مزار پدر بزرگ بنده در بهشت زهرا
این آزمون توسط هالند در سال ۱۹۵۸ تهیه شده است. نظریهی تصمیمگیری شغلی هالند، نظریهی همخوانی شغل و شخصیت است که حدود ۵۰ سال توسط هالند و دیگران بهکار رفته و هم اکنون نیز در مدارس، دانشگاهها، بازار کار و دیگر محیطها مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین سودمندی و اعتبار آن در کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی، استرالیایی و آفریقایی مورد تایید قرار گرفته است. هالند شش نوع تیپ شخصیتی را معرفی می کند و سپس مشاغل مناسب آنها را نیز ارائه می دهد. این شش تیپ شخصیتی و ویژگی های افراد هر تیپ عبارتند از :
تعابیر فوق، مهندسی کشاورزی در بسیاری از گرایشهای کنونی را در بر نمیگیرد. امّا فارغ از بحث در مورد اینکه کدام گرایشهای کشاورزی مهندسی یا علوم هستند، بر این نکته تأکید میگردد که مهندسی مکانیک بیوسیستم یقینا زیرشاخهای از مهندسی است و فارغالتحصیل این رشته به معنای واقعی یک مهندس است.
حال، این نکته مطرح میشود که عنوان مهندس یا غیر مهندس چه تأثیری بر اشتغال فارغالتحصیلان دارد؟
باید اعتراف کرد که در سرفصل دروس مهندسین مکانیک بیوسیتم به مباحث فنی توجهی ویژه شده است و این فارغالتحصیلان بطور بالقوه از قابلیت فنی بالایی برخوردار هستند اما به دو شرط:
1) دانشجویان این رشته باید از لحاظ استعداد ریاضی و تحلیل مهندسی، قابلیت کافی را برای درک مفاهیم داشته باشند.
2) استادان مربوطه علاوه بر دارا بودن شرط نخست، بتوانند مسائل و نمونههای ملموس کشاورزی را در حین تدریس برای دانشجویان تفهیم کنند.
البته، دامنه وسیعی از تخصصهای فنی در کشاورزی لازم است و برتری مهندسین مکانیک بیوسیستم در حل مسائل کشاورزی نسبت به مهندسین فنی، اشرافیت ایشان به محیطهای کشاورزی و مسائل مبتلابه است. در عین حال که با کسب مهارت کافی میتوانند در بخش صنعت نیز موفق باشند. همچنان که موارد بسیاری مشاهده میشود.
البته، اشتغال ایشان در صنعت رسالت اصلی این رشته نیست. بلکه، در حال حاضر، یکی از دغدغههای مهم تصمیمگیران در این حوزه، نابسامانی بازار کار است. دانشگاهیان، متولیان اجرا و ایشان بالعکس مقصر را معرفی میکنند. اما، این در زمانی مفهوم دارد که بحث اشتغال از طریق استخدام مطرح باشد که مهارت مهندس سنجیده میشود یا در حق وی اجحاف میشود.
در حالی که مهندسین ماشینهای کشاورزی (اعم از مهندسین مکانیک بیوسیستم، ماشینهای صنایع غذایی، مکانیزاسیون کشاورزی و ...) ذاتاً باید کارآفرین باشند. زیرا کشور در بخش کشاورزی و بهویژه کشاورزی مهندسی شدیداً نیازمند راهکارهای اجرایی است.
این رشته بکر است و بازار کار آن بالقوه است. یکی از بخشهای محجور و مغفول کشاورزی کشور که همانا کشاورزی مهندسی است نیازمند ورود این مهندسین به عرصه اجرا است. امّا، باید پذیرفت که تا کسب تجربه کمی زمان لازم است و یک مهندس تازهکار نمیتواند یک شبه ره صد ساله رود. البته، این انتظار میرود که تخریبی که از کمتجربگی ایشان به بار آید به یقین کمتر از آسیبی است که امروز شاهد آن هستیم.
فعالیت در زمینه طراحی، ساخت و ارزیابی انواع سازهها، ماشینها، تجهیزات و ابزارهای صنایع غذایی، زراعی، باغی، دام، طیور، شیلات، گلخانه، زنبورداری و ... انتخاب و مدیریت ناوگان ماشینهای کشاورزی، تحلیل سیستمهای کشاورزی (چه در محیطهای باز و چه در محیطهای بسته) ممیزی یا تولید انرژی، سامانههای اتوماسیون کشاورزی و بسیاری از این قبیل در حیطه تخصص مهندسین ماشینهای کشاورزی است که تا کنون متولیان اجرا آن را نادیده گرفتهاند و دانشگاهیان نیز پیگیر نشدهاند.
بنابراین، انتظار میرود که مهندسین خود چاره کار را در کارآفرینی بیابند.
بررسي ارتباط ساختار سازماني (تمرکز، رسمیت و پیچیدگی) و تحليل رفتگي شغلي در بين كاركنان (مطالعه موردي : شرکت بین المللی دیپون آريانا)
محسن يميني صفت
دانش آموخته كارشناسي ارشد مديريت دولتي- منابع انساني، دانشكده مديريت دانشگاه تهران
mohsen_yamini@ut.ac.ir
داود سلماني
دانشيار دانشكده مديريت دانشگاه تهران
salmani@ut.ac.ir
سميه رزاقي
كارشناس كامپيوتر- نرم افزار كامپيوتر
Sr21166@yahoo.com
چکیده
هدف اصلی از تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین ساختار سازمانی و تحلیل رفتگی شغلی در بین کارکنان شرکت بين المللي ديپون آريانا می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران، سرپرستان، کارشناسان و كارمندان می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 52 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است که از دو پرسشنامه ی محقق ساخته ( پرسشنامه ی ساختار سازمانی و پرسشنامه تحلیل رفتگی شغلی) استفاده گردید. به منظور تعیین روایی پرسشنامه ها از روایی محتوا و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرم افزار آماری spssو آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه ها نیز از ضریب الفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آن برای پرسشنامه ی ساختار سازمانی 82/0 برای پرسشنامه تحلیل رفتگی شغلی 91/0 محاسبه گردیده است. با توجه به اینکه مقدار پایایی محاسبه شده بیش از 7/0 می باشد می توان گفت ابزار تحقیق از پایایی مناسب و قابل قبولی برخوردار است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد بین ساختار سازمانی و مولفه های آن با تحلیل رفتگی شغلی رابطه ی معنادار و البته معکوس وجود دارد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد میان سه بعد تمرکز، پیچیدگی و رسمیت با فرسودگی شغلی ارتباط منفی و معنادار وجود دارد. می توان گفت ابزار تحقیق از پایایی مناسب و قابل قبولی برخوردار است.
محسن یمینی صفت - کارشناسی ارشد مکانیزاسیون کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.
علی محمد برقعی (شناسه پژوهشگر - Researcher ID: ۴۴۵۲)
استاد گروه مکانیک ماشینهای کشاورزی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
بابک بهشتی - استاد یار گروه مکانیک ماشینهای کشاورزی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
حسین باخدا - استاد یار گروه مکانیزاسیون کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
این تحقیق به بررسی تعیین الگوی مصرف انرژی و رابطه بین انرژی ورودی و خروجی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی استان البرز می پردازد. بر این اساس داده های مورد نیاز، از 50 واحد تولید مرغ گوشتی از طریق استفاده از پرسشنامه های حضوری در زمستان 1391 جمعآوری شد. کل انرژی مصرفی و خروجی به ترتیب در حدود 220/02 و 30/25 گیگاژول به ازای 1000 مرغ برآورد شد. مهمترین مهمترین نهاده های انرژی گازوئیل، خوراک، گاز طبیعی و الکتریسیته بودند که به ترتیب سهمی برابر با 43/03 % ، 25/56 % ، 20/81 % و 10/07 % و کمترین مقادیر انرژی مصرفی نیز به نهاده های جوجه یکروزه، تجهیزات و نیروی کارگری اختصاص داشت که سهم هر یک از کل انرژی مصرفی به ترتیب 0/27 %، 0/16 % و 0/01 تعیین شد. شاخص های انرژی نسبت انرژی، بهره وری انرژی، انرژی ویژه و افزوده خالص انرژی نیز به ترتیب 0/15، 0/01 کیلو گرم بر مگاژول ، 76/59 مگاژول بر کیلو گرم و 189/77- مگاژول به ازای 1000 مرغ محاسبه شد. تعیین مقدار انواع مختلف انرژی نیز آشکار ساخت که سهم انرژیهای مستقیم(با سهمی برابر با 26 %) بیشتر از انرژیهای غیرمستقیم( 74 %) بوده و تقریباً تمامی منابع انرژی مورد استفاده در تولید مرغ گوشتی در استان البرز از نوع تجدیدناپذیر است(سهم منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر به ترتیب 99/90% و 0/10 % بود). شبکه های عصبی متنوعی(در حدود 300 شبکه) برای تخمین مقدار نسبت انرژی واحدهای تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت. که شبکه پیشخور عصبی مصنوعی با دو لایه مخفی با 2 و 16 نرون بهترین نتایج را داشته و میتواند برای تخمین نسبت انرژی با بالاترین دقت مورد استفاده قرار گیرد. عملکرد مدل بهینه با استفاده از شاخص هایی چون ضریب تبیین (R2) ، MSE، MAPE و MAE انجام شد. مقدار ضریب تبیین برای مدل انرژی 99% گزارش شد. در نهایت سطوح تحصیلات بر شاخص نسبت انرژی با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن در سطح 5% معنی دار شده است.
استان البرز، شبکه های عصبی مصنوعی، نسبت انرژی، مرغ گوشتی