و دیگران مطابقت دارد؛ اما نتایج حاصل با نتایج ابرسجی (1384) به لحاظ ارتفاع  و با نتایج چاترجی و وبادا (1999) به لحاظ عملكرد اسانس مطابقت ندارد. با بررسی كلیه صفات اندازه‌گیری شده، می‌توان نتیجه گرفت كه از  گیاه دارویی بادرنجبویه می‌توان در مناطقی كه محدودیت آب دارند با اعمال مدیریتی مناسب، عملكرد  كافی بدست  آورد(1). اگبانایا و همكاران (1998) كاهش  شاخه‌دهی را تحت شرایط خشكی در گیاه كنف به عنوان یك  مكانیسم سازگاری در نظر گرفتند كه به وسیله آن گیاه تلاش می‌كند تا آب را برای مراحل  بحرانی ‌تر نمو نظیر مرحلة گلدهی  حفظ نماید این مكانیسم را در گیاه بادرشبو نیز با كاهش تعداد و طول شاخه‌های جانبی  بروز می‌كند (5).صفی خانی (1385) گزارش د اد . تنش خشكی روی بادرشبو (40% ظرفیت مزرعه‌ای) موجب كاهش ارتفاع، طول و عرض برگ، طول  میانگره، عملكرد اندام هوایی و عملكرد اسانس نسبت به 2 تیمار دیگر ( 100 و 60  درصد ظرفیت زراعی) گردید ولی باعث افزایش درصد اسانس نسبت  به تیمار بدون تنش  گردید. همچنین برای بدست آوردن بیشترین میزان اسانس در تیمار تنش متوسط (60% ظرفیت زراعی ) مشاهده گردید. ریپاك و همكاران (2001) تنش خشكی باعث افزایش ماده مؤثره گیاه داروییChamomilla recutiat L.شد. ریوالی و همكاران (2001) در اثر تنش خشكی، باعث افزایش عملكرد ریشه و كاهش عملكرد برگ گیاه  داروییPeriwnkleشد. كاظمی سعید (1381) در گیاه زیره سبز كاهش رطوبت از حد ظرفیت مزرعه، ماده خشك تولیدی را كاهش داد.چاترجی و وبادا (1995) روی گیاهCymbopogon sp.  كاهش آبیاری ، باعث كاهش عملكرد اسانس شد(1). درختان كاجی كه در معرض تنش آب قرار  می‌گیرند صمغ كمتری تولید نموده و بیشتر تحت تأثیر سوسك‌های گیاهخوار قرار می‌گیرند (8).  در پونه كوهی
Organum majornana
در اثر تنش رطوبت مقدار اسانس افزایش یافت. در نعناع باعث افزایش بازده اسانس و سسكویی‌ترپن‌ها ولی میزان منتول ثابت ماند. در مرزه كوهی از 3 تركیب اصلی اسانس ، كاروا كرول كاهش اما پارسیمن و گاماترپینن افزایش یافت (2).

 نتیجه گیری

 اثر تنش خشكی بر رشد ، عملكرد و متابولیت‌های ثانویه در مورد همه گیاهان  و همچنین در یك گیاه به طور یكسان عمل نمی‌كند، بلكه ضد و نقیض می‌باشد. اثر تنش خشكی بر رشد با كاهش تورژسانس و رشد سلول، كاهش جذب نور و ظرفیت كل فتوسنتزی گیاه به ویژه در ساقه و برگ‌ها، باعث كاهش رشد گیاه و همچنین به تأخیر انداختن جوانه زنی می‌شود (حسنی ، 1385 ؛ لینگ ، 1996). به دنبال كاهش رشد گیاه، كاهش عملكرد و بیوماس كل گیاه رخ می‌دهد ( اكبری نیا و همكاران، 1384؛ لباسچی و شریفی عاشورآبادی ، 1383؛ صفی خانی، 1385). این در حالی است كه سبب افزایش عملكرد ریشه می‌شود (ریوالی و همكاران ، 2001) و در آزمایش توفایل باعث افزایش وزن دانه می‌شود (براتی ، 1384).

 اثر تنش خشكی در افزایش متابولیت‌های ثانویه (اسانس گیاهان معطر و موسیلاژ) توسط صالحی ارجمند (1384 )گزارش شده است.

 اثر تنش خشكی بر متابولیت‌های ثانویه در برخی از گیاهان دارویی، باعث افزایش بعضی از تركیب‌ها (كوچكی و همكاران، 1376)، و در بعضی  دیگر باعث كاهش آنها (كوچكی و همكاران، 1376؛ امیدبیگی، 1374) و یا ثابت ماندن تركیب‌ها (امیدبیگی ، 1374) می‌شود. همچنین تنش خشكی باعث كاهش عملكرد اسانس، ولی افزایش درصد اسانس گردید(حسنی و امیدبیگی، 1381؛ صالح و رفات، 1997؛ لتكامو و همكاران، 1994 و...).  با وجود این تناقض‌ها به نظر می‌رسد كه مطالعه بیشتر در باره این موضوع، می‌تواند امكان جدیدی را برای بهره‌برداری بهتر از گیاهان دارویی در شرایط  تنش خشكی كه اغلب نقاط كشور با آن مواجه است، فراهم سازد.

 منابع

1- اردكانی، م.، ب. عباس‌زاده .، ا. شریفی عاشور آبادی. ، لباسچی و ف. پاك نژاد. 1386. بررسی اثر كمبود  آب بر كمیت و كیفیت گیاه بادرنجبویه. فصلنامة پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران ، 23 (2):261- 251.

2- امید بیگی، ر. 1374. تولید و فرآوری گیاهان دارویی(جلد اول).  انتشارات فكر روز ، تهران.

3- اهدایی ، ب. 1372. انتخاب برای مقاومت به خشكی در گندم. چكیده مقالات چهارمین كنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران، ص 43 تا 46.

4- براتی ، ع. 1384. طراحی  تیپ ایده آل برای مقاومت به خشكی. ماهنامه علمی تخصصی كشاورزی زیتون، ش 166 ، ص 35 تا 44.

5- حسنی، ع. 1385 . بررسی تأثیر تنش كم آبی بر رشد، عملكرد و میزان اسانس گیاه دارویی بادرشبو. فصلنامة پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، 22(3) : 261- 256.

6- صالحی  ارجمند، ح. 1384. تأثیر تنش‌های محیطی در افزایش متابولیت‌های ثانویه در گیاهان. مجموعه مقالات همایش ملی توسعه پایدار گیاهان دارویی. انتشارات مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع. ص 305 تا 307.

7- كافی، م.، ا. زند.، ب. كامكار.،  شریفی و م. گلدانی . 1384. فیزیولوژی گیاهی(ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

8- كوچكی ، ع.، ا. زند.، م. بنایان اول .، پ. رضوانی مقدم.، ع. مهدوی دامغانی.، جامی الاحمدی و س. وصال . 1376 . اكوفیزیولوژی گیاهی (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

9- كوچكی، ع و علیزاده، ا. 1374 . اصول  زراعت در مناطق خشك (ترجمه). انتشارات آستان قدس رضوی.

10- Singh , J. and Patel , A. L. 1996. Water Statues , gaseous  exchange , Prolin accumulation and yield of wheat in response to water stress . Annual of Biology Ludhiana , 12: 77- 81.

مقاله -دکتر الماسی و دکتر باخدا

پنجمين كنگره ملي مهندسي ماشينهاي كشاورزي و مكانيزاسيون (1387)

 

مقايسه خصوصيات فيزيكي و شيميايي متيل استر روغن سويا به عنوان بيوديزل با سوخت ديزل مرسوم در ايران

نويسند‌گان:
حميد مشهدي ميغاني - هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي اراك، استاديار گروه مكانيك ماشينهاي كشاورزي
مرتضي الماسي - هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات تهران، دانشيار گروه مكانيك ماشينهاي كشاورزي
حسين باخدا - هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات تهران، دانشجوي دكتراي مكانيزاسيون
مهدي محسني فر - كارشناس ارشد مكانيزاسيون ماشينهاي كشاورزي

خلاصه مقاله:

در اين تحقيق خواص فيزيكي و شيميايي بيوديزل توليدي با سوخت ديزل رايج در كشور و تركيبات مختلف اين دو سوخت مورد مقايسه قرار گرفتند. بدين منظور متيل استر سويا از ترنس استريفيكاسيون روغن پالايش نشده سويا توسط الكل متيليك و در حضور متوكسيد سديم به عنوان كاتاليزور و در دماي 75 درجه سانتيگراد تهيه گرديد. سوخت هاي مورد آزمايش شامل سوخت ديزل مرسوم در ايران به عنوان سوخت مرجع و تركيبات متيل استرسويا توليدي بر مبناي حجمي 25 ، 50 ، 75 و 100 % كه به ترتيب با نمادهاي B00 ، B٢٥ ، B٥٠ ، B٧٥ و B100 ناميده مي شوند در نظر گرفته شدند. نتايج آزمايش هاي شاخص ستان، گرانروي، نقطه اشتعال و وزن مخصوص متيل استرخالص سويا را به ترتيب 60/8% ، 31/5% ، 56/8% و 4% بيشتر از سوخت ديزل نشان مي دهد. ارزش حرارتي، مقدار گوگرد، ميزان خاكستر و نقطه ريزش متيل استر خالص سويا را به ترتيب 11/6 % ، 0/1 ، 100% و 9 درجه سانتي گراد كمتر از سوخت ديزل مرسوم مي باشند. نتايج آزمون ها، تشابه سوخت B25 را نسبت به B00 و در مواردي برتري آن را تأييد مي كند. بطوري كه آهنگ تغييرات خواص سوخت B25 به عنوان نزديك ترين سوخت به سوخت ديزل مرسوم روندي مشابه B00 را داشته و در مورد ارزش حرارتي، گرانروي، وزن مخصوص و عدد اسيدي كاهش اندكي بترتيب به ميزان 1% ، 3/66% و 1/3 برابر داشته است. نتايج آزمونهاي B50 ، B75 تأثير مقدار بيوديزل موجود در تركيب سوخت را مورد تأييد قرار مي دهند. بصورتي كه نقطه اشتعال و نقطه ابري شدن تركيبات داراي متيل استر سويا بيشتر از سوخت ديزل مرسوم مي باشد.

 

كلمات كليدي:

بيوديزل، متيل استر سويا، ترنس استريفيكاسيون، خصوصيات سوخت


دریافت اصل مقاله: http://www.civilica.com/Paper-NCAMEM05-NCAMEM05_107.html
ادامه نوشته

بررسي اثر تنشهاي رطوبتي بر جمعيت و خسارت آفات سيب زميني:

 

 بررسي اثر تنشهاي رطوبتي بر جمعيت و خسارت آفات سيب زميني:

چکيده

به منظور بررسي اثر تنش آبياري بر جمعيت و خسارت آفات سيب زميني در منطقه فريدن اصفهان، سه دور آبياري 6، 9 و 12 روز در طرح بلوك كامل تصادفي با سه تكرار مورد بررسي قرار گرفت. در نمونه برداري هاي هفتگي جمعيت آفات سيب زميني شامل زنجرك ها، تريپس، كرم مفتولي، بيد، آگروتيس و شته ها مورد بررسي قرار گرفت. جمعيت حشرات با توجه به زمان نمونه برداری نسبت به تيمار تنش واکنش متفاوتی داشتند. به طوري كه در چند هفته‌ اول و آخر در تيمار بدون تنش آبی جمعيت بيشتر و در تيمار تنش آبي جمعيت كمتري از حشرات مشاهده شد. در هفته‌های ميانی، با افزايش تنش آبی جمعيت حشرات رو به افزايش بود. در بين آفات مورد مطالعه در شرايط بدون تنش در هفته هاي اول تا سوم شرايط بدون تنش تراكم بيشتري از زنجرك وجود داشت ولي در هفته هاي بعدي در شرايط بدون تنش تراكم زنجرك كاهش يافت. در مورد شته ها هم تنها در دو هفته مياني رشد سيب زميني افزايش تراكم آفت در شرايط تنش مشاهده گرديد. احتمالا" اين موضوع به شرايط و مرحله رشدی سيب ‌زمينی مربوط مي باشد. بين سطح تنش وخسارت آگروتيس ارتباطي مشاهده نگرديد. كرم مفتولي در شرايط تنش و بيد سيب زميني در شرايط بدون تنش بيشترين تراكم را داشتند. با توجه به نتايج بدست آمده به نظر می‌سد که ترکيب تنش آبی و جمعيت حشرات می تواند در ميزان خسارت ايجاد شده روی گياه موثر باشد ولی اين اثر به زمان مورد بررسی يا مرحله رشد گياه و نوع آفت مورد بررسي بستگی دارد. در مجموع براي درك بهتر و دقيق تر از ميزان خسارت آفات در شرايط تنش روي گياه سيب زميني نياز به بررسي هاي كامل تر با اعمال تنش هاي آبياري شديدتر مي باشد.

مقدمه:

سیبزمینی از مهمترین محصولات کشاورزی است و بعد از گندم، برنج و ذرت چهارمین محصول مهم غذایی دنیا محسوب میشود. استان اصفهان رتبه دوم تولید سیبزمینی کشور را در سال زراعی 72-1371 دارا بوده است و شهرستان فریدن بیش از 60 درصد سطح زیر کشت سیبزمینی این استان را به خود اختصاص داده است. آفات و بیماریهای سیبزمینی از عوامل محدود کننده و کاهش دهنده تولید این محصول محسوب میشوند. اگرچه مطالعات زیادی روی آفات سیبزمینی در ایران و جهان صورت گرفته است ولی کمتر تحقیقی اثر متقابل آفات سیبزمینی و تنشهای رطوبتی را بررسی کرده است. هدف این تحقیق، بررسی تنش رطوبتی بر جمعیت آفات سیبزمینی در منطقه فریدن بوده است.

مواد و روشها:

مزرعه آزمايشي در محل ايستگاه تحقيقاتي جهاد كشاورزي اصفهان واقع در جاده چادگان - داران ( حدوداً كيلومتر 120 اصفهان) انتخاب گرديد. آزمايش در غالب طرح مربع لاتين با 3 تيمار و 3 تكرار در دو قطعه مشابه به‌هم ولي با فاصله 50 متري از يكديگري انجام شد كه در يك قطعه اثر آفت ‌به‌‌كمك حشره‌كش حذف گرديد. تيمارهاي مورد آزمايش عبارت بودند از دوره‌هاي آبياري 6، 9، 12 روز كه پس از خاك دهي پاي بوته‌ها اعمال گرديد. هر كرت آزمايش اندازه اي حدود 6×6 متر داشت و داراي 8 رديف سيب‌زميني رقم مارفونا بود كه در نيمه اول خرداد 1383 كشت گرديده بود و در هر نوبت آبياري از كانال آبياري مزرعه با دبي مشخص 20 دقيقه آبياري مي شد. ميزان تبخير روزانه از نزديك‌ترين ايستگاه هواشناسي گرفته مي‌شد.

از دو قطعه مورد آزمايش هر 10-7 روز يك‌بار نمونه‌برداري صورت مي‌گرفت. نمونه‌برداري با دو روش تور حشره‌گيري و نمونه‌برداري از برگ انجام مي‌شد. در هربار نمونه‌برداري در هر كرت 10 تور حشره‌گيري زده مي‌شد و محتويات تور به داخل شيشه سيانور ريخته مي‌شد و پس از مرگ حشرات به‌داخل ظرف‌هاي مخصوص انتقال مي‌يافتند. حشرات هر ظرف در آزمايشگاه تفكيك و شمارش مي‌شدند. در نمونه‌برداري از برگ در هر نوبت نمونه برداري از 5 بوته و از هر بوته يك برگ چيده مي‌شد و داخل نايلون به آزمايشگاه انتقال مي‌يافت و در زير استريو‌ميكروسكوپ حشرات زير و روي هر برگ شمارش مي‌شد. در آخر هر دوره رشد سيب‌زميني عملكرد نهايي هر كرت و هر تيمار محاسبه شد.

نتایج و بحث:

جمعیت حشرات مختلف شامل انواع زنجرک، شتهها، تریپس، کرم مفتولی ریشه، سیبزمینی و آگروتیس با توجه به زمان نمونهبرداری نسبت به تیمار واکنش متفاوتی داشتند. در چند هفته اول و آخر نمونهبرداری تیمارهای تنش آبیاری منجر به کاهش جمعیت حشرات گردید ولی در هفتههای میانی در تیمارهای تنش آبیاری جمعیت بیشتری از آفات ملاحظه گردید. در شرایط بدون تنش در هفتههای اول تا سوم تراکم بیشتری از زنجرک وجود داشت ولی در هفته بعدی، تراکم زنجرک در شرایط بدون تنش کاهش یافت. در مورد شتهها هم تنها در دو هفته میانی رشد سیبزمینی افزایش تراکم آفت در شرایط تنش مشاهده گردید. احتمالاً این موضوع به شرایط و مرحله رشدی سیبزمینی مربوط میباشد. بین سطح تنش و خسارت آگروتیس ارتباطی مشاهده نگردید. کرم مفتولی در شرایط تنش و بید سیبزمینی در شرایط بدون تنش بیشترین تراکم را داشتند. با توجه به نتایج، احتمالاً در ترکیب تنش آبی و جمعیت حشرات میتواند در میزان خسارت ایجاد شده روی گیاه موثر باشد ولی این اثر به زمان بررسی و مرحله رشد گیاه و نوع آفت بستگی دارد.

بيژن حاتمي1،جهانگير خواجه علي[1]، احمد رضا مرتضوي[2]، و محمد رضا سبزعليان3

1-    گروه گياه پزشكي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان

2-    مركز تحقيقات جهاد كشاورزي استان اصفهان

3-    گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشكده كشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان

 

ساخت و ارزیابی دستگاه کاشت مستقیم غلات در سیستم بی خاک ورزی مجهز به شیار بازکن فعال

مقاله :

ساخت و ارزیابی دستگاه کاشت مستقیم غلات در سیستم بی خاک ورزی مجهز به شیار بازکن فعال

از لینک زیر دانلود نمایید :

http://upload20.ir/upload/1329126720445024585.doc