مهندسی مکانیزاسیون

مکانیزاسیون کشاورزی

کاشت

در شبه قاره هند که بزرگترین تولید کننده عدس در دنیا می باشد، گیاه را در طی فصل زمستان در خاکهایی که رطوبت حاصل از بارانهای موسمی را در خود ذخیره کرده اند، می کارند. در ارتفاعات پائین کشورهای مدیترانه ای گیاه را طی زمستانهای مرطوب می کارند. در ارتفاعات بالا در ترکیه و ایران گیاه را بصورت بهاره در خاکهایی که در طی زمستان رطوبت ذخیره کرده اند می کارند. لازم به ذکر است در بعضی مناطق عدس در تناوب یکساله با غلات مخصوصاًَ پس از برنج به عنوان کود سبز کاشته می شود و یا بصورت کشت درهم اغلب با جو، خردل، نیشکر پائیزه یا کرچک کاشته می شود عدس سازگاری زیادی به انواع خاکها نشان می دهد و می توان در خاکهای رسی سنگین تا شن لومی آن را کاشت عدس در خاکهای با حاصلخیزی متوسط تا کم نیز واکنش خوبی نشان می دهد. عدس را در خاکهای با PH حدود 5/5 تا 9 می توان کاشت. البته بسیاری از ژنوتیپهای عدس به شوری خاک حساس هستند هر چند مقاومت به شوری در عدس بیشتر از لوبیا سبز، سویا و لوبیا چشم بلبلی و کمتر از بسیاری از غلات مانند نخود، خلرو باقلا می باشد.

نحوه آماده سازی زمین و تاریخ کاشت

نحوه آماده سازی زمین به نوع خاک وسیستم کاشت بستگی دارد. هدف از شخم تهیه بستری نرم، فشرده و فارغ از علف هرز است که ضمن افزایش سرعت جوانه زنی مقدار بیشتری آب در خود نگه می دارد. زمین 1 یا حداکثر 2 مرتبه شخم می خورد که نوبت دوم به منظور پوشاندن بذر است. کاشت در عمق 4 تا 5 سانتی متری کافی است و افزایش وزن خشک و جوانه زنی مطمئن تر خواهد بود. تأخیر در جوانه زنی به علت کاشت عمیق چنانچه در درجه حرارت کم باشد افزایش می یابد. کاشت به صورت هیرم کاری در خاکهای با بافت سنگین که سله می بندند یا در زمینهای غیر مسطح که احتمال غرقاب شدن وجود دارد دارای مزیت است. تاریخ کاشت اثرات قابل ملاحظه ای بر عملکرد عدس دارد زیرا تغییر در تاریخ کاشت منجر به تغییر شرایط محیط گیاه در طی رشد می شود. تاریخ کاشت مطلوب گیاه از محلی به محل دیگر و گاهی از ژنوتیپی به ژنوتیپ دیگر فرق می کند. تاریخ کاشت مناسب در دشتهای شمالی و مرکزی هند اواسط آبان تا اواسط آذر است در هیمالیا که زمستان طولانی تر و رطوبت بیشتر است کاشت عدس بطور مطلوب تا اواخر آذرماه نیز امکان پذیر است. در ارتفاعات پائین منطقه غرب آسیا کاشت در اوایل زمستان محصول بهتری نسبت به کاشت در اواخر زمستان یا بهار دارد در ارتفاعات بالای مناطقی از ایران تاریخ کاشت مناسب. اوایل بهار است البته با تأخیر در کاشت در این مناطق عملکرد کاهش می یابد ولی مقدار پروتئین اضافه می شود.

روشهای کاشت عدس

کشت سنتی

در این نوع کشت که معمولا در قطعات کوچک اجرا میشود. با استفاده از شیوهای سنتی وقدیمی مبادرت به کشت می نمایند. در این نوع کشت پس از اجرای یک شخم عمیق در پاییز مجدداً در بهار یک شخم تکمیلی انجام می دهند وزمین تسطیح می شود. پس از هموار نمودن زمین بذر وکود مورد نیاز به وسیله دست بر وی زمین پاشیده شده وبه وسیله خیش به زیرخاک انتقال داده میشود. در اراضی دیم پس از اجرای یک شخم عمیق در پاییز برای حفظ رطوبت ذخیره شده و جلوگیری از تبخیردر بهار هیچ گونه عملیات شخم و برگردان خاک اجرا نمی شود وبه محض مناسب شدن شرایط کاشت دراسفند ماه و یا اوایل بهار بذر و کود مورد نیاز را پاشیده و به وسیله دیسک ویا پنجه غازی پوشانده میشود.

کشت مکانیزه

در این نوع کشت که مناسب ترین نوع کشت عدس می باشد در شرایط آبی در پاییز یک نوبت شخم عمیق 30-25 سانتیمتر اجرا می شود سپس با مساعد شدن شرایط خاک و هوا یک نوبت شخم تکمیلی به عمق 15-10 سانتی متر اجرا و سپس برای از بین بردن کلوخه ها از دیسک استفاده می شود باید دقت شود که شخم بهاره به موقع و به محض گاورو شدن خاک صورت گیرد پس از تسطیح زمین به وسیله ماله با در نظر گرفتن شرایط آبی و دیم و با توجه به نحوه کار ماشین های بذر کار مبادرت به کشت می شود.

تراکم

واکنش عدس به تراکم کاشت متفاوت بوده و به شرایط محیطی رشد گیاه و ژنوتیپ آن بستگی دارد. معمولاً بالاترین محصول با تراکم 300 الی 450 بذر در هر متر مربع بدست آمده است مطالعات روی تراکم و مقدار بذر جهت کاشت نشان داده است که در شرایط هندوستان برای عدسهای بذر ریز 60 الی 80 کیلوگرم در هکتار و انواع بذر درشت 120 الی 160 کیلوگرم درهکتار توصیه شده است.

کود

محصول عدس به میزان 2 تن در هکتار، نیاز به 100 کیلوگرم ازت، 28 کیلوگرم P2O5 و 78 کیلوگرم K2O دارد. در شرایط همزیستی خوب گیاه با باکتری حدود 85 درصد نیاز گیاه به ازت برطرف می شود. لذا اضافه کردن ازت به خاک تأثیری بر افزایش عملکرد نخواهد داشت البته در خاکهای شنی که دارای مقدار کمی ماده آلی باشند افزایش 15 الی 25 کیلوگرم ازت در هکتار عملکرد را افزایش می دهد. در پاکستان در هر هکتار حدود 15 الی 20 تن کود حیوانی توصیه شده است حتی اگر در سیستمهای کشت مضاعف به گیاه اول کود حیوانی داده شده باشد کود حیوانی اثرات خوبی بر عدس ( گیاه دوم) خواهد داشت. نسبت به مقدار فسفر موجود در خاک حدود 10 تا 40 کیلوگرم فسفر در هکتار باید مصرف کرد. بطور کلی در سالهای کم باران واکنش به فسفر بیشتر است و بین واکنش عدس به فسفر و مقدار بارندگی یک رابطه خطی معکوس وجود دارد، کاهش گوگرد قابل دسترس در خاک محصول عدس را کاهش می دهد هنگامی که کود فسفر به صورت سوپر فسفات استفاده شود نیازی به اضافه کردن گوگرد نیست لیکن اگر فسفر به صورت سوپر فسفات وپلی فسفات باشد مصرف گوگرد دارای فواید اثبات شده ای خواهد بود عدس حساسیت زیادی به کمبود روی نشان می دهد لذا با مشاهده اولین علائم کمبود بایستی 10 تا 15 کیلوگرم سولفات روی در خاک یا 5 کیلوگرم سولفات روی به شکل محلول پاشی در شاخ و برگ استفاده کرد.

آبیاری

عدس از نظر نیاز به رطوبت مشابه غلات است و بسته به نوع واریته و محل رویش نسبت به تعریق گیاه فرق خواهد کرد. بحرانی ترین مرحله نیاز گیاه به آب در زمان گل دهی می باشد. عدس به آبیاری بیش از اندازه نیز حساس است در خاکهای سنگین با نفوذپذیری کم و مزارع غیر مسطح غرقابی عملکرد کاهش می یابد.

داشت

مبارزه با بیماریها و آفات و علفهای هرز در مراقبت و نگهداری گیاه اهمیت بسزائی دارد.

علفهای هرز

به استثنای علفهای هرز انگل، عدس دارای علف هرز بخصوصی نیست. با توجه به اینکه این گیاه با غلات در تناوب است علفهای هرز همان فصل کاشت را می توان در مزارع عدس مشاهده کرد. از علفهای هرز می توان شیر پنیر، یولاف و گل جالیز را نام برد. علفهای چند ساله آلودگی کمتری در مزارع عدس ایجاد می کنند. که میتوان از این گروه قیاق، پیچک و پنجه مرغی را نام برد.

برای مبارزه شیمیایی میتوان از علف کشهای زیر استفاده نمود

تری بونیل و مالوران که قبل از سبز شدن در عدس برای کنترل علفهای هرز پهن برگ استفاده می شود.

برای کنترل علف های هرز برگ باریک از علف کشهای پرونامید، متوآلاکلر و دیلکوفوپ متیل استفاده می شود.

بیماریها و آفات

بیماریها: از بیماریهای عدس میتوان از موارد زیر نام برد:

پژمردگی آوند، پوسیدگی ریشه، بیماری زنگ، سفیدک پودری، سفیدک دروغین، آنتراکنوز و بیماری های ویروسی


آفات: از آفات می توان شته ها، کنه ها، سرخوطومی ها و سوسکهای انباری را می توان نام برد که به عدس حمله می کنند در این بین کنه ها بیشترین خسارت را وارد می کنند و سوسکهای انباری تا 80 درصد بذرهای انبار شده را مورد حمله قرار می دهند.

برداشت

برداشت عدس هم دستی و هم به وسیله ماشین انجام می‌گیرد.

برداشت پیش از موعد باعث چروکیدگی بذر می شود. زیرا بذرها بطورکلی پر نشده بوده اند. حال آنکه تأخیر در برداشت باعث ریزش غلافها و کاهش محصول می شود. بقایای گیاه، کاه و کلش و غلافها منبع غذایی با ارزشی برای دام به شمار می روند. مرحله مناسب کشیدن یا بریدن گیاه با دست هنگامی است که رطوبت بذرها حدود 30 درصد باشد و این رطوبت باید برای بکارگیری ماشین ( کمباین) باید 12 تا 14 درصد باشد.

دامنه انتشار

عدس ونژادهای مختلف آن درایران پرورش می یابند. به حالت نیمه وحشی نیز در نواحی مختلف دیده می شوند. کرمانشاه، همدان، لرستان، خرم آباد، کرمان، بم، فارس، بوشهر و میناب مهمترین مراکز تولید و پرورش عدس در ایران می باشند.

عدس(Lentil)

عدس با نام علمی Lens culinaris medic از قدیمی ترین منابع غذایی گیاهی بشر است و عمر آن به قدمت تاریخ کشاورزی است. عدس یکی از حبوبات است که از قدیم الایام در اکثر نقاط دنیا کشت می شده است. گیاه شناسان اعتقاد دارند که عدس حتی قبل از تاریخ نیز وجود داشته است. عدس منبع غنی پروتئین و ویتامین های گروه B می باشد و در بین گیاهان فقط سویا بیشتر از عدس پروتئین دارد.

عدس دو نوع است

عدس رسمی که دانه آن گرد و نسبتاً درشت است و رنگ آن سبز مایل به زرد است.

عدس ریز یا عدس قرمز که دانه های آن ریز و به رنگ قرمز می باشد.

عدس گیاهی است علفی، یکساله با ساقه های کوتاه، تا حدی منشعب و به رنگ سبز روشن، ارتفاع آن بین 15 تا 75 سانتی متر متغیر است. اکثر تیپ های گیاه ارتفاعی بین 25 تا 40 سانتی متر دارند، بسته به ژنوتیپ گیاه و تا حدی محیط رویش آن، گیاه بصورت بوته ای کوتاه، نیمه ایستاده یا ایستاده رشد می کند در شرایط محیطی مطلوب، عدس سریع رشد کرده و چرخه زندگی خود را طی 3 الی 4 ماه کامل می کند. ولی در شرایط نامطلوب این مدت یکی الی دو ماه بیشتر خواهد شد گیاه دارای یک ریشه اصلی و تعدادی ریشه های فیبری جانبی می باشد. ساقه گیاه نازک، چهارگوش و در زوایا دارای نوارهای برجسته است بطور کلی ساقه آن علفی و ضعیف است با پپیشرفت رشد گیاه بخش پائینی ساقه چوبی می شود. ارتفاع گیاه نیز بشدت تحت تأثیر محیط است. برگهای عدس مرکب، متقابل و دارای یک تا هشت جفت برگچه هستند، دمبرگها کوتاه بوده و طول اتصال برگچه ها بین یک تا چهار و نیم سانتی متر متغیر است. برگچه ها متقابل یا متناوب هستید وطولشان بین 7 تا 25 میلی متر و عرضشان 2 تا 7 میلیمتر می باشند. تعداد برگچه ها بسته به ژنوتیپ فرق کرده و در داخل هر ژنوتیپ نیز محل گره ها تفاوت می کند. گلها بر روی محور فرعی گل آذین، با دمگلی باریک به طول 2 تا 5/5 سانتی متر ظاهر می شوند. معمولاً هر دمگل از یک تا 4 گل را در بر می گیرد و در بعضی مواقع تا 7 گل نیز مشاهده شده است گلها کوچک و گلبرگ درفش آنها سفید است.

بالها و ناو نیز عموماً سفید یا مخلوطی از آبی و بنفش می­باشند کاسه گل به 5 بخش باریک تقسیم می­شود. پرچمها دیادلفوس هستند. تخمدان حاوی یک یا دو تخمک است که به یک خامه کوتاه و خمیده منتهی می شود. کلاله روی آن نسبتاً متورم و غده است. غلافهای عدس بیضوی از جوانب فشرده شده و در محل دربرگرفتن بذرها متورم است. غلاف حاوی یک تا دو بذر است. بر روی هر محور گل آذین تعداد یک تا چهار غلاف و گاهی شش مشاهده می شود. بذرهای عدس به شکل عدسیهای چشمی هستند رنگ آنها متغیر و اغلب قهوه ای تیره است. سطح بذر معمولاً صاف است ولی در ارقام پر محصول ممکنست بذرها چروکیده باشد، تعداد بذرهای هر گیاه وابستگی بسیار نزدیکی با تعداد غلاف درگیاه دارد لیکن تعداد بذر در داخل غلاف وورمن100 دانه آن کمتر تحت تأثیر محیط قرار می گیرد. بذرهای تازه برداشت شده عدس حدود 3 تا 4 هفته از خود دوره خواب نشان می دهند. بذرهائیکه فاقد دوره خواب می باشند زمانیکه در خاک مرطوب قرار می گیرند در دمای مطلوب گیاه سریعاً آب جذب می کنند عدسهای بذر ریز حدود 85 درصد وزن خشک خود آب جذب می کنند و این مقدار برای عدسهای بذر درشت 100 درصد است. فرم رویش و جوانه زنی گیاه درون زمینی است معمولاًَ در بهار دردمای 20 درجه سانتی گراد ظرف 7 روز سبز می شود و در زمستان در دمای 10 درجه سانتی گراد این مدت به 20 تا 30 روز افزایش می یابد.

نیاز اکولوژیکی

عدس به حرارت و سرمای زیاد حساس بوده لذا در عرض های جغرافیایی بالای کشورهای آب و هوا معتدل مثل ایران و ترکیه آنرا در بهار می کارند. بذرهای، عدس در محدوده وسیعی از حرارت چه در نور و چه در تاریکی قادر به جوانه زنی هستند البته دمای مطلوب بسته به ژنوتیپ، سن و اندازه بذر فرق می کند. بذرهای کوچکتر که در مقایسه با بذرهای بزرگ نسبت به سطح به حجم بیشتری دارند در دمای کم ( 15 درجه سانتی گراد) جوانه می زنند. گیاهچه های جوان عدس قادر به تحمل سرمای سخت هستند اما در صورت ادامه سرما یا تکرار آن یا همراهی با بادهای خشک امکان دارد از بین بروند. شبهای سرد جذب آب را کاهش می دهند. به این ترتیب ژنوتیپهایی که به سرما سازگار شدند مقاومت فیزیکی به خشکی را نیز دارا هستند. همانند بسیاری از حبوبات در عدس احتمال واکنش یا عدم واکنش به گره بندی با باکتری ریزوبیوم وجود دارد.

این موضوع به کشت گیاه قبلی و نوع خاک در یک منطقه خاص و تجمع ازت غیرآلی در دسترس گیاه بستگی دارد. عدس قادر است حدود 35 تا 77 کیلوگرم ازت درهکتار تثبیت کند. گره سازی و تثبیت ازت تحت تأثیر طول روز، شدت نور نیز هست اگر چه عدس در گیاهان روز بلند طبقه بندی شده است این گیاهان در طول روز 10 تا 12 ساعت با شدت نور 12000 لوکس نیز رشد و گره سازی می کنند. دوره رشد رویشی در عدس در کشورهایی مثل لبنان و ایران و ترکیه مواجه با افزایش طول روز و درجه حرارت می شود و در هندو پاکستان گیاه در این مرحله از زندگی خود با روزهای کوتاه و یا حتی سرما مواجه می شوند. اثر حرارت بر گیاهان احتمالاً به سن نسبی آنها بستگی دارد. افزایش دما در طیف معتدل رشد رویشی را تسریع می کند مثلاً زمانیکه عدس 4 تا 6 هفته عمر دارد و اثر حرارت بر آن مثبت ومنجر به تکثیر و افزایش سطح برگها می شود حرارت می تواند اثر منفی نیز داشته باشد، هنگامیکه همین عدس مسن تر شد دمای زیاد سرعت پیر شدن آنرا افزایش و عمر مفید آن را کوتاه می کند. گلها در عدس معمولاً قبل از ساعت 10 صبح در روزهای صاف و بدون ابر باز می شوند و تا قبل از سال 17 بسته خواهند شد گلبرگهای گیاه 3 روز پس از تلفیح پُر مرده شده و ظرف 3 تا 4 روز غلافها مشاهده می شوند بعضی واریته های عدس روز بلند و بعضی بی تفاوت هستند.

بین ژنوتیپهای مختلف طول رشد رویشی گیاه متفاوت بوده و بسته به محل ممکن است اثر مثبت یا منفی بر عملکرد داشته باشد. بذرهای عدس به میزان زیادی آب جذب می کنند که حدود 100 درصد وزن خشک بذرها و در مدت 24 تا 32 ساعت می باشد. زمانیکه مقدار رطوبت به این حد رسید جوانه زنی شروع می شود. پسابیدگی بذرها توانایی جوانه زنی آنها را کاهش می دهد. دمای مطلوب جوانه زنی بین 15 تا 25 درجه سانتی گراد بوده و دراین دما گیاه ظرف 5 تا 6 روز جوانه می زند. با کاهش دما سرعت جوانه زنی کم شده و در دمای کمتر از 5 درجه سانتی گراد حدود 25 تا 30 روز طول می کشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:38  توسط محسن یمینی صفت  | 

گندم
گندم از مهم‌ترین غلات است. این گیاه در دو گونه وحشی و اهلی موجود است. گندم یک ساله و از خانواده گرامینه‌ها (گندمیان) است.
خصوصیات گیاه گندم:
گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به 9 هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.
میوه گندم میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.
گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.

سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.
همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.

آب و هوای مناسب برای رشد گندم شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.
انواع گندم معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.
گندم بهاره در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.
اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.
گندم پاییزه این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.
شرایط مناسب برای رشد گندم خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.
گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
آفات و بیماریهای گیاه گندم زنگ گندم زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.

سیاهک گندم سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.
پوسیدگی جوانه و ریشه بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.
زمان برداشت محصول زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.
موارد مصرف گندم مواد مغذی آن برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:22  توسط محسن یمینی صفت  | 

تيپ‌های مختلف چغندرقند:

چغندرقند از لحاظ وزن، ريشه و مقداردرصد قند به چند تيپ مختلف به شرح زير تقسيم بندي شده است:

تيپ E يا پر محصول : اين نوع چغندر داراي ريشه هاي بزرگ با محصول ريشه بالا و درصد قند كم و دوره رشد طولاني 210 تا 240 روز مي باشد. متوسط وزن ريشه آن حدود 900 گرم و ميانگين درصد قند آن 15-14 در صد است.

تيپ N يا معمولي : داراي محصول ريشه و درصد قند متوسط ( 16 درصد) با دوره رشد كوتاهتر ( 210-180 روز ) مي باشد.به علت سازگاري با شرايط آب و هوايي ايران حدود 50 درصد چغندرقند ايران را اين نوع تشكيل مي دهد.

تيپ Z با درصد قند بالا: داراي ريشه مخروطي كوچك ، باريك و كشيده به وزن متوسط 600 گرم است.غده داراي شيارهاي جانبي عميق بوده و درصد قند آن حدود 17 درصد است كه از تيپ هاي E و N بيشتر مي باشد و نسبت به دو تيپ قبلي زود رس تر بوده به طوري كه دوره رشد آن بين 150 تا 180 روز مي باشد.

تيپ ZZ يا خيلي پر قند: وزن ريشه هاي آن كمتر از نوع Z ولي در صد قند آن بيشتر است. نسبت به شرايط نامساعد محيطي مقاومتر از ساير انواع چغندرقند بوده و در برنامه هاي به نژادي به منظور توليد ارقام جديد مورد استفاده قرار مي گيرد.

تيپ RC: اين نوع اخيرأ در فرانسه از تلاقي بين تيپ هاي Z وN توليد گرديده و داراي مشخصات شبيه تيپ N ولي درصد قند بيشتر از آن مي باشد.ضمنأ نسبت به بيماري سركوسپوريوز مقاوم بوده و به همين دليلRC (مقاوم نسبت به سركوسپورا) نامگذاري شده است 


1385/02/10 -->

 تأثير بيماري سفيدك سطحي چغندرقند بر كميت وكيفيت محصول در استان كرمانشاه :

به منظور بررسي ميزان افت عملكرد ريشه و درصدقند ناشي از بيماري سفيدك سطحي، تعداد 10 ژنوتيپ در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در يك آزمايش فاكتوريل با سه تكرار در سال 1380 در کرمانشاه مورد مقايسه قرار گرفتند. ژنوتيپ ها يک فاکتور و سمپاشي در دو سطح, فاکتور ديگر را تشکيل دادند. براي ايجاد آلودگي مصنوعي از سوسپانسيون كنيديهاي قارچ استفاده شد و شش هفته پس از استقرار عامل بيماري شاخص آلودگي براي تيمارها تعيين گرديد. نتايج نشان داد، ژنوتيپهايي كه با سم كنترل شدند عملكرد ريشه بالاتري داشتند. به طور كلي سمپاشي باعث افزايش 16.5 درصد عملكرد ريشه گرديد. پاسخ ژنوتيپها به كنترل شيميايي در افزايش عملكرد ريشه بسيار متفاوت بود و افزايش عملكرد ريشه، از 0.5 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233 B41K تا 19.7 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233P.107 مشاهده شد. عكس العمل ژنوتيپها در مورد صفت درصدقند نيز متفاوت بود و در تيمارهاي سمپاشيشده درصدقند افزايش يافت، به طوري كه در ژنوتيپ7233 P .107 ميزان درصدقند حدود 2.2 درصد نسبت به شرايط سمپاشي نشده افزايش نشان داد.


1385/02/09 -->

 ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارت‌ترين بيماريهاي مهم چغندرقند:

ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارت‌ترين بيماريهاي مهم چغندرقند مي باشد كه در مناطـق مختلف كشور بويژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شيوع كرده وگزارشــاتي نيز مبني بر صحت وجود اين بيماري قيد شده است . بيماري ريزومانياي چغندرقند كه بخـــاطرعلا مت بيماري (پرمويي و ريش بزي شدن) در دو طرف ريشه اصلي به ديوانگـــــــي ريشه موسوم است...

و به جهت كوتوله شدن ريشـه و ادامه رشد ريشه در قسمت سطحي خاك محصول برداشتي خيلي كم ميشود و شديداً عملــكرد شكـر در هكتار كاهش مي يابد و عدم رعايت اصول كنترلــــي و كاهش بيماري عمــلاً كشت چغندر قند را دركشور به مخاطره خواهد انداخت. 


علائم بيماري و تشخيص مزرعه اي :
  در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لكه هاي سفيد و زردي در اطراف رگبرگها بوجود مي‌آيد كه از علائم اوليه بيماري مي باشد ، برگها ممكن است چروكيــــده و پژمرده شوند و بدون سبزينه باشند ، بعضي وقتها برگهاي كوچكتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تكثير يابند. زردي عمومي معمولاً در برگها اتفاق مي افتد و بجهت اينكه ريشه هاي آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذايي در كمبود هستند، نشانه هاي معمول برگي ، شبيه به استرس آبي يا كمبود نيتروژن هستند. در ســطح پيشرفته بيماري، علائم بيماري شامل كوتوله شدن ريشه گياه و انشعاب بيش از حد ريشــه هاي جانبي مرده و پوسيده در اطراف ريشه (غده ) اصلي است كه به آن ظاهري ريش دار ميدهد، با آلودگــي هاي بعدي ريشه هاي ذخيره اي گياه اغلب پوسيده ميشوند و در زير سطح خاك بهم فشــرده مي گردند و غده شكل ليوان ( جام شراب ) را به خود مي‌گيرد و حلقه هاي آوندي نيز ضمن چوبي شدن ظاهــري تيره رنگ (قهوه اي) به خود مي گيرد، در بعضي اوقات رگبرگـــها كمي زرد رنگ شده و حالت ايستاده پيدا مي كنند، حالت بد شكلي در برگها نيز مشاهده شده و منجر به رشد غير عادي بافت طوقه گياه ميشود ، امكان سستي و پژمردگي بدون تغيير رنگ در برگ هاي گياه در مراحل بعدي وجود دارد و در برخي از موارد بندرت علائم زردي رگبرگي مشخص همراه با لكه هاي نكروتيك نيز قابل مشاهده است اين علائم حتي درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بيماري هستند.


1385/01/24 -->

 براي مبارزه با كرم برگخوار چغندرقند از سم كلره استفاده نكنيد:

با وجود تاثير بسيار خوبي كه سموم كلره بر آفت كرم برگخوار چغندرقند دارد، به علت دوام زياد روي گياه و وجود باقيمانده سموم توصيه نمي شود.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)، براساس تحقيقات انجام شده توسط پژوهشگران كرم برگخوار چغندرقند به قسمت سبز گياه حمله مي كند و نحوه خسارت بدين ترتيب است كه كرم هاي ريز در ابتدا بصورت دسته جمعي از قسمت زير و يا روي برگ ها تغذيه و آنها را به صورت توري، نازك درمي آورند و به تدريج كه بزرگتر مي شوند و خوراك آنها بيشتر ميشود، بصورت دسته جمعي براي پيدا كردن غذا به حركت درمي آيند و در تمام سطح مزرعه پخش مي شوند و از كليه قسمت هاي برگ تغذيه مي‌كنند و گاهي نيز ساقه ها و سرريشه ها نيز آسيب مي بينند.
اين آفت كه داراي نام علمي كارادرينا و نامهاي محلي رهه، راهو، منجه، كوخ و قورت است علاوه بر چغندرقند به گياهان زراعي ديگري چون اسفناج، بادمجان، پنبه، سيب زميني، گوجه فرنگي، يونجه، كتان، كنجد، آفتابگردان، ذرت، لوبيا و بعضي از علف هاي هرز از قبيل پيچك، تاج خروس و هفت بند آسيب مي رساند.
شخم عميق زمين پس از برداشت محصول، از بين بردن علف هاي هرزي كه پناهگاه آفت هستند و سمپاشي مزرعه از روشهاي كنترل و از بين بردن اين آفت است.
همچنين بهترين زمان مبارزه عليه آفت كارادرينا هنگامي است كه آفت تخمريزي كرده و حتي مقداري از تخم ها باز و لاروها از آن خارج شده باشند، بنابراين از اواسط ارديبهشت ماه كه زمان بروز اين آفت است، بايد مزرعه به دقت بررسي شود.
به غير از سموم كلره، سموم ديگري از جمله كارباميل 85 درصد به ميزان 3 كيلوگرم، فوزالن 35 درصد به ميزان 3 ليتر و اتريمفوس 50 درصد به ميزان 1 تا 5/1 ليتر در هكتار در 400 تا 800 ليتر آب قابل توصيه هستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:47  توسط محسن یمینی صفت  | 

جو

 

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.
پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌.

 جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).
طبع‌ و خواص‌ جو

. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

امروزه‌ مهم‌ترین ‌کاربرد جو در صنایع‌غذایی‌، تهیه ‌مالت‌ و عصاره‌ مالت‌است‌ که ‌مادّه ‌اصلی‌ در تهیه ‌بعضی‌ آشامیدنیها و غذاهاست‌ (برای ‌طرز تهیه ‌و موارد استعمال ‌مالت ‌و عصاره ‌آن‌ رجوع کنید به زرگری‌، ج‌4، ص‌702ـ 705). دانه ‌نیمکوب‌ جو نیز در تهیه ‌برخی ‌از آشها به‌ کار می‌رود.

جو در ادبیات ‌فارسی‌. در ادبیات ‌فارسی‌ هرجا سخن ‌از جو رفته‌ بیشتر منظور نشان‌ دادن ‌ناچیزی ‌و کم‌بهایی‌ شی‌ء موردنظر بوده‌است‌(مثلاً رجوع کنید به حافظ‌، ج‌1، ص‌680، 814). جو در ادبیات‌عامیانه ‌فارسی‌نیز در مثلها و اشعار بسیاری ‌به ‌کار رفته ‌است‌، مانند «گندم‌ نمای ‌جو فروش‌» (برای‌ تمثیلها و باورهای‌عامیانه ‌در باره ‌جو رجوع کنید به شاملو، ذیل ‌واژه‌

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 14:17  توسط محسن یمینی صفت  | 

آزمون های تعیین کیفیت بذر
برای آزمون کیفی ممکن است با استفاده از نمونه های تهیه شده، تعدادی آزمون برای ارزیابی کیفیت فیزیکی، خلوص ژنتیکی، زنده بودن بذر و قدرت رویش انجام گیرد.
تجزیه خلوص ژنتیکی.
روش کلاسیک شامل آزمون های کشت می باشد. این آزمون ها شامل کشت یک نمونه از بذر در گلخانه، خزانه زمستانی و یا حتی تابستانه برای ارزیابی رشد و نمو بوته در مقایسه با دیسکریپتور رقم می باشد. عیب این آزمون، زمان انجام آن می باشد. زیرا مواد ژنتیکی ممکن است در محیطی ارزیابی شوند که سازگاری به آن ندارند و منجر به مشکلات بیشتری در تشخیص بوته های خارج از تیپ گردد. امروزه تکنیک های آزمایشگاهی مثل الکتروفورز ژل نشاسته در دسترس می باشند که می توان با استفاده از آن ها اقدام به تعیین خلوص نمود . مزیت این تکنیک ها سرعت و دقت بالای آن و عیب آن هزینه بالا و پیچیدگی اجرای آزمون می باشد .
آزمون سلامت بذر.
به منظور کاهش احتمال گسترش پاتوژن های مضر از طریق بذر به سایر مناطق یا کشور ها، یکسری از آزمون های سلامت بذر بوجود آمده اند که به طور معمول 4 نوع می باشند:
- آزمایش فیزیکی قسمت های داخلی و خارجی بذر با استفاده از میکروسکوپ برای شناسایی وجود یا عدم وجود پاتوژن ها.
-پلیت کردن بذر روی آگار و سپس شناسایی ارگانیسم.
- جوانه زنی و رشد گیاهچه در شرایط شناخته شده مساعد برای توسعه علائم قابل تشخیص پاتوژن.
-شستن نمونه بذر ها با آب دوبار تقطیر شده و به دنبال آن، سانتریفوژکردن و مشاهده در زیر میکروسکوپ.
آزمون تعیین قدرت نامیه (Seed vigor tests).
آزمون جوانه زنی استاندارد (قوه نامیه)، حداکثر پتانسیل یک گروه به خصوص بذر را تحت شرایط ایده آل تعیین می کند. از آن جاییکه قوه نامیه تحت شرایط ایده آل تعیین می گردد، الزاما ً نمی تواند منعکس کننده پتانسیل سبز شدن یک بذر در شرایط مزرعه ای باشد و این در حالیست که تفاوت معنی داری بین آزمون جوانه زنی استاندارد و سبز شدن در شرایط واقعی مزرعه وجود دارد. قوه نامیه نسبتا ً بالا الزاما به مفهوم سبز یکنواخت یا استقرار قوی تحت شرایط کشت مزرعه ای نمی باشد. قدرت نامیه بذر به عنوان یک ویژه گی، پتانسیل سرعت و سبز یکنواخت و همچنین توسعه گیاهچه های نرمال را در دامنه وسیعی از شرایط مزرعه تعیین می نماید.
آزمون پیری تسریع شده (Accelerated aging test).
این آزمون در وهله اول برای تعیین قابلیت انبار مانی در محیط گرم و مرطوب پیشنهاد گردیده است. تغییرات حرارتی در این آزمون نبایستی بیش از 3/0 -/+ درجه سانتی گراد باشد زیرا تغییات جزئی درجه حرارت ( 5/0 درجه سانتی گراد ) تاثیر بسزایی روی نتیجه حاصل خواهد داشت. در این روش به طور خلاصه می توان گفت که تعداد 100 دانه بذر در سینی مشبک در داخل جعبه پلاستیکی محتوی 40 میلی لیتر از آب دوبار تقطیر شده قرار داده می شوند. بذر ها با بستن جعبه ها و قرار دادن آن ها در 42 درجه سانتی گراد به مدت 96 ساعت و 100 % رطوبت نسبی روند پیری را طی می نمایند . سپس بذر ها را برداشته و در شرایط استاندارد جوانه زنی ارزیابی می شود. حالت تغییر یافته این روش، افزایش درجه حرارت به 45 درجه سانتی گراد به مدت 60 ساعت و سپس آزمون جوانه زنی استاندارد می باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 11:6  توسط محسن یمینی صفت  | 

موضوع :مدیریت بقایای گیاهی


مقدمه:
خاکورزی حفاظتی در مناطق خشک خاکورزی حفاظتی از دهه 1940 در اروپا و آمریکا به عنوان یک سیستم جایگزین گاوآهن برگردان‌دار، به علت خشکسالی¬های بوجود آمده و به منظور جلوگیری از فرسایش آبی و بادی مورد توجه قرار گرفت و کشاورزی بدون شخم برای اولین بار معرفی گردید. علاوه بر حفظ و نگهداری منابع آب و خاک، سلامتی مواد غذایی، حفظ طبیعت و محیط زیست از موارد دیگری است که در شرایط کنونی توجه کشورهای پیشرفته را در استفاده از سیستمهای خاک‌ورزی حفاظتی به خود معطوف داشته است.یکی از مشخصات مناطق خشک ونیمه خشک ما پایین بودن رطوبت هوا که موجب افزایش شدت تبخیر وتعرق میشود و در نتیجه باعث افزایش آب مورد نیاز گیاه میگردد که یکی از راههای کاهش تبخیر حفظ بقایای گیاهی در سطح یا نزدیک سطح خاک در مناطق خشک به خصوص در فصل تابستان که میتوان دور آبیاری را افزایش داد واز مشخصات دیگر منطقه فقیر بودن خاک از مواد آلی است که مدیریت بقایای گیاهی از روش های اصلاح و حاصلخیزی این مناطق میباشد . خاکورزی حفاظتی :هدف از خاک‌ورزی حفاظتی کاهش شدت عملیات خاک‌ورزی و مدیریت بقایای گیاهی موجود در سطح خاک می‌باشد. هرگونه تلاش در کم‌کردن شدت عملیات خاک‌ورزی، کاهش عمق شخم و یا سست و لق‌کردن خاک بدون زیر و رو (برگرداندن) کردن آن، خاک‌ورزی حفاظتی محسوب می‌گردد. در این سیستم پس‌مانده‌های محصول قبلی تماماً یا قسمتی از آن (حداقل 30 درصد) در سطح یا نزدیک سطح خاک نگهداری می‌شود حفظ بقایای گیاهی در سطح یا نزدیک سطح خاک در روش‌های خاک‌ورزی حفاظتی باعث حفظ رطوبت خاک، جلوگیری از شستشوی ذرات خاک بر اثر ضــربات باران در اراضی شیب دار و کاهش فرسایش آبی می¬گردد، همچنین کاهش شدت برهم‌زدن خاک در سیستم خاک‌ورزی حفاظتی از خردشدن و جابجایی زیاد ذرات خاک و پودرشدن آن جلوگیری کرده و باعث کاهش فرسایش بادی ‌می گردد. چگونگی اعمال خاک¬ورزی حفاظتی در مناطق خشک :برگردان نکردن خاک و حفظ بقایای گیاهی در سطح در صورت عدم اعمال مدیریت صحیح می¬تواند موجب بروز موانعی در کشت محصول بعدی گردد. وجود زیاد علفهای هرز، یکی از مشکلات مشاهده شده در سیستم خاک‌ورزی حفاظتی می‌باشد. دانه‌های باقی‌مانده محصول قبلی و بذور علفهای هرز به علت حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک و عدم برگردان ‌‌شدن خاک، شرایط مساعدی برای سبزشدن در این روش خاک‌ورزی را دارند. این مشکل در تناوب غلات با محصولات ردیفی به علت ریزش بذور غلات از کمباین و قرار گرفتن در ترک¬های زمین و سبز شدن سریع تر آنها نسبت به محصول اصلی بیشتر مشاهده می گردد.علاوه بر آن حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک در خاک‌ورزی حفاظتی در طی کشت‌های متوالی به خصوص در مناطق با نظام دو کشتی که فرصت کمتری برای پوسیدن‌ بقایا وجود دارد، تجمع بقایای گیاهی در سطح را به دنبال خواهد داشت. حجم زیاد بقایای گیاهی در سطح خاک، خطر ابتلا به بیماریها و حمله آفات را افزایش می‌دهد. در این پروسه عمل کاشت و مبارزه با علفهای هرز با افزایش حجم بقایا به مرور زمان مشکل می گردد.همچنین متفاوت بودن شکل بستر کاشت در دو محصول متوالی (بستر پشته‌ای و مسطح) از موانع دیگردر اعمال روش حفاظتی می باشد. بطور مثال غلات در برخی استانهای کشور بصورت مسطح و ذرت بر روی پشته‌ کاشته می‌شود. بنابر این برای اعمال خاک¬ورزی حفاظتی نیاز به یک مدیریت خاص می¬باشد که بتواند مشکلات اشاره شده را تا حد زیادی کاهش دهد. مطالعات و آزمایش¬های انجام شده در ایران مشخص نموده که در بین روش های مختلف مدیریتی که در دنیا در دست اجرا است روش خاک¬ورزی پشته¬ای با شرایط مناطق خشک ایران تطابق بیشتری دارد ازاهداف کلی خاکورزی حفاظتی : کنترل فرسایش افزایش باروری خاک باقی ماندن رطوبت درخاک
افزایش بازده مصرف آب
کاهش مصرف انرژی و نیروی کارگری ومصرف نهاده ها
روش‌های خاکورزی حفاظتی
کم‌خاک‌ورزی و بی‌خاک‌ورزی دو روش متداول در خاک‌ورزی حفاظتی است. در روش کم‌خاک‌ورزی عملیات بر حسب نوع گیاه و میزان بقایای محصول قبلی تا عمـــق کــافی(15-8 سانتی متر) برای قرار دادن کود و بذر و مخلوط کردن بقایا با لایه سطحی انجام می گیرد. در روش بی‌خاک‌ورزی هیچ نوع عملیات خاک ورزی صورت نمی¬پذیرد و تنها ماشین کاشت کود و بذر را باحداقل به هم خوردگی در خاک قرارمی ¬دهد. در روش بی‌خاک‌ورزی بقایای گیاهی در سطح خاک(روی خاک) رها می گردند.روش های خاک ورزی حفاظتی در مناطق مختلف دنیا با توجه به شرایط خاک و اقلیم هر منطقه بومی گردیده و از مزایای ویژه ای که برای آن منطقه دارد استفاده می‌گردد.مزایای خاک‌ورزی حفاظتی در مناطق خشک :حفظ رطوبت خاک
افزایش درجه حرارت خاک در فصل پاییز و تعدیل آن در فصل تابستان افزایش حاصلخیزی خاک پیش¬رس کردن محصول در نظام دو کشتی
عملیات انجام شده در کشت گندم در سطح شهرستان:
1-
در روش کم خاکورزی 500 2هکتار
2-
در روش بی خاکورزی 100 هکتار
3-
عملیات ساقه خورد کنی در جاکشت مزارع پنبه120 هکتار
مشکلات موجود در کشت مستقیم زراعت گندم در شهرستان زرین دشت:الف- مشکلات اساسی موجود:
1-
عدم آگاهی کشاورزان از کشت مستقیم
2-
عدم وجود دستگاه خاکورز مرکب در سطح شهرستان
3-
عدم وجود دستگاه بذر کار کشت مستقیم در سطح شهرستان
ب-مشکلات فنی:
1-
عدم تسطیح مناسب اراضی
2-
رویش سریع علف های هرز قبل از سبز شدن محصول اصلی
3-
عدم تخمین جگالی ظاهری خاک و تشخیص درصد میزان ماده آلی موجود خاک توسط کارشناسان
4-
عدم انتخاب مزارع دارای شرایط نوع کشت( کم خاکورزی؛بی حاکورزی)

پیشنهادات:باتوجه به سابقه دیرینه بعضی از کارشناسان و تجربه چند ساله در کشت و زراعت لذا لازم است که نظرات آنها رامحترم شمرد و در صورت صلاحدید آن را توصیه نمود.لازم است اجرای طرح مدیریت بقایای گیاهی را یک پروژه اجباری دیکته شده تلقی ننمود تا اگر چنانچه جائی نتیجه ای منفی داشت ؛ تبلیغات سوئی علیه این طرح بی نظیر نشود.با توجه به رهیافت های موجود ترویجی در کشور نسبت به فرهنگ سازی و آموزش زارعین اقدام نمود و این مهم نیاز به برنامه ریزی و تخصیص اغتبارات ویژه دارد.

پژوهشگر:یوسف خرم
مسئول واحد مکانیزاسیون مدیریت بقایای گیاهی در شهرستان زرین دشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 9:40  توسط محسن یمینی صفت  | 

اسفناج(Spinach oleraceaea L. )

1- اصل و قدمت:

اسفناج به صورت خودروSpinacia tetranda  در اسیای مرکزی ( ترکستان ، ایران و افغانستان ) می روید که با اسفناج اهلی  ) Spinach oleracea L.) قرابت زیادی داشته است . مبداء این گیاه به درستی  معلوم نیست . به احتمال قوی اصل ان از ایران است که نام ان نیز به احتمال قوی از زبان فارسی     گرفته شده است . اولین بار در سال 674 میلادی در چین از ان استفاده می کردند و نزد رومیان و   یونانیان از 2000 سال پیش شناحته شده بود .در قرن 12 به اروپا راه یافت . بعضی ها عقیده دارند که ابتدا در قرن 13 یا 14 به اروپا راه پیدا کرد . Scheewe و همکاران بر این عقیده اند که اسفناج توسط    اعراب به شمال افریقا برده شد و توسط مورها (Moors) در قرن 11 به اسپانیا راه یافت. به نظر Ryder  کلمه انگلیسی Spinach  از کلمه اسپانیای Espinaca  مشتق شده است . این گیاه از طریق اسپانیا   در سطح اروپای مرکزی انتشار یافت . در اروپا تا قرن 15 با گیاه خودروی به نام Atriplex hortensis     رقابت می کرد . بعداً توسط اروپاییان به امریکا برده شد . Girenko تواننست اختلاف اسفناج را با دو    گونه هم خویش دیپلوییید ان (Spinacia tetranda  )  و  ) Spinacia turkestanica) مشاهده کند  و       به این ترتیب انواع ابتدای ان را در شمال غربی هندوستان ونپال دانست . {پیوست ، غلامعلی }

2- مشخصات گیاهشناسی :

اسفناج متعلق به خانواده  چغندر (Chenopodiaceae  ) است  . گیاهی است یک ساله و روز بلند که پس از سبز شدن تولید  برگهای طوقه ای (Rosette ) به این ترتیب که برگها در یک سطح در اطراف   ساقه ای به طول چند میلیمتر نزدیک به  سطح خاک قرار می گیرند . در طی رشد بعدی این ساقه  طویل شده و از ان شاخه های جانبی دیگری از محل اتصال برگهای طوقه ای به ساقه ی اصلی منشعب می شوند و ممکن است از ساقه ی اصلی ساقه های فرعی درجه 1 و2 همراه با شاخه های جانبی درجه  1و2 به وجود ایند . اندازه ی گیاه می تواند بین 8 تا 10 سانتیمتر متفاوت باشد .

ربشه ی اصلی اسفناج عمیق است و می تواند تا عمق 140 سانتیمتری در خاک نفوذ کند . از این     نظر می توان این گیاه را در خاکهای شور به خوبی کشت نمود . ریشه های فرعی این گیاه دوکی   شکل است و حداکثر تا 60 سانتیمتری خاک پراکنده اند .

برگها در ارقام مختلف دارای رنگ و فرم متفاوتی هستند و به شکلهای تخم مرغی ، بیضوی و یا         نیزه ای وجود دارند . کناره برگها می تواند کاملاً صاف و یا دندانه دار باشند . پهنک برگ نیز صاف و یا دارای چین وچروک است . ارقامی که دارای برگهای چین وچروک هستند ، از نظر نگهداری در انبار   مناسب ترند زیرا تهویه در انها بهتر صورت می گیرد ولی در عوض به سختی قابل شست و شو   هستند . در اسفناج گلهای نر و ماده ممکن است به چند صورت زیر ظاهر شوند .

الف – پایه های که فقط دارای گلهای نر بوده و اغلب دارای کاسبرگ 4 شکافه و 4 پرچم اند . اندازه      گیاه کوچک است و نسبت به سایر انواع زودتر گل می دهد .

ب – پایه های که فقط دارای گلهای ماده بوده و دارای کاسبرگ 2 تا 4 شکافه هستند .

ج – پایه های دو جنسی که تعداد گلهای نر نسبت به گلهای ماده زیادتر است .

د – پایه های دو جنسی که تعداد گلهای ماده  نسبت به گلهای نر زیادتر است .

بنابراین از نظر پراکندگی ، گلهای نر و ماده می توانند روی یک یا دو پایه قرار گیرند . در ارقام قدیمی گیاهانی که دارای گلهای نر هستند ، برگهای کمتری دارند و زودتر نیز گل می دهند و به همین         علت نیز باید زودتر برداشت شوند تا با افت عملکرد همراه نباشد .

گلهای نر بعضی اوقات با برگ و در بعضی مواقع بدون برگ بر روی ساقه گل دهنده ظاهر می شوند . گلهای ماده در محور برگها پنهان هستند ولی گلهای نر به وضوح اشکارند که از بازار پسندی گیاه        می کاهد . به همین علت است که کاشت ارقام ماده و یا ارقامی که تعداد گلهای ماده ی ان بیشتر   است ارجعیت دارد . اسفناج نر و ماده را از رنگدانه ها  و کربوهیدراتهای موجود در گیاه تشخیص می دهند . قند ، کلروفیل و مقدار کاروتین در اسفناج ماده بیشتر از نر است .مادگی دارای یک تخمدان ،    یک خامه و 4 تا 6 کلاله است . کلاله ها اغلب دارای انشعاباتی نیز هستند امروزه به کمک اصلاح نژاد توانستند معایب گلدهی زودتر از موعد و و برگدهی کم گیاه نر را از بین ببرند و همانند حصوصیات       گیاه ماده کنند ، به طوری که گیاهان دو پایه مانند گیاهان تک پایه محصول تولید می نمایند . گرده افشانی اسفناج به صورت غیر مستقیم است و اغلب با باد صورت می گیرد . پس از عمل لقاح تخمک رشد کرده و تولید میوه ی شکوفا می کند .امروزه دو واریته از این گیاه کشت و زرع می شود :

الف –   S.o. var . oleraceae syn var spinosa(Moench) یا اسفناج  بذر خار دار که در واقع نوع      قدیمی را معرفی  می کند و به نظر Krug  اسم اسفناج  از کلمه لاتین Spina  بمعنی خار مربوطه         به این واریته است .

ب -  S.o. var . inermis (moench) یا اسفناج بذر صاف که اولین بار در قرن 16 میلادی معرفی شد . ارقمی که خار دار هستند ، میوه با پوشش گل رشد کرده و پس از سخت شدن اغلب دارای 2و 3 و        یا 4 خار می شوند . از آنجایکه در موقع بذر پاشی با ماشین ، بذر خار دار به  سختی از ماشین به   زمین می افتد ، کشت های مکانیزه مشکلات زیادی را به همراه دارد . ولی باید دانست که بذر خار در شرایط سخت زمستان معمولاً دارای رشد و نمو بهتری است تا بذر صاف .{پیوست ، غلامعلی }

                                     بوته ي اسفناج

3- شرایط آب و هوایی  

اسفناج محصول نواحی نسبتاً سرد است و در آب و هوای خنک بهتر رشد می کند . به طور کلی   اسفناج در مجاورت تابش زیاد افتاب دمای متوسط و هوای مرطوب بهترین نتیجه را می دهد .  یخبندان را بیشتر از اغلب سبزیهای دیگر تحمل  می نماید . بعضی از ارقام آن حتی در مقابل سرمای تا 7- درجه سانتیگراد نیز مقاوم است . بادهای شدید و خشک به گیاه خسارت وارد می کند . بنابراین نقاطی که دارای اب وهوای معتدل هستند ، و با توجه به این امر که این گیاه دارای دوره رویش نسبتاً کوتاهی   است (40 تا 50 روز ) ، می توتن چندین بار در سال اقدام به کشت آن نمود . اسفناج دارای انواع     بهاره ، پاییزه و زمستانه است . گرمای زیاد باعث زود به گل رفتن و به بذر نشستن آن می شود .        به همین علت است مناطقی که تابستانی گرم دارند ، کشت آن در اوایل و یا اواسط پاییز و یا اوایل اسفند صورت می گیرد ( مانند خوزستان )

- جدول تولید اسفناج در امریکا و کشورهای اروپایی                                   

کشور

هکتار

تن

آمریکا

3668

31640

ایتالیا

8264

105240

فرانسه

5713

85410

آلمان غربی

3915

56954

هلند

1975

45300

نقل از : Nonnecke, 1989

 

پس از خاتمه مرحله رویشی ، دوره زایشی در گیاه آغاز می شود . به این ترتیب که شکل طوقه ای  برگها در گیاه از بین می رود ، ساقه گل دهنده شروع به نمو کرده و ساقه های جانبی گل دهنده نیز ظاهر می شوند . مرحله زایشی اسفناج تحت تأثیر دو عامل طول روز و گرما هدایت شده و با بهارش افزایش می یابد .

- نور

همان طوری که قبلاً ذکر گردید ، به طور کلی اسفناج گیاهی است روز بلند . بنابر این چنانچه در       طول رشد ، مدت روشنایی زیاد باشد بوته اسفناج طی مدت چند هفته گل می دهد . به همین علت است که بذر کشت شده در بهار زود تر گل داده (انواع بهاره) تا بذر که اواخر تابستان و اواییل پاییز    کشت  می شود (انواع پاییزه وبهاره ) . به نظر Fritz and Stols مرحله بحرانی گل دهی اسفناج در  شرایط 12 ساعت روشنایی است که خشکی و گرمای زیاد نیز گلدهی را تسریع می کنند .

اسفناج را در گروه سبزیهای دو پایه (dioecious) طبقه بندی می کنند در صورتیکه این طبقه بندی     کاملاً درست زیرا پایه های متفاوتی مثل پایه های نر ، ماده و یا نر و ماده وجود دارند . این گیاه را           از نظر گلدهی و جنسیت به صورت زیر طبقه بندی می کنند :

پایه های کاملاً نر فقط گلهای نر تولید کرده ، برگهای بسیار کمی دارند ، زود به گل می نشینند و       پس از گلدهی از بین می روند .

پایه های رویشی نر نیز فقط گلهای نر تولید کرده ولی برگهای زیادی دارند و دیرتر از نوع اول به گل       می نشینند .

گیاهان ماده که فقط گلهای ماده تولید کرده ، برگهای کاملاً شکل گرفته و دیر وقت به گل می نشیند .

ارقام مختلف اسفناج نیز عکس العملهای متفاوتی نسبت به طول روز نشان می دهند . همان طوری   که ملاحظه می شود بعضی ارقام مانند Virtuosa  و lndien Thorny حساسیت کمی در مقابل         فتوپریود نشان می دهند . این ارقام در روزهای کوتاه نیز به گل می نشینند .در صورتی که در بعضی ارقام دیگر مانند VR و nobel  روزهای کوتاه باعث توقف رشد گیاه شده و فقط در مرحله ی رویشی      باقی می ماند و در روزهای بلند به گل وبذر می نشیند .{ پیوست ، غلامعلی  }

5- دما

علاوه بر طول مدت تابش ، گرما نیز در به گل نشستن اسفناج دخالت دارد . به طور کلی گرمای زیاد ، مرحله رشد و نمو در گیاه را افزایش می دهد ، به طوری که در نهایت افزایش رشد زایشی در واحد    زمان ، بیشتر از افزایش وزن برگ در واحد زمان خواهد بود . به عبارت دیگر اسفناج در مجاورت  گرمای زیاد به سرعت رشد می کند ولی به زودی هم به گل و بذر می نشیند و در نتیجه مقدار محصول کاهش خواهد یافت . ارقام زودرس در مجاورت افزایش گرما بیشتر از ارقام دیررس عکس العمل نشان می    دهند و به همین دلیل برای کشت تابستانه مناسب نیستند . طول روز و گرما علاوه بر اینکه تنظیم کننده  رشد زایشی در گیاه هستند ، طول مدت رشد رویشی را نیز تعیین می کنند و به این ترتیب در تشکیل برگها و نهایتاً مقدار عملکرد محصول دخالت دارند . { پیوست ، غلامعلی }

6- بهارش یا ورنالیزاسیون

به گل رفتن اسفناج علاوه بر عوامل نور و گرما می تواند تابع بهارش یا ورنالیزاسیون نیز باشد .      بهارش حتی پس از چند روز کاشت بذر یهنی زمانی که دانه ها با جذب آب متورم شده اند ، تأثیر     می گذارد ولی شدت این اثر در مراحل بعدی یعنی زمانی که گیاه سبز شود ، بیشتر است . دامنه   دمای مؤثر برای گل انگیزی بین 2 تا 8 درجه سانتیگراد قرار دارد . پس از آن دمای بالا گلدهی را افزایش می دهد . سرمای لازم برای بهاره کردن بین 0 تا 5 درجه سانتیگراد طی مدت 8 تا 10 روز تعیین شده است . گیاهانی که بهارش دیده اند ، به مدت یک هفته زودتر از گیاهان عادی به گل می نشیند . در   این گونه گیاهان مقدار برگ پایین ولی مقدار بذر بیشتری تولید می گردد . بنابراین عملکرد اسفناج  تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد که به طور گروهی قابل بحث است و در حال حاضر با توجه به نتایج پژوهش های بدست آمده نمی توان این تلفیق را به طور دقیق مشخص نمود  . {پیوست ، غلامعلی  }

7- خاک

هرچند که می توان اسفناج را در کلیه زمین ها کشت نمود ولی خاکهای خیلی سبک وخیلی      سنگین برای رشد گیاه مناسب نیستند . بهترین خاک مناسب برای اسفناج حد واسط بین این دو و        و اراضی نم دار و حاصلخیز است . این گیاه در مقابل زمین های ابگیر ، خشک و PH خاک بسیار  حساس است . مناسبترین PH  خاک برای این گیاه بین 6 تا 8 است . اسفناج در مقابل PH  پایینتر       به وضوح عکس العمل نشان داده و نتیجه خوبی نمی دهد . گاهی اوقات در خاکهای قلیایی و خنثی تولید کلروزه می شود . این امر به علت غیر قابل استفاده بودن منگنز در اینگونه خاکها است . در مناطقی که رطوبت و بارندگی زیاد است مانند قسمت های شمالی کشور ، کشت اسفناج در        پشته  هایی که دارای زهکشهایی به عمق 25 تا30 سانتیمتر است صورت می گیرد .

زمین های عمیق با بافت خوب با هوموس و رطوبت کافی برای اسفناج است . خاکهای سبک فقط    برای ارقام زودرس ، کشتهای زمستانه و کشت های مراحل اول سال مناسب است . در این خاکها      باید آبیاری تکمیلی و کود کافی را از نظر دور نداشت . بهترین خاک می تواند خاکهای لومی و یا    خاکهای معدنی با هوموس کافی باشد . بستر کاشت برای کشت مکانیزه صاف و دارای شیب کم   و عاری از سنگلاخ باشد . { پیوست ، غلامعلی }

8- کود

استفاده از کود حیوانی در زمین هایی که از ننظر مواد آلی ضعیف هستند توصیه می شود . در هر  صورت باید از کود حیوانی کاملاً پوسیده استفاده شود . چنانچه بخواهیم از کود تازه استفاده کنیم         ، باید انرا چند ماه قبل از کاشت به زمین داد زیرا ریشه ی اسفناج در مقابل پاره ای از بیماری های قارچی که باعث پوسیدگی ریشه می شوند حساس است .

کود شیمیای را باید موقعی به زمین داد که در فاصله کوتاه دوره ی رویش در دسترس گیاه قرار         گیرد . با توجه به مقدار مواد غذای موجود در خاک معمولاً حدود 120 کیلو N  ، 60 کیلو 5P2O و           140 کیلو گرم K2O در هکتار توصیه می شود . همانطوری که گفته شد اسفناج زمین های خنثی تا قلیای را ترجیح می دهد . بنابر این می توان تا 4 هفته قبل از کاشت با دادن کود های آهکی مبادرت ورزید . کود پتاسه را در بهار به شکل کلرید به زمین می دهند زیرا عرضه زیاد کلرید در خاک کاهش    جذب ازت را به همراه دارد و در شرایط معمول تولیدی باعث کاهش نیترات در گیاه می شود . معمولاً برای انواع بهاره ، کود شیمیای را یک دفعه قبل از کاشت به زمین می دهند ولی برای انواع زمستانه      3/1 ازت را توأم با تمای کودهای فسفره و پتاسه در اوایل زمستان هنگام کاشت به زمین می دهند       و 3/2 ازت باقی مانده را در دو مرحله ی دیکر به صورت کود سرک در اختیار گیاه قرار می دهند . میزان کودهای ازته در عمق 0 تا 60 سانتیمتری خاک باید در رابطه با دو عامل ، مقدار محصول و مقدرا نیترات موجود در برگ مورد بررسی قرار گیرد .{ پیوست ، غلامعلی}  

9- ارقام اسفناج

مؤسسات اصلاح بذر همواره کوشش دارند تا ارقامی را که دارای رشد سریع ، مقاوم به سفیدک    دروغین ، رنگ سبز تیره و نیز ارقامی که دارای شکل ایستاده ای باشند تهیه و در دسترس باغداران    قرار دهند . انتخاب اخیر بیشتر به این علت است که بتوان اسفناج را در سبزیکاری های سطوح بزرگ توسط ماشین های برداشت کنند .

ارقام مختلف اسفناج را بر اساس خاردار بودن یا بی خار بودن بذر ، صاف و یا ناصاف بودن برگها و نیز      بر اساس رنگ برگها و انواع بهاره ، پاییزه و زمستانه طبقه بندی می کنند . ارقامی که در ایران کشت می شوند ، اسفناج برگ پهن ورامین و تعداد  کمی از ارقام خارجی است . در انتخاب ارقم نکات زیر   قابل توجه قرار می گیرد :

- سرعت رشد (سریع بودن رشد ونمو)

- تمایل کم به گل گرفتن

- یکسان ویک اندازه بودن برگها

- تمایل  کم به زرد شدن برگها

- کم بودن مقدار نیترات

- مقاومت در مقابل افات وامراض (مخصوصاً در مقابل سفیدک دروغین)

-مقاوم بودن به سرمای سخت زمستان

در کشت گلخانه ای طی زمستان از ارقامی که دارای رشد سریع بوده و در مقابل شدت تابش و       دمای کم حساسیتی نمایش نمی دهند ، استفاده می شود . ارقامی که دیر به گل می نشینند و دارای رشد متوسطی هستند در کشت تابستانه از عملکرد بهتری برخورداراند . کشتهای بهاره و     پاییزه از نظر خصوصیات فیزیولوژیکی بین دو گروه فوق قرار دارند .

ارقامی که در حال حاضر به بازار عرضه می شوند ، اغلب از انواع یک پایه با تعداد گلهای نر زیادتر       ولی از نظر برگدهی و دیر به گل نشستن همانند پایه های با گلهای ماده عمل می کنند . درصد        کمی از ارقام موجود دو پایه هستند .بعضی از ارقام نیز دورگ هستند که برگهای یکدستی دارند  و       از نظر محصول دهی از سایر ارقام ارجح ترند . این ارقام در مقابل هر 3 نسل بیماری سفیدک دروغین اسفناج (Pernospora farinose )  مقاومند . معذالک بذرهای دو رگ به علت هزینه ی زیاد اصلاح نژاد ، همیشه گران هستند . ارقامی که با ماشین برداشت می شوند ، باید ایستاده و دارای دمبرگهای دراز باشند .{ پیوست ، غلامعلی }    

10- کاشت ، داشت و بر داشت

بذر اسفناج در موقع جوانه زدن در مقابل گرمای زیاد ، کمبود اکسیژن و آب بسیار حساس است .      کمبود اکسیژن معمولاً در زمین های ابگیر و خاکهای رسی به وجود می آیند . جوانه زنی بذر دمای   پایین صورت می گیرد . حتی در 0 درجه سانتیگراد . سرعت جوانه زنی بذر در دمای بیش از 15 درجه سانتیگراد کاهش یافته و در مجاورت بیش از 30 درجه سانتیگراد به کلی متوقف می شود . بنابراین   برای سبز شدن یکدست بذر در مزارع ،باید در فصولی از سال که دمای هوا پایین و متوسط است ،     بذر پاشی کرد . تهویه خاک را نیز که اکسیزن و آب کافی در اختیار گیاه می گذارد ، نباید از نظر دور داشت .

تآثیر دمای خاک بر روی جوانه زنی اسفناج

دما (درجه سانتیگراد)

جوانه زنی (در صد )

مدت زمان جوانه زنی (روز)

0

83

63

5

96

23

10

91

12

15

82

7

20

52

6

25

30

5

30

30

6

35

0

-

نقل از : Harrington and Minges

 

اسفناج را می توان به طور دست پاش ،  خطی و در سبزیکاری سطوح بزرگ با ماشین بذر پاشی    کرد . فاصله ردیفها در کشتهای ردیفی بین 15 تا 25 سانتیمتر است . عرضه مداوم اسفناج به بازار    تنها با کشت های چند مرحله ای که می توان تا 10 بار در سال انجام گیرد ، امکان پذیر است .       مقدار بذر بستگی به نوع بذر ، جنس خاک و طریقه بذر پاشی دارد و بین 15 تا 40 کیلو گرم در هکتار متفاوت است . در شرایط نامناسب مثل زمستان و یا در اوایل بهار مقدار 10 کیلو به آن نیز اضافه می شود . . در کشتهای پر پشت حدود 60 کیلوگرم و در هلند حتی تا 90 کیلو گرم در هکتار نیز معمول است . بعضی از ماشین از ازمایشها حداکثر افزایش عملکرد محصول را تحت شرایط 100 کیلو گرم        بذر و عمق کاشت بین 2 تا 4 سانتیمتر نشان می دهند  .

                                                   عمق کاشت بذر اسفناج

عمق کاشت به سانتیمتر

تعداد بدر سبز شده (از 1000عدد بذر )

1

346

2

577

3

580

4

754

              نقل از : کاشی 1363

 

زمان کاشت انواع بهاره در اواخر اسفند ماه ، انواع پاییزه در اواخر تابستان و انواع زمستانه در اواخر       پاییز است . در سطوح بزرگ معمولاً پس از کاشت زمین را غلطک می زنند . دفع علفهای هرز با        فوکا ، کولتیوار و یا با استفاده از علفکش های شیمیای صورت می گیرد . اسفناج احتیاج به آب فراوان دارد و باید در طول دوره ی رشد در زمین های خشک اقدام به آبیاری نمود . آبیاری علاوه بر اینکه مقدار محصول را افزایش می دهد ، گل دادن قبل از موعد گیاه را نیز به تأخیر می اندازد .

از بیماری های مهم اسفناج سفیدک دروغین (Pernospora farinose ) است . استفاده از ارقامی که مقاوم به این بیماری اند لازم و ضروری است . ترکیبات آلی فسفره برای مقابله با مگس چغندر              (Pegomia hyoscyami) که لارو های آن در داخل برگهای اسفناج دالانهای مینوز (Minose) را     می سازند مؤثر است . شته آفید وپروانه سفید کلم (Pieries brassica) نیز از دیگر آفات این گیاه است   که می تواند در بعضی نقاط خسارتی ببار آورد .

برداشت اسفناج به این صورت است که زمانی گیاه 5 تا 6 برگه شد ، ابتداء مزرع را آبیاری کرده و        پس از تبخیر رطوبت اضافی بوته را با ریشه از خاک بیرون می آورند و به همین صورت به بازار عرضه    می کنند . در سطوح کوچک می توان دو یا سه مرحله از یک مزرعه برداشت کرد . در این صورت باید برگهای تحتانی را با دست یا چاقوی تیز بریده و برگهای کوچک وجوانه های مرکزی را به حال خود      باقی گذاشت و پس از مدتی عمل چیدن برگهای بزرگ را تکرار کرد و به این ترتیب می توان در طول    سال چند مرحله اسفناج برداشت کرد . تجمع نیترات معمولاً در دمبرگها زیاد است و بنابراین با چیدن برگهای بدون دمبرگ می توان اسفناجی با نیترات کمتری به بازار عرضه کرد .

در سطوح بزرگ از کمباین استفاده می شود . در این حالت پس از بریدن برگها آنها را در جایی       انباشت کرده و بعداً به محل دسته بندی  و یا به کارخانه حمل می کنند . اسفناج را معمولاً در         اوایل روز برداشت می کنند . این عمل به حفظ کیفیت محصول می افزاید . عمل برداشت در زمان بارندگی و یا مواقعی که هنوز شبنم بر روی برگها نشسته است صورت نمی گیرد ، زیرا محصولی با کیفیت پایین و توأم با برگهای شکسته به دست می آید . مقدار محصول اسفناج حدود 15 تا 20 تن       در هکتار و در بعضی از مواقع بین 35 تا 40 تن در هکتار است . { پیوست ، غلامعلی}

11- تناوب زراعی

اسفناج به علت مدت کوتاه دوره ی رویش ، سازگاری با دمای کم ، قدرت زیاد زمستان گذرانی و          روز بلند بودن آن می توان به شکل های متفاوتی در تناوب زراعی قرار گیرد . این گیاه به عنوان     مناسب ترین گیاه بعد لوبیای پا کوتاه (باقلا پاچ) ، نخود فرنگی و سیب زمینی زودرس قرار می گیرد ، ولی به عنوان گیاه ماقبل برای گیاهان دیگر دارای اهمیت زیادی نیست . به ویژه اگر برداشت آن     مکانیزه باشد و عمل برداشت در زمین های خیس انجام گیرد (تخریب بافت خاک !) . از آنجایی که این گیاه طی دوره ی رویش به کودهای ازته زیادی نیاز دارد و از طرفی به علت کوتاه بودن دوره ی رویش    نمی توان از آن به طور کامل استفاده کرد ، بنابراین پس از برداشت محصول ، مقدار زیادی کود ازته در زمین باقی می ماند که میتواند مورد استفاده ی گیاه بعدی قرار گیرد .{  پیوست ، غلامعلی }

تراکم و مقدار عملکرد اسفناج در 15 متر مربع

مقدار بذر (هکتار/ کیلو گرم)

عملکرد کل (کیلو گرم)

مقدار محصول قابل فروش

درصد بوته های به گل رفته

20

7/18

7/17

2/24

40

9/24

4/21

37

60

30

8/24

8/40

80

6/32

2/27

5/44

100

7/32

3/27

40

150

2/32

9/26

7/40

نقل از : کاشی ، 1363

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 12:16  توسط محسن یمینی صفت  | 

آفتابگردان

 خصوصیات گیاهی: آفتابگردان با نام علمی Helianthus annuus L . گیاهی است یکساله از تیره مرکبه Compositae که بصورت بوته ای استوار رشد می کند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و کلیه عوامل محیطی از 90 تا 150 روز می باشد . آفتابگردان ریشه مستقیم و توسعه یافته ای دارد که پتانسیل نفوذ آن در خاک به سه متر می رسد . پهنک برگهای که در معرض نور است همراه با خورشید تغییر جهت داده و همواره به حالت تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گیرد . پهنک برگ هنگام صبح بسوی شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد . گل آذین آفتابگردان طبق یا کپه ای است . لقاح به دلیل اینکه پرچمها زودتر بلوغ می یابد غالباً از نوع دگرگشنی است . میوه آفتابگردان نوعی فندقه است که در اینجا با دانه مترادف گرفته می شود . رنگ دانه از سفید تا سیاه با خاکستری خط دار و بسته به رقم تغییر می کند . هر چه درصد وزنی پوسته کمتر باشد درصد وزنی روغن بیشتر خواهد بود . سازگاری: آفتابگردان از نظر عکس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نیاز دارد . آفتابگردان ریشه توسعه یافته ای دارد که گیاه را به خشکی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنکه خاک عمیق بوده و تراکم و ساختمان خاک محدود کننده رشد ریشه نباشد . آفتابگردان به شوری خاک نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسیدیتیه خنثی رشد خوبی دارد . تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولین یا دومین محصول وجینی کاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بیماریهای ریشه ای نبایستی با گیاهانی مانند نخود ، چغندر قند و سیب زمینی که بیماریهای ریشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گیرد . مثالهایی از تناوب آن در شرایط آبیاری بشرح زیر است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آیش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو کود شیمیایی: تولید هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 کیلو ازت ، 15 تا 33 کیلو اکسید فسفر( p2o5) و 75 تا 120 کیلو اکسید پتاسیم (K2o) از خاک می گردد . معمولاً ثلث تا نصب کود از ته را قبل از کاشت و بقیه را همراه با آخرین وجین مکانیزه به خاک اضافه و بلافاصله آبیاری می کنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتیگراد در خاک است . معمولاً این حرارتها در خاک با رسیدن میانگین شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتیگراد تأمین می گردد . کنترل علفهای هرز: کنترل علفهای هرز با استفاده از علف کشها بسیار مطلوبست . از علف کشهایی که بصورت قبل از کاشت جهت کنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (Eptam) و تریفلور الین Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . این علف کشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاک پاشید ، با دیسک تا عمق 10 سانتی متری با خاک مخلوط و سپس پشته بندی کرد . میزان مصرف اپتام 4 تا 5 لیتر از مولسیون 75 درصد و میزان مصرف تریفلورالین حدود 2/1 لیتر در خاکهای سبک ، 8/1 لیتر در خاکهای متوسط و 4/2 لیتر در خاکهای سنگین از امولسین 48 درصد می باشد . آفات و امراض: مهمترین آفت اختصاصی آفتابگردان در ایران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی Homoeosoma nebulella است . لارو این پروانه به رنگ عمومی شکری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذیه و سپس به دانه حمله می کند . در هر حال می توان از سموم تیودان و دیازینون در دو نوبت یکی همزمان با تشکیل گلها و دیگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقایای گیاهی آلوده از طریق سوزانیدن یا شخم بقایا جهت از بین بردن لاروها و شفیره های زمستان گذران مفید است . مؤثرترین روش مبارزه با این آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات دیگری که در ایران به آفتابگردان حمله می کند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسکهای گرده خوار و پروانه کار ادربنا . این آفت اهمیت اقتصادی زیادی ندارد . از بیماریهای مهم آفتابگردان در ایران می توان سفیدک داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بیماری سفیدک داخلی قارچی است بنام Plasmopora helianthi که بوسیله خاک و بذر آلوده انتقال ،‌از طریق ریشه به نبات سرایت و بحال سیستمیک در می آید . مبارزه با این بیماری انتخاب بذر غیر آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ کش مانند گرانوزان یا مرکوران به میزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، کندن و سوزاندن بقایای گیاهی آلوده و کشت ارقام مقاوم انجام پذیر است . عامل بیماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو این قارچ سب پیدایش لکه های برچسته و پراکنده ای به رنگ قهوه ای تیره در پشت برگها می گردد که در نهایت منجر به رد شدن و ریزش برگها می شود . مهمترین راه مقابله با این بیماری استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشی محصول با گل گوگرد یا ترکیبات قارچ کش دیگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است . برداشت:رسیدگی دانه ها بتدریج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می یابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملکرد و تأخیر در برداشت موجب ریزش و افزایش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشک می گردد . بطور کلی ، برداشت هنگامی انجام می شود که پشت طبق به رنگ زرد مایل به قهوه ای درآمده و برگکهای کناری طبق قهوه ای شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گیری و مصرف آجیلی است .انواع آجیلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . میزان پروتئین دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسیدگی دانه با هوای خنک تری روبرو گردد بر درصد اکسید چرب اشباع لینولائیک در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذایی آن افزوده می گردد . ساقه آفتابگردان فیبر زیادی داشته و در صنعت کاغذ سازی و تهیه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، کلسیم و پتاسیم نیز غنی است و اضافه کردن آن به خاک موجب افزایش ماده آلی و حاصلخیزی خاک می گردد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 11:31  توسط محسن یمینی صفت  | 

1- بوته چای جزو معدود گیاهانی است که به دلیل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبیعت هیچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع این گیاه نیاز به سمپاشی ندارند و هیچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزدیک نمی شود. اگر در بین علوفه چهارپایان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حیوان به محض جویدن آنها را از دهانش بیرون می ریزد! 
2- در بسیاری از مناطق کشاورزی، برای آن که احشام و سایر حیوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزدیک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می کارند. حیوانات با مشاهده بوته چای به مزرعه نزدیک نمی شوند!
3-   اولین وارد کننده تخم این گیاه به ایران در اوایل دوره قاجار انگلیسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته ای در دربار قاجار، کشت این گیاه و نوشیدن دم کرده آن را در ایران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکمای سلیم النفس آن دوران در برابر این حرکت پلید استعماری شدید بود. در یکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهید گیاهی را در ایران رواج دهید که حتی الاغ ها از نزدیک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!». واقعیت آن است که حکمای ایران زمین از چند هزار سال قبل با این گیاه آشنایی داشته و به خوبی می دانستند که این گیاه ارزشغذایی نداشته، بلکه مصرف غیر دارویی آن مضر است.
4- موادی که در اصطلاح علم شیمی ساختار مولکولی حلقوی دارند (مواد آروماتیک) سرطان زا هستند. «پلی فنول» یکی از مواد آروماتیک است که چای هم این ماده را دارد. فنول چیست؟ فنول یک ماده دارای ترکیبات حلقوی است که بر روی پوست، کبد و سیستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد. جالب اینجاست که قریب به اتفاق مواد معطر شیمیایی که در کارخانجات به چای اضافه می کنند هم جزء مواد آروماتیک و سرطان زا هستند! (گل بود به بلبل هم آراسته شد!!)
5-   مصرف چای (خصوصاً پس از غذا که سال هاست عادت بسیاری از ایرانیان شده است) جلوی جذب آهن معدنی موجود در غذاها توسط بدن را می گیرد که در نتیجه منجر به بروز بیماری کم خونی مزمن در مصرف کنندگان می شود. چای دارای ترکیباتی به ‌نام تانن است که مزه‌ تلخ چای را ایجاد می کند. تانن‌ها با آهن، ایجاد رسوب می‌ نمایند و این رسوب به دلیل درشتی ملکول و سنگینی، غیر قابل جذب توسط بدن است. لذا در صورتی که غذای مصرفی دارای آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چای مصرف
 شود، از جذب آهن آن جلوگیری می کند. فراموش نکنید که عارضه کم خونی خود باعث ده ها بیماری دیگر در بدن می شود.
6-همان گونه که گفته شد چای دارای ماده ای است به نام تانن. این ماده بسیار مدرر است و به همین خاطر مایعات بدن را دفع کرده و پلاسما غلیط می شود. آنزیم ها در پلاسمای غلیظ نمی تواننند فعالیت کنند و به همین خاطر مواد زاید در بدن انبار شده و موجب بیماری های گوناگون می شود. ضمناً تانن موجب فعالیت بیش از حد سلول های اپیتلیال کلیه شده و کلیه را به مرور از کار میاندازد!
7-   گیاه چای دارای ماده ای است به نام اگزالیک اسید، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابولیسمی ایجاد می کند. این ماده در کلیه رسوب کرده و سنگ های کلیوی اگزالیک را موجب می شود.

8-    مصرف زیاد چای دندان ها را لک دار و سیاه می کند.
9-    چای ترشح اسید معده را تحریک می کند و همچنین به دلیل ماهیت اسیدی خود، در بروز زخم معده مؤثر است.
10-  در هر فنجان چای بین 60 تا 75 میلی گرم «کافئین» وجود دارد که LDL خون را افزایش می دهد و عاملی می شود برای انفارکتوس های قلبی و مغزی، ولی البته آرام بخش است و در دراز مدت اعتیاد ایجاد می کند!
11-  به دلیل وجود مقدار زیادی از ماده کافئین در چای، براى عده اى باعث تحریک اعصاب و یا تپش قلب می شود. همچنین نوشیدن چاى پررنگ براى خانم ها احتمال ابتلا به سرطان سینه را افزایش مى دهد.
12- ماده آرام بخش دیگری در چای وجود دارد به نام «تئین» که محرک سیستم اعصاب سمپاتیک است و موجب افزایش ترشح آدرنالین می شود. تئین موجب کاهش مقدار منیزیم داخل سلول ها می شود. منیزیم ماده ای است که در سلول قرار دارد تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشیدن چای این ماده مفید از بدن خارج می شود.
13- به نظر شما چرا اغلب افراد چای خور جدی، هنگامی که تصمیم به ترک چای می گیرند با علایمی مشابه با علایم معتادان مواد مخدر در هنگام ترک مواد مذکور (همچون سردرد، بی خوابی، بی حوصلگی، آشفتگی روحی و ...) مواجه می شوند؟! آیا این موضوع که ادعا شده است سال هاست تولید کنندگان چای در کشورهای خارجی برای حفظ مشتریان خود به چای مواد افزودنی مضر و اعتیادآوری اضافه می کنند قابل اعتنا نیست؟
14- چند نفر معتاد به مواد مخدر را می شناسید که سیگاری نباشند؟ و چند نفر سیگاری را می شناسید که چای خورهای قهاری نباشند؟! چای به دلیل مواد افیونی طبیعی که در خود داشته و مواد شیمیایی که در فرآیند تولید توسط بسیاری از تولیدکنندگان به آن اضافه می شود، مقدمه ای برای آمادگی بدن جهت پذیرش انواع اعتیادها به مواد مضر دیگر است.
15- اگر دقت کنید قریب به اتفاق مواد سمی در طبیعت دارای طعم تلخ می باشند. شاید پروردگار مهربان با این گونه خلقت خواسته است به موجودات هشدار دهد که چه موادی خوراکی نیستند و باید از آنها پرهیز کنند. چای یکی از تلخ ترین گیاهان موجود در طبیعت است که البته با روش های مختلف سعی در کاهش این تلخی و صد البته عادت دادن ذایقه مردم به آن دارند.
16- همه این ها که گفته شد برای چای سبز که خشک شده سریع برگ سبز چای می باشد صادق است. چای سیاه که دم کرده مضرتری از چای سبز است با انبار کردن برگ سبز چای در مکان های گرم، پوسیده شدن و تخمیر این برگ ها، تغییر رنگ آنها به قهوه ای و سیاه (مشابه عملی که باغبانان در وسط باغ با بر روی هم تلنبار کردن برگهای درختان انجام می دهند تا پوسیده شده و تبدیل به کود گردند)، سپس خشک کردن این برگهای پوسیده بدست می آید!
17- بدتر از چای سبز و چای سیاه، چای های جدید طعم داری هستند که دارای اسانس های شیمیایی مختلف بوده و تمامی مضرات دو نوع چای قبلی را دارند بعلاوه مضرات مواد شیمیایی عطری و طعم دهنده های مصنوعی! (هرچه خوبان همه دارند تو یک جا داری!!)
18- یکی از موارد مرسوم در جامعه ما (خصوصا در مراسم، جشن ها، سمینارها و ...) مصرف بسیاری از نوشیدنی ها در لیوان های یک بار مصرف پلاستیکی است. این ظروف به خصوص در مجاورت با نوشیدنی های داغ به سرعت مواد فوق العاده سمی و خطرناک نفتی را آزاد می کنند. برای امتحان می توانید در یکی از این لیوان ها چای داغ بریزید و چند دقیقه ای کنار بگذارید تا سرد شود. خواهید دید که پرده ای از مواد نفتی روی آن می بندد!
19- در انواع چای های بسته ای (معروف به Teafix یا Lipton)، ضایعات/ته مانده های چای که قابل ارایه به شکل عادی نیستند در بسته های کاغذی که برای جلوگیری از وارفتن آنها در آب جوش، پروسه های شیمیایی مختلفی روی آنها انجام شده و آغشته به انواع مواد مضر هستند
 قرار می گیرند. پاره ای از مواد شیمیایی موجود در کاغذ مذکور در آب جوش حل شده و وارد بدن مصرف کننده می شوند!

21- ابو علی سینا (نابغه طب اسلامی) در طب سنتی از چای به عنوان ماده پست غذایی نام می برد و از آن فقط برای مصارف درمانی در شرایط خاص استفاده می کرده است.
22-ممکن است علیرغم خواندن موارد فوق به دلیل تبلیغات زیادی که در قالب مقالات و اخبار مختلف شبه علمی به خورد جامعه داده می شود، هنوز باور نکرده باشید که مصرف این نوشیدنی همه جا تا این حد مضر است. بسیاری می پرسند که اگر واقعاً چای مضر است پس چرا این قدر در رسانه ها از آن تعریف شده و در همه جا مصرف می شود؟ پاسخ آن است که اولاً ما نفی نمی کنیم که چای فواید اندکی نیز دارد، اما این فواید قابل مقایسه با مضرات فراوان آن نیستند. مانند شراب و قمار که خداوند
 متعالدر قرآن کریم در مورد آنها می فرماید: «از تو در مورد شراب و قمار می پرسند، بگو در آنها منافعی هست، اما ضررهای آنها بسیار بیشتر است». ثانیاً فراموش نکنید که تجارت چای گردش مالی میلیاردی در سراسر جهان دارد. به نظر شما مافیاها و کارتل های تجاری بزرگی که از این راه منافع و سود سرشاری می برند به این راحتی اجازه می دهند که حقایق برای مردم آشکار شوند؟! فراموش نکنید که در اوایل قرن بیستم شرکت های سازنده سیگار و دخانیات به پاره ای از دانشمندان بی وجدان مخفیانه پول می دادند تا مقالات به ظاهر علمی در رد خطرات دخانیات و حتی طرح فواید استفاده از آن
نوشته و در مجلات معروف علمی آن زمان چاپ کنند. اسناد این تبانی های بزرگ و کثیف در اواخر قرن بیستم منتشر شد، یعنی زمانی که همه ذینفعان ماجرا مرده بودند و مضرات بلای خانمانسوز دخانیات بر همه آشکار شده بود! دور از واقعیت نیست که گفته شود مشابه چنین اتفاقاتی در زمانه ما هم برای چای، موبایل، نوشابه، سوسیس، کالباس و سایر موارد مشابه رخ می دهد و این ما هستیم که باید عقلمان را قاضی کرده و سلامتی خود و اطرافیانمان را فدای مطامع مادی عده ای از خدا بی خبر نکنیم.
>23- بعضی می پرسند اگر مصرف چای این قدر مضر است چرا خداوند آن را آفریده است؟! پاسخ ساده است: خداوند حکیم هیچ موجودی را در عالم بدون دلیل و حکمت خلق نکرده است، اما این به معنی آن نیست که هرچه آفریده شده خوردنی و دارای ارزش غذایی است!! بوته چای یکی از بهترین گیاهانی است که می تواند هوا را از انواع آلودگی ها پاک کرده و حجم زیادی اکسیژن تولید کند. دلیل آن که هوای مزارع چای بسیار مطبوع است نیز همین واقعیت می باشد. در حقیقت بشر امروز اگر عاقلانه فکر کند باید
 به جایخوردن برگهای چای، بوته آن را به عنوان یک تصفیه کننده عالی هوا در سرتاسر معابر شهرها بکارد. شاید یک دلیل دیگر برای آن که مصرف خوراکی چای مضر است همین باشد که این گیاه سموم موجود در هوا را به خود جذب می کند! همچنین به دلیل این که گیاه چای اسیدی است، ماده ضد عفونی کننده خوبی می باشد. لذا برای شستشوی چشم های عفونی و لثه های عفونی مفید است. در طب سنتی برای درمان چشم عفونی شده نوزادان در عوض انواع و اقسام داروهای شیمیایی و آنتی بیوتیک های دارای اثرات مضر جانبی فراوان، با استفاده از آب جوشانده چای چشم نوزاد را طی چند نوبت شستشو می دهند.
24-اگر می پرسید که چه باید کرد، عرض می کنم: اولاً اطلاع رسانی وسیع در بین همه آنها که دوستشان داریم. ثانیاً رواج ده ها دم کرده طبیعی خوش طعم، مفید و باصرفه که جانشینان بسیار مطلوبی برای چای مضر هستند در سطح جامعه (برای شروع از خانه خود و نزدیکانتان شروع کنید). به عنوان مثال می توانید به تناوب از جوشانده بادرنج بویه (گیاه مورد علاقه زنبور عسل که جوشانده آن مورد استفاده حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز بوده است)،دم کرده برگ گیاه به لیمو (گیاهی با برگ های شبیه نعنا، با شربت به لیمو اشتباه نکنید)، دم کرده میوه نسترن، دم کرده گل گاوزبان، دم کرده بابونه، جوشانده تخم گشنیز (به صورت آسیا شده)، دمکرده پونه، دم کرده زنجبیل، دم کرده زیرفون، دم کرده برگ تیول و ... دهها جوشانده و دم کرده طبیعیو مفید دیگرکه به تفصیل در بخش مقالات درج شدهاست، استفاده کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 11:38  توسط محسن یمینی صفت  | 

باغبانی عمومی

هدف درس :

باتوجه به افزایش جمعیت و اهمیت اقتصادی و ارزش غذائی محصولات باغی در سراسر دنیا دستیابی به محصولات با کمیت و کیفیت بالا ضروری به نظر می رسد ، که تمامی جوامع نگاه ویژه ای به این امر دارند و لذا دستیابی به خودکفائی در زمینه محصولات کشاورزی به خصوص باغبانی مستلزم بهره گیری از علوم پیشرفته روز دنیا در این زمینه می باشد ، در این مجال سعی بر این است مطالبی مختصر و مفید جهت استفاده دانشجویان عزیز ارائه گردد .

ü      فصل اول : تاریخچه

ü      فصل دوم : گروه بندی گیاهان باغبانی

ü      فصل سوم : گیاه افزایی (تکثیر)

ü      فصل چهارم : محیط رشد

ü      فصل پنجم : هورمونها و تنظیم کننده های رشد

ü      فصل ششم: اصول هرس و تربیت

ü      فصل هفتم: میوه کاری

ü      فصل هشتم: سبزیکاری

ü      فصل نهم : گلکاری، طراحی و گل آرایی

 

فصل اول تــاریخـچه

پیدایش باغبانی

انسان اولیه غذای خود را با ماهیگیری و شکار و استفاده از گیاهان وحشی تأمین می کرد. در آن دوران انسان به صورت گروههای کوچک یک یا چند خانواری در غارها و معمولاً در نزدیکی منابع مواد خوراکی می زیست و هر خانواده مسئول تهیه غذای خود بوده است. با تشکیل اجتماعات نسبتاً بزرگتر نیازها و در نتیجه وظایف و پیشه های خاص و جدیدی به وجود آمد که ایجاب می کرد گروهی از افراد به کارهایی مانند آموزشی و غیره پرداخته و برای غذای خود متکی به افراد دیگر اجتماع شوند. از این زمان انسان به فکر افتاد که ضمن تشکیل اجتماعات خود در نقاط مناسب غذای خود را نیز به جای جمع آوری تولید کند.

بنابراین کشاورزی در تمدن های اولیه به صورت فنی بسیار ابتدایی شروع گشت. با پیشرفت تمدن و به وجود آمدن اجتماع هایی بزرگتر، اختلاف های گروهی پدید آمد که موجب بروز جنگهای بیشمار شد در نتیجه بشر به خاطر ایمنی دیوارهایی به دور محیط زیست خود ایجاد کردند. به دلیل محدودیت فضای بین این دیوارها کشاورزان اولیه مجبور شدند تعدادی از محصولات خود را مانند غلات که به صورت کشت گسترده یعنی در سطح وسیع و با کار و بازده نسبتاً کم در واحد سطح کاشته می شد به اراضی بیرون شهر منتقل کنند و آن دسته از محصولات مانند سبزی و میوه که  به شکل کشت متراکم یعنی با مراقبت زیاد و محصول بیشتر در واحد سطح تولید می گردید در داخل شهرها بکارند. بدین ترتیب در کشاورزی دو شعبه زراعت یعنی کشت در مزرعه و باغبانی یعنی کشت در داخل باغ به وجود آمد.

تاریخچه باغبانی در ایران :

گفته می شود ایران یکی از اولین کشورهای دنیاست که در آن کشاورزی و تمدن شروع شده و انسان اولیه برای نخستین بار در فلات ایران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است. همچنین گفته می شود که مهاجرت آریایی ها به ایران بر خلاف مشهور مهاجرتی چوپانی و در جستجوی چراگاههای جدید نبوده بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی  زمین بهتر برای کشاروزی بوده است. در حفاریهای نقاط مختلف ایران مشخص گردیده که در حدود ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح درخت را در ری، دامغان و کاشان به طور مشابهی نقاشی می کرده اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده است.

در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری با تأسیس اولین مدرسه کشاورزی ایران به نام مدرسه فلاحت مظفری و وارد کردن سیب زمینی و انواع نهال میوه به خصوص سیب و گیلاس از خارج باغبانی ایران توسعه بیشتری یافت و سپس با ایجاد مدارس متوسطه و عالی و دانشکده کشاورزی نیز تأسیس مؤسسات دولتی مختلف از قبیل وزارت کشاورزی ، بانک کشاورزی، بنگاه توسعه ماشین های کشاورزی، موسسه اصلاح و تهیه بذر و نهال و غیره به وضع کنونی درآمد.

اهمیت اقتصادی باغبانی:

در حال حاضر در سراسر دنیا کشور و منطقه ای نمی توان یافت که در آن چندین نوع گیاه باغبانی کشت نشود و درعین حال هیچ نقطه ای را نیز نمی توان پیدا کرد که برای کشت تمام گیاهان باغبانی مناسب باشد. دلیل این امر آنست که هر کدام از گیاهان باغبانی به شرایط آب وهوایی خاصی احتیاج دارند و این شرایط خود مهمترین عامل محدود کننده رشد و نمو آنها به شمار می آید. به همین دلیل آب و هوای هر محل به خصوصی معمولاً برای کشت و پرورش انواع معینی از گیاهان مناسب است. با وجود این محدودیت، از زمان شروع کشاورزی با آنکه هیچ کدام از فرآورده های باغبانی به تنهایی قدرت رقابت با غلات را از نظر اهمیت و میزان تولید نداشته است.

این محصولات روی هم رفته به عنوان یک گروه بسیار مهمی برای تغذیه انسان به شمار می آمده است. تجارب بین المللی فرآورده های باغبانی در زمانهای قدیم به دلیل طبیعت فاسد شدنی این محصولات و عدم وجود وسایل ترابری سریع، چندان متداول نبوده و تنها مقادیر کمی از میوه های مقاوم  مثل خرما، انجیرخشک، کشمش، خشکبارها و ... توسط کشورهای تولید کننده به سایر نقاط صادر می شد و به همین دلیل این محصولات بیشتر جنبه محلی داشته و اهالی هر منطقه به اقتضای شرایط آب وهوایی خود تعدادی از آنها را کشت کرده مورد تغذیه قرار می دادند به عنوان مثال میتوان ازکشت سیب درتمام مناطق معتدله و سردسیر، انبه در هندوستان، موز و خربزه درختی در کشورهای آمریکای جنوبی، نارگیل در جزایر اقیانوس کبیر و خرما در آفریقای شمالی، عربستان و جنوب ایران نام برد.

با شروع قرن بیستم میلادی و ایجاد وسایل سریع ترابری و بخصوص ساخته شدن سردخانه های متحرک، نقل وانتقال سریع و اقتصادی محصولات باغبانی ممکن شد و امروزه محل مصرف بعضی از این محصولات هزاران کیلومتر با محل تولیدشان فاصله دارد. همین امر باعث شده که مناطق خاصی ازجهان که برای کشت گیاه بخصوصی، کاملاً مناسب است همان گیاه را در سطح وسیع تولید و صادر کند. در این مورد در سطح بین المللی میتوان از مرکبات آفریقای جنوبی، استرالیا و آمریکای جنوبی، سیب کانادا و آمریکا و گیاهان زینتی هلند نام برد و در سطح کشوری از انواع سبزی خوزستان و میناب در ایران و کالیفرنیا در آمریکا نام برد که آن را در زمستان تولید کرده به مناطق سردسیر ارسال می دارند.

ارزش غذایی محصولات باغبانی :

در محصولات باغبانی مواد حجم دهنده که همان سلولز و مواد مشابه آن است به فراوانی وجود دارد از همین رو می گویند: سبزیها و میوه ها ملین هستند و نیز به همین دلیل متخصصین تغذیه محصولات باغبانی را به عنوان گروهی مستقل و اصلی در اجزا سازنده غذا می شناسند و غذایی که فاقد آنها باشد کامل نمی دانند در بین محصولات باغبانی خشکبارها دارای بالاترین ارزش غذایی هستند زیرا هم انرژی زا هستند و هم حاوی مقادیر فراوانی پروتئین، املاح و ویتامین می باشند.

فصل دوم گروه بندی گیاهان باغبانی

گروه بندی از نظر چرخه زندگی :

الف ) گیاهان یکساله : کاهو و اطلسی

ب ) گیاهان دوساله: هویج، کرفس، پیاز، شب بو

ج ) گیاهان چند ساله: ریواس، گل کوکب و درختان میوه

گروه بندی از نظر شرایط محیطی:

گیاهان باغبانی را با توجه به نیازحرارتیشان در طول فصل رشد به دو دسته:

الف)محصولات فصل خنک: نخود فرنگی، کلم و کاهو

ب) محصولات فصل گرما: لوبیا، هندوانه، بامیه و خربزه

گروه بندی از روی عادت رشد و شکل و نوع ساقه هوایی :

۱ ) گیاهان علفی:

الف ) علفی :شمعدانی     ب)خزنده : هندوانه ، کدو

۲) گیاهان خشبی :

الف)درخت : سیب، گلابی

ب) درختچه : شمشاد ، تمشک

پ)خزنده : مو

گروه بندی باغبانی:

باغبانی خود بنابر محصولی که حاصل می شود به میوه، سبزی، زینتی و متفرقه تقسیم بندی می شود.

میوه: از نظر باغبانی، میوه عبارتست از قسمت گوشتی و خوراکی یک گیاه چندساله که در بوجود آمدنش قسمتهای مختلف گل تاثیر مستقیم دارند. میوه ها از نظر احتیاجات حرارتی، به دو دسته تقسیم می شوند:  میوه های مناطق معتدله و میوه های گرمسیری و نیمه گرمسیری

گروه بندی میوه های مناطق معتدله:

۱-میوه های درختی :

الف) میوه های دانه دار: سیب، گلابی،بِه

ب) میوه های هسته دار: گیلاس، آلبالو، زردآلو، هلو، میوه های مرکب شاه توت و توت

پ)خشکبار : فندق، گردو

۲-میوه های دانه ریز :

الف )آنهائی که میوه آنها سته یا حبه است مثل انگور.

ب) آنهائی که میوه مجتمع دارند مثل تمشک و توت فرنگی.

گروه بندی میوه های مناطق نیمه گرمسیری و گرمسیری:

میوه های این گروه همان طور که ذکر شد ممکن است خزاندار یا همیشه سبز باشند. از میوه های همیشه سبز می توان به مرکبات، خرما، نارگیل، زیتون، پاپایا، انبه و ... اشاره کرد و از میوه های خزاندار می توان انار، انجیر، پسته و ... را نام برد.

تقسیم بندی سبزیها براساس قسمتهای خوراکی:

  • سبزیهایی که از برگ آنها استفاده می شود: اسفناج، کاهو، چغندر برگی، کرفس، جعفری، شاهی.
  • سبزیهایی که از گل آنها استفاده می شود: کلم گل، آرتیشو.
  • سبزیهایی که از ساقه آنها استفاده می شود: مارچوبه، ریواس، کلم قمری.
  • سبزیهایی که از ریشه یا قسمتهای زیرزمینی آنها استفاده می شود: هویج، تربچه، چغندر لبویی، سیر، پیاز، موسیر، پیازچه، سیب زمینی، سیب زمینی شیرین.

 

  • سبزیهایی که از میوه یا دانه آنها استفاده می شود: ذرت شیرین، خیار، کدو، هندوانه، خربزه، لوبیا، نخود فرنگی، بادمجان، فلفل، گوجه فرنگی.

طبقه بندی گیاهان زینتی بر اساس چرخه زندگی :

  • گلهای یکساله: آهار، اطلسی و مروارید.
  • گلهای دوساله: گل استکانی، گل انگشتانه و گل ختمی.
  • گلهای دائمی: شمعدانی، اختر، میخک، زنبق برگ بیدی، چمن، کالادیوم، فیکوس.
  • گیاهان زینتی دائمی و خشبی:

شامل درختان، درختچه ها و خزنده ها .

از درختها می توان به افرا، سپیدار، کاج، سرو و ... و از درختچه ها می توان به یاس خوشه ای، خرزهره، شمشاد و از خزنده ها  می توان به پیچ اناری، عشقه و پیچ امین الدوله اشاره کرد.

طبقه بندی گلها از نظر مقاومت به سرما :

۱)یکساله :

الف)گلهای حساس به سرما: اطلسی، شاه پسند، آهار، جعفری و ...

ب) گلهای مقاوم به سرما:  که به گلهای پائیزه موسوم می باشند مانند گل بنفشه، شب بوی زرد، مینا چمنی و گل سیلن.

۲)دوساله:کلیه گیاهان دو ساله به سرما مقاوم می باشند

۳-دائمی:الف)مقاوم به سرما :تاج الملوک، انگشتانه و زبان پس قفا

ب)حساس به سرما مثل اختر و کوکب

گیاهان متفرقه :

از این گروه می توان به گیاهان داروئی مثل گل گاوزبان و گیاهان ادویه ای مثل دارچین، زردچوبه و هل اشاره کرد.

فصل سوم گیاه افزایی (تکثیر)

 

ارقام و گونه های گیاهی به دو طریق قابل ازدیادند:

الف)ازدیاد به طریق جنسی     ب)ازدیاد به طریق غیر جنسی

الف)ازدیاد به طریق جنسی :در این روش گیاه با بذر افزوده می شود. لینه ها از این طریق افزایش می یابند.

لینه عبارتست از جمعیتی از گیاهان که از طریق بذر افزوده شده اند و یکنواختی در آنها در سطح رقم حفظ شده باشد.

افزایش بذری روش عمده ای است که گیاهان در طبیعت توسط آن تولید مثل می کنند. گیاه تولید شده توسط بذر دانهال نامیده می شود.

اجزای اصلی بذرها عبارتند از:

الف) رویان

ب) بافت های ذخیره ای

پ)پوشش های بذر

گروه بندی بذرها

دریک گروه بندی بذرها بر اساس خصوصیات مورفولوژیکی رویان و پوشش های بذر تقسیم بندی می شوند که عبارتست از:

گروه اول: بذرهای حاوی آندوسپرم یا بافت  خورش بارز به عنوان اندامهای ذخیره مواد غذایی:

الف) رویان نابالیده

ب) رویان خطی

پ) رویان کوچک

ت) رویان احاطه گر

گروه دوم : بذرهای بدون اندوسپرم که رویان بارز دارند و بر اساس پوشش های بذر تقسیم بندی می شوند:

الف) بذرهایی۱ با پوسته سخت

ب) بذرهایی با پوسته نازک با لایه لعاب دار

پ) بذرهایی با پوسته خارجی چوبی را لایه نیمه قابل نفوذ داخلی

ت) بذرهایی با پوسته بذری خارجی دارای الیافی با لایه غشایی کم و بیش نیمه تراوا که در برگیرنده بقایای اندوسپرم می باشد

گروه سوم: سایربذور

الف) بذرهایی با رویان نابالیده بدون هیچ ذخیره غذایی مانند: تیره ثعلب.

  • ب) بذرهایی با رویان های کوچک تغییر شکل یافته که بذر را احاطه کرده اند مانند: باریک برگان( تیره گندم).
  • پ) بذرهایی با رویان کوچک جانبی که توسط بافت گامتوفیت محصور شده مانند: بازدانگان به خصوص سوزنی برگان.

خفتگی بذور

هنگامی که یک بذر از گیاه جدا می شود عاملی به نام خفتگی اولیه از جوانه زدن فوری بذر جلوگیری می کند، در طبیعت انواع مختلفی از خفتگی اولیه وجود دارد که عبارتنداز:

  • خفتگی فیزیکی (خفتگی پوسته بذر)
  • خفتگی مکانیکی (پوسته های سخت بذر)
  • خفتگی شیمیایی (خفتگی بازدارندگی)
  • خفتگی مرفولوژیکی (رویان نا بالیده و رویان توسعه نیافته)
  • خفتگی فیزیولوژیکی
  • میان خفتگی
  • خفتگی عمیق فیزیولوژیکی (خفتگی رویانی)
  • خفتگی رو لپه
  • خفتگی دو گانه
  • خفتگی ثانویه

تیمارهای لازم برای از بین بردن خفتگی بذر:

  1. خراش دهی(مکانیکی،با آب گرم،با اسید ، مرطوب گرم ، با دمای زیاد)
  2. برداشت میوه های نارس
  3. چینه سرمایی
  4. آب شویی بذر
  5. ترکیب چند تیمار
  6. سیستم های کشت بذری:
  7. کشت بذر را می توان از طریق دو سیستم انجام داد:
  8. الف) بذرکاری مستقیم
  9. ب) نشا کاری
  10. ب) ازدیاد به طریق غیر جنسی
  11. هدف اصلی از افزایش رویشی یا ازدیاد غیر جنسی تولید گیاهانی مشابه گیاه مادری است و بر پایه این اصل انجام می گیرد که هر یک از سلولهای زنده گیاهی در هسته خود تمام اطلاعات ژنتیکی لازم برای تولید یک گیاه کامل را دارا می باشند.
  12. این ویژگی توانمندی Totipotency نام دارد به طور کلی دلایل استفاده از این روش عبارتنداز:
  13. ۱-   آسان و راحت بودن این روش
  14. ۲-گزینش و نگهداری همگروه ها: با انتخاب یک گیاه برتر و ازدیاد آن توسط روشهای غیر جنسی به جمعیتی دست می یابیم که همگی ژنتیکی مشابه گیاه مادری داشته و همگروه نامیده می شود.
  15. ۳-ترکیب بیش از یک نژادگان در یک تک گیاه: پیوند که یکی از روش های ازدیاد غیر جنسی است امکان ترکیب بیش از یک نژادگان و همراه کردن ویژگی های مورد نظر دو گیاه مختلف را فراهم می سازد.
  16. ۴-کوتاه کردن زمان و دوره نونهالی: بسیاری از گونه های ارکیده و گونه های سوخ دار نیاز به  ۱۰-۵ سال زمان برای آغاز گلدهی دارند با کمک استفاده از روشهای غیرجنسی می توان این مشکل را از میان برد.
  17. ۵-کنترل مراحل رشد و ریخت شناسی
  18. ۶-ازدیاد گیاهانی که از طریق جنسی امکان ازدیاد آنها فراهم نمی باشد.
  19. ۷- مشکلاتی که در روش جنسی ازدیاد وجود دارد مانند دوره خواب بذر در این روش وجود ندارد.
  20. روشهای مختلف ازدیاد غیرجنسی :
  21. ۱- قلمه زدن
  22. ۲- پیوند زدن
  23. ۳- کوپیوند
  24. ۴- خوابانیدن
  25. ۵- افزایش توسط ریشه ها و ساقه های اختصاصی شده
  26. ۶- ریز افزایی
  27. انواع قلمه:
  28. ۱) قلمه چوب سخت ( خشبی)          الف) گونه های خزان دار
  29. ب) گونه های سوزنی همیشه سبز
  30. ۲)  قلمه چوب نیمه سخت (نیمه خشبی)
  31. ۳) قلمه چوب نرم
  32. ۴) قلمه علفی
  33. ۵)  قلمه برگ
  34. ۶) قلمه جوانه برگ ( قلمه تک چشمی یا قلمه تک گرهی)
  35. ۷) قلمه ریشه

قلمه های تهیه شده را به دو طریق می توان کشت کرد:

  • کشت بهاره
  • کشت مستقیم پائیزه
  • پیوند زدن:
  • پیوند عبارتست از هنر اتصال دو قطعه بافت زنده گیاهی به یکدیگر به صورتی که با هم یکی شده و پس از آن به عنوان یک گیاه به زندگی ادامه دهند.
  • گلهای سرخ خانواده رزاسه عموماٌ با این روش تکثیر می شوند در عمل پیوند با ۲ بخش گیاهی روبرو هستیم:
  • بخش بالایی گیاه پیوندی که پیوندک نام‌دارد و بخش پائینی که ریشه های گیاه را در بردارد و پایه نامیده می شود.
  • کو پیوند :

عبارتست از اتصال فقط یک جوانه و بخش کوچکی از پوست با چوب یا بدون چوب بر روی پایه که اغلب تحت عنوان پیوند جوانه نیز نامیده می شود. مهمترین نوع کو پیوند که در گلکاری بخصوص برای پیوند پایه های گل سرخ کاربرد دارد کو پیوند شکمی (سپری) می باشد که در زیر به توضیح مختصری در رابطه با آن می پردازیم.

  • پیوند شکمی(سپری)

در پیوند شکمی زمان کو پیوند زدن هنگامی است که پوست از بخش چوبی به آسانی جدا شود یعنی زمانی که سلولهای بافت زاینده به شدت تکثیر می یابند که معمولاً در بهار، تابستان و پائیز امکان پذیر است و گیاه در این فصول به خوبی پوست می دهد.

خوابانیدن:

خوابانیدن یکی دیگر از روشهای تکثیر غیر جنسی است که در آن ریشه های نابجا روی ساقه ای تشکیل می شوند که به گیاه مادری متصل می باشد آنگاه ساقه ریشه دار شده که شاخه خوابانیده شده نامیده می شود جدا می گردد تا گیاه جدیدی که روی ریشه های خودش قرار دارد به وجود آید.

روشهای خوابانیدن :

  1. خوابانیدن انتهایی                      ۴.    خوابانیدن هوایی
  2. خوابانیدن ساده                        ۵.    خوابانیدن کپه ای
  3. خوابانیدن مارپیچی ( مرکب)       ۶.    خوابانیدن شیاری

افزایش توسط ریشه ها و ساقه های اختصاصی شده:

پیاز معمولی ( سوخ ها)، پیاز توپر(پداژه ها)، غده ها(ژوخه ها)، ریشه ها و ساقه های غده ای (گوشتی)، ریزوم (ساقه های زیرزمینی)، پیاز نما(سوخ نما)، ساقه های رونده و پاجوش ها اندامهای رویشی اختصاصی شده ای هستند که دراصل در ذخیره مواد غذایی برای بقای گیاه در شرایط نامساعد نقش دارند. این اندامها دارای جوانه هایی هستند که بعد از پایان فصل رشد وقتی بخش هوایی از بین می رود شاخه های جدید فصل  آینده را تولید می کنند که البته این موضوع در مورد ساقه های رونده و پاجوش ها صدق نمی کند.

پیاز معمولی (سوخ ها)

پیاز اندام زیر زمینی اختصاصی شده ای است که شامل ساقه کوچکی می شود که توسط برگهای گوشتی فلس مانند پوشیده شده است و علاوه بر مرکز رویشی در کنار فلس ها دارای جوانه هایی است که با تکامل و رشد آنها پیازچه هایی در اطراف پیاز اصلی ایجاد می شود.

پیازها توسط گیاهان تک لپه ای به وجود می آیند که در آن ها ساختار معمولی گیاهی برای ذخیره سازی و تولید مثل تغییر شکل یافته است.

پیازها دو نوع هستند:

پیازهای پوشش دار ( سوخ های پوشش دار)

پیازهای بدون پوشش (سوخ های بدون پوشش)

ریشه ها و ساقه های غده ای ( گوشتی):

  1. ریشه های غده ای یا گوشتی:

بعضی از گونه های چند ساله علفی، ریشه های ثانویه بزرگ و توده ای دارند مانند سیب زمینی شیرین، کاساوا و کوکب که تحت عنوان ریشه های غده ای نامیده می شوند و انواع مختلفی دارند.

۲.   ساقه های غده ای یا گوشتی :

این نوع ساقه ها با بزرگ شدن قسمت زیر لپه دانهال تولید می شود، اما ممکن است در برگیرنده اولین گره روی لپه و قسمت بالای ریشه اولیه نیز باشند. بگونیای ژوخه ای و سیکلامن  این نوع ساقه ها می باشند.

ریزوم

ریزوم ساختار ساقه ای اختصاصی شده ای می باشد که درآن محور اصلی گیاه به صورت افقی در سطح و یا کمی زیر سطح  زمین رشد می کند. تعداد زیادی از گیاهان زینتی مانند زنبق ریزوم دار و گل برف و همچنین بسیاری از سرخس ها دارای ریزوم  می باشند.

ریزوم ها به دو نوع کلی دیده می شوند:

۱- درشت ریخت

۲- باریک ریخت

پیاز نما (سوخ نما)

سوخ نما ها ساختارهای ذخیره ای اختصاص یافته ای هستند که توسط بسیاری از گونه های ارکیده ها تولید می شوند و از یک قسمت گوشتی توسعه یافته ساقه ای تشکیل شده اند که دارای یک یا چند گره می باشد.

ساقه های رونده

ساقه های رونده ساقه های هوایی گیاه هستند که از طوقه گیاه منشعب شده و در سطح خاک می خزند. این ساقه ها ازمحل بند دوم با رشد جوانه ها و ریشه های نابجا مجموعه ای از برگ و ریشه به وجود می آورند که با وجود اتصال به پایه مادری خود مستقیماً آب و مواد غذایی جذب می کنند. گیاهان جوان به وجود آمده را می توان در فصل پائیز از پایه مادری جدا کرد.

ساگسیفراژها  به این گونه تکثیر می یابند.

پاجوش

پاجوش وسیله تکثیر بسیاری از درختان و درختچه های زینتی و گلهای دائمی می باشد. پاجوش ها حاصل از رشد و نمو  جوانه هایی هستند که در طوقه گیاه شروع به فعالیت می کنند و در اطراف بوته های اصلی شاخه هایی که هر یک دارای مقداری ریشه می باشند به وجود می آید. در بعضی گیاهان رشد پاجوش ها به اندازه پایه اصلی می شود به طوری که پس از مدتی تشخیص این دو از هم مشکل می باشد.

در فصل بهار هر یک از این گیاهان جدید را همراه با مقداری ریشه جدا کرده در محل دیگری کشت می کنند.

فصل چهارم محیط رشد

نحوه رشد و میزان  محصول گیاهان توسط دو گروه از عوامل کنترل می شود. این دو گروه عبارتند از:

۱- عوامل ارثی که استعداد ذاتی گیاه را از لحاظ کمیت و کیفیت رشد و تولید محصول معین نشان می دهد.

۲- عوامل و پدیده های محیطی که زمینه فعالیت استعدادهای ارثی را فراهم می کند.

مهمترین عوامل محیطی مؤثر در رشد گیاهان عبارتند از:

  1. خاک که مواد غذایی را در اختیار گیاه قرار می دهد و در ضمن آن را پا بر جا نگه می دارد.
  2. انرژی تشعشعی که به گیاه نور و گرما می دهد.
  3. هوا که اکسیژن، گاز کربنیک و اندکی ازت در اختیار گیاه قرار می هد.
  4. خاک
  5. خاک عبارتند از مخلوطی از مواد کانی (معدنی) و آلی که حاوی موجودات زنده بسیاری بوده و منبع اصلی تأمین مواد غذایی و آب برای گیاه است.
  6. خاک نتیجه فرایند های فیزیکی و شیمیایی و واکنش های بیولوژیکی گیاهان می باشد و توسط عوامل و پدیده های جوی مؤثر بر مواد کانی و آلی به وجود می آید.
  7. اجزا تشکیل دهنده خاک عبارتند از : مواد کانی، مواد آلی، هوا، آب و میکروارگانیسمها.
  8. مواد کانی حاصل تجزیه سنگهای مادریست و مواد آلی خاک از تجزیه بافت های حیوانی و گیاهی و میکروارگانیسم های مرده حاصل می شود.
  9. تجزیه بافت های گیاهی و حیوانی معمولاً به وسیله آنزیمهای موجود در میکروارگانیسم ها صورت می گیرد.
  10. در نیمرخ عمودی خاک لایه های متفاوتی دیده می شود قسمت بالای مقطع که معمولاً نرمتر است دارای رنگ تیره است به نام خاک زیرین سطح الارض و قسمت پائین که دارای رنگ روشن تر است و معمولاً ضخامت بیشتر هم دارد خاک زیرین تر تحت الارض نامیده می شود. در زیر قسمت تحت الارض سنگهای مادری وجود دارد.
  11. ذرات جامد خاک در صورتی که قطرشان بین ۰۵/۰تا ۲ میلیمتر باشد شن و در صورتی که قطرشان بین ۰۰۲/۰ تا ۰۵/۰ میلیمتر باشد سیلت و در صورتی که قطرشان کمتر از ۰۰۲/۰ میلیمتر باشد رس نامیده می شوند.
  12. ریگ قطرش بین ۲ تا ۷۲ میلیمتر است و بزرگتر از آن را سنگ می گویند.
  13. آب یکی از مواد موجود در خاک است که برای رشد گیاه اهمیت بسیار دارد. قدرت نگهداری آب در خاک به میزان مواد آلی و اندازه ذرات مواد کانی بستگی دارد بدین معنا که هر چند مواد آلی در خاک بیشتر شود و یا اندازه ذرات خاک کوچکتر باشد قدرت نگهداری آب  موجود در خاک بیشتر می شود.
  14. در خاک مقداری هم هوا وجود دارد که برای تنفس ریشه های گیاه و میکروارگانیسم ها مورد نیاز است
  15. بافت خاک :
  16. یکی از ویژگیهای فیزیکی خاک، بافت خاک است. بافت خاک عبارت است از اندازه و نسبت درصد مواد متشکله خاک مثل شن، سیلت و رس. از روی درصد مواد کانی موجود در هر خاکی میتوان بافت آن را مشخص نمود. مثلاً خاکی که ۴۰ درصد شن و ۴۰ درصد سیلت و ۲۰ درصد رس دارد به نام خاک لیمونی و خاکی که ۶۰ درصد شن و ۱۰ درصد سیلت و ۳۰ درصد رس دارد و خاک لیمونی رسی شنی و خاکی که ۱۰ درصد شن و ۶۰ درصد سیلت و ۳۰ درصد رس دارد خاک لیمونی رسی سیلتی نامیده می شود.
  17. پوشاندن خاک
  18. سطح خاک را به منظور های زیر باید پوشیده نگه داشت:
  19. ۱- برای اینکه خاک رطوبت را در خود نگه دارند.
  20. ۲- از فرسایش جلوگیری شود.
  21. ۳- مواد غذایی خاک بهتر در دسترس گیاه قرار گیرد.
  22. ۴- نیاز به افزودن مواد غذایی به کمترین مقدار برسد.
  23. ۵- در فصلهای سرد برای گرم کردن بستر استفاده می شود (استفاده از پوشش تیره)
  24. ۶- از رشد علفهای هرز جلوگیری می کند.
  25. استفاده از کاه برگ یا خاک اره و یا پلاستیکها به عنوان خاکپوش (مالچ) نیز از روشهای محافظت خاک به شمار می رود.

واکنش خاک

واکنش خاک مربوط به اسیدی یا قلیایی بودن محلول خاک می باشد.

PH مناسب برای اکثر گیاهان باغبانی بین ۷-۶ می باشد. خاکهای قلیایی با واکنش ۹ PH > و خاکهای خیلی اسیدی با واکنش ۴ PH < محیط نامناسبی برای ریشه ایجاد می کند. برای مثال در PH های زیاد آهن غیر قابل جذب و در نتیجه گیاه مبتلا به زردی برگها همراه با سبز ماندن رگبرگها می گردد. فعالیت میکروارگانیسم های خاک به ویژه باکتریهای موجود درخاک نیز تحت تأثیر واکنش خاک واقع می شوند.

معمولاً مناطق مرطوب و بارانی به علت شسته شدن عناصر کاتیونهای بازی دارای خاکهای اسیدی بوده و بر عکس مناطق گرم و خشک دارای خاکهای قلیایی می باشند. به استثنای گیاهان تیره   Ericacea(مثل زغال اخته آبی رنگ) و سایر گیاهان این تیره که اسید دوست هستند و در PH بین ۵/۵-۴ بهترین رشد را می نماید. برای بیشتر گیاهان باغبانی همچنان که ذکر شد بهترین PH بین ۷-۶ می باشد. البته برخی گیاهان مانند جو، چغندر و درخت گز نیز می توانند PH های نسبتاً بالا را تحمل کنند.

ساده ترین راه برای قلیایی ساختن خاک اضافه کردن آهک به آن می باشد. میزان اضافه کردن آهک به میزان تغییرات PH مورد نظر نوع ماده آهکی به ظرفیت کاتیونی خاک بستگی دارد.

برای مثال خاکهای شنی در مقایسه با خاکهای رسی با مقدار کمتری آهک تغییر واکنش می دهند ،برای اسیدی ساختن خاک می توان از موادی چون گوگرد، اسید سولفوریک و سولفات آهن استفاده کرد. از کود ازته چون نیترات آمونیوم و سولفات آمونیوم نیز برای اسیدی کردن خاک می توان بهره برد. برای تغییر سریع PH خاک از کود اوره استفاده می کنند.

تبادل کاتیونی

ذرات کلوئیدی خاک یعنی رس و هوموس دارای قدرت جذب کاتیونهای مختلف و تبادل آنها با یکدیگر به ویژه با یون هیدروژن می باشند این عمل را تبادل کاتیونی می نامند.

مواد غذایی خاک :

عناصری که بیشتر مورد نیاز گیاه می باشند به ماکروالمنتها معروف اند و عبارتند از: کربن، هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم وگوگرد. بقیه عناصر به مقدار بسیار کم مورد نیازند که به آنها میکروالمنتها می گویند و عبارتند از : آهن، منگنز، روی، بر، مس، مولیبدن و کلر. کربن، هیدروژن، اکسیژن چون به وفور در هوا و آب وجود دارند به عنوان عناصر غذایی خاک محسوب نمی شوند.

نیتروژن:

نیتروژن یکی از عناصر اصلی مورد نیاز گیاه می باشد و بیشتر از سایر عناصر در تغذیه گیاهی مصرف می شود. نقش اصلی ازت برای گیاه در تشکیل پروتوپلاسم و اسید نوکلئیک می باشد.

از علائم کمبود ازت کاهش رشد، زردی و کوچک ماندن برگها می باشد.

کمبود شدید نیتروژن باعث ریزش پیش از موقع برگها  می شود.

در درختان میوه نیتروژن زیاد باعث تأخیر در ایجاد گل و میوه می شود،در سبزیهای برگی ازت را می توان به مقدار زیاد مصرف کرد تا باعث تسریع رشد سبزینه ای آنها گردد.

مواد آلی منبع تولید نیتروژن در خاک هستند

فسفر

در بیشتر اعمال فیزیولوژیکی گیاه فسفر اهمیت حیاتی دارد از آن جمله در تولید ATP و اسید نوکلئیک و آنزیمهاست.

کمبود فسفر باعث توقف رشد گیاه شده و به علت انتقال فسفر از برگ های پیر به برگهای جوان منجر به ریزش برگهای پیر می شود. گهگاه کمبود فسفر باعث تجمع مواد قندی در برگ و ساقه شده و در نتیجه تولید آنتوسیانین بالا رفته و برگها و ساقه ها به رنگ قرمز در می آیند. مناسب ترین PH برای قابل استفاده بودن فسفر حدود ۷-۶ می باشد فسفر به صورت H۲PO۴ˉ  و  ۲-HPO۴ جذب گیاه می شود.

از کودهای فسفره  که بطور معمول استفاده می شود می توان فسفات آمونیوم را نام برد. پودر استخوان گرچه دارای فسفر زیادی می باشد ولی فسفر آن زیاد قابل جذب نیست.

پتاسیم

ترکیبات این عنصر در اغلب خاکها به اندازه کافی یافت می شود.

از علائم کمبود پتاسیم سوختگی کنار برگها می باشد.

از کودهای پتاسه میتوان کلرور پتاسیم، سولفات پتاسیم و نیترات پتاسیم را نام برد ولی مصرف هر نوع کود حاوی کلرور در ایران ممنوع است.

کلسیم

درون گیاه کلسیم بیشتر به صورت پکتات کلسیم در دیواره یاخته ها یافت می شود و وظیفه آن  متصل ساختن یاخته ها به یکدیگر است.

کمبود آن باعث کمبود رشد و همچنین لوله شدن برگها و قهوه ای شدن ریشه   می گردد. در گوجه فرنگی کمبود کلسیم باعث پوسیدگی گلگاه میوه می شود. در سیب وجود کلسیم باعث سختی بافت میوه شده به عمر پس از برداشت آن می افزاید و کمبودش باعث آسیب پوستی می گردد.

کمبود کلسیم را می توان با اضافه کردن آهک به خاک برطرف ساخت البته باید در نظر داشت که آهک واکنش خاک را نیز بالا می برد. سوپر فسفات نیز حاوی مقدار زیادی کلسیم است. همچنین برای رفع کمبود کلسیم می توان گیاهان را با کلرور کلسیم و یا نیترات کلسیم محلول پاشی کرد.

گوگرد

گوگرد در تهیه پروتئین و اسید آمینه به کار می رود. بو و مزه پاره ای از محصولات باغبانی مثل سیر، پیاز و خردل مربوط به گوگرد می باشد.

علائم کمبود گوگرد بیشتر در برگهای جوان دیده می شود تا برگهای پیر

گوگرد معدنی به صورت یون سولفات SO۴ˉ در محلول خاک یافت می شود. گوگرد را می توان به صورت های سوپر فسفات معمولی، سولفات آمونیوم و گل گوگرد و یا سولفات کلسیم به خاک اضافه کرد.

منیزیم

منیزیم در تولید سبزینه (کلروفیل) به کار می رود و در نتیجه در عمل فتوسنتز مؤثر   می باشد. در بذرها منیزیم به مقدار زیاد یافت می شود از علایم کمبود آن درگیاه زردی بین رگبرگهاست. علائم کمبود ابتدا در برگهای پیر مشاهده می شود و در صورت کمبود شدید برگها شروع به ریزش می کنند. در خاک منیزیم نسبتاً سریع شسته شده و از دسترس گیاه خارج می گردد. برای رفع کمبود منیزیم از کربنات و سولفات منیزیم استفاده می شود.

آهن

آهن در متابولیسم گیاه در تولید کلروفیل، تنفس، فتوسنتز و فعالیت های آنزیمی به کار می رود. کمبود آهن کاملاً مشخص است برگهای جوان زرد می شوند ولی رگبرگها سبز باقی می مانند و در حالت های شدید رشد گیاه متوقف  می گردد.

آهن درخاکهای قلیایی تثبیت می شود و در خاکهای اسیدی بیشتر قابل استفاده  می باشد. برای کمبود آهن می توان گیاه را با محلول سولفات آهن محلول پاشی کرد آهن به صورت کلات مثل EDTA بسیار قابل جذب و استفاده گیاه می باشد هر چند که به شرایط خاک به ویژه واکنش خاک و آهکی بودن یا نبودن آن بستگی دارد.

بُر

نقش اصلی بر در متابولیسم گیاه کاملاً مشخص نیست. کمبود آن باعث توقف رشد و خشکیدگی سرشاخه ها و ریشه ها می گردد. برگها کلفت و شکننده گردیده گلدهی به میزان قابل توجهی کاهش یافته تبدیل  گل به میوه به علت عدم رشد لوله گرده کم    می گردد.

میزان بر در خاکها بسیار اندک است به ویژه درخاکهای شنی زود شسته شده و از دسترس گیاه خارج می گردد. بر در خاکهای اسیدی بیشتر قابل جذب گیاه می باشد تا خاکهای قلیایی. بوراکس اغلب به عنوان منبع بر مورد استفاده قرار می گیرد.

روی

روی در تولید و فعالیت آنزیم ها همچنین در ایجاد پروتئین مؤثر است. کمبود روی باعث کوچک ماندن برگهای گیاه و کوتاه شدن فاصله میان گره ها می شود. PH خاک بر قابل استفاده بودن روی برای  گیاه مؤثر است. معمولاً درخاکهای قلیایی و در خاکهای محتوی فسفر بیش از حد روی غیر قابل استفاده می گردد. درخاکهای شنی روی به راحتی شسته شده و از دسترس گیاه خارج می شود. برای رفع کمبود روی سولفات روی را به خاک اضافه می کنند. هر چند که در شرایط خاکهای ایران سولفات روی شدیداً تثبیت می شود و بازده آن کم است و به صورت EDTA روی بازده بیشتری دارد.

منگنز

منگنز به میزان بسیار کمی مورد نیاز گیاه است و در صورت زیاد شدن میزان آن در خاک بر روی گیاه اثر مسموم کننده خواهد داشت.

وجود منگنز برای بسیاری از اعمال گیاهی مانند فتوسنتز، تنفس و تهیه کلروفیل ضروری است. علائم کمبود آن در گیاهان مختلف متفاوت می باشد. سوختگی کنار برگها و یا لکه های سوختگی میانه برگها همچنین کاهش رشد و گلدهی گیاه از نشانه های کمبود آن است و چون مانند آهن درون گیاه غیر قابل انتقال است ابتدا برگهای جوان علایم کمبود را نشان می دهند

در واکنشهای قلیایی در خاک تثبیت شده و با پائین آوردن واکنش خاک بیشتر قابل استفاده   می گردد. در خاکهای خیلی اسیدی ممکن است به علت افزایش بیش از حد جذب آن در  گیاه مسمومیت ایجاد شود. برای رفع کمبود منگنز از سولفات منگنز استفاده می شود که در خاکهای ایران بازده آن بسیار ناچیز است.

مس

مس نیز به مقدار بسیار کم در تولید کلروفیل، پروتئین، کربوهیدراتها و همچنین در فعال ساختن برخی از آنزیمها مورد نیاز است. در صورت کمبود آن برگها کوچک مانده و سرشاخه های جوان را دچار برگ سوختگی می کند.

هر چه واکنش خاک اسیدی تر باشد مس قابل استفاده تر است. برای رفع کمبود مس از سولفات مس به تنهایی و گاهی مخلوط با آهک استفاده می شود که البته بازده آن در خاکهای ایران بسیار کم است.

مولیبدن

این عنصر ازعناصر کم مصرف گیاه به شمار می رود و بیشتر برای احیاء نیتروژن در گیاه مورد نیاز است. علائم کمبود مولیبدن شبیه کمبود نیتروژن می باشد که با زردی و سوختگی و لوله شدن برگها همراه است. مولیبدن در خاکهای قلیایی بیشتر از خاکهای اسیدی برای گیاه قابل استفاده می باشد. برای رفع کمبود آن گیاه را با محلول مولیبدنات سدیم یا آمونیوم محلول پاشی می کنند.

کلر

لزوم کلر برای گیاهان به تازگی مورد تأئید قرار گرفته است. اما از آنجا که این عنصر هم در هوا و هم در محلول خاک وجود دارد به ندرت کمبود آن گزارش می شود. کلر برای آزاد کردن اکسیژن به هنگام فتوسنتز لازم است و کمبود آن باعث پژمردگی گیاه می شود. درخاک یون آن به صورت Clˉ وجود دارد که به راحتی قابل استفاده گیاه   می باشد در صورت کمبود می توان از کلرور پتاسیم استفاده کرد.

آب

 اهمیت آب درتولید  محصولات باغبانی غیر قابل انکار است. میزان آب موجود در هرمنطقه  معرف آن است که از نظراقتصادی چه گیاهی را می توان کاشت و چه گیاهی را نمی توان کاشت.  بسیاری از اعمال حیاتی گیاه توسط آب کنترل می شود آب از مواد اصلی تشکیل دهنده سلول زنده می باشد و میزان آن در بافت های مختلف متفاوت بوده از ۲ درصد در بعضی بذور خشک تا ۴۰ درصد در بافت های چوبی در حال خراب و ۹۵ درصد در میوه های آبدار مانند هندوانه دیده می شود.

آب هم حلال و هم وسیله ای برای انتقال مواد در داخل گیاه است. کمبود آن در گیاه باعث توقف رشد و ادامه این کمبود منجر به اختلالات برگشت ناپذیر می گردد و گاهی هم موجب مرگ گیاه می شود.

اگر بین جذب آب وتبخیر تعادل برقرار باشد تمام فرایندهای گیاهی بطور طبیعی پیش می رود و گرنه یکی از دو حالت زیر اتفاق می افتد:

۱- اگر مقدار جذب بیشتر از مقدار دفع باشد این حالت ممکن است در اثر کم بودن شاخساره نسبت به ریشه، هرس بی قاعده، حمله آفات و امراض و یا بالا بودن رطوبت نسبی هوا اتفاق می افتد در این حالت فشار آب درون یاخته ها و آوندها بالا می رود.

علائم عمومی این حالت  طویل، باریک و نرم شدن ساقه گیاه و خوابیدگی آن روی زمین و ترک خوردن میوه به علت به هم خوردن رابطه سطح به حجم است.

۲- مقدار دفع بیشتر از جذب ریشه باشد در این حالت ممکن است در اثر خشک بودن خاک کمبود ریشه نسبت به شاخساره یا در اثر جابجا کردن گیاه پیش بیاید. این حالت باعث تیرگی رنگ برگها و درصورت ادامه باعث پژمردگی آنها و خشک شدن گیاه    می شود. کم آبی مزمن در بعضی از انواع هندوانه و گوجه فرنگی باعث پوسیدگی گلگاه می شود.

جذب و حرکت آب در درون گیاه :

جذب آب توسط ریشه گیاه به ویژه ریشه های موئین صورت می گیرد. همچنان که ریشه درون خاک پیش می رود کلاهک و بلافاصله پس از آن ریشه های موئین ایجاد می شوند

روشهای آبیاری

روشهای مهم آبیاری معمولی به قرار زیر می باشد:

۱- آبیاری سطحی

۲- آبیاری بارانی

۳- آبیاری قطره ای

۴- آبیاری زیر زمینی

 

نور گرایی (فتوتروپیسم)

نور گرایی عبارت است ازگرایش و خم شدن گیاه به سوی نور، عامل کنترل کننده این پدیده هورمون اکسین می باشد. اگر گلدانی را درکنار دریچه بگذاریم پس از چند روز شاخه هایش به طرف بیرون که روشن تر است خم می شوند. علت این امر در بخش هورمونها توضیح داده شده است.

فتوسنتز

در فرایند فتوسنتز اندامک کلروپلاست که  حاوی کلروفیل است انرژی نورانی را گرفته و با کمک آن، مولکول آب را می شکند و تولید انرژی شیمیایی می کند. همین انرژی است که در تثبیت CO۲ و ساخته شدن قندهای ساده به کار می رود.

گیاهان مختلف برای عمل فتوسنتز به شدت نورهای گوناگونی نیاز دارند و بر طبق این نیاز گیاهان را می توان به چهار دسته زیر تقسیم کرد:

۱- گیاهان آفتاب دوست مثل داوودی و گل سرخ

۲- گیاهان سایه دوست مثل سرخس و فیکوس

۳- گیاهان سایه – آفتاب دوست مثل بگونیا، سیکلامن، حسن یوسف

۴- گیاهان غیر حساس مثل ماگنولیا

فتوپریودیسم

واکنش گیاه نسبت به مدت زمان تابش متوالی نور را فتوپریودیسم گویند.

اصولاً گیاهان مختلف برای گلدهی به طول روزهای مختلفی احتیاج دارند و از این جنبه به سه گروه تقسیم شده اند :

۱- گیاهان روز کوتاه :(داوودی)

۲- گیاهان روز بلند: (کاهو و سیب زمینی)

۳- گیاهان بی تفاوت: (گوجه فرنگی)

غیراز این سه گروه که شامل تعداد بسیار زیادی از گیاهان روی زمین می باشند گروه های کوچکتری نیز وجود دارد که برای گلدهی به شرایط نوری خاصی به شرح زیر احتیاج دارند:

گیاهان روز بلند غیر الزامی: (اطلسی)

گیاهان روز کوتاه غیر الزامی: (بعضی از انواع داوودی)

غیر از اینها، دو دسته دیگر نیز وجود دارند که یکی را گیاهان روز کوتاه - روز بلند و دسته دیگر را گیاهان روز بلند – روز کوتاه می نامند. دسته اول برای گلدهی ابتدا به چند چرخه شبانه روزی نیاز دارند که در آن طول روز کوتاه باشد سپس به چند چرخه روز بلند نیازمندند مثل گل گوشتی اسکابیوز.

دسته دوم عکس دسته اول ابتدا به چند چرخه روز بلند و پس ازآن به چند چرخه روز کوتاه احتیاج دارند تا به گل بنشینند مثل گیاه گوشتی بریوفیلوم.

گل انگیزی

وقتی گیاهی در شرایط مناسب نوری قرار گیرد برگها برانگیخته شده سپس این برگها فرمان گلدهی به جوانه ها را صادر می کنند.

مثلاً کافی است گیاه فاربیتیس فقط یک شبانه روز و توت فرنگی ۶ شبانه روز تحت شرایط روز کوتاه و شب بلند قرار گیرد تا گل انگیزی در آن صورت گیرد و پس از آن حتی اگر شرایط برای گل انگیزی نامناسب شود گیاه پس از حدود ۱۰ هفته گل خواهد داد.

فیتوکروم

در گیاه به ماده ای پروتئینی آبی رنگ با وزن مولکولی بسیار زیاد پی برده شده است که فیتوکروم نامیده می شود این ماده در برابر نورهای قرمز و قرمز دور حساس است و آنرا با P نمایش می دهند . فیتوکروم به دوصورت Pr ( یعنی مایل به جذب نور قرمز) و Pfr ( یعنی مایل به جذب نور قرمز دور) دیده می شود تبدیل    Pr به  Pfr  و بالعکس یک واکنش دو جانبه برگشت ناپذیر می باشد:

فیتوکروم کنترل کننده تعداد زیادی از واکنش های گیاهی از جمله گلدهی، سبز شدن بذر و تولید غده در گیاهان است که در تمام این واکنشهاPfr  فعال و Pr  غیر فعال است.

در گیاه فیتوکروم  Red Pتبدیل به فیتوکروم  Pfr می‌شود و بالعکس.

  • نوع فعال فیتوکروم ← مادون قرمز ( فرو سرخ  nm ۷۲۰ ) است.

 

در گیاهان  روز بلند  Pfr > Pr می‌باشد.

در گیاهان روز کوتاه Pfr < Pr می‌باشد.

 

نور خورشید ← منبع  Pr

 

در شب نور مادون قرمز ( فرو سرخ  nm ۷۲۰ ) تبدیل به نور قرمز می‌شود.

  • روز ← برعکس

·         برای افزایش نور در گلخانه  استفاده از  نور مصنوعی ضروری می‌باشد. برای کاهش طول روز برای گیاه پوشاندن روی گیاه  با پارچه‌های تیره صورت می‌گیرد.

·          

·         در گیاهان روز بلند و روز کوتاه طول شب خیلی مهم است.

·         در زیر پوشش  نبایستی  نور بیشتر از   ۳ – ۲ فوت شمع باشد.

·          

·         شب شکنی (بلند کردن روز) استفاده از  نور خیلی کم (حدود ۱۰ فوت شمع) و لامپ تنگستن به‌کار برده می‌شود. این نور معمولا  نیمه‌های شب (ساعت ۱۰ به بعد) به گیاه داده می‌شود. البته در ماه‌های مختلف، میزان ساعت نوردهی فرق می‌کند. بسته به زمانی که می‌خواهیم گیاه را برداشت کرده و به بازار عرضه کنیم باید تعداد ساعات نوردهی را تنظیم کنیم. مثال: گیاه داودی نیاز به بلند کردن شب دارد. وقتی گیاه وادار به گلدهی شد دیگر نیازی به شب شکنی ندارد

·          

·         شدت نور هرچه بیشتر، رشد ونمو و گلدهی تسریع می‌شود. اگر گیاه به بلوغ نرسد نمی‌تواند گلدهی کند.

·         دما

·         هر گیاهی در دامنه دمایی ویژه ای دارای بهترین رشد است. از آنجایی که رشد گیاه نتیجه مستقیم تفاضل مواد ساخته شده در فتوسنتز و مواد مصرف شده در تنفس است دامنه دمایی مناسب رشد گیاه را می توان به صورت دماهایی که در آن فتوسنتز ماکزیمم و تنفس متعادل است تعریف نمود.

·         آن دسته از گیاهانی که دامنه دمایی نسبتاً بالایی دارند را محصولات فصل گرم می نامند. مثل گوجه فرنگی، خیار و فلفل و گیاهانی را که دامنه دمایی شان پائین تر از این حد است محصولات فصل خنک می نامند. مانند اسفناج و انواع کلمها، به همین دلیل فصل کشت محصولات فصل سرد در نیمکره شمالی به هنگام بهار و در نیمکره جنوبی به هنگام پائیز است.

·         بهارش ( ورنالیزاسیون)

·         گل انگیزی در دمای پائین به بهارش معروف است . این پدیده اولین بار در حدود صد سال پیش توسط دانشمندی به نام کلیپارت تشخیص داده شد وی بذر گندم پائیزه را در بهار سبز کرد و در حین سبز شدن گیاه را در معرض دمای پائین یا نزدیک صفر قرار داد  سپس آن را در مزرعه کاشت و از آن محصول برداشت کرد و بدین ترتیب توانست گندم پائیزه را به گندم بهاره تبدیل کند.

·         دانشمند دیگری به نام لیسنکو این عمل را بهارش (ورنالیزاسیون) نامید همانند گل انگیزی نوری این پدیده نیز توسط هورمونهای گیاهی کنترل می شود.

·         هر گیاهی که ورنالیزه شده باشد مدت چند هفته دردمای بالا قرار گیرد دورنالیزه      می شود یعنی اثر سرما درآن از بین می رود و دوباره به حالت رشد رویشی بر می گردد. برای مثال پیاز خوراکی که در پائیز از زمین بیرون آورده می شود و در زمستان انبار میگردد به علت سرمای طبیعی انبار ورنالیزه می شود و چنانکه آن را در بهار بکاریم به گل نشسته و بذر می دهد.

·         هوا

·         هوا از نیتروژن ۷۸% ، اکسیژن ۲۱% و حدود ۰۳/۰% گاز کربنیک و مقدار جزیی گازهای دیگر تشکیل شده است و معمولاً این نسبت به علت باد و جریانات جوی تقریباً در همه جا یکسان و ثابت است و عامل محدود کننده رشد به شمار نمی رود. در شرایطی که شدت نور بالا باشد بالا بودن میزان گاز کربنیک تا حدودی عمل فتوسنتز را تشدید می کند ولی این عمل فقط در گلخانه های سربسته امکان پذیر است.

·         آلودگی هوا همانطور که برای انسان مضر است به گیاه نیز آسیب می رساند. از گازهای خطرناک که رشد گیاه را تحت تأثیر قرار می دهد منواکسید کربن، دی اکسید سولفور و هیدروکربورها، اکسید ازت و هیدروژن سولفور می باشد.

·         بیشتر این مواد از خودروها، صنایع مختلف، کارخانه های مولد برق، پالایشگاهها و سوخت منازل ناشی می شود. از گازهای بسیار سمی دیگر می توان ازن، فلور، گاز، اسید کلریدریک را نام برد. کمبود اکسیژن در خاک گاهی باعث توقف در رشد گیاه می گردد. این حالت بیشتر در خاکهای سنگین فاقد تهویه مشاهده می گردد که میزان گاز  کربنیک در آنها زیاد و اکسیژن کم است در نتیجه ریشه مقدار اکسیژن کاهش یافته و در نتیجه رشد ریشه کم می گردد.

·         گاز کربنیک در غلظت های زیاد بر روی ریشه اثر تخریبی دارد. البته گیاهان آبزی از این قاعده مستثنی بوده و در آنها برگ، اکسیژن لازم را برای ریشه تأمین  می کنند. اکسیژن و گاز کربنیک روی میوه و اندامهای ذخیره ای گیاه نیز اثر زیادی دارند.

·         فصل پنجم هورمونها و تنظیم کننده های رشد

·         اکسین ها

·         اثرات اکسین ها  :

·         بارزترین اثر اکسین ها همان اثر بر رشد طولی سلولهاست که خود سبب بروز علائمی همچون نورگرایی، زمین گرایی بصورت عینی می شود . از اثرات بسیار مهم دیگر اکسین ها نقش آنها در تقسیم سلولی، تولید ریشه، ایجاد لایه جدا گر، لایه ای که سبب جدایی دمبرگ و دمگل و دم میوه از محل اتصال می شود، گل انگیزی و تولید و رسیدن میوه و ایجاد چیرگی جوانه انتهایی، بکرزایی یا پارتنوکارپی و رشد شاخه های جانبی می باشد.

·         معمول ترین نوع اکسین که در پیکره گیاهان یافت می شود ایندول تری استیک اسید است.

·         عامل مهم در چگونگی اثر اکسین ها وابسته به علظت آن و بافت هدف است. برخی اندامها مثل ریشه به مقادیر کم اکسین، سریع واکنش نشان می دهند ولی ساقه ها بر عکس این حالت را دارند.

·         کاربرد اکسین ها در باغبانی:

·         ۱- تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه

·         ۲- ریشه دار کردن قلمه ها

·         ۳- جلوگیری از رشد نرکها و پاجوش ها

·         ۴- گل انگیزی و تولید میوه

·         ۵-  کشت بافت

·         جیبرلین ها

·         امروزه بیش از ۹۰ نوع جیبرلین شناسایی شده که درکل به دو گروه ۲۰ کربنی و ۱۹ کربنی تقسیم شده اند. از آنجا که فرمول جیبرلین ها بسیار پیچیده است هنوز به طور مصنوعی تولید نشده اند و از عصاره نوعی قارچ به نام جیبرلا حاصل می شوند. در درون گیاهان نیز جیبرلین ساخته می شود که مراکز ساخت آنها عبارتند از: انتهای ساقه، قسمت فعال ریشه، برگهای جوان و میوه های در حال رشد و به ویژه بذور نارس در حال رشد و نمو.

·         جیبرلین ها داخل گیاه به صورت غیر قطبی حرکت می کند و به راحتی از طریق آوندهای چوبی به بخش های بالایی گیاه منتقل می شوند. معمول ترین انواع جیبرلین ها که به صورت تجاری مورد استفاده قرار می گیرند شامل GA۷ و GA۴ می باشد.

·         اثرات جیبرلین ها

·         بارزترین اثر جیبرلین ها ازدیاد رشد و تولید مثل گیاهان از طریق طویل ساختن فواصل میان گره ای ساقه هاست. به طوری که با پاشش مصنوعی آن می توان شاهد رشد طولی گیاهان پاکوتاه بود.

·         کاربرد جیبرلین ها در باغبانی

·         طویل شدن ساقه: جیبرلین در طویل شدن ساقه در امر درخت آرایی بنت قنسول ، شمعدانی، فوشیا بکار می رود. ساقه هایی که به وجود  می آید ممکن است ضعیف و شکننده باشد که با بکاربردن اسپری GA۳ ppm ۲۵۰  به میزان ۳ تا ۵ بار در هفته برای پیشگیری از این امر می توان آنها را با چوب بست. جیبرلین اسید باعث معکوس شدن اثر زیاد مهار کننده رشد بر کشت ها شود.

·         جیبرلین ها قادرند بسیاری از گیاهان دو ساله بدون ساقه دارای حالت رزت را که جهت گلدهی نیازمند سرما هستند را وادار به تولید ساقه گلدهنده کنند.

·         شکستن دوره استراحت در بذرهای بسیاری از گونه های گیاهی که معمولاً نیازمند یک دوره سرما جهت جوانه زنی هستند نیز از اثرات جیبرلین هاست. با خیساندن این بذرها در محلول جیبرلین جوانه زدن آنها را می توان تسریع کرد. به صورت کاربردی جیبرلینppm۱۰۰۰-۲۰۰، سیتوکنین از اثرات  ppm۱۰۰ کینتین و اتیلن در تحریک جوانه زدن بذر در بعضی گونه های گیاهان به کار می رود. سرعت جوانه زدن بذر بسته به نوع گیاه و اندازه بذر متفاوت است. در مورد جیبرلین ها میتوان به اثر بر رشد میوه ها، تأخیر در پیری اندامها ولی در برخی گیاهان  مثل لوبیا پیری راتسریع می کند و تغییر بر جنسیت در خیار و .. اشاره کرد.

·         جیبرلین همچنین می تواند جایگزین روزهای بلند شده و گیاهی را که تحت روزهای کوتاه رشد کرده وادار به گلدهی کند. در نهایت می توان چنین گفت که معمول ترین کاربرد جیبرلین ها، استفاده آنها در افزایش طول ساقه و وادار کردن گلها به رشد می باشد.

·         سیتوکنین ها:

·         امروزه سیتوکنین ها هم بصورت مصنوعی و هم طبیعی وجود دارند. در حقیقت سیتوکنین در تمام مراحل زندگی گیاه رویش دانه، تشکیل دانه مؤثرند. آنها بر روی متابولیسم عمومی گیاه به ویژه فعالیت آنزیم ها و کوآنزیم ها در پیدایش اندامکهای درون سلولی و نقل و انتقال مواد در درون سلول، سنتز RNA  و DNA و پروتئین و به طور کلی تمام گیاه مؤثرند.

·         تولید سیتوکنین ها در نقاطی از گیاه انجام می شود که تقسیم سلولی به طور مثال در حال انجام باشد. این نقاط شامل:

جوانه ها، برگهای جوان و میوه های در حال رشد می باشد و علاوه بر این در شیره خام بسیاری از گیاهان نیز مقادیر زیادی سیتوکنین یافت می شود. بررسی ها نشان     می دهد ساخته شدن این مواد در ریشه ها نوک ریشه ها و انتقال آنها از طریق آوندهای چوبی به سایر اندامهای گیاه می باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 13:15  توسط محسن یمینی صفت  | 

·         اثرات سیتوکنین ها :

·         ۱- تقسیم سلولی و اندام زایی

·         ۲- جوانه زنی بذر، طویل شدن سلول و اندام آنها

·         ۳- رشد ونمو جوانه ها

·         ۴- تأخیردر پیری اندامها و گلها

·         کاربرد سیتوکنین ها در باغبانی :

·         ۱-  طولانی کردن عمر گلهای بریده و سبزی های برگی در مراحل بعد از برداشت   می باشد.  به عنوان مثال با قرار دادن ساقه گلهای بریده شب بو در محلول ppm ۵۰-۲۵ سیتوکنین عمر گلدانی یا پس از برداشت آنها زیاد شده و در آینده شاید شاهد استفاده این مواد جهت سبزیهای خوراکی باشیم.

·         ۲- در حال حاضر در باغبانی در کشت بافت گلهایی مثل داوودی و میخک استفاده از سیتوکنین ها امری عادی است که به طور تجاری کاربرد دارد.

·         ۳-  استفاده از آنها در خنثی کردن غالبیت انتهایی در حسن یوسف ، فلفل زینتی و ... در کل تولید بوته هایی با شاخساره های منشعب و متراکم که بازار پسندی خوبی داشته باشد.

·         اتیلن

·         اتیلن در شرایط عادی به صورت گاز می باشد که حدود یک قرن پیش بدون آگاهی از اثر هورمونی آن جهت سبز زدایی مرکبات و رساندن موز و خرما استفاده می شده است.

·         تولید و حرکت اتیلن در گیاه در مقایسه با سایر هورمونها سه تفاوت عمده دارد:

·         ۱- بر خلاف بقیه که در نقاط خاصی از گیاه تولید می شوند اتیلن درهر موضعی که شرایط باشد تولید می شود.

·         ۲-  حرکت اتیلن در گیاه به صورت پخشیدگی گازی در فضای بین سلولی است.

·         ۳-  در هورمونهای دیگر بالا رفتن غلظت هورمون سبب کند ساخته شدن آن هورمون می شود درحالی که اتیلن اتوکاتالیزور بوده یعنی به مجرد اینکه بافتی در برابر مقدار کمی اتیلن قرار گیرد بی درنگ شروع به تولید مقدار بیشتری از این ماده می کند.

·         اثرات اتیلن :

·         ۱- شکستن رکود بذرها، جوانه ها و غده های در حال رکود که آنها را وادار به جوانه زنی و رشد می کند. در گلدهی گیاهانی مانند آناناس و انبه و بروز جنسیت گل در گیاهانی مانند خیار، اتیلن اثرات بارز دارد. یعنی این گیاهان را مانند آناناس به طور همزمان وادار به گلدهی می کند و خودش یک عامل گل انگیزی است.

·         ۲- مهمترین اثر اتیلن که امروزه بیشترین مقدار مصرف اتفن را به خود اختصاص داده تسریع در رسیدن میوه های روی درخت و درون انبار، صرفه جویی در نیروی لازم برای جداسازی میوه ها از درخت و سهولت برداشت مکانیکی است. برای رساندن میوه هایی مانند موز، مرکبات و گوجه فرنگی در انبار هم استفاده می شود.

·         کاربرد اتیلن در باغبانی

·         در بخش گلکاری از اتیلن به صورت تجاری برای کنترل ارتفاع، گل انگیزی و کنترل ریزش گل و میوه و برگ و یا جلوگیری از گلدهی استفاده می شود.

·         مواد بازدارنده :

·         اسید آبسیزیک

·         اسید آبسیزیک از سایر بازدارنده های طبیعی گیاهان حدود یک صد مرتبه قویتر است و فرایندهایی مانند:

·         - رکود بذر و جوانه ها و نیز ریزش اندامها را کنترل می کند.

·         اثرات آبسیزیک اسید

·         ۱- خنثی کردن غالبیت انتهایی و جلوگیری از رشد جوانه انتهایی نیز در مواردی که بر اثر اسید آبسیزیک حاصل می شود بدلیل اثر متقابل این ماده با اکسین می باشد.

·         ۲- گیاهان در مواجهه با استرس خشکی، کمبود اکسیژن و مواد غذایی، میزان اسید آبسیزیک درونی را بالا می برند و درحالت عادی آن را کاهش می دهند که این خاصیت به سیستم دفاعی گیاهان اشاره می کند.

·         ۳- از دیگر اثرات این هورمون پیشبرد روند پیری و هدایت و کنترل ذخیره فتوسنتز توسط برگهاست.

·         مواد شیمیایی کند کننده رشد

·         مهار کننده های رشد به صورت معمول و رایج بکار می رود و مواد مهم شیمیایی در تنظیم رشد گیاهان در گلکاری می باشند.

·         در محصولات گلکاری مختلف سه مرحله رشد گیاه مشاهده می شود:

·         ۱- مرحله رشد ابتدایی که آهسته است و بلافاصله بعد از قلمه زدن به وجود می آید.

·         ۲- رشد سریع گیاه و طویل شدن.

·         ۳- رشد آهسته نهایی که همراه با تولید مثل و رشد گل می باشد.

·         انواع مهارکننده رشد عبارتند از:

·         B۹

·         سایکوسل

·         Bonzi  (paclobutrazol)

·         sumagic(uniconazol)

·         نور:

·         گیاهان باید درمحلی قرارگیرند تا حداکثر نور مورد نیاز به آنها برسد. در مورد هر گیاه میزان نور و شدت آن متغیر است مثلاً در بنت قنسول که نیاز به نور زیاد دارد و در محیط گلخانه ای با نور کم معمولاً با فایبرگلاس و پلی اتیلن دوبل پوشانده شده است، رشد خوبی ندارد که تغییر در میزان نور می تواند درمیزان رشد و طول گیاه مؤثر باشد.

·         لامپهای نئونی با نور مادون قرمز دور یا استفاده از فیلترهای آغشته با سولفات روی در مسیر اشعه خورشید باعث کاهش رشد طولی و قد کشیدن قسمتهای بین گرهی می شود. دستکاری کردن کیفیت نور به وسیله فیلترها در کنترل رشد طولی گیاه مؤثر است و ممکن است در آینده سودمند باشد.

·         استرس آب

·         طول بعضی از گیاهان بوته ای به علت پژمرده شدن روتین در گیاه محدود می شود.   می بایست تا ۵-۴ روز قبل از عرضه به صورت منظم آبیاری شود. پژمرده شدن باید تا حدی ادامه یابد که تخریب زیادی درگیاه منجر نشود.

·         پژمردگی گل و گلبرگ و برگ به علت آبیاری زیاد دربعضی گیاهان ممکن است بوجود بیاید. بهره گیری از افراد با تجربه در تعیین میزان آبیاری باعث جلوگیری از تخریب گیاهان می شود. این روشها در گوجه فرنگی بکار می رود.

·         برگهای زرد و پژمرده، افتادن گل و برگ و پوسیدگی ریشه می تواند ناشی از آبیاری زیاد در برخی گیاهان باشد.

·         پاک کردن و تکان دادن در برخی گیاهان، انجام این کارها باعث ضخیم شدن تنه و کم شدن فاصله بین جوانه ها می شود.

·         این روش عموماً به منظور کنترل ارتفاع گیاهان بوته ای چون گوجه فرنگی، بادمجان، خیار و هندوانه استفاده می شود. همچنین این روش برای داوودی و لیلیوم نیز مؤثر گزارش شده است.  برای مثال یک روش بدین صورت است که ۱۰-۵ سانتیمتر فوقانی گیاه را یک یا دو بار در روز به مدت ۲۰ دقیقه پاک کنید. اگر این روش به تأخیر بیافتد زمانی که گیاهان  مسن تر هستند ممکن است به برگهای گیاهان آسیب وارد شود.

·         DIF

·         با تغییر اختلاف دمای روز و شب می توان به کنترل ارتفاع گیاهان مختلف دست پیدا کرد. بر طبق اندازه گیریهای انجام شده بر روی ساقه بدین نتیجه رسیده اند که درصد بالایی از طویل شدن ساقه در اوایل صبح یعنی بلافاصله بعد از طلوع آفتاب اتفاق می افتد. بنابراین کاربرد دماهای خنک برای حداقل ۲ ساعت در اوایل صبح درست قبل از طلوع آفتاب طول ساقه را کاهش خواهد داد.

·         البته نکته حائز اهمیت در ارتباط با امکان استفاده از این روش این است که درجه حرارت به اندازه کافی کنترل شود یعنی این روش در آب و هوای گرم و یا در طول تابستان در بسیاری از مکانها عملی و کاربردی نیست.

·         این روش در اکثر گیاهان پیازی چون لاله، زنبق، نرگس و یا گیاهان خانواده خیار مؤثر نیست این روش علاوه بر تأثیر روی ارتفاع گیاه، اندازه و تعداد گل را در تعدادی از گونه ها تحت تأثیر قرار میدهد. کنترل اختلاف دمای روز و شب بسیارحائز اهمیت است فرضاً اختلاف زیاد دمای روز و شب در لیلیوم کلروز و پیچیدگی برگ را تحریک می کند و یا در این شرایط سطوح نیتروژن و کربوهیدرات گیاهی کاهش می یابد که این وقایع منجر به زرد شدگی برگهای لیلیوم پس از برداشت و سوختگی حاشیه براکته و ریزش cyathia در بنت قنسول می شود.

·         مواد شاخه زا :

·         چندین ماده از این دست وجود دارد که به روشهای مختلفی عمل می کنند:

·         ۱- فلورل (اتفن):روی انواعی از گونه های گیاهی چون آزالیا، داوودی، فوشیا، شمعدانی و گل حنا، شاه پسند و.... استفاده شده است.

·         ۲- آکسل :گاهی به منظور افزایش شاخه های جانبی گره های پائینی در گیاهان رز و میخک استفاده می شود.

·         ۳- آتریمک dikegulac sodium:روی گیاهانی چون آزالیا، بگونیا، کلرودندرون، فوشیا، گاردنیا، شمعدانی، کالانکوئه، شاه پسندو شفلرا مورد استفاده قرار گرفته است.

·         مواد شیمیایی مورد استفاده به منظور تکامل گل:

·         استعمال خارجی مواد تنظیم کننده رشد که گلدهی را تحت تأثیر قرار می دهند از دو طریق است:

·         ۱- بوسیله تحریک انگیزش گل و تکامل آن

·         ۲- تنها بوسیله تحریک تکامل گل

·         موادی که تنها باعث تکامل جوانه های گل می شوند :

·         جیبرلین در آزالیا می تواند جایگزین تیمار سرمایی شود بدین ترتیب که اگر آن را با غلظت ppm    ۱۰۰۰ به صورت اسپری به مدت ۵ هفته بکار ببریم باز شدن جوانه های بالغ گل را سبب شده ایم.

·         جیبرلین به منظور تکامل دمگل و افزایش یکنواختی در گلدهی سیکلامن مورد استفاده قرار گرفته است.

·         در شیپوری، خیساندن یا اسپری کردن غده ها با جیبرلین منجر به افزایش تعداد گل و همچنین تسریع در تکامل و ظهور گل شده است.

·         فصل ششم اصول هرس و تربیت

·         هرس کردن

·         به طور کلی هرس عبارتست از قطع کامل یا جزیی شاخه، ریشه، پوست، برگ و یا گل و میوه به منظور تحت تأثیر قرار دادن و هدایت نحوه رشد و باروری گیاه.

·         هرس کردن یکی از عملیات مهم باغبانی است که از حدود سه هزار سال پیش شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

·         دلایل و فواید هرس را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

·         ۱- حذف شاخه های مزاحم، خشک شده، آفت زده، مریض و شکسته جهت حفظ و تأمین سلامت گیاه.

·         ۲- ایجاد شرایط مناسب جهت ورود نور و هوا به درون شاخساره و خلوت ساختن نقاط شلوغ و متراکم آن به منظور ایجاد مکان تولید محصول بیشتر و مرغوبتر.

·         ۳- ایجاد شکل ویژه در شاخساره گیاه، این امر به ویژه در میوه کاری و نیز در شکل سازی گیاه جهت تزئین باغ و باغچه از اهمیت خاصی برخوردار است.

·         ۴- ایجاد تعادل بین شاخساره و ریشه به ویژه هنگام نشا کاری و جابجا کردن گیاه جهت موفقیت و ایجاد امکان رشد اولیه سریعتر برای گیاه.

·         ۵- جوان ساختن درختان مسن از طریق حذف شاخه های پیر و وادار کردن درخت به تولید شاخه های جدید، جهت بالا بردن قدرت باردهی آن.

·         ۶- پیش یا پس اندازی باروری گیاه و تنظیم گلدهی و ایجاد تعادل بین رشد رویشی و میزان محصول و بالا بردن کیفیت فرآورده تولید شده.

·         ۷- محدود کردن رشد و کوتاه ساختن گیاه برای تسهیل عملیاتی مانند سمپاشی و برداشت محصول و نیز به دلایل تزئینی.

·         زمان هرس

·         بسته به نوع گیاه و هدف از هرس این کار در دو موقع از سال انجام می شود:

·         یکی هرس که در هنگام رکود یا خواب زمستانه انجام می شود و هرس سیاه یا هرس زمستانه نامیده می شود و دیگری هرسی که در دوره فعالیت گیاه یعنی هنگامی که گیاه دارای برگ و احیاناً گل و میوه است انجام می گیرد و هرس سبز یا هرس تابستانه نام دارد

·         هرس سیاه یا زمستانه

·         این نوع هرس ها از آنجا که در زمانی انجام می شود که گیاه فاقد برگ و در حال رکود است بیشتر مرسومند چون اولاً در این هنگام شاخه ها بدون پوشش بوده، قابل مشاهده هستند و به راحتی میتوان به آنها دسترسی پیدا کرد و آنهایی را که باید بطور کامل و یا جزیی حذف شوند با دیدی باز برگزید ثانیاً چون گیاه در این زمان فعالیت زیستی چندانی ندارد، میزان آسیب حاصله از هرس به حداقل کاهش می یابد. از هرس های زمستانه می توان هرس های شکل دهی نهالهای جوان تازه کشت شده را نام برد.

·         این هرس ها مهمترین گام بر تشکیل شاخه های اصلی درخت یا بوته آینده به شمار   می روند و در حقیقت بنا و اساس شکل آینده گیاه را تشکیل می دهند.

·         علاوه بر این هرس ها، حذف شاخه های شکسته، مریض و آفت زده نیز باید در زمستان پیش از فعال شدن گیاه انجام شود زیرا این نوع شاخه ها معمولا ًپناهگاه و منبع انتشار آفات و امراض اند. هرس دیگری که باید حتماً در زمستان انجام شود هرس ریشه است.

·         هرس سبز یا تابستانه

·         این نوع هرس ها گرچه همگی به نام تابستانه خوانده می شوند ولی در عمل بر حسب نوع  می توان آنها را از اوایل تا اواخر تابستان انجام داد.

·         مهمترین هرس های تابستانه عبارتند از: حذف گلها و میوه های اضافی که کلاً تنک کردن نامیده می شوند. ایجاد زخم بر روی پوست، حذف نرکها و پاجوشها، بریدن قسمتهای انتهایی شاخه های تند رشد و هرس بوته های زینتی و بالاخره هرس برگ.

·         هرس شاخه

·         در بین اعضا مختلف یک گیاه تعداد و نحوه رشد شاخه ها مهمترین عامل تعیین کننده در نحوه و اندازه پایداری آن در مقابل فشارهای ناشی از وزن میوه، باد و برف و یخبندان زمستانه به شمار می رود. به علاوه نحوه قرار گرفتن شاخه ها و زاویه آنها با تنه و شاخه های اصلی تر به میزان زیادی بر روی قدرت باروری گیاه و تحمل آن در برابر شرایط نامساعد جوی تأثیر می گذارد. به این دلایل در هنگام هرس شاخه های یک گیاه باید دقت زیادی به کار برد و همواره شکل و اندازه نهایی آ ن را درنظر گرفت به طور کلی شاخه های یک گیاه چوبی را می توان به دو گروه بارور و نابارور تقسیم نمود. شاخه های نابارور عبارتند از: پاجوشها، نرکها و شاخه های معمولی بی بار   (فاقد گل و میوه).

·         هرس ریشه

·         ریشه از دو طریق به رشد گیاه کمک می کند. یکی از طریق جذب آب که به عنوان نیروی محرکه رشد بکار می رود و دیگر از طریق هورمون های ویژه ای از گروه جیبرلین که عامل تحریک رشد گیاهی هستند. وجود تعادل بین حجم ریشه با شاخساره برای رشد و باروری متناسب گیاه مورد لزوم است. اگر این تعادل، در جهت ریشه به هم بخورد (از بین رفتن شاخساره در اثر هرس  شدید و یا حمله بیماریها و آفات)‌ گیاه تولید شاخساره بسیار می کند و باردهی آن به عقب می افتد.

·         اگر به هم خوردن تعادل در جهت شاخساره باشد ریشه به دلیل نامناسب بودن خاک و کم آبی و یا از بین رفتن آن در اثر حمله بیماریها و آفات رشد گیاه محدود می شود و در عوض گیاه زودتر به بار می نشیند و درصد تبدیل گل به میوه نیز بالا می رود با استفاده از این پدیده بشر از زمانهای دور کوشیده است با هرس ریشه، اندازه گیاهان مورد نظر را به کنترل خود در آورد و به حد دلخواه محدود سازد، این عمل اخیراً در سطح تجارتی بر روی سیب انجام شده و طی آن توانسته اند به وسیله متغیرهای ویژه ای ریشه های درختان را در زمستان قطع و بدون آسیب وارد آمدن به محصول سال بعد رشد درختان را محدود کنند.

·         مثال بسیار چشمگیر دیگری از اثر هرس  ریشه بر روی رشد درخت را میتوان در درختان بسیار کوچک (مینیاتوری) ژاپنی که بونسای نامیده  می شود دید که به وسیله آن توانسته اند درختانی چند صد ساله را که در طبیعت ارتفاعشان به ده ها متر می رسد بسیار کوچک نگاهدارند. برای این کار ریشه را طی قرون متمادی بطور مداوم هرس می کنند. نوعی دیگر از هرس ریشه هنگام کشت نهال در محل اصلی و یا انتقال آن از خزانه ای به خزانه دیگر در مورد برخی دیگر از گیاهان چوبی (مانند میوه های دانه دار و هسته دار و مرکبات) و بعضی گیاهان زینتی مثل ورد و نیز هنگام نشاء برخی سبزیها مثل گوجه فرنگی و بادنجان  از طریق سرزنی ریشه های فرعی صورت می گیرد.

·          

بر خلاف نوع پیشین هرس ریشه، به دلیل اینکه گیاه را تحریک به تولید ریشه های فرعی جدید و بیشتری می کند، اثر تقویت کننده داشته،‌ رشد نهال تسریع می یابد.

روشهای هرس کردن:

  1. هرس مکانیکی
  2. هرس شیمیایی

هرس مکانیکی

هرس مکانیکی معمولاً در باغهایی به کار گرفته می شود که درختانشان روی ردیف هایی منظم با فواصلی کمتر از معمول کشت شده اند و به این دلیل می توان آنها را بدون شاخه گزینی با پرداختن بر تک تک شاخه ها و بر اساس شکل و یا اندازه خاصی هرس کرد. بطور معمول در هرس مکانیکی از نوع تیغه های متحرک شبیه قسمت درو کننده کمباین های برداشت غلات و یا ماشین های برداشت یونجه، استفاده می شود این نوع اره ها به ویژه برای درختانی مانند هلو و مرکبات که در کشورهای خارجی هر ساله هرس شدید می شوند و باغهایی که درختانشان به شکل های پهن داربستی کشت و تربیت شده اند قابل استفاده اند.

نوع اره موتوری کوچک نیز وجود دارد که معمولاً در جنگلداری و گهگاه در باغها برای قطع تک شاخه های ضخیم مورد استفاده قرار می گیرد و دیگری که در باغها برای هرس مورد استفاده دارد نوعی قیچی باغبانی است که بر سر لوله نسبتاً بلندی نصب شده و برای قطع شاخه های کلفت که در ارتفاعات بالای درخت و دور از دسترس قرار دارند بکار می رود.

هرس شیمیایی

دانش شیمی روز به روز اهمیت و کاربرد بیشتری در باغبانی پیدا می کند و بسیاری از عملیات داشت و برداشت از جمله هرس که سابقاً تنها با صرف وقت و هزینه زیاد به وسیله کارگران  ماهر قابل انجام بود امروزه به راحتی و سرعت زیاد توسط مواد شیمیایی هورمومی و غیر هومورنی انجام  می گردد.

مواد شیمیایی مورد استفاده در هرس و تربیت را می توان به سه گروه مشخص تقسیم کرد. گروه اول شامل موادی مانند بوترالین، مشتقات پیچیده اسید استیک و مشتقات اسید های چرب ۱۲- ۶ کربنی می باشد که کلاً مواد شاخه زا نامیده می شوند و با خشک کردن جوانه انتهایی گیاه جوان مشابه هرس سربرداری عمل می کنند و نهال را در همان سال پیوند وادار به تولید شاخه های فرعی می سازد.

زمان پاشیدن این مواد اواخر بهار است و بدینوسیله میتوان یک سال در وقت صرف جویی کرد. درختان تیمار شده با این مواد معمولاً سریعتر رشد کرده و زودتر به بار   می نشینند. تجربه نشان داده است که در جوانه های انتهایی نهال های جوان که رشد ترکه ای دارند نسبت به نهال های دارای رشد منشعب مواد شبه اکسین بیشتری وجود دارد. بنا به آزمایش مواد شاخه زا در حقیقت با کم کردن مقدار اکسین اثر چیرگی انتهایی را خنثی و پدیدار شدن شاخه های فرعی را آسان می کند تنظیم کننده هایی از گروه سایتوکنین و اتفن نیز در بعضی موارد به ویژه در گیاهان علفی اثر مشابه مواد شاخه زا دارند و می توان از این نظر آنها را جز این گروه محسوب داشت.

گروه دوم مواد شیمیایی مورد مصرف در هرس شامل مواد بازدارنده ای مانند آلار و مالیک هایدروزاید و نیز از تنظیم کننده های اکسینی، اسید نفتالین استیک است.

پژوهشها نشان داده اند که آلار و مالیک هایدروزاید به نحو بسیار مؤثری از رشد کلیه قسمتهای شاخساره درخت جلوگیری می کنند. بطوری که در بعضی موارد مصرف آنها در یکسال نیاز به هرس را در سال بعد منتفی می سازد و یا بسیار کم می کند. اسید نفتالین استیک، علاوه بر سایر ویژگیها درصورتی که پس از هرسهای شدید مکانیکی برروی محل زخم و نیز پوست شاخه های کلفت و تنه مالیده و یا پاشیده شود از رشد نرکها که معمولاً در این موارد به تعداد زیاد تولید می شوند جلوگیری می کند.در این مورد الکلهای زنجیره ای بلند نیز بسیار موثرند

از اکسینها،‌ اسید ایندول بوتیریک نیز با موفقیت برای جلوگیری از رشد پاجوشها در سیب به کار رفته است و بنابراین می توان آن را جزء همین گروه محسوب کرد. گروه سوم مواد شیمیایی که در هرس کاربرد دارند بیشتر انواع اکسینها هستند که در تنظیم مقدار گل و میوه از راه تنک سازی و نیز جلوگیری از ریزش بی موقع مؤثرند.

تربیت درختان و درختچه ها

بطور کلی، تربیت عبارت است از دادن شکلی خاص به گیاه و مناسب ساختن آن برای منظورهای معین از جمله این منظور  می توان باز کردن میانه تاج برای ورود نور بیشتر، تنظیم ارتفاع و پراکندگی افقی درخت، تقویت شاخه های اصلی و بالا بردن قدرت تحمل آنها نسبت به فشار ناشی از وزن میوه و برف و یخ زمستانه، بالا بردن پایداری در برابر باد، دادن شکل ویژه به گیاه جهت حاشیه سازی، شکل سازی، آلاچیق سازی و ... را نام برد.

چهارگروه اصلی انواع تربیت:

شکل های گرد یا آزاد

شکل های پهن داربستی

شکل های ویژه

شکل های تزئینی

شکل های گرد یا آزاد :

اصلی هرمی (پیشاهنگ مرکزی)

شلجمی ( پیشاهنگی متغیر)

جامی (مرکزباز، بدون شاخه پیشاهنگ)

شکل شلجمی

بیشتر در میوه کاری و برای محدود کردن ارتفاع درخت و گسترده نمودن تاج آن در درختانی مانند گلابی، برخی از انواع سیب، زردآلو، آلو، بادام، گردو، خرمالو، پسته و... بکار  می رود

شکلهای پهن داربستی

در شکلهای پهن درختان طوری تربیت می شوند که دو بعد بیشتر نداشته باشند یعنی بجای اشغال حجم معینی از فضا با سطح مقطع دایره ای تقریباً تنها یک سطح عمود بر زمین را اشغال کنند.

شکل های پهن شامل چهار نوع اصلی تک شاخه ای، چنگال، افقی و پنجه ای می باشند که هر کدام به نوبه خود دارای مشتقاتی  هستند.

الف – شکل های پهن تک شاخه ای

ب – شکل های پهن چنگالی

پ - شکل های پهن افقی(دیواری)

ت - شکل های پهن پنجه ای

شکل های ویژه

در میوه کاری علاوه بر شکل های گرد و داربستی برای تربیت درختان شکل های ویژه دیگری نیز ابداع گشته که نظر به اهمیتی که از نظر تولید محصول زیاد دارند دو نوع از آنها مختصراً در اینجا مورد بحث قرار خواهند گرفت.

الف – شکل بوته ترکه ای

ب – شکل داربستی جناغی

هرس درختان میوه

هرس گیلاس

به طور کلی گیلاس را به انواع و اشکال مختلف با تاج گرد، هرمی، گرد پاکوتاه تربیت می کنند. در مناطقی که قسمت اعظم از سال ابری و مقدار نور خورشید کافی نیست از روشهای اسپلیر-  باد بزنی استفاده می شود.

روش بادبزنی

در روش بادبزنی در اوایل اسفندماه تا اوایل فروردین نهال گیلاس را در زمین مرغوب و حاصلخیز و در ارتفاع ۴۰ سانتیمتری در محلی که دو جوانه رو به خارج وجود دارد هرس می کنند و در خرداد بعد از رشد جوانه ها آنها را با زاویه ۴۵ درجه روی با بامبوهایی که قبلاً نصب شده، هدایت می نمایند و براندی های اضافه را کاملاً قطع نموده و اوایل شهریورماه شاخه های اصلی را  با بامبوهای موجود مهار کرده تا از جابجایی آن بوسیله باد جلوگیری شود .

در اوایل اسفند ماه تا فروردین سال بعد در محل مناسبی که جوانه رو به بالا وجود دارد شاخه های اصلی را در محل ۳۰ سانتیمتری قطع می کنند.

در اواخر تیرماه تا اواخر مرداد شاخه های قوی را روی بامبوهایی  که به تعداد ۴ تا ۵ عدد در هر طرف وجود دارد هدایت نموده و آنها را با حائل های بامبو متصل می کنند به طوری که داربست درخت، شکل بادبزن در آید در این موقع چند شاخه فرعی را که جهت رشد آنها به داخل تاج درخت است با باقی گذاردن سه برگ هرس می نمایند.

 

هرس هلو و شلیل

با مقایسه به سایر انواع درختان، درخت هلو و شلیل احتیاج بیشتری به هرس دارند

اغلب درختان هسته سنگی را به فرم جامی و بوته ای تربیت می کنند. اگرچه فرمهای دیگر مانند بادبزنی، پرچین، چلچراغی و استاندارد مورد استفاده بسیاری از باغداران قرار می گیرد. ولی فرم جامی و هرمی و روش استاندارد عمومیت بیشتر دارد.

هرس درخت پسته

نهال پسته در چند هزار سال قبل در ایران کشت می شده است. از ایران به اروپا و سپس به آمریکا برده شده است و در خاک های شنی به خوبی رشد  می کند. نهال یک تا سه ساله آنرا از خزانه به محل پرورش منتقل می کنند و برای شکل دادن به آن پنج شاخه نهایی را برای تشکیل تاج در نظر می گیرند. اولین شاخه فرعی در حدود ۲/۱ متر از زمین ارتفاع دارد و سایه شاخه ها با فاصله ۳۰ سانتیمتر از هم دور هستند. در چند سال اول جوانه های اضافی را هرس نموده و بایستی شاخه درخت را زخمی نموده و محل های زخم شده خیلی دیر ترمیم می شود و شکوفه های درخت روی شاخه سالهای قبل تشکیل می گردد و پسته جزء درختان دو پایه است که گرده نهال نر بایستی شکوفه نهال ماده را بارور کند

و پایه ماده به هرس بیشتری احتیاج دارد در صورتی که نهال نر خیلی کمتر هرس می گردد و معمولاً در اواخر پائیز و اوایل زمستان انجام می گردد. در مناطق سرد بیشتر در آخر فصل زمستان و اوایل بهار فقط نسبت به هرس شاخه های خشک زیادی اکتفا می کنند.

هرس درخت زیتون

درخت زیتون از درختان منطقه معتدل و سرد است. بیشتر درمناطق کنار دریای مدیترانه رشد خوبی دارد و منشا اولیه آن ترکیه و شامات می باشد. در موقع کاشت آن، شاخه های ضعیف و سایه پاجوش ها را کلاً قطع نموده و تعداد ۳ شاخه قوی روی آن انتخاب نموده و بقیه را حذف کنید.

چنانچه هرس سنگین روی نهال جوان صورت گیرد  میوه تولید نخواهد کرد. بنابراین مادامی که محصول نداده است از هرس شاخه های آن خودداری کنید. پس از تولید میوه تعداد ۹ شاخه فرعی قوی و مناسب که هر یک جای مناسبی در روی درخت دارند انتخاب نموده و سپس شاخه های اضافی را هرس نمائید و در سال بعد فقط شاخه های شکسته و سرما زده و یا شاخه های نابجا را هرس کنید.

هرس بی مورد زیتون موجب می گردد که شاخه های چوبی افزایش یافته و درخت بار ندهد ضمناً چنانچه بیش اندازه وسط تاج درخت را هرس نموده به طوری که تابش خورشید به داخل درخت بیش از حد نفوذ کند به علت حساسیت این درخت به نور مستقیم خورشید ایجاد اختلال و رویش درخت خواهد شد.

درخت زیتون را از طریق کاشت بذر و زدن قلمه در ماسه شسته و انتقال پاجوش به محل دیگری زیاد می کنند و برای بدست آوردن زیتون مرغوب بایستی با پیوند انواع مرغوب این نهال را تکثیر نمود.

هرس باروری زیتون

معمولاً جوانه گل روی شاخه های فرعی که در سال قبل تولید شده اند تشکیل     می گردد بنابراین شاخه هایی که میوه داده اند هرس نمائید و این امر باعث می گردد که شاخه های چوبی جدیدی تولید گردد. در سالهایی که عمل هرس را انجام می دهید که در بهار سال قبل آن درخت میوه فراوانی تولید کرده است. در نهال زیتون جوانه های برگ مقابل یکدیگر ظاهر می شوند ولی این جوانه ها تا بهار سال بعد به حال رکود باقی می مانند و در بهار سال بعد جوانه ها رشد کرده و تولید گل می کنند.

برای آنکه جوانه فعال شود هرسال جوانه انتهایی آن را حذف کنید در هر صورت هرس بیش از حد درخت زیتون موجب می گردد شاخه های چوبی زیاد شده و مقدار محصول درخت به طور چشم گیری کاهش یابد.

فصل هفتم میوه کاری

 

میوه کاری را می توان به عنوان فن کشت و پرورش گیاهان چند ساله ای که بخشی یا تمام میوه آنها بصورت خام یا پخته مورد تغذیه انسان قرار می گیرد تعریف کرد.

از آنجا که بیشتر درختان میوه پس از کاشته شدن چند سال طول می کشد تا به بار بنشینند و علاوه بر مخارج سنگین اولیه درطول این مدت نیز هر ساله هزینه هایی برای نگهداری و پرورش آنها لازم می شود.

میوه کاری نیاز به سرمایه گذاری دراز مدت دارد. بنابراین اگر از ابتدای امر دقت و توجه کافی نشود شاید پس از چند سال منجر به زیان هایی جبران ناپذیر گردد.

دراین بخش مسایل مربوط به میوه کاری در سه قسمت شامل: احداث باغ جدید، نگهداری از باغ احداث شده و ویژگیهای مهمترین میوه های ایران مورد بحث قرار خواهند گرفت.

احداث باغ جدید

در احداث باغ جدید دو حالت ممکن است رخ نماید. در حالت اول محصول ویژه ای مانند سیب، بادام و ... مورد نظر است و برای کشت آن باید زمین مناسبی یافت شود. در حالت دوم که بیشتر همگانی است زمین ویژه ای موجود است و باید درختی که با آن زمین و منطقه سازش داشته باشد کشت شود.

  • احداث باغ شامل چهار مرحله می باشد:

۱- بررسی عوامل محیطی

۲- بررسی عوامل اقتصادی

۳- گزینش رقم و تهیه نهال

۴- آماده ساختن زمین وکاشتن نهال

عوامل محیطی

الف ) دما

ب) نور

پ) موقعیت محل

ت) خاک

ث) آب

 

دما

همانند سایر گیاهان، درختان میوه برای رشد و تولید محصول دارای یک دامنه گرمایی و یک دمای مناسب ویژه خود هستند. افزون بر این، دما در زندگی درختان میوه اثرات خاص دیگری نیز دارد. از آن جمله درختان میوه خزان دار باید در طول زمستان به تعدادساعت معین دمایی کمتر از هفت درجه سانتیگراد دریافت کنند تا از حالت استراحت بیرون آمده آغاز به رشد کنند. این امر یکی از مهمترین عوامل محدود کننده مناطق کشت درختان میوه مختلف می باشد. بدین معنی که اگر سرمای لازم تأمین نگردد در اکثر موارد جوانه های گل در بهار نمی شکفند و محصولی عاید نخواهد شد. اثر بسیار مهم دیگر دما بر روی درختان میوه سرمازدگی بهاره است .

بسیاری از نقاط دنیا با وجود برخورداری از دامنه دمایی و میزان سرمای مناسب برای کشت درختان میوه به دلیل داشتن سرمای دیررس بهاره که معمولاً پس از شکوفایی جوانه ها بروز  می کند و موجب سرمازدگی گلها و گاهی میوه ها می شود برای میوه کاری مناسب نیستند. از دیگر عوامل دمایی که در میوه کاری مؤثرند می توان از نوسان دمایی یا تفاوت زیاد دمای شب و روز و تگرگ نام برد.

نور

آزمایش های مختلف ثابت کرده که به غیر از توت فرنگی سایر میوه ها برای گل انگیزی به طول روز حساس نیستند و تنها اثر این عامل بر روی شدت نور در رشد و باروری درختان بسیار موثر است. تغییر دادن شدت نور در سطح باغ کاری غیر عملیاست و تنها راه نوررسانی کافی به درون درخت، دادن شکل و تراکم مناسب به شاخساره می باشد. به عنوان مثال در میوه های سیب، اگر شدت نور به ویژه حدود سه ماه آخر فصل رشد کافی نباشد تولید رنگ سرخ دچار اختلال می گردد و به این دلیل پیشنهاد شده است که درمناطقی که هوای پائیز ابری یا مه آلود دارد به جای سیب های سرخ انواع زرد و سبز آن کشت گردد.

موقعیت محل

مجموعه عوامل عرض جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا و مقداری شیب زمین، موقعیت محل را تشکیل می دهند. اثر این عوامل در درجه اول بر روی مقدار دمای محیط و در درجه دوم برروی شدت نور است.

خاک

اکثر درختان میوه به بافت خاک حساسیت زیادی نشان نمی دهند و اگر خاک دارای ژرفا (عمق) و زهکشی کافی بوده و از PH  مناسبی نیز برخوردار باشد به خوبی در آن رشد کرده محصول کافی می دهند البته لازم به تذکر است که خاکهای سبک تر معمولاً از خاکهای سنگین کم رطوبت تر بوده و به همین دلیل در بهار زودتر گرم و در پائیز دیرتر سرد می شوند و چون از تهویه بهتری نیز بر خوردار است در صورت کفایت آب و مواد غذایی درختان میوه در آنها بیشتر رشد می نمایند.

 آب

بر اساس یک قاعده کلی هر گاه منطقه ای دارای بیش از ۷۰۰ میلیمتر باران سالیانه با پراکندگی یکنواخت باشد برای پرورش درختان میوه به صورت دیم مناسب است. در نقاطی که باران سالیانه ۷۰۰-۵۰۰ میلیمتر باشد معمولاً ۳-۱ آبیاری تابستانه لازم است و مناطقی که کمتر از ۵۰۰ میلیمتر بارندگی داشته باشند نیاز به آبیاری مرتب در سراسر فصل رشد دارند. اکثر قریب به اتفاق نقاط ایران به استثنای کرانه های دریای خزر در گروه سوم قرار دارند و در آنها تنها گیاهان بسیار مقاوم در برابرکم آبی از قبیل انگور، بادام، پسته و انجیر را می توان به صورت دیم پرورش داد و بقیه میوه ها نیاز به آبیاری مرتب دارند.

به دلیل کمبود آب اغلب تهیه آن احتیاج به سرمایه نسبتاً زیادی دارد که باید پیش از شروع به احداث باغ در نظر گرفته شود. علاوه بر مقدار و قیمت آب، کیفیت آن نیز اهمیت زیادی دارد. زیرا آبیاری مداوم یک خاک خوب با آب سنگین و یا شور به تدریج زمین را شور و نامناسب می سازد.

عوامل اقتصادی

مهمترین هدف از تولید هر نوع محصول، کسب درآمد است. همین هدف باید در کلیه فعالیتهایی که برای بالا بردن میزان و کیفیت فرآورده انجام می شود منظور گردد به طوری که فرآورده باغبانی در عین برخورداری از کیفیت مطلوب، برای تولید کننده نیز کمترین هزینه ها را نیز دربر داشته باشد. به طور کلی عوامل اقتصادی مؤثر در تولید هر محصول از جمله میوه ها را میتوان به دو گروه: سرمایه گذاری یا هزینه های تولید، و عوامل مربوط به بازار یا بازار یابی تقسیم کرد.

به طور کلی محصولات باغبانی برای یکی از چهار منظور زیر تولید می گردند:

الف : صدور به بازارهای محلی برای مصرف تازه

ب : صدور به بازارهای دور دست برای مصرف تازه

پ : ارسال به کارخانه های کنسرو سازی و میوه خشک کنی

ت : نگهداری در انبار وارسال به بازار در فصل کمبود وگرانی برای دستیابی به سود بیشتر تولید کننده پس از گزینش نوع میوه ای که مایل به پرورش آن است باید رقمی برگزیند که در عین سازگاری با شرایط منطقه فراخور هدف تولید هم باشد.

در مورد بازار باید به سه نکته توجه کرد:

اول-  مقدار نیاز بازار، یعنی در بازار مورد نظر، برای چه مقدار از محصول تولید شده خریدار وجود دارد، این امر عامل مهمی در تعیین سطح زیر کشت می باشد .

دوم-  پسند بازار، یعنی چه رقمی از میوه مورد نظر در بازار طالب دارد به عنوان مثال : سیب های قندک در تهران و ترش مصری در شیراز طرفداران زیادی دارند ولی عکس آن صحیح نیست و تولید سیب ترش مصری در اطراف تهران ویا قندک در شیراز اشتباه خواهد بود.

سوم-  فاصله محل تولید تا بازار هرچه این فاصله بیشتر باشد مخارج ترابری و درصد تلفات بالاتر و بنابراین هزینه بازار رسانی بیشتر خواهد بود. به این دلیل، پیشنهاد می گردد که فرآورده های فرایند شدنی  در اطراف شهرهایی که امکانات لازم را در اختیار دارند کشت شوند.

تهیه نهال

پس ازاینکه با توجه به شرایط محیطی منطقه وعوامل اقتصادی، نوع و رقم میوه گزینش شد، باید به تهیه نهال اقدام کرد. بیشتر درختان میوه از طریق پیوند و تعدادی نیز از راه قلمه ، خوابانیدن و بذر ازدیاد می شوند روش تولید نهال هرچه که باشد، کیفیت نهال بالاترین اهمیت را در رشد آن و باروری درخت حاصله دارد. باغدار باید کوشش کند که بهترین نهال ممکنه را هر چند با قیمتی بسیار بالاتر از معمول، تهیه کند،

زیرا درختان حاصله از چنین نهال هایی نه تنها درچندسال اول باروری میزان مخارج اضافی را  جبران خواهند کرد، بلکه پس از آن نیز مداوماً نسبت به درختان حاصله از نهال های نامرغوب منافع بیشتری خواهند داشت

روش های کاشت

به بخش میوه کاری مراجعه شود

نسبت فواصل درختان روی ردیف ها به فواصل بین ردیف ها روش های کاشت مختلفی را به وجود می آورد که از مهمترین آنها  می توان مربعی، مستطیلی، مثلثی و داربستی را نام برد .

پیاده کردن نقشه باغ و تهیه محل کاشت، برای پیاده کردن نقشه باغ باید اول محل کشت اولین درخت را تعیین و بر حسب آن محل ردیف درختان را توسط ریسمان مشخص ساخت.

کاشت نهال و هرس اولیه، درهنگام کاشت اکثر نهال های میوه باید ابتدا ریشه را با یک قیچی تیز پیراست تا اولاً سر ریشه اصلی قطع و گیاه تحریک به تولید ریشه فرعی بیشتری شود. ثانیاً سرریشه ها، که اکثرا در اثر کنده شدن از خاک خزانه زخمی و به طور نامرتب قطع شده دارای یک سطح صاف شود زیرا ریشه های زخمی و سر ناصاف سریعاً مورد حمله انواع قارچها و باکتری ها قرار می گیرند و از بین می روند در حالیکه اگر محل بریده شده صاف باشد به راحتی ترمیم  می گردد و از نفوذ عوامل بیماری زا و پوساننده جلوگیری می کند.

برای کاشت نهال اگر خاک باغ حاصلخیز و دارای بافت مناسب باشد و توسط سوسولوز آماده شده باشد کافی است مقداری از خاک محل کاشت را با بیل برداشته پس از قرار دادن ریشه ها درون گودال روی آنها را با خاک سطح الارض پوشاند. در مواردی که برای کاشت از گودال های دستی و مته ای استفاده می گردد باید اول مقداری از خاک سطح الارض را با هم حجم خودش کود دامی پوسیده مخلوط ساخته به شکل مخروطی در ته گودال ریخت سپس ریشه ها را برروی این مخروط مرتب کرد و روی آنها را با خاک پوشاند وگودال را پر ساخت.

درکاشت نهال، رعایت چند نکته ضروری است:

۱- عمق کاشت باید طوری باشد که پیوندگاه (محل پیوند) دست کم چند سانتیمتر بالای سطح خاک واقع شود تا از ریشه دارشدن گیاه در بالای پیوند که ممکن است اثر پایه را خنثی کرده و نیز از گود افتادن درخت یعنی قرار گرفتن طوقه آن در عمق زیاد خاک که اصطلاحاً باعث خفگی آن خواهد شد جلوگیری به عمل آید.

۲ – در نقاطی که باد منظم می وزد، رشد پیوندک باید رو به باد قرار داشته باشد تا از شکسته شدن گیاه در اثر فشار باد جلوگیری گردد. درنقاط بادخیز استفاده از قیم نگهداری نهال در سالهای اول توصیه می شود. این امر به ویژه برای گیاهانی که روی پایه های پا کوتاه کننده پیوند زده شده اند از اهمیت زیادی برخوردار است.

۳- پس از انجام کاشت و پرکردن گودال، باید با فشار دادن خاک اطراف نهال با پا یا بیل خاک اطراف ریشه ها را کاملاً محکم کرد تا محفظه های هوا در اطراف ریشه ها باقی نماند و همچنین مقدار نشست خاک که در اثر آبیاری به وجود می آید و باعث گود افتادن نهال می گردد به حداقل کاهش یابد.

۴- باید بی درنگ پس از کاشت نهال ها را آبیاری کرد. در غیر این صورت درصد نهال هایی که اصطلاحاً نمی گیرند یعنی خشک می شوند بالا خواهد رفت و نیاز به کاشت مجرد یا واکاری خواهد بود.

۵-  باید نهال های کشت شده را بعدها هرس و شکل دهی کرد.

 داشت، یا نگهداری ازباغ احداث شده

هر باغ میوه نیاز به مراقبت های ویژه ای دارد تا بتواند به نحو مطلوب ریشه کرده و تولید محصول کند. مهمترین این مراقبت ها که بطور کلی عملیات داشت نامیده می شونددر زیر مورد بحث قرار خواهند گرفت:

۱-آبیاری

۲- کود

۳-هرس

۴-گرده افشانی

۵- تنک کردن

۶- سایر عملیات داشت

چهار روش عمده مورد استفاده آبیاری :

الف) روش کرتی یا غرقابی

ب) روش نشتی

پ) روش بارانی

ت)روش قطره ای

روش کرتی یا غرقابی

در این روش باغ به کرتهایی دارای یک یا چند درخت تقسیم و هر کرت با آب پر می شود. بازده مصرفی این نوع آبیاری نسبتاً کم است یعنی قسمت مهمی از آبی که به زمین داده می شود بدون اینکه مورد استفاده درخت قرار گیرد به عمق خاک می رود و از دسترس ریشه ها خارج  می گردد.

از محاسن این روش عدم نیاز آن به تسطیح خاک و احتیاج نداشتن به وسایل مدرن آبیاری که هر دو گران هستند می باشد. در ایران در باغهای جوان و نیز در مرکبات کاری برای جلوگیری از شیوع بیماریهای خاکزی نوعی از آبیاری کرتی به نام تشتکی مورد استفاده قرار می گیرد که خود به دو نوع زنجیری و شانه ای تقسیم می شود.

 روش نشتی

در این روش در دوسوی ردیف کشت دو شیار به عمق ۱۵-۱۰ سانتیمتر و به عرض   ۳۰-۲۵ سانتیمتر ایجاد و آب با فشار کم در آنها به جریان انداخته می شود. مشروب شدن ریشه ها از طریق نشت تدریجی آب به خاک اطراف شیار و خیس ساختن محیط ریشه انجام می گیرد. بازده مصرفی این روش از روش های  کرتی بیشتر است و برای بکار بردن آن باید زمین کاملاً صاف بوده و تسطیح شده باشد.

برای به جریان انداختن آب از نهر اصلی به شیارها و تنظیم مقدار آن از سیفون های آلومینیومی و یا پلاستیکی استفاده می کنند. در آبیاری نشتی به تدریج که بر عمر و اندازه درختان افزوده می شود باید تعداد شیارها را در هر طرف درخت افزایش داد بطوری که در حداکثر رشد تمام سطح باغ از شیارهای  موازی هم پوشیده و آبیاری شود.

روش بارانی

در این روش درختان توسط فواره های چرخانی که به لوله های آلومینیومی خاص متصلند آبیاری می گردند. بازده مصرفی این روش از روشهای قبل بیشتر و حدود ۸۰ درصد است و از محاسن آن می توان عدم نیاز به تسطیح، امکان کاربرد کودهای شیمیایی و سموم کشاورزی همراه با آبیاری و در موارد خاص مبارزه با سرما را نام برد.

مهمترین عیب این روش بالا بودن قیمت لوله ها و پمپ ها و سایر وسایل مورد لزوم   می باشد.

روش قطره ای

در این روش، آب توسط پمپ های ویـژه ای در لوله های پلاستیکی نسبتاً باریک و قابل انعطافی که در طول هر ردیف روی سطح خاک قرار داده می شوند جریان می یابد و از طریق چکاننده های ویژه ای که در طول لوله قرار دارند به صورت قطراتی بیرون آمده خاک اطراف درخت را مرطوب نگاه می دارد. تعداد چکاننده ها برای نهالهای جوان یک عدد است و به تدریج که گیاه بزرگ می شود به ۳ تا ۴ عدد برای هر درخت افزایش داده می شود. این روش دارای بازده مصرفی حدود ۹۵ درصد بوده و از تسطیح خاک بی نیاز است. ولی ایجاد آن گران تمام می شود.

کاربرد این روش در خاکهای شور یا برای آب های سنگین و شور به سرعت شوری خاک را افزایش می دهد. برای جلوگیری از این امر و نیز جلوگیری از مسدود شدن چکاننده ها در اثر رسوب نمک، باید اندازه چکاننده ها را  بزرگتر از حد مورد نیاز گرفت تا آب، مقداری حرکت عمقی پیدا کرده ضمن نفوذ به طبقات زیرین خاک املاح اضافی را شسته همراه خود از طبقات فوقانی خارج سازد.

هرس

بر حسب نیاز به هرس می توان درختان میوه را به سه گروه تقسیم کرد:

گروه اول شامل درختانی مانند مرکبات است که اصولاً در دوران زندگی خود نیاز به هرس ندارند و بدون آن بطور طبیعی شکل ویژه خود را پیدا و میوه کافی تولید می کنند.

گروه دوم شامل درختانی مثل سیب، گلابی، بادام، گیلاس و گردو است که بایستی در چند سال اول  به آنها از طریق پیراستن شکل مناسب داد ولی وقتی رشد کردند و به بار نشستند هرس را باید به حداقل رساند.

گروه سوم شامل میوه هایی مانند هلو، انجیر و انگور است که علاوه بر هرس شکل دهی در دوران بلوغ  نیز باید مرتباً پیرایش شوند تا با تولید شاخه های جوان میزان محصول آنها افزایش یابد.

گرده افشانی

تمام درختان میوه ایران به غیر از خرمالو و ارقام بدون هسته انجیر و گلابی و مرکبات برای تولید میوه به گرده افشانی نیاز دارد.

تنک کردن

بیشتر درختان میوه بیش از حد توانایی باردهی خود گل تولید می کنند که اگر همگی این گلها تبدیل به میوه شوند، درخت ضعیف و میوه ها ریز و نامرغوب خواهند شد و ممکن است درخت دچار سال آوری شود به همین دلیل باید بیشتر گلها و میوه های جوان را حذف ساخت. به عنوان مثال اگر تنها ۵ درصد ازشکوفه های سیب و در آلبالو وگیلاس که دارای میوه های بسیار ریزی هستند هر گاه بین ۳۰-۲۵ درصد از شکوفه ها تبدیل به میوه شوند گیاه محصول بسیار خوبی خواهد داشت. عمل حذف گلها و میوه های اضافی درختان تنک کردن نامیده می شود.

سایر عملیات داشت

علاوه بر آنچه که در بالا ذکر شد نگهداری درختان میوه مستلزم انجام عملیات دیگری از قبیل جلوگیری از ریزش به موقع میوه ها، مبارزه با بیماریها و آفات، علف های هرز، سرمازدگی و ... می باشد

فصل هشتم سبزیکاری

گروه بندی سبزیها

آنچه که ما بعنوان سبزی می شناسیم در چند دسته قرار می گیرد:

۱- سبزیهای میوه ای: گوجه فرنگی، بادنجان، خربزه، هندوانه، خیار، کدو، فلفل دلمه ای، بامیه.

۲- سبزیهای دانه ای: نخودفرنگی، لوبیا سبز، باقلا، ذرت شیرین.

۳- قارچهای خوراکی: قارچ دکمه ای، قارچ صدفی.

۴- سبزیهای ریشه ای و غده ای: سیب زمینی، چغندر، تربچه، هویج.

۵- سبزیهای برگی: اسفناج، کاهو، کرفس، جعفری، شاهی، گشنیز.

۶- سبزیهای گروه کلم: کلم ، کلم گل، کلم بروکسل، کلم قمری.

۷- سبزیهای دائمی: مارچوبه، ترخون، شیکوره، آرتیشو، کنگر فرنگی.

۸- سبزیهای پیازی: پیاز خوراکی، سیر.

کاشت سبزیها

الف – گزینش وکاشت بذر

ب- کاشت نشاء ها

نشاء را می توان با دست، ماشین های دستی و یا ماشین های خودکار (اتوماتیک) در محل اصلی در زمین جای داد. نشاء کاری بهتر است در روزهای ابری اواخر عصر و یا پیش از بارندگی انجام شود. نشاء سبزی هایی مانند گوجه فرنگی، بادمجان و فلفل را باید موقعی به زمین اصلی انتقال داد که خاک گرم شده و خطر سرما زدگی موجود نباشد. درحالی که نشاء کردن گیاهانی مانند پیاز و کلم چون تقریبا در برابر سرما مقاوم هستند می تواند زودتر انجام گیرد.

مراقبت های زراعی از سبزیها :

الف- آبیاری

ب- واکاری

ج-سله شکنی وتنک کردن

د- مبارزه با علف های هرز

ذ- آفات وبیماری ها

روش های عمده مبارزه با آفات و بیماری ها عبارتند از:

  1. کاشت بهترین بذر یعنی بذر گواهی شده و عاری از بیماری.
  2. کاشت فرآورده ای که با شرایط آب و هوایی منطقه سازگار باشد و در نتیجه گیاه قوی تولید کند.
  3. مبارزه با علف های هرز در مراحل اولیه رشد.
  4. استفاده از کودهای مورد نیاز گیاه و مصرف نکردن کود حیوانی تازه.
  5. کاشت ارقام مقاوم در برابر بیماری با آفت مورد نیاز.
  6. از بین بردن کلیه شاخساره و ریشه و میوه گیاه بعد از برداشت محصول
  7. رعایت تناوب زراعی در برنامه کشت.

برداشت سبزیها

برداشت محصول یکی از مهمترین مراحل تولید به شمار می رود به ویژه در مورد برداشت سبزیها باید به نکات زیر توجه شود:

  1. زمان مصرف و مسافت بین مزرعه و بازار، فرآورده هایی که برای نقاط دور دست فرستاده می شوند کمی نرسیده برداشت می گردند.
  2. نوع مصرف، کنسرو شدن و یا مصرف تازه برای مصرف کارخانه ها، محصول باید تازه و رسیده باشد و برای صادرات و انبار باید کمی نارس باشد.
  3. وسیله ترابری، حمل و نقل و نوع جاده.
  4. ۴.    در نظر گرفتن امکانات برداشت (کارگر، ماشین آلات مورد نیاز، ترابری و...)

۵.    نوع سبزی، برگ مورد استفاده است یا میوه، ریشه یا گل، در مورد سبزی هایی مانند ریحان، شبت، نعناع، ترخون، شنبلیله که گیاه را از روی سطح زمین قطع می کنند و به مصرف می رسانند، معمولاً باید شاخه های برداشت شده تازه و نازک باشند وگیاه قبل از چوبی شدن برداشت شود. در این سبز ها، چون چند برداشت در یکسال صورت می گیرد معمولاً باید بلافاصله بعد از هر برداشت، مزرعه را آبیاری کرد و در صورت نیاز مقداری کود شیمیایی به آن داد.

 

سبزیهای تیره سیب زمینی

سبزیهای مهمی مانند سیب زمینی، گوجه فرنگی، بادمجان و فلفل جزء این تیره می باشند .

سیب زمینی :

سیب زمینی گیاهی است علفی، یکساله و دارای ساقه های تغییر شکل یافته زیر زمینی به نام دستک است که غده سیب زمینی از ضخیم و متورم شدن قسمت های انتهائی این ساقه ها به وجود می آید. سیب زمینی دارای ارقام زیادی است که بر مبنای زودرس و دیر رس بودن، رنگ پوست بافت و شکل غده، ضخامت پوست و سایر صفات گروه بندی می شوند. در ایران کشت ارقامی مانند اسلامبولی، فشندی و آلفا متداول است.

گوجه فرنگی

گوجه فرنگی در ایران ۱۵۰ سال سابقه دارد. گوجه فرنگی دارای چند واریته گیاهشناسی می باشد که اهم آنها عبارتند از: گوجه فرنگی معمولی، گوجه فرنگی برگ پهن، گوجه فرنگی کبابی، گوجه فرنگی گلابی شکل و گوجه فرنگی ساقه استوار، میوه این گیاه دارای ویتامینهای مختلف و عناصر معدنی فراوانی است که برای انسان مفید می باشد و مصرف آن بصورت خام و به طریق سس و رب و یا پخته رواج دارد.

گیاه گوجه فرنگی در برابر سرما حساس است و در دمای صفر درجه یخ می زند و شدت آسیب می بیند. این گیاه در مناطقی که دارای روزهای بلند و آفتابی با دمای۳۰- ۳/ ۱۹سانتیگراد برای مدت زمان ۴-۳ ماه و رطوبت نسبتاً کم می باشند به خوبی رشد و نمو می کنند. رشد و نمو این گیاه در دماهای بالاتر از ۳۵ درجه سانتیگراد متوقف شده و رنگ قرمز مورد نظر برای میوه ایجاد نمی شود.

گیاهان جالیزی

این گیاهان همگی از تیره کدوئیان بوده شامل: هندوانه، خیار، خربزه، طالبی، گرمک و انواع کدوها می باشد .

هندوانه

هندوانه گیاهی علفی، یکساله، خزنده و بومی آفریقاست که مانند سایر سبزیها دارای ارقام متفاوت داخلی و خارجی می باشد. مهمترین ارقام خارجی که کشت آنها در ایران متداول است عبارتند از:

چارلستون گری، دیکسی کوئین، فرفاکس، چیلیان بلاک و معروف ترین ارقام محلی عبارتند از: قرق، شریف آباد، محبوبی و پوست سفید همدان.

هندوانه مانند سایر گیاهان تیره کدوئیان نسبت به یخبندان حساس است. بذر آن در دمای پائین تر از۲۰ درجه سانتیگراد جوانه نمی زند و برای رشد و نمو نیاز به روزهای گرم آفتابی دارد. مناسب ترین خاک برای این گیاه خاک های سبک حاصلخیز می باشد .

خیار

گیاهی است یکساله و کشت آن در بیشتر مناطق جنوبی کشور در اواخر پائیز و طول فصل زمستان و در مناطق معتدله به هنگام بهار متداول است. دوره رشد و نمو خیار حدود۷۰-۵۰ روز است. مناطق جنوبی کشور مانند جیرفت در یکسال ۳-۲ کشت خیار دارند.

خیار دارای ارقام زیادی است که متداول ترین آنها در ایران عبارتنداز: خیار بیلانکوه، خیاردولاب و خیار اصفهان، اما امروزه کشت ارقام خارجی بسیار متداول است.

سبزیهای سوخ دار

سبزیهای این گروه همگی به تیره سوسنیان وابسته بوده عبارتند از پیاز، سیر،  موسیر، تره ایرانی و تره فرنگی .

پیاز

کشت پیاز و مصرف آن توسط قبایل مختلف آسیا از زمان های بسیار قدیم متداول بوده است و زادگاه اصلی آن را مناطق جنوب غربی آسیا می دانند. پیاز گیاهی است دوساله، یک پایه و دگربارور که دارای دو نوع ساقه حقیقی و کاذب می باشد. سوخ پیاز، از متورم شدن ساقه کاذب ایجاد می شود. در ایران ارقام مختلف محلی و خارجی کشت می شوند که اکثر آنها در اثر دگر گرده افشانی طبیعی خلوص خود را از دست داده و مخلوط شده اند و امروزه بیشتر زارعین، بذرهای مخلوط را کشت می کنند

ارقام عمده محلی که از روی رنگ و محل کشت گروه بندی شده اند عبارتند از: پیاز قرمز آذرشهر در تبریز و آذرشهر کشت می شود، پیاز قرمز ری در اطراف تهران کشت می شود و پیاز سفید در قم و ساوه و کاشان کشت می شود. پیاز گرچه جزء گروه سبزیهای فصل خنک است اما در سطح تجارتی کشت آن در یک گستره دمایی از مناطق سردسیر تبریز و ارومیه تا گرمسیر خوزستان و اطراف کازرون متداول است. گیاه پیاز در اوایل دوره رشد خود نیاز به دمای کم و در اواخر دوره رشد نیاز به دمای زیاد دارد. تشکیل سوخ و ساقه گل دهنده این گیاه تحت تأثیر طول روز و دمای هوا قرار دارد. معمولاً هوای خنک و روز کوتاه انگیز اننده ساقه گل دهنده، هوای گرم و روز بلند انگیز اننده سوخ است.

کلم ها

بین کلم ها که متعلق به تیره چلیپائیان هستند انواع مهمی از قبیل کلم پیچ، گل کلم، کلم تکمه ای، کلم قمری وجود دارد .

سبزی های ریشه ای

این گروه شامل سبزی هایی مانند هویج، شلغم، چغندر لبویی، ترب و تربچه می باشند .

هویج

هویج یکی از منابع ارزان قیمت تامین ویتامین A می باشد. مصرف ۱۰۰ گرم ریشه هویج، ۱۲۰۰۰ واحد بین المللی از این ویتامین را برای بدن تأمین می کند. هویج گیاهی علفی، دوساله و از تیره چتر سانان می باشد. انواع هویج بر مبنای شکل و اندازه رشد گروه بندی می شوند که ارقام بی نوک و نوک دار آن معروف می باشند.

سبزیهای سالادی

سبزیهای عمده این گروه عبارتند از: کاسنی، آندیو و کاهو .

کاهو

یکی از سبزیهای مهم و مورد مصرف همه می باشد. گیاهی است یکساله از تیره کلاه پرک سانان که بومی آسیا مرکزی بوده و از ۵۰۰۰ سال پیش زیر کشت در آمده است.

کاهو جزء سبزیهای فصل خنک است. کشت آن در نقاط مختلف از اوایل پائیز تا اوایل بهار انجام می گیرد. بهترین دما برای رشد و نمو کاهو ۱۳ تا ۱۵ درجه سانتیگراد است.

سبزیهای خورشی

دراین گروه سبزیهایی مانند اسفناج، جعفری، کرفس، شنبلیله، شبت و گشنیز قرار دارند .

اسفناج

اسفناج بومی ایران و نواحی اطراف آن می باشد. گیاهی است علفی و یکساله از تیره چغندر سانان و برگهای سبز تیره ای دارد که بصورت دسته جمعی از اطراف ساقه بسیار کوتاهی خارج می شوند. طول دوره رشد گیاه از زمان کاشت بذر تا برداشت محصول کوتاه و حدود ۱۰-۶ هفته می باشد. اسفناج جزء محصولات فصل خنک است و دماهای ۶- تا ۴- درجه سانتیگراد را به راحتی تحمل می کند . اسفناج از بسیاری از سبزیها نسبت به شوری مقاوم تر می باشد.

سبزیهای خوردنی

دراین گروه سبزیهایی مانند نعناع، ترخون، ریحان، مرزه، شاهی، تره، ترب و تربچه وجود دارد .

تربچه

طول دوره رشد این سبزی ۴۰ - ۲۰ روز است از برگ و ریشه آن به عنوان سبزی خوردنی استفاده می شود. ازدیاد آن با بذر است بذر تربچه گرد و قرمز رنگ می باشد. قوه نامیه خود را تا ۵ سال حفظ می کند. بذر را بصورت دستپاش یاخطی می کارند.

 فصل نهم گلکاری، طراحی و گل آرایی

چمن کاری

در طراحی و ایجاد فضای سبز در باغ، چمن نقش مهمی را ایفاء می کند و همانند ایجاد زمینه مناسب در یک تابلوی نقاشی است که با انواع درختچه های زینتی یا حاشیه های گل به طول الوان خلق می شود. لکن خلق این زمینه سبز خود مشکلات و مسائلی را به همراه دارد که رعایت و حراست رشد و نمو آن ضروری می باشد. زیبائی و لطافت هر پارک یا باغچه ای در شرایط مناطق خشک هنگامی کامل خواهد شد که سبزی مطبوع چمن زمینه اصلی آن باشد و شاید گیاه دیگری نتوان یافت که جایگزین آن گردد.

وجود گیاه چمن مانند تمامی گیاهان سبز در میزان اکسیژن محیط اطراف خود مؤثر بوده و برخی معتقدند که نوعی تعادل را ایجاد می کند. ضمناً در تمیز شدن هوا و کاهش گرد و غبار محیط به نحو چشم گیری مؤثر می باشد و از فرسایش خاک در مناطقی که بادهای موسمی و فصلی دارند جلوگیری می کند. نتیجتاً از تبخیر شدید آب در سطح زمین جلوگیری می نماید.

امتیازاتی را که یک چمن خوب باید دارا باشد عبارت است از:

  1. شادابی، سرسبزی، خرمی و ظرافت برگ ها.
  2. دوام و عمر طولانی آن.
  3. سازگاری با شرایط و کیفیت آب و خاک محل و شهر.
  4. قابلیت پاخوری و استقامت خوب.
  5. چهارفصل بودن چمن انتخابی.
  6. دارا بودن ساقه کوتاه با قدرت پنجه زدن زیاد.
  7. قدرت تحمل به چیده شدن در دفعات مختلف و روئیدن مجدد خود یکی از صفات اختصاصی چمن می باشد. زیرا تمامی گیاهان خانواده گرامینه واجد چنین ویژگی هائی نمی باشند.

برای داشتن چمن خوب و مناسب به نیازهای اختصاصی آن بایستی توجه شود و آن عوامل عبارتند از:

خاک

تهیه زمین چمن

تهیه زمین چمن

زمین کاشت چمن بایستی نرم، فشرده و سطح آن کاملاً مسطح و هموار باشد. برای داشتن یک چمن زیبا بایستی عملیاتی مربوط به تهیه بستر کاشت انجام گیرد که شامل: خاک برداری، خاک ریزی، در صورت نیاز تمیز کردن زمین از بقایای گیاهی افزودن موادی مانند کود دامی و یا شن، در صورت ضرورت است. عمق خاک در رشد و نمو گیاه چمن عامل بسیار مهمی است. چمن در خاک های کم عمق رشد و نمو خوبی نخواهد کرد در خاک های عمیق و حاصلخیز رشد چمن از نظر کیفیت چشم گیر می باشد.

لذا عمق خاک مرغوب و مناسب برای چمن حدود ۳۰ الی ۴۰ سانتیمترمیباشد.

مهم ترین نکته در تهیه زمین چمن عملیات تهیه زمین و شخم زدن است.

گلها و گیاهان باغچه

الف: گیاهان علفی

ب: گیاهان چوبی

گیاهان علفی :

۱- گلهای یکساله: (گل آهار ، گل اطلسی، آلترنانترا، ابری، گل بنفشه ،

گل جعفری، میمون، مینای پائیزه)

۲- گلهای دوساله و چندساله: (گل استکانی، انگشتانه، سیلن، فراموشم مکن)

۳- گلهای سوخوار: (نرگس، گلایل، زنبق، کوکب )

گیاهان چوبی:

۱- درختان زینتی

الف) درختان سوزنی برگ : ( سرو نقره ای ، کاج ایرانی ، سرخدار )

ب) درختان پهن برگ :( افرا ، ارغوان ، چنار ، صنوبر ، بید مجنون )

۲- درختچه های  زینتی : ( اسپیره یا گل عروس ، برگ نو ، به ژاپنی ، ختمی ، یاس زرد مجنون ، گل یخ )

۳- پیچ ها : ( پاپیتال (عشقه) ، پیچ امین الدوله ، کلماتیس )

گل و گیاهان گلخانه ای

۱- گلهای بریدنی : ( داوودی ، میخک )

۲- کاکتوس ها و گیاهان گوشتی

۳- گیاهان درون خانه ای:

الف )گیاهان گلدانی :  ( سیکلمن ، سینرر،بنت القنسول )

ب)گیاهان آپارتمانی : ( حسن یوسف ، فیکوس ، برگ انجیری ، مارچوبه زینتی)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 13:11  توسط محسن یمینی صفت  | 

مطالب جدیدتر