X
تبلیغات
مهندسی مکانیزاسیون

مهندسی مکانیزاسیون

مکانیزاسیون کشاورزی

زندگینامه سعدی

 

و اما کلیات شیخ عنوانی است که به مجموعۀ آثار منظوم و منثور او داده شده است. نخستین جامع آثار سعدی را نمی‌شناسیم. این نکته مسلم است که شیخ علاوه بر کتاب‌های مستقل خود مثل گلستان و سعدی‌نامه باقی آثار خود را شخصاً جمع‌آوری و تنظیم می‌کرد.
مثلاً در پایان «طیبات» از نسخه‌ای از کلیات متعلق به دکتر محمد حسین لقمان ادهم(لقمان‌الدوله) که در سال۷۱۸ یعنی ۲۷سال بعد از وفات سعدی استنساخ شده چنین آمده است:«سعدیات بسیار گفتن عمر ضایع کردن است ـ وقت عذر آوردن است استغفرالله العظیم. و اتوب الیه واشکر نعمته و ارجو رحمته. تمت الکتاب بعون الله سبحانه و تعالی. کتبتٌ لیبقی الذکر فی امم بعدی ـ فیاذا الجلال اغفر لکاتبه السعدی. ـ و قد نُقل هذا من خطَ ناظم الکتاب هو الشیخ الامام المحقق… مشرف المله و الدین مصلح السعدی نَوَّرَ الله قبره» و مطالعۀ این سطور نشان می‌دهد که سعدی خود جامع و کاتب طیبات و به همین قیاس شاید جامع و کاتب قسمت‌های دیگری از باقی اشعار خود نیز بوده است.
چنانکه از مقدمۀ بیستون برمی‌آید پیش از آنکه او به تنظیم جدید از آثار شیخ مبادرت کند جامعی دیگر این کار ار کرده بود. وی می‌گوید: «پس بدان ای عزیز من که جمع آورندۀ دیوان شیخ در اصب وضع بنیاد بر بیست و دو کتاب و رساله کرده بود: شانزده کتاب و شش رساله، و بعضی به هفت رساله نوشته بودند چنانکه بیست و سه می‌شد، سبب آنکه رسالۀ مجلس هزل هم در اول اضافت رسالات کرده بودند. بنده این رساله از اول کتاب به آخر برد و داخل خبیثات و مطیبات کرد که در اول خوش نمی‌نمود، تا بیست و دو شد و باقی را هیچ تصرف نکرد و هم بدان ترتیب به تمام رسانید».
از این سخن معلوم می‌شود که پیش از آنکه علی بن احمد بن ابی بکر بیستون، چنانکه خواهیم دید، به تنظیم کلیات آثار سعدی بپردازد این کار به دست جامع دیگری انجام گرفته بود منتهی تنظیم غزل‌‌ها به صورت حروف آخر ابیات و ترتیب فهرست کلیات از بیستون است. بدین ترتیب پیش از آنکه بیستون نسخۀ نهایی خود را منتظر کند از کلیات آثار شیخ بدان نحو که خود قسمتی از آنها را کتابت کرده و یا به ترتیبی که نخستین جمع کنندۀ آثار او فراهم آورده بود نسخه‌هایی منتشر شد که اکنون به ندرت نمونۀ آن را می‌تواند یافت.
این مرحلۀ اول از جمع‌آوری کلیات است که گویا نزدیک به سال وفات شیخ انجام گرفته بود، و همین بود که اساس کار علی بن احمد بن ابی‌بکر بیستون در سال۷۲۶ و بار دوم در سال۷۳۴ برای تنظیم نهایی کلیات آثار شیخ، به طریقی که بعداً متداول گردید، قرار گرفت. بیستون نخست «در شهور سنۀ ست و عشرین و سبعمائه هجریه»(۷۲۶هجری) یک بار «مجموع غزلیات این پنج کتاب از گفتهای شیخ رحمه الله از قصاید و طیبات و بدایع و خواتیم و غزلیات قدیم» را جمع کرد و بر طریق حروف تهجی مطلع‌های آنها را منظم نمود «وچند نسخه بدین نَمَط بیرون آمد» و «بعد از هشت سال که از این تاریخ بگذشت» متوجه نقص این روش شد و به اشارت دوستان تصمیم گرفت که از قصاید و غزل‌های شیخ به ترتیب حروف آخر آنها فهرستی تنظیم کند تا یافتن ابیات و اشعار آسان‌تر باشد و به همین سبب «بر حروف آخر از هر غزل به طریق حروف تهجی فهرستی نهاد و در آخر رجب سنۀ اربع و ثلثین و سبعمائهبه اتمام رسانید» و تنها تصرف او در کار نخستین جامع کلیات آثار شیخ آن بود که رسالۀ مجلس هزل را که در اول کتاب آورده بود به آخر آن برد و به خبیثات و مطیبات منضم ساخت و از این روی عدد رسالت و کتاب‌ها از بیست و سه به بیست و دو تقلیل یافت. دربارۀ این رسالات و کتب آنچه منظوم بود پیش از این سخن گفتیم و دربارۀ آنچه منثور است در فصل نثر بحث خواهد شد و در اینجا فقط افزودن این نکته لازم است که از این بیست و دو جزء، قسمت اول مقدمه‌ای است ظاهراً از نخستین جامع کلیات آثار شیخ در معرفی کلیات و اینکه در این کتاب جدّ و هزل و نظم و نثر و ترکی و پارسی و عربی همه جمع شده و به منزله سفینه‌ای کامل است. علاوه براین از همین جامع نخستین مقدمه‌ها و توضیحاتی به نثر بر رساله‌های سوم و چهارم و ششم دیده می‌شود که غالباً نمایشگر احوال سعدی و ارتباطات یا بعض اقوال اوست و این رساله‌ها عبارتند از پاسخ پنج سئوال شمس‌الدین صاحب دیوان، رساله در جواب سئوال منظوم سعدالدین نظنزی دربارۀ عقل و عشق و رساله‌ای متضمن سه حکایت اباقا و امیر انکیانو و شمس الدین تازیکو.
شهرتی که سعدی هم در حیات خود بدست آورد بعد از مرگ او با سرعتی بی‌سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین شاعر زبان فارسی و یا یکی از بهترین و بزرگترین شعرای درجۀ اول زبان فارسی شناخته شد و سخن از حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفت. این اشتهار سعدی معلول چند خاصیت در اوست: نخست آنکه وی گوینده‌ای است که زبان فصیح و بیان معجزه‌آسای خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه و امثال این مطالب نکرد بلکه بیشتر آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان و موعظۀ آنان و علی‌الخصوص راهنمایی گمراهان به راه راست، به کار برد و در این امر از همۀ شاعران و نویسندگان فارسی زبان موفق‌تر و کامیاب‌تر بود. دو آنکه وی نویسنده و شاعری با اطلاع و جهان دیده و گرم و سرد روزگار چشیده بود و همۀ تجاربی را که در زندگانی خود اندوخته بود در گفتارهای خود برای صلاح کار همنوعان بازگو کرد تا از این راه در هدایت آنان به راست موفق‌تر باشد. سوم آنکه وی سخن گرم و لطیف خود را در نظم و نثر اخلاقی و اجتماعی خویش همراه با امثال و حکایات دلپذیر که جالب نظر خوانندگان باشد بیان کرد و آنان را تنها با نصایح خشک و مواعظ ملال‌انگیز از خود نرمانید. چهارم آنکه وی در مدح و غزل، هر دو، راهی نو و تازه پیش گرفت، در مدح بیان مواعظ و اندیشه‌های حکیمانۀ خود را از جملۀ مبانی قرار داد و در غزل اشعار غنایی خویش هم هرجا که ذوف او حکم کرد از تحقیق و بیان حکم و امثال غفلت نورزید. پنجم آنکه سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق شاعری شوخ و بذله‌گو و شیرین بیان است و در سخن جد و هزل خود آن قدر لطایف به کار می‌برد که خواننده خواه و ناخواه مجذوب او می‌شود و دیگر او را رها نمی‌کند. ششم آنکه وی در گفتار خود از بسیار مثل‌های فارسی زبانان که از دیرباز رواج داشت استفاده کرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانیده است و علاوه بر این سخنان موجز و پرمایه و پرمعنای او گاه چنان روشنگر افکار و آرمان‌های جامعۀ ایرانی و راهنمای زندگانی آنان افتاده است که به صورت امثال سایر در میان مردم رایج شده و تا روزگار ما خاص و عام آنها را در گفتارها و نوشته‌های خود بکار برده‌اند.
با توجه به این نکات و نکته‌هایی از این قبیل به میزان اهمیت آثار سعدی و به درجۀ نفوذ او در میان ایرانیان پی می‌بریم. اما بالاتر از همۀ اینها فصاحت و شیوایی کلام سعدی در سخن به پایه‌ای است که واقعاً او را سزاوار عنوان «سعدی‌آخرالزمان» ساخته و شیرینی کلام و فصاحت بیان را در میان پارسی گویان به او ختم نموده است. وی توانست که از طرفی زبان ساده و فصیح استادان پیشین را احیاء کند و از قید تصنعات عجیب و تکلفاتی که در نیمۀ دوم قرن ششم و حتی در قرن هفتم گریبانگیر سخن فارسی شده بود رهایی بخشد. میزان فصاحت در نظر سعدی با آنچه در دوران‌های مذکور بود تفاوت بزرگی دارد بدین معنی که دستۀ بزرگی از سخنوران فارسی زبان از دوران ظهور شعرایی مانند عبدالواسع جبلی و انوری ابیوردی و امثال آنها به بعد، و اگر مبالغه نکنیم از دوران ظهور منوچهری در آغاز قرن پنجم ولامعی اندکی بعد از او، توانایی شاعر را در ایراد معانی پیچیده و الفاظ مهجور و عبارات معقّد می‌دانستند و کار مبالغه در این شیوه به تدریج در اواخر قرن ششم به جایی کشید که گاه خوانندۀ اشعار فارسی را در عین آنکه فارسی می‌خواند با زبان دشوار عربی مواجه می‌سازد و او را، در عین آنکه دنبال معانی لطیف و دل‌انگیز در آثار شاعران می‌گردد، دچار تعقیدات خسته کننده و ملالت‌انگیز معنوی می‌نماید که شاعران فقط از باب بیان مهارت و رواج روز افزون داشت در اواخر آن قرن و در سدۀ هفتم هجری به آنجا کشید که قسمتی از اوقات شاعران بزرگ به تنظیم قصاید و قطعاتی می‌گذشت که فهم آنها مستلزم تحصیلات طولانی ادبی و تألیف شروح مفصل بوده است، و ما در این‌باره پیش از این سخن گفته‌ایم. با این توضیحات به خوبی می‌توان دریافت که بعد از شاعران بزرگ قرن چهارم و آغاز قرن پنجم و علی‌الخصوص کسانی مانند رودکی و فرخی و فردوسی که شعرشان به زیور فصاحت و درخشندگی معانی آراسته است، به تدریج تعقید و ابهام از طرفی و تکرار معانی از طرف دیگر، و بدتر از همه الفاظ مغلق و دشوار و آگاه دور از ذوق سلیم شعر فارسی را در تارهای خود فرو پیچید و از لطف و زیبایی و دل‌انگیزی و دل‌ربایی خاصی که داشت دور کرد و در این گیر و دار شاعری توانا و عبقری که حائز همه شرایط باشد لازم بود تا این همه قیدهای ملال‌انگیز را درهم نوردد و شعر پارسی را به همان درجه از کمال و زیبایی و جلا و روشنایی و لطف و دلربایی برساند که فردوسی رسانیده بود. چنین شاعر توانای عبقری سعدی شیرازی بود که هم تحصیلات متمادی و هم جهانگردی‌ها و تجربت اندوزی‌ها و هم ذوق خداداد بی‌نظیرش وی را در آرایش و پیرایش شعر و نثر پارسی کمیاب ساخته بود، و او در همان حال هم به شیوه استادان درجه اول زبان پارسی در قرن چهارم و پنجم یعنی سادگی و صراحت زبان در بیان معانی بلند لطیف، برگشت و آن روش را دوباره بر کرسی نشاند. اما اگر سعدی می‌خواست در این نهضتی که در شعر فارسی ایجاد کرده دوباره همان زبان و همان شیوه بیان و سبک سخن‌گویی پیشینیان را در سخن فارسی تکرار کند البته مقامی را که در تاریخ ادبیات فارسی به دست آورده است هیچگاه فراهم نمی‌نمود زیرا در این صورت خلاف سیر زمان حرکت کرده بود. سعدی در این نهضت و بازگشت به روش فصحای مقدم در حقیقت به اساس و مبنای کارشان توجه داشت نه به ظاهر احوالشان، و به عبارتی دیگر سعدی در شعر، همچنان که در نثر، سبکی نو دارد و این سبک نو ایراد معانی بسیار تازه و لطیف و ابداعی است در الفاظ ساده و روان و سهل که در عین حال حائز همه شرایط فصاحت به حد اعلای آن است سعدی با آنکه از علمای ادب و علوم شرعی بود، و در زبان و ادب عربی بر اثر تحصیل و اقامت طولانی در سرزمین‌های عربی زبان، چنانکه از اشعار عربی او لایح است، نیرومند و مطلع بود، با این حال در اشعار روان و زیبای خود هیچ‌گاه فارسی را فدای الفاظ غریب عربی نکرد به نحوی که بجز در بعضی قوافی قصائدش، نزدیک به تمام واژه‌های تازی که به کار برده از نوع لغاتی هستند که در زبان فارسی رسوخ کرده و رواج یافته و مستعمل و مفهوم بوده‌اند. در شعر و نثر سعدی شیوه شاعران و منشیان قرن ششم و هفتم که مبالغه در ایراد مفردات و ترکیبات دشوار عربی و مبتنی بر زبانی بود بینابین عربی و فارسی، تعدیل گردید و ترکیب عبارات تابع ذوق سلیم شد نه تابع معلومات نویسنده و به همین سبب جامعه فارسی زبان که از آن همه عبارت سازهای بارد منشیان مغلق‌نویس و شاعران مبالغه کار خسته و ملول بود به سرعت شیوه او را پسندید و مقبولیت او را در میان فارسی زبانان همه ادوار بعد مسلم و محقق گردانید در حالی همان عهد سعدی و قریب به آن عدۀ زیادی از بلغا مانند محمد زیدری و عطا ملک جوینی و وصاف‌الحضره و سید ذوالفقار شیروانی و بردچاچی و جز آنان در نثر و نظم بوده‌اند که اگرچه در تصنع و ایراد الفظ و صنایع دشوار چیره‌دست بردچاچی و جز آنان در نثر و نظم بوده‌اند که اگرچه در تصنع و ایراد الفاظ و صنایع دشوار چیره‌دست بودند لیکن هیچ‌گاه مقبولیت سعدی شیرین‌بیان نصیب آنان نگردید.
دولتشاه می‌گوید که «دیوان شیخ را نمکدان شعر گفته‌اند» و به گمان من این تعبیری که قدمای پارسی زبان ما برای توصیف شعر سعدی یافته‌اند حکم شعر سعدی را دارد که بالای آن نمی‌توان سخنی آورد. شعر سعدی به حقیقت همگی «نمک» و «مزه» و «شیرینی» و «لطافت» است، حلاوت قند و چاشنی شکر دارد و به همین سبب که سخن او نظماً و نثراً هم از دوران حیاتش سرمشق فصاحت شد و علی‌الخصوص گلستان و بوستانش به علت اشتمال بر تحقیق و مواعظ و حکم کتاب درسی پارسی‌زبانان گردید و از این راه علاوه بر مزایای دیگر، نفوذ سعدی بر زبان فارسی‌گویان مسلم و اجتناب‌ناپذیر شد چنانکه حتی امروز صرفنظر از برخی اصطلاحات و تعبیرات که مولود اوضاع جدید اجتماعی ما و نیز محصول ارتباطاتمان با سایر فرهنگ‌ها و ملت‌ها است، شیوه تکلم و تحریر فارسی‌زبانان در اساس و مبنا همان زبان سعدی است.
…………………….
پی نوشت:
۱٫ دربارۀ سعدی به مآخذ گوناگون می‌توان مراجعه کرد و مقالاتی که چندین سال اخیر دربارۀ وی نوشته شده متعدد و ذکر همۀ آنها از حوصلۀ این مختصر بیرون است. مهمترین مراجع و مقالاتی که فعلاً مراجعۀ بدان‌ها مورد توصیه است در ذیل نقل می‌شود:
* شد الازار فی حط الاوزار عن زوار المزار، معین الدین ابوالقاسم جنید شیرازی، به تصحیح مرحوم قزوینی و مرحون عباس اقبال آشتیانی، ۱۳۲۸ شمسی ص۴۶۱-۴۶۳٫
* تاریخ گزیدۀ حمدالله مستوفی، چاپ آقای دکتر عبدالحسین نوایی ص۷۳۴-۷۳۵٫
* مجمل فصیح خوافی به تصحیح آقای سید محمود فرخ، حوادث سال۶۹۱٫
* مقدمۀ علی بن احمد معروف به بیستون بر کلیات سعدی.
* حبیب السیر چاپ تهران، ج۲ ص۵۶۱، ۵۶۳، ۵۶۴٫
* نفحات الانس جامی چاپ تهران ص۶۰۰-۶۰۱٫
* تذکره الشعراء دولتشاه سمرقندی چاپ تهران ص۲۲۳-۲۳۲٫
* مجالس العشاق کمال‌الدین گازر گاهی منسوب به سلطان حسین بایقرا چاپ هند ص۱۲۳-۲۹۴٫
* لطایف الطوایف فخرالدین علی صفی سبزواری ص۲۵۹٫
* مجالس المؤمنین قاضی نورالله ششتری چاپ تبریز ص۲۹۲-۲۰۳٫
* هفت اقلیم امین احمد رازی چاپ تهران ج۱ ص۱۹۶-۲۰۳٫
* آتشکدۀ آذر چاپ بمبئی ص۲۶۹ به بعد.
* مرآه الخیال امیر شیر علی خان لودی چاپ بمبئی ص۴۴-۴۵٫
* ریاض العارفین هدایت چاپ تهران۱۳۱۶ ص۱۴۳ به بعد.
* مجمع الفصحاء هدایت ج۱ ص۲۷۴ به بعد.
* بهارستان سخن نواب صمصام الدوله میر عبدالرزاق چاپ مدارس ص۳۰۰-۳۰۷٫
* تاریخ درست در گذشت سعدی به قلم مرحوم سعید نفیسی، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات تهران شمارۀ اول سال ششم، مهرماه۱۳۷۷ ص۶۴-۸۲٫
* سعدی‌نامه مشتمل بر چند مقاله دربارل سعدی، منطبعۀ وزارت هرهنگ قدیم(= وزارت آموزش و پرورش کنونی)
به جای شمارۀ بهمن اسفند مجلۀ آموزش و پرورش سال۱۳۱۶ شمسی.
* مقدمه‌هایی که بر چاپ‌های متعدد بوستان و گلستان و کلیات سعدی نوشته‌اند و از آن جمله مقدمۀ گلستان سعدی به تصحیح مرحوم عبدالعظیم خان قریب و مقدمۀ بوستان سعدی به قلم آقای محیط طباطبائی؛ و همچنین است مقالات متفرق و متعدد و اشاراتی که به تفاریق در کتب ادبی معاصران و فهارس و معاجم ادبا و فضلا و نظایر آنها دیده می‌شود و از آن جمله است تحقیق شبلی نعمانی دربارۀ شیخ که در کتاب شعر العجم آورده است. ذبیح الله صفا، سعدی، تاریخ ادبیات در ایران، چاپ ششم، انتشارات فردوس، تهران۱۳۶۸، جلد۱/۳٫ ص۵۸۴-۶۱۴٫
القاب مذکور در متن از لقب‌هایی است که بعد از وفات سعدی برای او در کتب ادبا ذکر شده.
.در قصیده‌ای به مطلع ذیل:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
نقل از مقالۀ «تاریخ درست در گذشت سعدی» مذکور در مآخذ مربوط به سعدی.
. منقول از سعدی‌نامه بین صفحات۷۳۸-۷۳۹٫
. دیوان سیف‌الدین محمد فرغانی، چاپ مؤلف این کتاب، ج۱ ص۱۱۱٫
. منابعی که در این مورد ذکر می‌شود همراه با ذکر صفحات نیست زیرا قبلاً ضمن ذکر مآخذ مربوط به احوال سعدی بدان‌ها اشاره شده است.
. حبیب‌السیر چاپ تهران ج۳ ص۲۲۰، ۵۹، ۱۹۴، ۴۴، ۱۹۷، ۳۴۴، ۳۴۸ و غیره.
. حبیب السیر ج۳ ص۱۹۷٫
. دولتشاه، تذکره الشعراء ص۲۲۳ و نویسندگان دیگری از قبیل میرخواند در حبیب السیر و آذر در آتشکده و هدایت در مجمع الفصحا.
. رجوع شود به مقالۀ مرحوم سعید نفیسی به نام «تاریخ درست در گذشت سعدی» در مجلۀ دانشکدۀ ادبیات.
. ذکر «بیست سالگی» و «پنجاه سالگی» سعدی در سطور فوق بنابر اشارۀ تقریبی است نه تحقیقی.
. بعضی خواسته‌اند از این بیت بوستان:
الا ای که عمرت به هفتاد رفت
مگر خفته بودی که بر باد رفت

چنین استنباط کنند که سعدی در سال اتمام و تقدیم بوستان به دربار سلغریان فارس هفتاد ساله بود و بنابراین ولادتش در سال۵۸۵ اتفاق افتاد. این استنباط از هر حیث مقرون به اضشتباه است زیرا اولاً سعدی بیت مذکور اشاره‌ای به حال خود ندارد بلکه این بیت و ابیات بعد از آن را در مقام نصیحت به کسانی سروده است که از گذشت عمر پند نمی‌گیرند؛ و ثانیاً اگر سعدی در سال۵۸۵ ولادت می‌یافت می‌بایست در اوایل قرن هفتم جوانی کارآمد باشد و آثار خود را از اوایل آن قرن به بعد بازد و به تبع آن نام کسانی که در اوایل این عهد هنوز بر سر کار و حائز اقتدار بوده‌اند در آثار او بیاید و حال آنگه سعدی از رجالی در آثار خود یاد کرده و یا با آنان ارتباط داشته که در اواسط قرن هفتم می‌زیسته‌اند و همچنانکه در متن گفته‌ایم در هیچ یک از آثار منظوم و منثور او ستایشی از سعد بن زنگی( متوفی در سال۶۲۳) و اشاره‌ای دیده نی‌شود که حاکی از ارتباط وی با آن اتابک و رجال دربار وی باشد و در قصائد عربی او هم به نحوی که مذور خواهیم داشت از اشخاصی یاد شده که در اواط قرن هفتم شهرت داشتند؛ و ثالثاً اگر در سال ۵۸۵ ولادت یافته باشد می‌بایست هنگام وفات ۱۰۶سال از عمر وی گذشته باشد و این مستبعد است مگر آنکه قول بعضی از تذکره نویسان متأخر را که چندان موثق نیست درباره طول عمر وی پذیریم؛ و رابعاً سعدی خود پنج بیت بعد از شعری که از او نقل کردیم، و بعضی آن را دلیل هفتاد سالگی وی در سال۶۵۵ گرفته‌اند، از سن پنجاه سخن می‌گوید:
چو پنجاه سالت برون شد زدست
غنیمت شمر پنج روزی که هست

و معلوم نیست آنها که از خطاب شیخ به هفتاد سالگان استنباط هفتاد سالگی وی کردند چرا از این بیت نخواسته‌اند پنجاه سالگی او را هنگام اتمام بوستان استنباط نمایند؟ اما حقیقت آن است که هیچ یک از این دو بیت حسب حال شاعر نیست و آنکه به مناسبت حال سروده شده همان است که به تصریح خود سعدی حکایت از پنجاه سالگی او در سال ۶۵۶ یعنی در تاریخ اتمام گلستان می‌کند. گویا از جمله علل استناد به بیتی که خطاب به هفتاد سالگان در بوستان سعدی آمده یکی از اشارات استاد به تلمذ در خدمت ابن الجوزی است که محققان او را همان ابن الجوری معروف صاحب المنتظم و تلبیس ابلیس متوفی به سال۵۹۷ دانسته و لازمه تلمذ سعدی را در خدمت او تولد در اواسط نیمه دوم و حتی اواسط قرن ششم شمرده‌اند ولی چنانکه خواهیم دید مراد سعدی از «شیخ اجل عالم ابوالفرج بالجوزی» ابن جوزی دیگری است که در سال۶۵۶ هجری به قتل رسید. علت دیگر حکایتی است که سعدی در باب پنجم گلستان آورده درباره رسیدن به جامع کاشغر و گفتار او با نوآموزی در آن جامع در سالی که «محمد خوارزمشاه باختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد» و اگر در این حکایت از واقعیات سخن رفته باشد می‌بایست سعدی در آن تاریخ یعنی در حدود سال۶۰۷ هجری لااقل بیست و اند سال داشته و در حدود سال ۵۸۵ ولادت یافته باشد اما در حقیقت این گونه حکایات و حتی هنرنمایی سعدی در شکستن بت سومنات و امثال اینها تردید است و با قرائن مختلف دیگری که از ماجرای احوال او به دست داریم وفق نمی‌دهد و قاعدتاً از جملۀ حکایاتی به نظر می‌آید که او من‌باب تمثیل و برای بیان نکات اخلاقی ساخته و پرداخته باشد نه از باب ذکر حقایق تاریخی، و استناد به اینگونه سخنان جز آنکه مایه سرگردانی و گمراهی محققان در تعیین تاریخ حیات سعدی باشد نتیجه‌ای دیگر ندارد.
هم قبیله من عالمان دین بودند
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت
. تذکره الشعراء ص۲۲۳٫

زعهد پدر یاد دارم همی
که باران رحمت برو هر دمی

که در خردیم لوح و دفتر خرید
زبهرم یکی خاتم زر خرید
«یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمه الله علیه نخفته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز در کنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سربر نمی‌دارد که دوگانه بگذارد… گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی!»

مرا باشد از درد طفلان خبر
که در طفلی از سر برفتم پدر

. رجوع شود که روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات طبع۱۳۶۷ ص۵۰۹و ۷۲۳٫
.
برون رفتم از تنگ ترکان چو دیدم
جهان در هم افتاده چون موی زنگی

. رجوع شود به: ترجمۀ سیرت جلال‌الدین مینکبرنی، تهران۱۳۴۴، ص۱۰۲ و۱۰۵٫
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود

. در حوادث الجامعه (ص۵۵و۳۲۸) که شرح حال او آمده چند جا از وی با لقب «المحتسب» یاد شده و علت آن است که ابن جوزی دوم از حدود سال۶۳۳ به بعد محتسب دارالخلافه بغداد بوده است و شاید تعریض سعدی به «محتسب » که در داستان منع سماع از طرف ابن جوزی آورده است و در حاشیۀ صحیفه بعد خواهیم دید، من باب اشاره به همین ابوالفرج‌بن الجوزی باشد.
. درباره وی علاوه بر مورد مذکور از حوادث الجامعه رجوع شود به حواشی جلد سوم از جهانگشای جوینی به تصحیح مرحوم میرزا محمد خان قزوینی ص۴۶۳و ۴۶۶٫
. «چندان که مرا شیخ عجل ابوالفرج بن جوزی رحمه الله علیه به ترک سماع فرمودی و عزلت اشارت کردی عنفوان شباب غالب آمدی و هوا و هوس طالب، ناچار به خلاف رأی مربی قدمی رفتنی و از سماع و مجالست حظی برگرفتمی و چون نصیحت شیخم یاد آمدی گفتمی:
قاضی ار با ما نشیند برفشاند دست را
محتسب گر می خورد معذور دارد مست را

…الخ»
. درباره بعضی از عقاید او رجوع شود به همین کتاب مجلد دوم چاپ اول ص۲۸۰و ۲۸۲٫
. درباره مدرسۀ مستنصریه رجوع شود به همین کتاب، مجلد دوم چاپ اول ص۲۴۷-۲۴۸٫
. نفحات‌الانس ص۶۰۱٫

مرا شیخ دانای مرشد شهاب
دو اندرز فرمود بر روی آب

یکی آنکه در جمع بدبین مباش
دگر آنکه در نفس خودبین مباش

شنیدم که بگریستی شیخ زار
چو بر خواندی آیات اصحاب نار

شبی دانم از هول دوزخ نخفت
به گوش آمدم صبحگاهی که گفت

چو بودی که دوزخ زمن چه بودی
مگر دیگران را رهایی بدی

به آزادمردی ستودش کسی
که در راه حق رنج بردی بسی

جوابش نگر تا چه مردانه گفت
که چندین ستایش چه گویی؟ بخفت!

امیدی که دارم به فضل خداست
که بر سعی خود تکیه کردن خطاست

و۳۰٫ رجوع شود به مقاله سعدی و سهروردی از مرحوم بدیع‌الزمان فروزان‌فر در سعدی‌نامه صحایف۶۸۷-۷۰۶٫
.تذکره الشعراء ص۲۲۳٫
. مجمع الفصحا ج۱ ص۲۷۴٫
. حکایت: عبدالقادر گیلانی را رحمه الله علیه دیدند که در حرم کعبه، روی بر حصبا نهاده همی گفت: «ای خداوند ببخشای…» در پاره‌ای نسخ «دیدند» به «دیدم» تبدیل و منشاء اشتباه مذکور در متن شده است.
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
. درباره سفرهایی که در این ولات داشته و حوادثی که برای او پیش آمده باید به موارد مختلف بوستان و گلستان سعدی مراجعه کرد، مخصوصاً مراجعه شود به کلیات سعدی چاپ مرحوم فروغی، تهران سال۱۳۲۰شمسی.
در اقصای عالم بگشتم بسی
بسر بردم ایام با هرکسی
تمتع به هر گوشه‌ای یافتم
زهر خرمنی خوشه‌ای یافتم

. نفحات الانس ص۶۰۰٫
. تذکره الشعرا ص۲۲۳٫
. علاوه بر اشاره جامی در این باب از رساله شمس‌الدین تازیکو در کلیات شیخ این معنی به خوبی آشکار می‌شود.
. درباره «تاریخ درست درگذشت سعدی» مرحوم سعید نفیسی رحمه الله مقالۀ مفصل و ممتعی در مجله دانشکده ادبیات (مهرماه سال۱۳۳۷) نوشته و کلیۀ اقوال مؤلفان را از قدیم باز تا روزگار ما درآن آورده است.

همای روی پاک شیخ سعدی
شب شنبه زخا و صاد الف دال

مه ذوالحجه از مه کاف و زا روز
بیفشاند از غبار تن پر و بال

یعنی ۲۷ذی‌الحجه سال۶۹۵٫
همای روی پاک شیخ سعدی
شب شنبه زخا و صاد الف دال

مه ذوالحجه از مه کاف و زا روز
بیفشاند از غبار تن پر و بال
مرحوم سعید نفیسی با توجه به این محاسبه که ۲۷ذی‌الحجه سال۶۹۰ سه شنبه، و بیست و هفتم همان ماه در سال۶۹۵ پنج‌شنبه بوده است نه شنبه روایت مونس‌الاحرار را مردود و روایت مذکور در تاریخ شیخ اویس را صحیح دانسته است.

شب آدینه بود و ماه شوال
ز تاریخ عرب خاصاد آن سال
همای روی پاک شیخ سعدی
بیفشاند از غبار تن پر و بال
همای روی پاک شیخ سعدی
چو در پرواز شد از روی اخلاص
مه شوال بود و شام جمعه
که در دریای رحمت گشت غواص
یکی پرسید سال فوت، گفتم
زخاصان بود از آن تاریخ شد «خاص»

حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده گفته است که سعدی «در سابع عشر ذی الحجه سنۀ تسعین و ستمائه در گذشت». در تاریخ کبیر جعفری که پیش از ۸۴۵ تألیف شده وفات او در روز عیداضحی سال۶۹۰نوشته شده – ابوبکر قطبی اهری در تاریخ شبخ اویس که در حدود سال ۸۶۰ تألیف کرده ماده تاریخ «خاصاد» را درباره وفات سعدی نقل کرده یعنی ۶۹۰ – در تذکره الشعرا یا جنگ بسیار قدیم کتابخانه مجلس شورای ملی تاریخ وفات سعدی هفدهم ذی الحجه سال تسعین و ستمائه(۶۹۰) ثبت شده (رجوع کنید به مقالۀ مرحوم سعید نفیسی به نام تاریخ درست درگذشت سعدی که پیش از این ذکر کرده‌ایم و به فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملی جلد سوم از آقای ابن یوسف شیرازی ص۵۶۳).
البته باید دانست که سال۶۹۱ را هم در مأخذ مهمی از قبیل شدالازار فی حط الاوزار معین الدین ابوالقاسم جنید(طهران۱۳۲۸ ص۴۶۲)و مجمل فصیح خوافی و تذکرۀ دولتشاه و نفحات الانس جامی و مجالس العشاق گازر گاهی برای تاریخ وفات سعدی می‌بینیم.

نوبت سعدی که مبادا کهن
شرم نداری که بگویی سخن؟

(قراین سعدین)
ور تو را شهرت سعدی نبود نقصی نیست
حاجتی نیست در اسلام اذان را به منار
و در آن گفت:
مدح سعدی نگفته بیتی چند
طوطی نطق را زبان بگرفت
سراسر حامل اخلاص از این سان نکته ها دارم
ز سلطان سخن دستور و چاکر فرستادن
سخن او که هست آب حیوه
چون سکندر همه جهان بگرفت
دیگری جای او نگیرد و او
به سخن جای دیگران بگرفت

منقول از نسخۀ کتابخانه ملی پاریس مورخ به تاریخ جمادی الاولی ۷۶۷ به شماره: supplement Pers. 1778
چنانکه نسخه اساس مرحوم محمد علی فروغی در چاپ کلیات بوده و اکنون قسمتی ازآن در اختیار کتابخانۀ مجلس است، و نیز نسخۀ کتابخانۀ ملی پاریس به شمارۀsuppl. Pers. 816 که من آن را دیده‌ام و ترتیب رسالات و اشعار شیخ در آن خلاف تنظیم بیستون است.
. برخی از معاصران کلمه تازیکو را با گاف فارسی خوانده‌اند یعنی کسی که به عربی سخن گوید و بعضی آن را(تازی) می‌نویسند و ظاهراً تازیکو با کاف صحیح و مرکب است از تازیک(تاجیک) و «واو ماقبل مضموم» علامت تصغیر، و باید دانست که این شمس‌الدین تازیکو از تجار بزرگ ایرانی فارس بود که کلیۀ مالیات فارس را بنابر زر سم زمان به مقاطعه گرفته بود.
هرکس به زمان خویش بودند
من سعدی آخرالزمان .
فلج ندب بقیت وحدی
قفل در لانبی بعدی…
از جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی، و به تمام این ترجیع‌بند مراجعه شود که اگر چه در حد خود زیباست اما گاه بیشتر عربی است تا فارسی؛ و امثال این اشعار فراوان است و بسیار و بسیار!
. تذکره‌الشعرا ص۲۲۳٫

منبع : سعدی شناسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:20  توسط محسن یمینی صفت  | 

زندگانی حافظ شیرازی


حافظ ، شمس‌الدین محمد(۱)، بزرگ‌ترین غزل‌سراى زبان فارسى و یکى از بزرگ‌ترین شاعران جهان.

این مقاله شامل این بخشهاست:
۱) زندگى و احوال شخصى
۲) شعر و فکر
۱) زندگى و احوال شخصى. در منابع معتبر نسبت او شیرازى و تخلصش حافظ آمده است. وى پس از وفات، به خواجه شیراز و لسان‌الغیب شهرت یافت. تاریخ ولادتش معلوم نیست و از جزئیات احوال شخصى او نیز آگاهى ما بسیار اندک است. در سال وفات او نیز در تذکره‌ها اختلاف هست. کسانى که به دوران حیات او نزدیک بوده‌اند، چون محمد گلندام، دوست حافظ و گردآورنده دیوان وى، در مقدمه‌اى که بر دیوان او نگاشته (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص قح ـ قى)، و خوافى (ج۳، ص۱۳۲) و جامى (ص ۶۱۲) و خواندمیر (ج ۳، ص۳۱۶) و مؤلف شرح سودى بر حافظ در مقدمه این اثر، و حاجی‌خلیفه (ج ۱، ستون ۷۸۳) وفات او را ۷۹۲ نوشته‌اند، ولى برخى مؤلفان منابع جدیدتر، از جمله لطفعلی‌خان آذربیگدلى (ص۲۷۲) و رضاقلیخان هدایت (۱۳۳۶ـ۱۳۴۰ش، ج۲، بخش۱، ص ۱۹)، وفات او را ۷۹۱ نوشته‌اند. ظاهرآ مبناى این تاریخ، یک دوبیتى است که در آخر بعضى نسخه‌هاى خطى جدیدتر و برخى نسخه‌هاى چاپى دیوان آمده و معلوم نیست چه کسى و در چه زمانى آن را ساخته است. در این قطعه، مادّه تاریخ وفات حافظ «بجو تاریخش از خاک مصلى» است که به‌حساب جُمَّل ]جُمَل[ برابر با عدد ۷۹۱ است (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه گلندام، حاشیه قزوینى، ص قح ـ قى). این دو بیت در بعضى نسخه‌هاى مقدمه گلندام نیز دیده می‌شود، ولى تصریح وى به سال «اثنى و تسعین و سبعمائه» (۷۹۲) و مادّه تاریخ «به سال با وصاد و ذال ابجد»، در قطعه‌اى که به این مناسبت نقل کرده است، بر نادرستى تاریخ ۷۹۱ دلالت دارد (رجوع کنید به همانجا؛ نیز رجوع کنید به خوافى، همانجا).
تاریخ ولادت حافظ، چنان‌که گفته شد، معلوم نیست، ولى چون در اشعارش غالبآ به پیرى خود اشاره کرده است، و اگر این دوران را باتوجه به تاریخ وفاتش، به تقریب، هفتاد سالگى او بدانیم، وى باید در حدود سالهاى ۷۲۰ـ۷۲۵ به‌دنیا آمده باشد. عبدالنبى فخرالزمانى، مؤلف تذکره میخانه (ص۹۰)، وفات خواجه را در ۶۵ سالگى او دانسته و به این حساب ولادت او در ۷۲۷ بوده است، ولى از سوى دیگر در دیوان خواجه قطعه‌اى خطاب به جلال‌الدین مسعودشاه، پسر شرف‌الدین محمودشاه و برادر ارشد شیخ ابواسحاق اینجو، مندرج است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۷۴) که در آن به سه سال خدمت خود در دربار شاه و دستگاه وزیر اشاره دارد و چون مسعودشاه در ۷۴۳ از بغداد به شیراز رفت و در رمضان همان سال کشته شد (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۴۹ـ۵۰)، حافظ در ۷۴۰ به خدمت دربار پیوسته بوده یا به نوعى با آن ارتباط داشته است و در این هنگام بایستى لااقل بیست سالى از عمرش گذشته باشد. با این حساب، در حدود ۷۲۰ به دنیا آمده و در حدود ۷۲ سالگى درگذشته است. ذبیح‌اللّه صفا (ج ۳، بخش ۲، ص ۱۰۶۶، نیز رجوع کنید به ص ۱۰۶۶، پانویس ۱)، با استناد به قول عبدالنبى فخرالزمانى، که ذکر آن گذشت، ولادت حافظ را در حدود ۷۲۶ و ۷۲۷ نوشته است، که از این قرار در سیزده یا چهارده سالگى بایستى به خدمت شاه و وزیر رفته باشد، و این تا اندازه‌اى غیرمعهود به‌نظر می‌رسد.
به گفته عبدالنبى فخرالزمانى (ص ۸۵)، نام پدر حافظ بهاءالدین و اصالتاً از مردم اصفهان بوده و به تجارت اشتغال داشته و جدّ او در زمان اتابکان فارس به شیراز آمده و ساکن آن شهر شده است. مادرش از کازرون بوده و در شیراز سکونت داشته است. پس از وفات پدر، محمد با مادر و دو برادر خود زندگى می‌کرده و روزگار کودکى را به سختى می‌گذرانده است (همانجا). حافظ در اشعارش از مرگ این دو برادر یاد کرده، که یکى در جوانى درگذشته (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، ص ۱۰۸۳) و دیگرى، خواجه خلیل عادل، در ۷۷۵ در ۵۹ سالگى وفات یافته است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۶۸). مؤلف تاریخ فرشته (ج ۱، ص ۳۰۲) از خواهر او و فرزندان این خواهر ذکرى به میان آورده است، بی‌آنکه نامى از آنان ببرد.
آنچه در منابع نسبتآ قدیم‌تر درباره خانواده حافظ آمده، همینهاست که یاد کرده شد.
بعضى مؤلفان کوشیده‌اند که پاره‌اى اشارات در غزلیات خواجه را به وضع خانوادگى او مربوط بدانند، ولى این‌گونه برداشتها و دریافتها بیشتر بر استنباطات شخصى مبتنى است. سخن حافظ بسیار کنایه‌آمیز و پرابهام است و غالباً وجوه مختلف دارد و به آسانى نمی‌توان مضامین شعر او را به احوال و رویدادهاى زمانى و مکانى خاص محدود کرد، مگر اینکه اشارت تاریخى صریح در آن باشد. با این‌همه، در چند مورد از سروده‌هاى او نکاتى دیده می‌شود که به‌روشنى ناظر بر زن و فرزند و اوضاع زندگى اوست. در غزلى (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۲۳) که در دوران وزارت قوام‌الدین حسن (متوفى ۷۵۴) سروده است، خواجه از «سروى» که در خانه دارد سخن گفته و در غزلى دیگر (همان، ص ۱۴۶) از اینکه اختر بدمهر یار عزیزى را از چنگ او به‌در برده و آن شادکامى ناپایدار و گذرا بوده شکایت کرده است. در غزل دیگر (همان، ص ۹۱ـ۹۲) به درگذشت فرزندى که قرّةالعین و میوه دل او بوده و اکنون در لحد جاى گرفته اشاره کرده و در غزلى دیگر (همان، ص ۳۸ـ۳۹) در ماتم فرزند و «رودعزیز» خود زارى کرده است. از این اشارات می‌توان دریافت که او همسرى داشته که در نیمه‌هاى عمر درگذشته، و فرزندانى داشته که یکى در کودکى (همان، ص۳۷۰) و دیگرى در جوانى وفات یافته است.
از کودکى و جوانى حافظ نیز آگاهى درستى نداریم. عبدالنبى فخرالزمانى در تذکره میخانه، که در این مورد منبع اصلى اطلاع ماست، آورده است (ص ۸۵ـ ۸۶) که وى در کودکى روزها در دکان خمیرگیرى کار می‌کرد و در اوقات فراغت به مکتب‌خانه‌اى که نزدیک دکان بود، می‌رفت و خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را در آنجا می‌آموخت و از همان روزگار در شعر طبع‌آزمایى می‌نمود، ولى نکته شایسته توجه در این باره آن است که وى حافظ قرآن بوده و تخلص او نیز حاکى از همین حقیقت است و حفظ قرآن باید از کودکى و سالهاى اولیه عمر آغاز شود و مستلزم صرف وقت و ممارست مداوم است؛ ازاین‌رو، شاید بتوان گفت که این بخش از عمر او بیشتر صرف قرائت قرآن و تحصیل مقدمات علوم می‌شده است تا کسب ضروریات زندگى. وى در دوران جوانى ظاهرآ یکسره مشغول کسب فضائل و تکمیل مراتب علمى بوده و از عباراتى که گلندام در مقدمه قدیم دیوان (چاپ قزوینى و غنى، ص قز) آورده است چنین برمی‌آید که حافظ از شاگردان مولانا قوام‌الدین عبداللّه، دانشمند مشهور به ابن‌الفقیه نجم (متوفى ۷۷۲)، بوده است، اما جنید شیرازى، شاگرد مولانا قوام‌الدین، در کتاب شدّالازار که به‌سال ۷۹۱ تألیف شده، از حافظ نامى نیاورده است. تقی‌الدین محمد اوحدى بلیانى نیز در عرفات‌العاشقین (گ ۱۵۵ر) قوام‌الدین عبداللّه را استاد حافظ دانسته و اینکه هدایت در تذکره ریاض‌العارفین (ص ۲۸۶) حافظ را در تحصیل مراتب حکمت در شمار شاگردان شمس‌الدین عبداللّه شیرازى آورده، ظاهراً مقصودش همین قوام‌الدین بوده و در نقل نام وى سهوى روى داده است. فرصت شیرازى، از مؤلفان متأخر، میرسید شریف جرجانى* را نیز از استادان حافظ ذکر کرده است (رجوع کنید به ص۴۶۹ـ۴۷۰)، لیکن میرسید شریف بسیار جوان‌تر از حافظ بوده است و این نسبت پذیرفتنى نیست. حافظ خود بارها در سروده‌هاى خود از اشتغال به کسب علم و تحصیل معارف دینى سخن گفته و از قیل و قال بحث، طاق و رواق مدرسه، علم و فضلى که در چهل سال گرد آورده، رتبت دانشش که به افلاک رسیده، و قرآنى که با چهارده روایت در سینه دارد، یاد کرده است. در مقدمه قدیم دیوان (چاپ قزوینى و غنى، ص قو) نیز آمده است که وى به‌سبب تحصیل و مطالعه مدام، فرصت نداشت سروده‌هاى خود را در یک جا ثبت و مدون سازد. الکشّاف عن حقیقة التنزیل اثر زمخشرى و مفتاح العلومِ سکاکى، که حافظ به بحث و نظر در آنها اشتغال داشته است، هر دو از کتابهاى مهم و معتبر آن روزگار بودند و معلوم می‌شود که حافظ در تمامى علوم شرعى و رسمى و عرفى آن دوران، از تفسیر و کلام و منطق و حکمت تا نحو و معانى و بیان و شعر و ادب، داراى تحصیلات کامل و صاحب‌نظر بوده است و چنان‌که از اشارات خود او برمی‌آید، هر صبح مجلس درس قرآن داشته است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۶۴، ۱۸۳). در بعضى نسخه‌هاى کهن‌تر مقدمه قدیم (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، توضیحات خانلرى، ص ۱۱۴۵ـ۱۱۴۶) آمده است که حافظ به‌سبب اشتغالاتى از قبیل «ملازمت شغل تعلیم سلطان» به گردآورى اشعار خود نپرداخت و از این عبارت معلوم می‌شود که وى در دربار شاهى نیز عهده‌دار تعلیم و تدریس بوده است.
وى با اغلب سلاطین عصر خود، جز با امیر مبارزالدین و شاه‌محمود پسر او و شاه‌زین‌العابدین پسر شاه‌شجاع، و نیز با بیشتر وزیران مناسبات صمیمانه داشته و مورد عنایت آنان بوده است. خواجه علاوه بر چند قصیده‌اى که در مدح شاه شیخ ابواسحاق اینجو (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص قکو ـ قلب)، شاه‌شجاع (همان، ص قیو ـ قکا) و قوام‌الدین صاحب دیوان (صاحب عیار)، وزیر شاه‌شجاع (همان، ص قکب ـ قکو) سروده، در غزلیات خود نیز از شاهان و وزیرانى به‌نیکى یاد کرده است، از جمله، شاه‌شجاع (همان، ص ۱۹۱ـ۱۹۳)، نصرةالدین یحیی‌بن مظفر (همان، ص ۱۴۴، ۲۰۷، ۲۷۰، ۳۰۱)، شاه‌منصور نواده امیرمبارزالدین (همان، ص ۱۰۴ـ۱۰۵، ۱۶۳ـ۱۶۶، ۲۲۴ـ۲۲۶، ۲۶۳، ۳۶۵)، سلطان غضنفر پسر شاه منصور (همان، ص ۲۲۶)، عمادالدین محمود از وزیران شاه‌شیخ ابواسحاق (همان، ص ۱۴۸ـ۱۴۹)، حاجی‌قوام‌الدین حسن وزیر دیگر شیخ‌ابواسحاق (همان، ص ۹ـ۱۰، ۲۱۰، ۲۲۳ـ۲۲۴)، برهان‌الدین وزیر امیرمبارزالدین (همان، ص ۲۴۹ـ۲۵۰، ۳۲۴ـ ۳۲۵)، قوام‌الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه‌شجاع (همان، ص ۷۶ـ ۷۷، ۱۰۶ـ۱۰۷، ۳۶۶، ۳۷۳ـ۳۷۴) و جلال‌الدین تورانشاه وزیر دیگر شاه‌شجاع (همان، ص ۲۳۵ـ۲۳۶، ۲۴۴ـ ۲۴۵، ۲۴۸ـ۲۴۹،۳۴۰ـ۳۴۱، ۳۴۳ـ۳۴۴؛ نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۲۶۶ـ۲۷۷). از سلاطین دیگر، جز آنان که در فارس و شیراز حکومت داشتند، سلطان اویس ایلکانى، از سلاطین جلایریان* و ممدوح سلمان ساوجى* (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص۱۱۰ـ ۱۱۱)، و پسر او سلطان احمدبن اویس (همان، ص ۳۳۳ـ ۳۳۴) را، که آذربایجان و عراق را در تصرف داشتند، مدح گفته است. در غزلى (رجوع کنید به همان، ص ۲۶۸ـ۲۶۹) به «بزم اتابک»، «شوکت پورِ پشنگ» و «نشست خسروى»او اشاره کرده، که ظاهرآ مقصود او تهنیت جلوس اتابک پیراحمدبن اتابک پشنگ (در ۷۹۲)، از اتابکان لرستان، است و ازاین‌رو، این غزل را از آخرین سروده‌هاى حافظ باید شمرد. چند تن از سلاطین معاصر حافظ بیرون از فارس، و حتى بیرون از حدود ایران، خواستار دیدار او بودند و چنین به‌نظر می‌رسد که او نیز به سفر کردن و دور شدن از شیراز در مواقعى بی‌میل نبوده است. در غزلى که ظاهرآ براى سلطان‌احمدبن اویس سروده تمایل خود را به سفر به بغداد و تبریز ابراز داشته است (رجوع کنید به همان، ص۳۰، ۱۲۹). حافظ همچنین در زمان محمودشاه، از سلاطین بهمنى دکن، که شعرشناس و دانش‌پرور بود، به هندوستان دعوت شد و هزینه سفر او را نیز میرفضل‌اللّه انجو، وزیر محمودشاه، به شیراز فرستاد. حافظ دعوت را پذیرفت، از شیراز به لار و از لار به هورمز (هرمز) رفت، ولى هنگامى که به کشتى نشست، دریا طوفانى شد و موجب هراس او گردید. پس، به بهانه اینکه با بعضى دوستان وداع نکرده است، کشتى را ترک کرد و غزلى را که در همان احوال سروده بود، به دست یکى از آشنایان همسفر، براى میرفضل‌اللّه فرستاد و خود به شیراز بازگشت (رجوع کنید به همان، ص ۱۰۳؛ فرشته، ج ۱، ص ۳۰۲). در غزلى دیگر (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۵۲ـ۱۵۳) از «شوق مجلس سلطان غیاث‌الدین» و از «قند پارسى که به بنگاله می‌رود» سخن گفته است که ظاهرآ مقصود، دربار سلطان غیاث‌الدین‌بن سکندر، پادشاه بنگال (حک : ۷۶۸ـ۷۷۵)، است (رجوع کنید به فرشته، ج ۱، ص ۲۹۶ـ۲۹۷) و مؤید رسیدن شعر و آوازه او به آن نواحى نیز هست. از ابیاتى از یکى از غزلهاى او (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۲۴) چنین برمی‌آید که تورانشاه‌بن قطب‌الدین تهمتن، پادشاه جزیره هرمز، ملقب به «ملک‌البحر» (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۲۵۴)، نیز خواستار دیدار حافظ بوده و او را بدان ناحیه دعوت کرده بوده است.
با آنکه حافظ به شیراز دلبستگى تمام داشت و دورى از یار و دیار بر او دشوار بود (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص۷۰، ۱۸۹) و با آنکه به عمر خویش از وطن سفر نکرده بود، ظاهرآ دوبار از شیراز بیرون رفت: یک بار به عزم سفر هند (که ذکر آن گذشت) و بار دیگر به یزد به قصد پیوستن به دستگاه شاه‌یحیى (برادرزاده شاه‌شجاع) و ظاهرآ به‌سبب آزردگى از شیرازیان یا شاید از شاه‌شجاع (رجوع کنید به همان، ص ۱۹۷، ۲۳۶، ۲۵۹)، که تاریخ دقیق آن معلوم نیست، ولى ظاهرآ در اواخر عمر او بوده، زیرا در غزل شِکوِه‌آمیزى که در این احوال سروده به پیرى خود اشاره کرده است (رجوع کنید به همان، ص ۲۲۹). آنچه مسلّم است در یزد قدر او را نشناختند و با آنکه پیش از سفر در غزلى آرزوى «دیدار ساکنان شهر یزد» را داشته (رجوع کنید به همان، ص۱۰ـ۱۱)، دوران اقامتش در یزد از سخت‌ترین اوقات زندگى او بوده است. خواجه در چند غزل (رجوع کنید به همان، ص ۲۲۸ـ۲۲۹، ۲۳۱، ۲۴۷ـ۲۴۸) از غم «غریبى و غربت»، دورى از یار و دیار، و تلخیها و تلخ‌کامیهاى خود در این سفر می‌نالد و از شهر یزد با تعبیراتى چون «زندان سکندر» و «منزل ویران» یاد می‌کند و سرانجام، ظاهرآ هنگامى که خواجه‌جلال‌الدین تورانشاه وزیر از یزد به شیراز باز می‌گشته، با او همراه شده و به زادگاه خویش بازگشته است (رجوع کنید به همان، ص ۲۴۷ـ۲۴۸).
از اشاراتى که در یک غزل به زنده‌رود و باغِ کاران اصفهان کرده است شاید بتوان دریافت که به آن شهر نیز سفر کرده بوده (رجوع کنید به همان، ص ۷۱)، ولى سفر مشهد که در منابع جدیدتر براى او نوشته‌اند به هیچ روى واقعیت نداشته و مبتنى بر بیتى از غزلى است که نسبت و تعلق آن به خواجه مردود است (رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۱۶۴).
داستان معروف ملاقات امیرتیمور گورکانى با حافظ، که دولتشاه سمرقندى (ص ۳۰۵ـ۳۰۶) آورده است و کسانى چون آذربیگدلى (ص ۲۷۲) و هدایت در مجمع‌الفصحا (ج ۲، بخش ۱، ص۱۸) و تذکره ریاض‌العارفین (ص ۲۸۶) نیز آن را نقل کرده‌اند، در هیچ‌یک از تواریخ معتبر مربوط به این عصر دیده نمی‌شود و بیشتر به افسانه‌هایى می‌ماند که درباره اشخاص بزرگ و معروف پدید می‌آید، چنان‌که برخى دیگر از ابیات حافظ نیز انگیزه پیدایش حکایاتى بوده است. ظاهرآ این حکایت در اصل از اوایل سده نهم معروف بوده، زیرا در کتاب انیس الناس (شجاع، ص ۳۱۷)، که مجموعه‌اى است از حکایات و افسانه‌ها که در ۸۰۳ تألیف شده، همین داستان با مقدمه و زمینه‌چینى دیگرى آمده (نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۹۳؛ آربرى، ص ۳۲۹ـ ۳۳۰) و بعد از دولتشاه سمرقندى هم فخرالدین صفى در لطائف‌الطوائف (ص ۲۲۳) صورتى از آن را آورده است (نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۹۱ـ۳۹۲)، ولى هیچ‌یک از مؤلفانى که تاریخ آل‌مظفر یا شرح احوال و کارهاى تیمور یا تاریخ عمومى ایران و فارس را در عصر تیمور نوشته‌اند، چیزى در این باره نگفته‌اند. دولتشاه سمرقندى هم که این داستان را در تذکره خود آورده، نوشته است که حافظ و تیمور در ۷۹۵ ملاقات کردند (ص ۳۰۵) که این تاریخ، سه سال بعد از وفات حافظ است. با این‌همه، بعضى محققان معاصر، چون بدیع‌الزمان فروزانفر (به نقل معین، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۶۶)، محمد معین (۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۶۲ـ ۲۷۰) و آربرى (همانجا)، این روایت را درست می‌دانند؛ البته در سروده‌هاى حافظ اشارات و کنایاتى هست که بی‌شک ناظر به امیرتیمور و آثار و نتایج اعمال و لشکرکشیهاى اوست. پریشانیها و نابسامانیهاى فارس بعد از مرگ شاه‌شجاع و در دوران سلطنت سلطان زین‌العابدین، و هرج و مرج و ظلم و فسادى که از منازعات و کشمکشهاى فرمانروایان محلى به همه‌جا کشیده شده بود، مردم را آرزومند ظهور مردى توانا و سلطانى مقتدر کرده بود تا بتواند در آن نواحى صلح و آشتى برقرار کند. این احوال دردناک در شعر حافظ، و پیش از او در آثار کسانى چون عبید زاکانى، به‌روشنى بازتاب یافته است. حافظ نیز در این آرزو بود که «فریادرسى» برسد و دردها را درمان کند و عوامل ظلم و فساد و تباهى اخلاقى و دینى و اجتماعى را از ریشه برکند. ظاهرآ چندى او نیز چون دیگران چشم به فتوحات امیرتیمور دوخته و «خاطر بدان ترک سمرقندى» داده بود.
اما حافظ، که چندى بعد رفتار هولناک «ترک سمرقندى» را از نزدیک دید و پس از رفتن او نیز شاهد خون‌ریزیها و کینه‌توزیهاى امیران و سلطانان آل‌مظفر بود، با آمدن شاه‌منصور، نواده امیرمبارزالدین و داماد شاه‌شجاع، بار دیگر روزنه امیدى یافت. شاه‌منصور مردى کارآزموده و شجاع و باتدبیر بود، و حافظ او را کسى می‌پنداشت که می‌تواند نظم و سامان را به فارس بازگرداند. وى در چند غزل این امیدوارى را ابراز داشته و فضائل اخلاقى شاه‌منصور را ستوده است (براى نمونه رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۶۳ـ۱۶۴).
از شاهان معاصر حافظ که به او عنایت خاص داشته‌اند و او نیز در سروده‌هاى خود از آنان به نیکى یاد کرده، یکى شیخ ابواسحاق اینجو است که علم‌دوست و هنرشناس بود و خود نیز شعر می‌گفت و خواجه در رثا و تاریخ مرگ او قطعاتى سروده که نمودار اندوه و تأسف اوست (رجوع کنید به همان، ص ۳۶۳، ۳۶۹، نیز رجوع کنید به غزلِ ص۱۴۰ـ۱۴۱). پس از شیخ ابواسحاق، امیرمبارزالدین به سلطنت رسید. حافظ در سراسر دیوان از امیرمبارزالدین نامى نیاورده، ولى در چند غزل از اوضاع زمان حکومت او به تلخى یاد کرده و در چند مورد نیز تعبیر کنایه‌آمیز «محتسب» را در مورد اعمال و رفتار او به‌کار برده (رجوع کنید به همان، ص۳۰، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۳۶۶ـ۳۶۷) و در یکى از قطعات (همان، ۳۶۶ـ۳۶۷) که در بیت آخر آن از کورشدن او به توطئه شاه شجاع سخن گفته، او را «شاه‌غازى» خوانده و به بیدادگریهاى او اشاره نموده است. اما پادشاهى که دوستانه‌ترین مناسبات را با خواجه حافظ داشت، شاه‌شجاع (حک : ۷۵۹ـ۷۸۶)، فرزند امیرمبارزالدین، بود که مردى استوار، باتدبیر و آزاده بود و مردم فارس در دوران حکومت نسبتاً طولانى او در امن و آسایش بودند. شاه‌شجاع دانشمند و شعرشناس بود و خود نیز به فارسى و تازى شعر می‌گفت و در انشاى فارسى و تازى توانا بود (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۳۴ـ۳۵۳). حافظ بیش از هرکس دیگر در سروده‌هاى خود به شاه‌شجاع اشاره کرده و به تصریح و تلویح او را مدح گفته است.
از عرفاى آن زمان که به‌نوعى با حافظ ارتباط داشته‌اند، یکى شیخ امین‌الدین بلیانى* بوده که حافظ از او با عنوان «بقیه ابدال» یاد کرده (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۶۳؛ نیز رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۲۸۸ـ۲۸۹) و دیگرى عارفى به‌نام کمال‌الدین ابوالوفا، که ظاهرآ از دوستان وفادار حافظ بوده و خواجه در مقطع غزلى ذکر او را آورده است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۸۹؛ نیز رجوع کنید به هدایت، ۱۳۴۴ش، ص ۲۸۶). گفته‌اند که حافظ با شاه‌نعمت‌اللّه ولى نیز ملاقات داشته است، لیکن درستى این قول قابل اثبات نیست، هرچند که ظاهراً حافظ در بعضى سروده‌هاى خود به برخى ابیات اشعار شاه‌نعمت‌اللّه اشاره و تعریض دارد (رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۲۹۴ـ ۲۹۶). داستان ملاقات حافظ با زین‌الدین تایبادى* و نتیجه راهنمایى زین‌الدین در رفع تهمت کفر و الحاد از حافظ (رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۲۹۲) نیز ظاهرآ افسانه‌اى است از قبیل داستان گفتگوى حافظ با امیرتیمور.
آنچه امروز از حافظ در دست است دیوان اوست که مجموعه‌اى است از اشعار او، شامل غزلیات، قصاید، مثنویها، قطعات، و رباعیات. محمد گلندام اشعار پراکنده او را مدون ساخت (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه گلندام، ص صب ـ قیا). از نسخه‌هاى قدیمى موجود دیوان چنین برمی‌آید که در سالهاى بعد از وفات حافظ چندکس به جمع‌آورى غزلیات او پرداخته‌اند و ظاهرآ تا اوایل سده دهم این کار ادامه داشته است (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، توضیحات خانلرى، ص ۱۱۴۵ـ ۱۱۴۹).
قصاید حافظ بسیار معدود است و گرچه در بعضى از نسخه‌هاى جدید دیوان چند قصیده به نام او درج شده است، لیکن نسخه‌هاى کهن‌تر معمولا فقط شامل غزلیات‌اند و فصل یا بخش جداگانه‌اى را به قصاید اختصاص نداده‌اند. تنها در یکى از نسخه‌هاى قدیمى دیوان، مورخ ۸۱۳، که از منابع کار خانلرى بوده، پس از پایان غزلیات دو قصیده آورده شده است، بی‌آنکه با عنوان قصیده مشخص شوند. در نسخه‌اى به تاریخ ۸۲۵، نیز سه قصیده مندرج است (رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۱۰۲۵ـ۱۰۲۷)، ولى در برخى نسخه‌هاى جدیدتر، پنج قصیده دیده می‌شود؛ در مدح شاه‌شیخ ابوسحاق، شاه‌شجاع، قوام‌الدین محمد صاحب عیار، شاه‌منصور مظفرى. بعضى قصاید خواجه از لحاظ ساختار کلى با غزل چندان تفاوتى ندارند و از همین‌رو در بعضى نسخه‌هاى دیوان در شمار غزلیات درج شده‌اند. در بعضى نسخه‌ها در این بخش یک قصیده به زبان عربى و یک ترکیب‌بند نیز دیده می‌شود (رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۱۰۴۲ـ۱۰۴۳) که با شیوه سخن حافظ چندان همانند و سازگار نیست و ظاهرآ الحاقى است (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه قزوینى، ص قید ـ قیه؛ همان، چاپ خانلرى، ج ۲، همان توضیحات، ص ۱۰۲۵ـ ۱۰۲۶، ۱۰۴۱). حافظ کلاً قصیده‌سرا نیست و معمولا مطالب و اغراضى را که قصیده‌سرایان در قصاید طولانى و مطنطن اظهار می‌دارند، وى در چند بیت و با بیانى لطیف و مؤثر و غالباً صمیمانه و دور از مداهنه در غزلیات خود عرضه می‌کند.
بخش عمده دیوان حافظ غزلیات اوست که نزدیک به پانصد غزل را شامل می‌شود. شمار غزلیات در نسخه‌هاى مختلف یکسان نیست. در دیوانى که به تصحیح قزوینى و غنى از روى نسخه‌هاى نسبتآ کهن (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، همان مقدمه، ص مج ـ صا) به‌چاپ رسیده، شماره غزلها ۴۹۵، و در طبع انتقادى خانلرى، که بر کهن‌ترین نسخه‌هاى شناخته شده مبتنى است (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، همان توضیحات، ص ۱۱۲۷ـ۱۱۳۷)، شمار غزلهایى که اصیل شناخته شده ۴۸۶ است و ۳۸ غزل نیز الحاقى به‌شمار آمده و در جلد دوم، زیر عنوان ملحقات، جداگانه درج شده است. در میان غزلیات حافظ، غزلهاى ملمّع نیز دیده می‌شود (براى نمونه رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۹۵ـ۲۹۶، ۳۰۴ـ۳۰۵، ۳۱۸ـ۳۱۹، ۳۲۲ـ۳۲۳).
در اغلب نسخه‌هاى قدیمى، دو پاره مثنوى دیده می‌شود، یکى در بحر رَمَل مسدَّس مقصور (الا اى آهوى وحشى کجائى...) و دیگرى در بحر متقارب، که مثنوى اخیر به «ساقی‌نامه» معروف است. بخشى از «ساقی‌نامه» خطاب به «ساقى» است و بخشى خطاب به «مُغَنّى»، ازاین‌روى این بخش اخیر را «مغنی‌نامه» نیز می‌نامند. تعداد و ترتیب ابیات این مثنویها در نسخه‌هاى گوناگون متفاوت است و چنین به‌نظر می‌رسد که حافظ قطعاتى را براى درج در دو مثنوى طولانی‌تر به‌صورت یادداشت و مسوّده نوشته بوده و پس از مرگ او این پاره‌هاى پراکنده جزو سروده‌هاى دیگرش به‌دست گردآورندگان دیوان افتاده و به همان صورت در نسخه‌برداریهاى مختلف، بعد از غزلیات ثبت و درج شده است. حافظ در مثنوى اول ظاهرآ به منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعدگرگانى* و در مثنوى دوم به اقبالنامه و شرفنامه نظامى گنجوى* نظر داشته است. گرچه در نسخه‌هاى متأخر در بخش مغنی‌نامه چند بیت در مدح شاه‌منصور آورده شده است، در نسخه‌هاى قدیم‌تر این مثنوى ذکرى از نام ممدوح نیست. شاید این ابیات پراکنده از نخستین طبع‌آزماییهاى حافظ و به قصد مثنوی‌سرایى بوده و در اواخر عمر خود چند بیت دیگر بدان افزوده و به‌همان صورت به شاه‌منصور مظفرى تقدیم داشته و از همین روى در نسخه یا نسخه‌هاى اولیه آن ذکرى از نام ممدوح نبوده است.
بخش دیگرى از دیوان حافظ قطعات کوتاهى است که در موارد مختلف و به مناسبتهایى از قبیل درگذشت شخصى یا رویداد واقعه‌اى، ثبت تاریخى، بیان احوال خود یا ایراد نکته‌اى عبرت‌انگیز سروده است. شمار این قطعات نیز در نسخه‌هاى گوناگون متفاوت است و با آنکه از لحاظ هنر شاعرى ارزش و اهمیتى ندارند، از لحاظ تاریخى و آگاهیهایى که دربردارند شایسته توجه‌اند.
آخرین بخشى که معمولا در نسخه‌هاى جدیدتر دیوان دیده می‌شود رباعیات منسوب به حافظ است که شمار آنها در نسخه‌ها بسیار متفاوت است و غالبآ مضامینى تکرارى و تقلیدى دارند و با شیوه فکر و بیان حافظ چندان سازگار نیستند. تعدادى از آنها از دواوین شاعران دیگر در دیوان حافظ وارد شده‌اند (رجوع کنید به ریاحى، ص ۳۷۷ـ۳۹۶).
اثر دیگرى که به احتمال بسیار به حافظ تعلق دارد و یکى از جنبه‌هاى مهم زندگانى او را روشن می‌سازد، کتابت نسخه‌اى از سه مثنوى شیرین و خسرو، آئینه سکندرى و هشت بهشت امیرخسرو دهلوى* است. این سه نسخه در ۷۵۶ به خط محمدبن محمد (بن‌محمد) الملقّب به شمس حافظ (الشیرازى) کتابت شده‌اند و هر سه، بخشهایى از خمسه امیرخسرو دهلوی‌اند که در کتابخانه دولتى تاشکند نگهدارى می‌شوند (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۲۵). محمد معین در اینکه کاتب این نسخه‌ها همان خواجه حافظ شیرازى معروف بوده باشد تردید کرده است (رجوع کنید به مهر، سال ۸، ش ۱، ص ۳۱ـ۳۲، ش ۲، ص ۸۹ـ۹۲)، ولى این تردید محلى ندارد (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۲۶ـ۳۰).
۲) شعر و فکر. درباره شخصیت روحى و اخلاقى، آرا و شاعرى حافظ بیش از هر شاعر و متفکر دیگرى اختلاف‌نظر بوده است. آگاهى ما از این حیث، در مرتبه اول منحصر به نکاتى است که از سروده‌هاى او به‌دست می‌آید، و در مراتب بعدى از اشارات کوتاه و موجزى که در نوشته‌هاى کسانى که نزدیک به زمان او بوده‌اند، چون محمد گلندام، آذرى طوسى، نورالدین جامى و دولتشاه سمرقندى. حافظ با آنکه به تمامى ظرایف عرفان نظرى و رموز سیروسلوک آگاه بوده و غزلیات او سرشار از معانى بلند عرفانى و مضامین صوفیانه است، صوفى خانقاهى و اهل ارشاد و دستگیرى نبوده، به هیچ سلسله و خانقاهى تعلق نداشته، نه مریدى داشته و نه مرید کسى بوده، و حتى در مواردى از طعن و زخم زبان به صوفى و خرقه‌پوش خوددارى نکرده است؛ از همین روى، برخى دوستداران شعر او، خصوصاً در این روزگار، غزلهاى او را اشعارى رندانه و کام‌جویانه، در ستایش عاشقى و می‌خوارگى، در توصیف میخانه و خرابات، و در نکوهش شیخ و زاهد دانسته‌اند. برخى دیگر بر آن‌اند که در غزلهاى دوران جوانى حافظ، می‌و عشق و نظربازى به‌معناى حقیقى و ناظر به عشق و کام‌جویى و لذات زمینى و جسمانى است، ولى در سروده‌هاى دوران پیرى او این الفاظ به معناى مجازى و استعارى به‌کار رفته و مقصود خواجه بیان احوال عرفانى و عشق الهى است، که البته این تصور نیز چون نظر گروه قبلى بی‌وجه و دور از تحقیق، و برخاسته از ناآشنایى با زبان رمز و کنایه در بیان احوال و تجارب عرفانى است (رجوع کنید به همان، ص ۱۸۲ـ۱۸۷). از نظر کسانى دیگر، حافظ هنرمند بزرگى است که دردها و نابسامانیهاى اجتماع زمان خود را خوب شناخته و علل آن را در بیدادگریهاى ارباب قدرت و ریاکاریها و مردم فریبیهاى اصحاب شریعت و طریقت یافته و شعر او عکس‌العمل طبیعى و اعتراض به این احوال و شرایط است، اما از سوى دیگر، از دیرباز در دورانهاى نزدیک به زمان حافظ، کسانى که درباره او سخن گفته‌اند کلام او را عالی‌ترین جلوه‌گاه عرفان و معنویت می‌شناخته و آن را ملهم از عوالم غیبى و آسمانى می‌دانسته‌اند. محمد گلندام، او را «معدن اللطائف الروحانیه» و «مخزن المعارف السبحانیه» خوانده (چاپ قزوینى و غنى، مقدمه، ص ق) و آذری‌طوسى در کتاب منتخب جواهرالاسرار ــکه در ۸۴۰، یعنى کمتر از پنجاه سال بعد از وفات حافظ، آن را تألیف کرده ــ سخن حافظ را متضمن «معارف الهى و حقایق نامتناهى» شمرده و گفته است که او را «لسان الغیب» لقب داده‌اند (ص ۴۰۹؛ نیز رجوع کنید به مجتبائى، ص ۱۴۴). جامى نیز در نفحات‌الانس (ص ۶۱۱) می‌گوید که حافظ «لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار» است، «بسا اسرار غیبیه و معانى حقیقیه که در کسوت صورت و لباس مجاز باز نموده است.» پس از جامى، دولتشاه سمرقندى نیز (ص ۳۰۲) سخن حافظ را «واردات غیبى» خوانده است. بنابه گفته محمد گلندام (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه، ص قه) و جامى (همانجا)، ظاهرآ در زمان حیات حافظ غزلیاتش در میان اهل خانقاه مشهور بوده است. علاوه بر اینها اغلب شارحانِ پیشین ِاشعار حافظ نیز غالبآ کلام حافظ را عرفانى و صوفیانه شناخته‌اند، از جمله محمدبن اسعد دوانى که برخى غزلیات حافظ را شرح کرده است (رجوع کنید به ارمغان، سال ۲۱، ش ۷، ص ۳۶۵ـ ۳۶۸، ش ۸ ـ۹، ص ۴۳۳ـ۴۴۴، ش ۱۰، ص ۵۳۷ـ ۵۴۶)، بدرالدین‌بن بهاءالدین (سده دوازدهم) در بدرالشروح، محمد دارابى (سده دوازدهم) در لطیفه غیبى، و چند کس دیگر که شروحى نوشته یا بر حواشى نسخه‌هاى چاپ شده نکات و توضیحاتى درج کرده‌اند.
حافظ با آنکه در تمامى عمر خود، هم با دربار سلاطین و درباریان و دیوانیان سروکار داشت، هم با اهل علم و درس و بحث معاشر و مصاحب بود، و هم خانقاهیان زمان خود و راه و رسم آنان را خوب می‌شناخت، در زمره هیچ‌یک از این گروهها، که در اوضاع و احوال اجتماعى آن روزگار صاحب قدرت و مقام و اهمیت بودند، قرار نگرفت. وى اعمال و رفتار هر سه گروه را نکوهش می‌کرد و اغراض و اهدافشان را پست و حقیر می‌شمرد. دیوان او پر است از کنایه‌هاى تلخ و تند به زاهدان و فقیهان و صوفیان فریبکار و متظاهر به صلاح؛ حتى سلطان مقتدرى چون امیرمبارز را که به دین‌دارى و تشرع سخت تظاهر می‌کرد، و بعضى دیگر از حکام و امیران را از این‌گونه کنایه‌هاى اعتراض‌آمیز بی‌نصیب نمی‌گذارد. حافظ طبعى بلند داشت و در عین نیاز و تنگدستى «آبروى فقر و قناعت» را همیشه حفظ می‌کرد. در عین خلوت‌گزینى و سکون و آرامش ظاهرى، روحى پرآشوب و سرکش داشت. تلاطمهاى روحى و تموّجات عاطفى او میان قطبهاى متعارض جبر و اختیار، رد و قبول، یقین و حیرت، صبر و خروش، تلوین و تمکین، و نیاز و استغنا در نوسان بود.
نفرت و بیزارى او از زرق و سالوس، از دروغ و فریب، و از تظاهر به دین‌دارى و صلاح به اندازه‌اى بود که رندى و قلّاشى و قلندرى را ارج می‌نهاد و خود را به رندى و خراباتی‌گرى منسوب می‌کرد، زیرا در خرابات و براى خراباتیان محل و موردى براى ریاکارى و تظاهر به صلاح و پارسایى نیست و ازاین‌روى، نور صدق و حقیقت را در آنجا می‌توان دید؛ البته این دیدگاه کسى بود که حافظ قرآن بود و آن را با چهارده روایت ازبرمی‌خواند (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص ۶۶) و هرچه داشت همه از دولت قرآن (رجوع کنید به همان، ص ۲۱۸) و گریه سحرى و دعاى نیم‌شبى (رجوع کنید به همان، ص ۴۵) بود و که در سراسر دیوانش کمتر غزلى هست که در آن به تصریح یا تلویح اشارتى به قرآن کریم یا اقتباسى از آن نیامده باشد. حافظ هیچ گناهى را سنگین‌تر و بزرگ‌تر از ریاکارى و مردم‌فریبى و خودپرستى نمی‌دانست. هم شریعتمداران دروغین را به باد طعن و ملامت می‌گرفت و هم به طریقتمداران بی‌حقیقت بی‌باکانه می‌تاخت. این ویژگیهاست که او را از راه و روش عالمان و زاهدان زمان و خانقاهیان و دستاربندان دور می‌کند و به اهل ملامت، که از دیرباز در برابر اخلاق و اعمال تقلیدىِ تهى از معنا و معنویت به اعتراض برخاسته بودند، نزدیک می‌سازد و ازاین‌روست که از مدرسه و خانقاه روی‌گردان است و گداى خانقاه را به دیر مغان می‌خواند و خود را مرید پیرمغان و «پیرگلرنگ*» و «جام مى» می‌شمارد و بی‌آنکه در زندگى عملا از راه و رسم قلندران پیروى کند، شیوه قلندرى و خراباتی‌گرى را می‌ستاید.
حافظ گرچه در غزلهاى خود غالباً پیروى از پیر و راهنما را شرط اساسى سلوک می‌داند، اما مراد و پیر و راهنماى خود او در طریقت عشق است، زیرا وصول به کمال تنها از این طریق ممکن است. به عقیده او عشق موهبتى ازلى است که پیش از خلقت عالم و آدم سرمایه و انگیزه خلقت عالم و آدم شد، و همگى طفیل وجود عشق‌اند. عالمِ هستى جلوه‌گاه جمال الهى است و عشق و جمال لازم و ملزوم یکدیگرند. ما همه رهرو سرمنزل عشقیم و آنچه سرانجام به فریاد خواهد رسید همین عشق است و نه هیچ‌چیز دیگر، ازاین‌روست که در فکر و شعر حافظ، عشق و همه ملازمات و متعلقات آن، چون جمال و جمال‌پرستى، شاهد و نظربازى، شور و شوق و مستى، تلخى هجران و امید وصال، و تمامى اجزا و جلوه‌هاى گوناگون این گونه امور، جایگاه خاص یافته‌اند و در طیفى بسیار گسترده، از زمینی‌ترین تا آسمانی‌ترین اشکال، سراسر دیوان او را فراگرفته‌اند. به‌سبب این ویژگیهاست که هرکس از هر مقام و طبقه و مشربى که باشد بخشى از حیات روحى و نفسانى خود را در سروده‌هاى حافظ باز می‌شناسد و دردها و شادیها و بیمها و امیدهاى خویش را در آنها می‌بیند (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۱۴۵ـ۱۴۶).
از ویژگیهاى دیگر کلام حافظ، استوارى، پیراستگى و بی‌عیبى (یا لااقل کم‌عیبى) آن است. وى در انتخاب بهترین لفظ و بهترین ترکیب و تعبیر براى معنا و مضمونى که در نظر دارد در میان شاعران زبان پارسى یگانه است و این کیفیت وقتى به‌روشنى آشکار می‌شود که اقتباسات او از سرایندگان دیگر را با صورت اصلى آن بسنجیم. حافظ در دیوانهاى شاعران دیگر، از رودکى و فردوسى و امیرمعزى گرفته تا معاصران خودش، و حتى شاعرانى چون رکن‌الدین صائن هروى، تتبع پیگیر و مداوم داشته و غالباً معانى و مضامین و تعبیرات آنان را در شعر خود وارد کرده است (رجوع کنید به قزوینى، یادگار، سال ۱، ش ۵، ص ۷۱ـ۷۲، ش ۶، ص ۶۲ـ۷۱، ش ۸، ص ۶۱ـ۷۱، ش ۹، ص ۶۵ـ۷۸؛ دشتى، ص ۳۸ـ۵۵؛ خرمشاهى، بخش ۱، ص۴۰ـ۸۹؛ مجتبائى، ص ۵۹ـ۷۸). همیشه در این‌گونه اقتباسات کلام حافظ به‌مراتب بلیغ‌تر، پاکیزه‌تر و زیباتر است و چنان است که گویى وى از روى قصد به اخذ و نقل از آثار شاعران دیگر پرداخته است تا قدرت و برترى هنر و ذوق خود را نمایان سازد.
منابع : لطفعلی‌بن آقاخان آذربیگدلى، آتشکده آذر، چاپ جعفر شهیدى، چاپ افست تهران ۱۳۳۷ش؛ حمزه‌بن على آذرى طوسى، منتخب جواهرالاسرار، به‌ضمیمه اشعةاللمعات عبدالرحمان‌بن احمد جامى، چاپ سنگى ]بی‌جا ۱۳۶۲[؛ تقی‌الدین محمدبن محمد اوحدى بلیانى، عرفات‌العاشقین، نسخه عکسى از نسخه خطى کتابخانه ملک، ش ۵۳۲۴؛ عبدالرحمان‌بن احمد جامى، نفحات‌الانس، چاپ محمود عابدى، تهران ۱۳۷۰ش؛ حاجی‌خلیفه؛ شمس‌الدین محمد حافظ، دیوان، چاپ پرویز خانلرى، تهران ۱۳۶۲ش؛ همان، چاپ محمد قزوینى و قاسم غنى، تهران [? ۱۳۲۰ش[؛ بهاءالدین خرمشاهى، حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدى و ابیات دشوار حافظ، تهران ۱۳۶۶ش؛ احمدبن محمد خوافى، مجمل فصیحى، چاپ محمود فرخ، مشهد ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱ش؛ خواندمیر؛ على دشتى، نقشى از حافظ، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدبن اسعد دوانى، «شرح یک غزل خواجه حافظ»، ارمغان، سال ۲۱، ش ۷ (مهر ۱۳۱۹)، ش ۸ـ۹ (آبان ـ آذر ۱۳۱۹)، ش ۱۰ (دى ۱۳۱۹)؛ دولتشاه سمرقندى، کتاب تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱؛ محمدامین ریاحى، گلگشت، تهران ۱۳۶۸ش؛ محمد سودى، شرح سودى بر حافظ، ترجمه عصمت ستارزاده، تهران ۱۳۶۶ش؛ شجاع، انیس‌الناس، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۶ش؛ ذبیح‌اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پارسى، ج ۳، بخش ۲، تهران ۱۳۷۸ش؛ قاسم غنى، بحث در آثار و افکار و احوال حافظ، ج ۱، تهران ۱۳۲۱ش؛ علی‌بن حسین فخرالدین صفى، لطائف‌الطوائف، چاپ احمد گلچین معانى، تهران ۱۳۳۶ش؛ عبدالنبی‌بن خلف فخرالزمانى، تذکره میخانه، چاپ احمد گلچین معانى، تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدقاسم‌بن غلامعلى فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمى)، ]لکهنو[: مطبع منشى نولکشور، ]بی‌تا.[؛ محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، آثار عجم، چاپ سنگى بمبئى ۱۳۵۴؛ محمد قزوینى، «بعضى تضمینهاى حافظ»، یادگار، سال ۱، ش ۵ (دى ۱۳۲۳)، ش ۶ (بهمن ۱۳۲۳)، ش ۸ (فروردین ۱۳۲۴)، ش ۹ (اردیبهشت ۱۳۲۴)؛ فتح‌اللّه مجتبائى، شرح شکن زلف بر حواشى دیوان حافظ، تهران ۱۳۸۶ش؛ محمد معین، «امیرخسرو دهلوى»، مهر، سال ۸، ش ۱ (فروردین ۱۳۳۱)، ش ۲ (اردیبهشت ۱۳۳۱)؛ همو، حافظ شیرین سخن، به‌کوشش مهدخت معین، تهران ۱۳۶۹ش؛ رضاقلی‌بن محمدهادى هدایت، تذکره ریاض‌العارفین، چاپ مهرعلى گرکانى، تهران ]۱۳۴۴ش[؛ همو، مجمع‌الفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ۱۳۳۶ـ۱۳۴۰ش؛
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:19  توسط محسن یمینی صفت  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 8:15  توسط محسن یمینی صفت  | 

خواص دارویی نعناع
 
مطالب آموزشی.
خواص دارویی نعناع
نعناع گیاهی است علفی و چند ساله که علاوه بر ساقه زیر زمینی که گیاه را در خاک مستقر می سازد دارای ساقه هوایی نیز هست . تز محل گره های ساقه که در تماس با زمین است ریشه های خارج شده که ساقه جدید را درست می کند بنابراین اگر شما فقط یک ساقه نعناع در باغچه خود بکارید بزودی تمام باغچه شما پر از نعناع می شود .
برگهای نعناع بیضی شکل ، نوک تیز و دندانه دار می باشند . گلهای آن بسته به نوع نعناع ممکن است قرمز ، ارغوانی یا سفید باشد . نعناع در مناطق معتدل و آفتاب گیر بخوبی رشد می کند .
نعناع از قدیم الایام بعنوان یگ گیاه معطر و اشتها آور و برای ناراحتی های دستگاه گوارش بکار رفته است بقراط پدر علم طب از نعناع در نوشته های خود یاد کرده است در قرون وسطی از نعناع در معالجه بیماریها و برای التیام زخم ها و درمان درد گزیدگی زنبور و سگ هار استفاده می شود


● ترکیبات شیمیایی:
نعناع دارای ماده ای بنام منتول می باشد که ایجاد احساس خنکی در دهان می کند . مقدر منتول در نعناع بسته به نوع آن از ۳۵% تا ۵۵% تغییر می کند که البته اگر نعناع دیر کنده شود مقدر منتول آن تا حدود ۳۰% پائین می آید .
● خواص داروئی:
نعناع از نظر طب قدیم ایران نسبتا گرم و خشک است و از نظر خواص دارویی از پونه قوی تر است . از نعناع اسانس ، روغن و تنتور تهیه می کنند که مصارف طبی مختلفی درد
۱)نعناع باد شکن است و گاز معده و روده را از بین می برد
۲)نعناع تقویت کننده معده وبدن است
۳)نعناع ضد تشنج و ضد سرفه است
۴)یک فنجان چای گرم نعناع سینه را آرام می کند
۵)نعناع مسکن ، آرام بخش و قاعده آور است
۶)استفاده از نعناع درد شکم را برطرف می کند
۷)نعناع درمان سرمخوردگی و آنفوانزا می باشد
۸)نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می کند
۹)برای تسکین درد دندان نعناع را دردهان گذاشته و بجوید
۱۰)آشامیدن چای نعناع و یا عصارع نعناع خونریزی سینه را قطع می کند
۱۱)کمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد
۱۲)نعناع کرم های روده و معده را می کشد
۱۳)برای از بین بردن سکسکه و دل بهم خوردگی و استفراغ نعناع را با انار ترش بخورید
۱۴)نعناع ادرار را زیاد می کند
۱۵)برای رفع قولنح و دردهای روده معده و هضم نشدن غذا چای نعناع بنوشید
۱۶)برای از بین بردن گلو درد چای نعناع غرغره کنید
۱۷)نعناع معرق است بنابراین تب را پائین می آورد
۱۸)در هنگام سرمخوردگی بینی را با چای نعناع بشوئید
۱۹)یکی از فرآورده های نعناع اسانس نعناع است که از تقطیر برگ و سرشاخه های گلدار نعناع تحت اثر بخار آب تهیه می شود و دارای ۵۰% تا ۷۰ % منتول می باشد . اسانس نعناع که در کشور انگلستان تهیه می شود شهرت خاصی درد . این اسانس بعنوان تقویت کننده معده بادشکن ، ضد عفونی کننده ، رفع دل پیچه بچه ها و اسهال بکار می رود
برای استفاده از اسانس نعناع کافی است که مقدر یک تا سه قطره آنرا با یک لیوان آب و یا نوشابه مخلوط کده و بنوشید .
۲۰)اسانس نعناع را نباید بمقدر زیاد برای کودکان و نوزادان استفاده کرد زیرا روی حرکات تنفسی و قلب اثر گذاشته و ممکن است که خطرناک باشد
۲۱)اگر اسانس نعناع به مقدر زیاد مصرف شود فشار خون را بالا برده و موجب حالت تهوع ، استفراغ و درد معده و حرکات دری را از بین می برد .
۲۲)برای رفع سردردهای میگرنی می توان پمادی بصورت زیر تهیه کرد و در نقطه ای که درد می کند بمالید.
▪ اسانس نعناع ۳گرم
‌▪ روغن زیتون ۲ گرم
▪ لانولین ۵ گرم
۲۳)برای ضد عفونی کردن بینی محلولی بصورت زیر تهیه کرده و بمقدر پنج قطره در هر سوراخ بینی بچکانید
▪ اسانس نعناع ۱ گرم
▪ روغن بادام شیرین ۴۰ گرم
۲۴)اگر بدن شما خارش درد مقدر ۲ گرم اسانس نعناع را در ۵۰ گرم وازلین ریخته ، خوب با هم مخلوط کرده و در محل خارش بمالید
اگر از بیماری رماتیسم و آرتروز رنج می برید از روغن نعناع استفاده کنید طرز استفاده از آن به این صورت است که ۲ قطره روغن نعناع را با یک قاشق سوپخوری روغن بادام مخلوط کرده و محل های دردناک را با آن ماساژ دهید .
۲۵)برای رفع سردرد از کمپرس نعناع استفاده کنید بدین ترتیب که ۱۰قطره روغن نعناع را با یک لیوان آب سرد مخلوط کرده و در یک کاسه بریزید سپس یک پارچه که باندازه پیشانی باشد در آن فرو برده آب اضافی آنرا بگیرید و روی پیشانی و شقیقه ها بگذارید تا سردرد برطرف شود.
۲۶)نعناع بهترین دوست کبد است . کبد را تمیز کرده وص فرا را رقیق می کند و کلسترول خون را پائین می آورد .برای این مورد چای نعناع را قبل از غذا بنوشید.
۲۷)نعناع با تمام خواصی که گفته شد اگر زیادمصرف شود سیستم گوارشی را تحریک می کند اگر شما دو تا سه فنجام چای نعناع در روز بنوشید بهتر است که بعد از دو هفته چند روزی آنرا قطع کرده و دوباره شروع کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 7:55  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
.
آنتی بیوتیک های طبیعی چه هستند؟
آنتی بیوتیک‌های طبیعی شامل مواد غذایی و گیاهان دارویی است که ویژگی‌های آنتی بیوتیکی (ضد میکروبی) دارند. خیلی از این‌ها برای درمان عفونت‌های باکتریایی، ویروسی و قارچی مفیدند.
با اینکه گیاهان دارویی و درمان‌های طبیعی، نسبتا بی‌ضرری هستند، ولی اگر به طور نادرست مصرف شوند می‌توانند مثل هر داروی شیمیایی مضر باشند و مشکلاتی برای سلامتی بدن به وجود آورند.
 هر چه قدر که افراد از عوارض جانبی خطرناک داروهای آنتی بیوتیکی مطلع می‌شوند، میزان تقاضا برای جایگزین‌های طبیعی این دارو‌ها افزایش پیدا می‌کند. مواد طبیعی، خطر این عوارض را کمتر می‌کنند و حتی اثرات جانبی مفیدی دارند که این مسئله با افزایش باکتری‌های مفید و تقویت سیستم ایمنی بدن فراهم می‌شود.
آنتی بیوتیک‌های طبیعی شامل مواد غذایی و گیاهان دارویی است که ویژگی‌های آنتی بیوتیکی (ضد میکروبی) دارند. خیلی از این‌ها برای درمان عفونت‌های باکتریایی، ویروسی و قارچی مفیدند. 
 
بیشتر آنتی بیوتیک‌های طبیعی هم به شکل خوراکی و هم به طور موضعی استفاده می‌شوند.
مواد غذایی آنتی بیوتیکی:
۱- سیر:
سیر سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و با باکتری‌های بیماری زا (استرپتوکوک و استافیلوکوک) و عفونت‌های پوستی مبارزه می‌کند.
۲- عسل:
عسل باعث بهبود زخم‌های پوستی و عفونت‌های بدن می‌شود. مطالعات نشان داده است عسل خیلی بهتر از داروهای آنتی بیوتیکی، باکتری‌های مقاوم به آنتی بیوتیک را از بین می‌برد؛ مثلا عسل در درمان عفونت‌های موضعی مثل نیش زنبور مؤثر‌تر از داروهای آنتی بیوتیکی است.
البته به یاد داشته باشید که مصرف عسل برای کودکان زیر یک سال به دلیل ایجاد مسمومیت کشندهٔ بوتولیسم، ممنوع است.
۳- روغن درخت چای:
روغن درخت چای، سلاح مؤثری بر علیه عفونت است و عفونت‌های قارچی و باکتریایی را درمان می‌کند. در مطالعه‌ای معلوم شد مصرف روغن درخت چای به اندازه داروهای آنتی بیوتیکی در درمان عفونت‌های باکتریایی پوست مؤثر است.



۴- عصاره هسته انگور:
 این عصاره می‌تواند به عنوان ماده ضدعفونی کننده برای درمان انواع عفونت‌های پوستی به کار رود.
گیاهان دارویی آنتی بیوتیکی:
۱- گیاه دارویی سر خار گل (Echinacea):
سر خار گل اگر حداکثر به مدت ۱۰ روز مصرف شود، باعث تقویت و ارتقای سیستم ایمنی بدن می‌شود.
۲- گیاه دارویی نیل وحشی (wild indigo):
 این گیاه دارویی برای بهبود زخم‌های پوستی به طور موضعی استفاده می‌شود و برای درمان عفونت گلو و دهان، به طور خوراکی مصرف می‌شود.
اگر این گیاه دارویی به همراه سرخارگل مصرف شود مؤثر‌تر خواهد بود. در یک بررسی معلوم شد، افرادی که داروهای آنتی بیوتیکی را به همراه سرخارگل و نیل وحشی مصرف کرده بودند، سریع‌تر از افرادی که فقط داروهای آنتی بیوتیکی خورده بودند، بهبود یافتند.
داروهای آنتی بیوتیکی در مقابل آنتی بیوتیک‌های طبیعی
مطالعه‌ای نشان داد داروهای آنتی بیوتیکی تأثیر نامطلوبی روی فلور طبیعی روده دارند. این فلور طبیعی مانع رشد باکتری‌های مضر می‌شود.
ولی آنتی بیوتیک‌های طبیعی مثل سیر، سلامتی روده‌ها و تکامل فلور طبیعی روده را افزایش می‌دهند.
* هشدار:
با اینکه گیاهان دارویی و درمان‌های طبیعی، نسبتا بی‌ضرری هستند، ولی اگر به طور نادرست مصرف شوند می‌توانند مثل هر داروی شیمیایی مضر باشند و مشکلاتی برای سلامتی بدن به وجود آورند.
خانم‌های باردار و شیرده، کودکان، افرادی که دچار ضعف سیستم ایمنی بدن هستند و بیمارانی که تحت نظر پزشک می‌باشند، قبل از مصرف این مواد بایستی با پزشک مشورت کنند.
در ضمن اطلاعات ارائه شده در بالا، نمی‌تواند جایگزین توصیه‌ها و درمان‌های پزشکی شود.
اسطوخودوس گیاهی آرام بخش
سطوخودوس گیاه اعجاب انگیزی است که در سلامتی بدن معجزه می کند! این گیاه جای سوختگی و نیش حشرات را تسکین می دهد، خواب راحتی به ارمغان می آورد، به هضم غذا کمک می کند و یک داروی ضدعفونی کننده ی فوق العاده به حساب می آید. در مطلب پیش رو شما را با خواص این گیاه شگفت انگیز و نیز روش استفاده آن، آشنا می کنیم:
اسطوخودوس، التیام بخش سوختگی
وقتی قسمتی از بدن دچار سوختگی می شود، به اسطوخودوس فکر کنید. دکتر کریستین سی یور ترانکا، دکتر داروساز می گوید: " روغن گیاه اسطوخودوس عملکرد قابل ملاحظه ای در روند احیای پوستی دارد".
روش استفاده: به مدت 15 دقیقه، روی ناحیه ای که دچار سوختگی شده آب سرد بریزید. توجه داشته باشید آب خیلی خنک نباشد. سپس با یک دستمال تمیز، پوست را به آرامی خشک کرده 2 الی 5 قطره روغن گیاه اسطوخودوس را روی پوست سوخته بمالید.
روزانه سه مرتبه، تا درمان کامل بافت های آسیب دیده این کار را تکرار کنید.
اسطوخودوس و خواب راحت
اسطوخودوس گیاه شگفت انگیزی است که در درمان اختلالات جزئی خواب، موثر عمل می کند. این گیاه به خاطر این که سردرد، اضطراب و ناراحتی های عصبی را برطرف می سازد، خواب راحتی را به شما هدیه می دهد. آزمایش های بالینی که در سال 2005 در بریتانیا انجام شد نشان داد اسطوخودوس در درمان بی خوابی موثر است.
روش استفاده: 5/1 گرم برگ و گل خشک اسطوخودوس را در 15 سی سی آب جوش دم کرده و از صافی رد کنید و هنگام خواب 1 فنجان بنوشید. در صورتی که اختلالات خواب مربوط به مشکلات عصبی گوارش باشد، صبح، ظهر و شب 1 فنجان از این دم کرده شفابخش را میل نمایید. به مدت یک الی دو ماه این درمان را در پیش بگیرید و اگر لازم بود تا حل مشکل بی خوابی دوره جدیدی را شروع کنید.
اسطوخودوس، تسکین دهنده سوزش نیش حشرات
آیا تاکنون پشه، زنبور، عنکبوت، عروس دریایی یا حشرات دیگری شما را نیش زده است؟ دانیال فستی، نویسنده " کتاب مقدس عصاره های گیاهی من" می گوید: " در صورتی که حشره ای شما را نیش زد، اگر یک شیشه روغن گیاه اسطوخودوس به همراه دارید، نگران چیزی نباشید؛ چون اسطوخودوس التیام بخش و پادزهری فوق العاده است." این گیاه همچنین ضد عفونی کننده نیز هست.
روش استفاده: اگر لازم است نیش حشره را در بیاورید و بلافاصله 1 الی 2 قطره روغن گیاه اسطوخودوس را روی جای نیش بمالید و نیم ساعت بعد به تعداد 3 تا 4 بار این کار را تکرار کنید. پس از آن روزانه 3 مرتبه گیاه اسطوخودوس را روی جای نیش بمالید و تا درمان کامل مرتبا از این روغن استفاده کنید. لازم به ذکر است روغن اسطوخودوس برای درمان مارگزیدگی هیچ تاثیری ندارد و باید هر چه سریع تر به پزشک مراجعه شود.
اسطوخودوس، هضم کننده غذا
آیا شما نیز از نفخ یا یبوست رنج می برید؟ در این صورت بهتر است به اسطوخودوس اعتماد کنید. دکتر کریستین سی یور ترانکا می گوید: "اسطوخودوس خاصیت ضداسترس دارد و به همین دلیل به هضم غذا کمک می کند."
روش استفاده: 1 الی 2 قاشق چایخوری گل خشک اسطوخودوس را در 15 سی سی آب جوش بریزید و بگذارید به مدت 10 دقیقه دم بکشد؛ سپس از صافی رد کنید و روزانه 2 یا 3 فنجان و 1 فنجان نیز موقع خوابیدن از این دم کرده بنوشید. علاوه بر این، می توانید روغن گیاه اسطوخودوس را به صورت موضعی استفاده کنید به این ترتیب که 2 الی 4 قطره از این روغن را در یک قاشق سوپخوری روغن گیاهی رقیق کرده و روی شکم خود بمالید و در جهت عقربه های ساعت ماساژ دهید تا کاملا جذب پوست شود.
اسطوخودوس، ضد میگرن
گیاه اسطوخودوس به خاطر خواصش در رفع سردرد و همچنین میگرن شهرت بسیاری دارد؛ زیرا استرس را از بین می برد و این امر تاثیر آن را در مبارزه با سردرد بیشتر می کند.
روش استفاده: 2 قطره روغن گیاه اسطوخودوس را روی شقیقه ها، پیشانی یا پشت گردن خود بمالید و ماساژ دهید. اگر لازم باشد، این کار را یک بار دیگر تکرار کنید.
اسطوخودوس، یک ضد عفونی کننده گیاهی
برای ضدعفونی کردن زخم هیچ گیاهی بهتر از اسطوخودوس نیست. اسطوخودوس، یک ضدعفونی کننده و ضدباکتری قوی محسوب می شود.
روش استفاده: زخم را به دقت با آب و صابون شستشو دهید و 2 الی 4 قطره از روغن اسطوخودوس را روی آن بمالید و در طول روز چندین بار این کار را تکرار کنید.
اسطوخودوس و استرس
برای مقابله با استرس نیز هیچ گیاهی به اندازه اسطوخودوس موثر نیست. دانیال فستی در کتابش می نویسد: "اسطوخودوس اعصاب را آرام و عضلات را شل می کند. این گیاه آرام بخش، دستگاه عصبی و تحریک پذیری آن را کنترل می نماید". بر اساس مطالعات متعددی که روی اسطوخودوس انجام گرفته، روغن این گیاه، استرس بعد از عمل را در بیمارانی که عمل جراحی قلب انجام داده اند، کاهش می دهد و اضطراب زنانی را که تحت همودیالیز قرار می گیرند، کم می کند.
روش استفاده: 15 سی سی آب جوش را روی یک قاشق چای خوری گل اسطوخودوس بریزید؛ در ظرف را بگذارید و اجازه دهید به مدت 10 دقیقه دم بکشد؛ سپس محلول را از صافی رد کنید و روزانه 2 تا 3 فنجان از این دم کرده بنوشید توجه: دکتر کریستین سی یور ترانکا خاطر نشان می کند: "از مصرف بیش از اندازه این دم کرده(بیش از مقدار ذکر شده) خودداری کنید. در صورت زیاده روی احتمال این وجود دارد که اسطوخودوس تاثیر معکوس داشته باشد و به جای آرام بخشی باعث تحریک اعصاب شود."
اسطوخودوس، بهبود دهنده زخم
اگر دچار جراحتی شده اید یا جای زخم و جوشی دارید که خوب نمی شود، وقت را از دست ندهید و از اسطوخودوس کمک بگیرید. این گیاه اعجاب انگیز سرعت بهبودی زخم را به طور چشم گیری افزایش می دهد و پوست را احیا می کند.
روش استفاده: زخم را با آب و صابون تمیز کنید و روزانه 2 الی 4 قطره از روغن گیاه اسطوخودوس را به مدت 10 روز روی زخم بمالید.
اسطوخودوس و دل درد
تحمل استرس در مواقعی مثل اسباب کشی، دغدغه ها یا درگیری های خانوادگی و ... اغلب باعث ایجاد اختلالاتی در عملکرد روده ها می شود و اسطوخودوس می تواند درمان موثری برای این قبیل ناراحتی ها باشد. دکتر کریستین سی یور ترانکا می گوید: " اسطوخودوس به عنوان یک مُسکن و ضد اسپاسم روی اختلالاتی که منشا عصبی دارند اثر گذاشته و باعث کنترل و تسکین آن ها می شود. "
روش استفاده: 1 تا 2 قاشق چایخوری گل خشک را با 15 سی سی آب جوش به مدت 10 دقیقه دم کنید و روزانه 2 تا 3 فنجان و 1 فنجان نیز موقع خواب از این دم کرده میل نمایید. همچنین می توانید 2 الی 4 قطره از روغن گیاه اسطوخودوس را با 1 قاشق سوپ خوری روغن گیاهی رقیق کرده و مستقیماً روی شکم خود بمالید. نواحی دردناک(روی دستگاه گوارش) را در جهت عقربه های ساعت ماساژ دهید تا روغن جذب پوست شود
اسطوخودوس، باز کننده مجاری تنفسی
اسطوخودس، برای مبارزه با التهاب نایژه یا همان برونشیت، سلاح خوبی است. دانیال فستی در کتاب خود می نویسد: "گیاه اسطوخودوس ضد عفونی کننده ریوی موثری است که ترشحات برونشیتی را کاسته و به خلط انداختن آن را آسان تر می سازد".
روش استفاده: 15 سی سی آب جوش را روی یک قاشق چای خوری گل اسطوخودوس بریزید، در ظرف را بگذارید و اجازه دهید 10 دقیقه دم بکشد. روزانه 2 الی 3 بار یک فنجان از این دم کرده میل کنید (بعد از غذا) البته توجه داشته باشید که در صورت بیماری برونشیت، مصرف دم کرده اسطوخودوس باید به عنوان درمان مکمل در کنار درمان مخصوص این بیماری در نظر گرفته شود.
آیا اسطوخودوس ضد فشار خون است؟
روغن گیاه اسطوخودوس قلب را آرام می کند و می تواند در کاهش فشار خون بالا موثر باشد. به همین دلیل توصیه می شود برای مقابله با فشار خون بالا از اسطوخودوس به عنوان درمان مکمل استفاده کنید.
روش استفاده: می توانید از دم کرده اسطوخودوس استفاده کنید یا 2 قطره از روغن اسطوخودوس را با 20 قطره روغن گیاهی رقیق کرده و روی ستون فقرات، انحنای کف پا و یا کف دست ها بمالید. این کار را دو بار در روز انجام دهید.
اسطوخودوس، ضد بید
برای خلاص شدن از شر بیدها کافی است اندکی روغن گیاه اسطوخودوس به کار برید. در قدیم از اسطوخودوس برای از بین بردن بید استفاده می کردند. دانیال فستی می گوید: " اسطوخودوس به اندازه ی گلوله های نفتالین و دیگر حشره کش های سمی برای از بین بردن بیدها موثر است".
روش استفاده: 4 قطره روغن گیاه اسطوخودوس را روی یک مکعب چوبی یا سنگ اسفنجی بریزید و آن را در گوشه ای از گنجه یا کمد لباس ها قرار دهید. مرتباً این کار را تکرار کنید؛ به خصوص در ماه شهریور که زمان از تخم درآمدن بیدها است. همچنین می توانید گل های اسطوخودوس را خشک کرده داخل کیسه های کوچکی بریزید و بدوزید. کیسه های کوچک اسطوخودوس را در کمد لباس های تان قرار دهید به این ترتیب لباس های شما بوی مطبوعی خواهند گرفت و از آسیب بیدها در امان خواهد ماند.
اسطوخودوس مورچه ها را فراری می دهد
دانیل فستی که استفاده از اسطوخودوس را برای از بین بردن مورچه ها توصیه می کند، در کتاب خود می نویسد: " مورچه ها از عصاره و روغن های گیاهی بیزارند و زمانی که با روغن گیاه اسطوخودوس از آن ها پذیرایی کنید، پا به فرار می گذارند".
روش استفاده: برای استفاده ی بهینه از اسطوخودوس، 5 قطره روغن گیاه اسطوخودوس، 10 قطره روغن(عصاره) نعنای تند و یک چهارم لیتر الکل 40 درجه را در یک آب پاش بریزید و روزانه چندین بار به محل تجمع مورچه ها بپاشید. چند روز این کار ادامه دهید خواهید دید که مورچه ها به جای دیگری نقل مکان می کنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 7:54  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/03/03 -->

 ماشین آلات کشاورزی،ماشین های داشت:

ماشین های داشت:

ماشین‌های داشت در باغبانی را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم كرد:

1- کولتیواتورها(Cultivators)، وجین‌كن‌ها(Weeders)، و چمن زن‌ها(Lawn mowers):

با آن كه از انواع كولتیواتور و كلوخ شكن(Harrow) ، بیشتر برای زیر و رو كردن خاك، خرد كردن كلوخه‌ها و از بین بردن قطعه‌های بزرگ خاك استفاده می‌شوند، در داشت محصول‌ها نیز برای حذف علف‌های هرز استفاده زیادی از آن‌ها می‌شود. به ویژه نوعی كه به وجین كن چرخان (Rotary weeder) موسوم است و دارای چرخ‌هایی با دندانه انحنا دار می‌باشد و برای حذف علف‌های هرز و زیر و رو كردن لایه رویی خاك به كار می‌رود. در باغبانی برای حذف علف‌های هرز بین ردیف‌ها و شكستن سله خاك، بیشتر از انواع كولتیواتور موتوری كه با دست هدایت می شوند، بهره‌گیری می‌شود. از سویی، تراكتورهای باغی را می‌توان با یك یا چند تیغه مجهز كرد و برای وجین كردن باغ و قسمت‌های دیگر به كار برد. برتری برخی از ماشین‌ها در این است كه هنگامی كه تراكتور در جا ایستاده، به وسیله كلاچ ویژه‌ای می‌توان تیغه‌های آن‌ها را به كار انداخت.

گاهی این تیغه‌ها درجلو كولتیواتورهای كوچك نصب می‌شود، در این حالت می‌توان از آن‌ها به عنوان ماشین‌ چمن زنی استفاده كرد. چمن كاری‌های گسترده را می‌توان به وسیله تیغه‌های بزرگی كه با تراكتور حمل می شود، چمن‌زنی كرد. این تیغه‌ها، مانند قیچی عمل می‌كند، یعنی كاردهای متحرك و لبه تیزی كه قابل جایگزینی یا تیز شدن می باشند و خود از انگشتی‌هایی لبه تیز می‌گذرند، با حركت رفت و برگشتی، علف‌ها و چمن‌ها را قطع می‌كنند.

ماشین‌های چمن زنی كوچك شامل نوع چرخان (Rotary- type) و نوع چرخی(Reel- type) هستند كه هر كدام دارای برتری‌ها و عیب‌هایی می‌باشند. نوع چرخی برای چمن‌های كوتاه و انواع چمن‌های رونده مناسب است در حالی كه نوع چرخان برای چمن‌های بلند و نیز در نزدیكی درختان یا موانع دیگری كه در چمن وجود دارد بهتر است. وانگهی، تیز كردن نوع چرخان در خانه میسر است در حالی كه نوع چرخی را نمی‌توان با وسایل معمولی تیز كرد.

2- شعله افكن‌ها(Flame weeders (burners) ، سم پاش‌ها(Sprayers) و گردپاش‌ها(Dusting machine) :

شعله افكن‌ها بیشتر برای از بین بردن تمامی گیاهان هرز زمین‌های كشاورزی كه به دلایلی نمی‌توان در آن‌ها از علف‌كش استفاده كرد، به ویژه در جاهایی كه گیاهان سوخ‌دار چند ساله، درون خاك، زمستان - گذرانی می‌كنند، به كار می روند. در زمین‌های كوچك از شعله‌افكن‌های كوچك و در زمین‌های بزرگ از شعله‌افكن‌های بزرگی كه با تراكتور كشیده می‌شوند استفاده می‌شود. گاهی هم شعله افكن‌ها برای محصول‌هایی كه میوه‌ آن‌ها برداشت شده، ولی بقایای گیاهی آن‌ها روی زمین باقیمانده به كار گرفته می‌شوند و بدین وسیله آفات و بیماری‌ها را نیز كنترل می‌كنند. در موقع استفاده از شعله افكن‌های بزرگی كه با تراكتور كشیده می‌شوند، تراكتور با سرعت حدود 4 تا 7 كیلومتر در ساعت حركت می‌كند و شعله‌ افكن‌ها با زاویه 45 درجه، روی علف‌های هرز قرار می گیرند، به طوری كه بتوانند قسمت‌های حساس گیاه را بسوزانند. شعله باید آنقدر نگه داشته شود كه برگها درجا پیچیده شوند و بسوزند. گاهی لازم است كه شعله افكنی سه تا پنج بار تكرار شود.

شعله‌افكن‌ها بیشتر از نفت، گازوئیل و یا گازهای پروپان یا بوتان استفاده می‌كنند. به نظر می‌رسد كه زدودن علف‌های هرز با استفاده از شعله‌افكن بسیار پرهزینه و وقت‌گیر است. بنابراین توانایی رقابت با علف‌كش‌ها را ندارد.

در ایران برای حذف علف‌هرز مور (مرغ) در چمن‌هایی كه آلوده شده‌اند، ابتدا خاك باغچه‌ای را كه به این علف هرز آلوده است دست كم تا 30 سانتی‌متری یا تا جایی كه ریشه‌ها نفوذ كرده‌اند برمی‌دارند و زیر آن را با شعله افكن می‌سوزانند، سپس با خاك تازه و غیر آلوده باغچه‌ را پر ساخته دوباره چمن كاری می‌كنند.

سمپاش‌هایی كه در باغبانی برای افشانه حشره‌كش‌ها، قارچ‌كش‌ها و علف‌كش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند را می‌توان به انواع ساده و موتوری تقسیم‌بندی كرد. سمپاش‌های ساده یا سمپاش‌های پشتی كه بر دوش كارگر حمل می شود، دو نوع مختلف دارد. نوع اول، سمپاش‌هایی هستند كه در مخزن آن‌ها، بوسیله تلمبه زدن، فشاری حدود 4 تا 15 آتمسفر ایجاد می‌شود، سپس سمپاشی با آن را آغاز می‌كنند. گنجایش این سمپاش‌ها 12 تا 15 لیتر است و دارای فشار سنج هستند ولی چون دستگاه همزن ندارند، در آن‌ها نمی‌توان از سموم ته نشین شونده استفاده كرد. نوع دوم سمپاش‌هایی هستند كه دسته ویژه‌ای در كنار مخزن‌های آن قرار دارد و كارگر در تمام مدت تلمبه می‌زند و فشار لازم را ایجاد میكند. افزون بر این، هم زمان دستگاه همزن را نیز به حركت درآورده و سم را به هم میزند. گنجایش این نوع سمپاش‌ها 15 تا 20 لیتر می‌باشد. به طور كلی از سمپاش‌های پشتی برای سمپاشی  در سطح كوچك و گیاهان بوته‌ای و درختانی به ارتفاع 3 تا 4 متر استفاده می‌شود. سمپاش‌های موتوری نیز به اندازه‌های گوناگون هستند كه برخی روی چرخ قرار گرفته و گنجایش 50 الی 100 لیتر را دارند و چون در آن‌ها فشاری برابر 15 تا 20 آتمسفر ایجاد می‌گردد، میتوان آن‌ها را برای سمپاشی درختانی به ارتفاع 10 تا 15 متر به كار برد. سمپاش‌های موتوری بزرگ‌تری نیز ساخته شده‌اند كه در پشت تراكتور بسته می‌شوند و دارای مخزن 700 لیتری بوده و فشاری برابر با 40 آتمسفر دارند. این سمپاش‌ها می‌توانند با شیپور‌های چندگانه‌ای كه روی لوله نصب شده است، نواری به عرض 12 متر را سمپاشی كنند. نوع دیگری از سمپاش موتوری بزرگ برای باغ‌های گسترده میوه ساخته شده كه دارای پنكه‌های بزرگی است كه سم را به صورت ذره‌های بسیار ریز در آورده، رو ی گیاه می‌پاشد.

گردپاش‌ها نیز به دو دسته : گردپاش‌های كوچك دستی (كه با چرخاندن دسته‌ای، گرد از درون آن‌ها روی گیاهان پخش می‌شود) و گردپاش‌های بزرگ (كه با تراكتور حمل می‌شوند) تقسیم می‌گردند. چنان كه سرعت باد بیش از 10 كیلومتر در ساعت باشد، باید از گردپاشی چشم‌پوشی كرد، وگرنه ممكن است به گیاهان دیگر آسیب برسد یا سم مصرف شده تأثیر لازم را روی گیاهان مورد نظر، نداشته باشد. به طور كلی، در تمامی سمپاش‌ها، برای پیشگیری از مسمومیت افراد و آلوده شدن ظرف‌ها و محل‌های عبور افراد، باید پیشگیری‌های لازم به عمل آید. بدیهی است كه پس از سمپاشی، شستن تمامی وسایل، به ویژه دست، با وسایل پاك كننده بسیار لازم است.

3- ماشین‌های هرس(Pruning machines):

این ماشین‌ها به اندازه‌های مختلف و به منظور‌های مختلف ساخته شده‌اند. ماشین‌های دستی كوچكی به نام سرزن گیاهان پرچینی(Hedge- trimmer) وجود دارند كه تیغه‌شان به وسیله یك موتور برقی یا احتراقی به حركت در می آید و برای سرزنی ،هرس و شكل‌دهی گیاهان حاشیه‌ای مانند شمشاد مورد استفاده قرار می‌گیرند. نوع کوچک آن، كه یك چهارم قوه اسب (0.2 كیلووات) قدرت دارد، برای حذف شاخه‌های یكساله‌ای مناسب است كه بیشترین قطرشان 12 میلی‌متر باشد.

انواع قوی تر آن كه پنج هشتم قوه اسب (0.5 كیلووات) قدرت دارند می‌توانند شاخه‌هایی تا به قطر 20 میلی‌متر را به راحتی قطع كنند. در هرس درختان میوه یا درختان بزرگ با تیغه‌های این دستگاه‌ها در هنگام عبور از میان انگشتی‌ها، شاخه‌هایی را كه بین لبه تیغه و شكاف انگشتی قرار می‌گیرند، می‌برند.

نیروی محركه این اره‌ها توسط تراكتور تأمین می‌شود و بیشتر آن‌ها هیدرولیكی هستند، یعنی با فشار روغن كار میكنند. در اره‌های هیدرولیكی طول ریل گاهی به بیش از یك متر می‌رسد و به طور معمول ارتفاع ریل از سطح زمین، و زاویه آن با خط افق قابل تنظیم است. از این اره به ویژه برای درختانی مانند هلو و مركبات، كه در كشورهای خارج هر ساله هرس كامل می‌شوند، و نیز در باغ‌هایی كه درختان به شكل‌های پهن داربستی كشت و پیرایش شده‌اند می‌توان استفاده كرد. نوع دیگری از اره موتوری نیز وجود دارد كه دارای ریلی مستطیل شكل با زاویه‌های محدب است و در روی محیط ریل، تیغه‌های كوچكی كه به زنجیری متصل است توسط یك موتور كوچك احتراقی یا الكتریكی، به صورت چرخشی، حركت می‌كند. این نوع اره‌ها در جنگلداری و گاهی در باغ‌ها برای قطع شاخه های ضخیم مورد استفاده قرار میگیرند . وسیله هیدرولیکی دیگری که در باغها برای هرس به كار می‌رود نوعی قیچی باغبانی است كه بر سر لوله به نسبت بلندی نصب شده و با فشار روغن باز و بسته می‌شود. این نوع قیچی برای قطع شاخه‌های به نسبت كلفت كه در بالای درخت و دور از دسترس قرار دارند به كار برده می‌شود. ماشین‌هایی نیز ساخته شده است كه شاخه‌های هرس شده را خرد كرده و به صورت قطعه‌های ریز در می‌آورد.

4- وسایل مبارزه با سرما:

در باغبانی، برای مبارزه با سرما و نگهداری گرما و رطوبت خاك برای گیاهان بوته‌ای، از خاكپوش یا مالچ (Mulch) استفاده می‌شود كه از نمونه‌های آن می‌توان استفاده از كاه (براِ ی نگهداری توت فرنگی) و یا پلاستیك (برای پیش رس كردن خیار) نام برد. اما به طور كلی در باغبانی، مبارزه با یخبندان و جلوگیری از سرمازدگی گیاهان به دو صورت انجام می‌شود. در یكی ، گرمای محیط نگهداری می‌شود و در دیگری گرما به محیط افزوده می‌شود. نگهداری گرما بدین ترتیب انجام می‌شود كه جذب گرمایی را در روز بالا می‌برند و در شب از هدر رفتن آن جلوگیری می‌كند. این كار بیشتر به وسیله گذاشتن سرپوش (Hot cap) روی گیاهان انجام می‌شود. این سرپوش‌ها كه از پلاستیك شفاف یا كاغذ‌های موم‌دار ساخته شده‌اند مخروطی شكل بوده، قطر دهانه هر كدامشان 45 تا 50 سانتی‌متر و ارتفاعشان 35 تا 40 سانتی‌متر می‌باشد. روش جدیدی كه برای نگهداری گرما به كار می‌رود ایجاد مه مصنوعی است كه حاوی تركیبی است از مواد غیر سمی مویان (Surfectant)، تثبیت كننده (Stabilizer) و پروتئینی (مانند ژلاتین) كه در هنگام بروز خطر سرمازدگی، در باغ ایجاد می‌كنند. این مه چند ساعت پس از بر آمدن آفتاب از بین می‌رود. افزایش گرما در باغ‌ها (بیشتر برای نواحی مركبات كاری) به وسیله بخاری‌هایی كه پلارباغی نامیده می‌شوند انجام می‌شود. این بخاری‌ها به طور معمول می‌توانند با انواع سوخت مانند نفت سفید، گازوئیل، روغن سوخته ماشین و نفت سیاه (مازوت) كار كنند. در برخی از باغ‌های بزرگ میوه، پنكه‌های بزرگی نصب می‌شوند كه با توجه به جهت باد، گرما را دگربار به باغ بر می‌گردانند.

بخاری‌هایی كه دود می‌كنند، با ایجاد لایه‌ای دود بین آتمسفر و باغ از ورود هوای سرد قسمت بالای جو به پایین و خطر سرمازدگی جلوگیری می‌كنند. اما این شیوه، افزون بر آلوده ساختن هوا، در روز بعد نیز ممكن است به طور كامل از رسیدن انرژی خورشیدی به باغ جلوگیری كند. به طور كلی، استفاده از پلارهای باغی بیشتر برای كشورهایی مناسب است كه اداره هواشناسی آن كشورها بتواند به طور دقیق شب‌های یخبندان را پیش‌بینی كند تا تنها در آن شب‌ها بخاری‌ها روشن شوند، وگرنه، از جنبه‌ اقتصادی روشن كردن بخاری‌ها برای شب‌های متوالی، نمیتواند با صرفه باشد. در ایران، گاهی با سوزاندن لاستیك‌های فرسوده خودروها، از سرمازدگی باغ جلوگیری می‌كنند.

روش‌های دیگری كه برای افزودن گرما به باغ در شب‌هایی كه خطر سرمازدگی وجود دارد به كار می‌روند عبارتند از: آبیاری غرقابی، آبیاری بارانی و یا استفاده از پنكه‌های بزرگ، روش پنكه‌های بزرگ بر این اساس است كه چون هوای سرد كه سنگین تر از هوای گرم است در پایین قرار می‌گیرد و هوای گرم كه سبك‌تر است بالا می‌رود، با استفاده از پنكه‌های بزرگ هوا را به جریان انداخته، از تراكم‌ هوای سرد در سطح زمین، كه می‌تواند به درختان آسیب برساند، جلوگیری می‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:29  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/02/15 -->

 سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی:

در زمینه ی مکانیزاسیون کشاورزی و در جهت شناخت بهتر این رشته و توانایی های آن لازم است سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی را مطرح کنیم:
اولین شاخص، ضریب مکانیزاسیون است. این ضریب به مفهوم نیروی محرکه ی موجود به ازای هر هکتار می باشد.
دومین شاخص درجه ی مکانیزاسیون است که در واقع نسبت میزان عملیات مکانیزه به عملیات غیر مکانیزه است.
سومین شاخص ظرفیت مکانیزاسیون است که بیانگر انرژی مکانیزه مصرفی در واحد سطح می باشد و به واقع سرانه انرژی مکانیکی در بخش کشاورزی را بیان می کند.
لازم به توضیح است که این شاخص ها از مهمترین عواملی می باشد که میزان مکانیزاسیون را در بخش کشاورزی بیان می کند. اما باید توجه شود که هر کدام از کمیت های ذکر شده به تنهایی مفهوم درستی از مکانیزاسیون القا نمی کند بلکه با توجه به تمامی موارد بالا می توان برداشت بهتری از عددهای بدست آمده در اختیار داشت.
به عنوان مثال در برنامه چهارم توسعه هدف، دستیابی به ضریب مکانیزاسیون 1.18 اسب بخار است حال این عدد در ظاهر به مفهوم این است که به ازای هر هکتار، نیروی محرکه ی موجود، حدود 1.18 اسب بخار خواهد شد اما این چنین نیست. اگر به ضرایب دیگر توجهی نشود برداشتی مانند این مورد حاصل می شود. مثال ساده اینکه، تمامی تراکتورهای موجود در سطح کشور جهت کشت و کار و فعالیت های کشاورزی استفاده نمی شوند، برخی جهت حمل و نقل نیروی کار و برخی جهت انتقال کود و خوراک دام استفاده می گردند که بدون توجه به این مسئله تنها با اتکا به عدد و رقم نتیجه، سیاست گذاری های غلط در بخش کشاورزی خواهد بود.
علاوه بر مورد بالا ضریب مکانیزاسیون به شرایط و موقعیت منطقه ای بستگی زیادی دارد. به عنوان مثال مقایسه ی ضریب مکانیزاسیونی 24 برای ژاپن با ضریب مکانیزاسیون 2 تا 3 برای کشورهایی همچون آمریکا و استرالیا بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت کشورها مقایسه ای بی ارزش و بی نتیجه است.
لازم به توضیح است جهت دستیابی به هدف مکانیزه نمودن کشاورزی در ایران مستلزم توجه موارد بالا می باشد اما در کنار این مسائل امید است سیاست های بهتری در زمینه ی واردات و یارانه های ماشین آلات کشاورزی اتخاذ گردد. یک ماشین کشاورزی بر خلاف اتومبیل های لوکس خارجی جهت تولید مواد غذایی مورد استفاده دارد و حال آنکه کشاورز برای خرید یک تراکتور 15 میلیون تومانی باید یکسال تا دو سال منتظر بماند و در نهایت پس از تلاش های طاقت فرسا و صرف هزینه های فراوان یک عدد تراکتور دریافت کند حال آنکه بسیاری از ادوات بهینه نیاز به توان بالای تراکتوری دارد که حال تنها شرکت های کشت و صنعت توان پرداخت هزینه های 100 تا 150 میلیونی این تراکتورها یا ماشین های کشاورزی را دارا می باشند.
یکی از مسائلی که در کنار این موارد باید بدان توجه شود این است که در حال حاضر تنها دغدغه در بین دولت مردان یکپارچه سازی اراضی کوچک است و بسیاری بر این باورند که استفاده از ادوات تنها در زمین هایی با وسعت زیاد بهینه می باشد اما مثال بارز برای رد این ادعا کشور آلمان است که با وجود کوچک بودن قطعات کشاورزی با مدیریتی مناسب و استفاده از ادوات مناسب تولید به صورتی بهینه افزایش یافته است.
حال این سوال مطرح می شود که آیا بهتر نیست با اختصاص حمایت های بیشتر دولت در بخش کشاورزی همانند بخش صنعت پیشرفت همگونی را کشور شاهد باشیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:25  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/05/06 -->

 ماشين برداشت نيشكر(SugarcaneHarvester:

تاريخچه

در دنياي جديد بدليل رشد روزافزون جمعيت و افزايش نياز غذايي و پيشرفت هاي علمي شاهد هستيم كه نياز به توليد بهينه افزايش يافته است. توليد بيشتر در واحد سطح فاكتوري است مهم و تعيين كننده. در اين بين محدوديت هاي اقليمي و زماني و نيروي كارگري از مهمترين موانعي است كه در مسير توليدِ بيشتر قرار دارد. در اين بين نيشكر نيز از اين قاعده مستثني نبوده است. طراحان ماشين هاي كشاورزي در زمينه ي توليد ماشين برداشت نيشكر تلاش هاي بسياري نمودند و بالاخره در حدود سال 1950 توانستند اولين ماشين برداشت نيشكر را توليد نمايند.(اين تاريخ غير معتبر است) لازم به توضيح است كه همانند تمامي ماشين هاي مكانيزه ي برداشت محصولات كشاورزي، پس از چندين سال تكامل ماشين هاي اوليه، برداشت كننده هاي نيشكر وارد بازار شدند. ظاهر اين وسيله الهام گرفته از ظاهر كانگورو است.

انواع روش ها و ماشين هاي برداشت نيشكر

1- برداشت نيشكر به روش نيمه مكانيزه

در اين روش ابتدا زمين  به وسيله ي آتش يا شعله افكن سوزانده مي شود و بدين ترتيب برگ ها مي سوزند، اما چون ساقه ها قطورند و مرطوب، به همين دليل نمي سوزند و به صورت كامل بر روي زمين باقي مي مانند. سپس كارگرهاي مجهز به ساتور، ني ها را از سطح زمين برش مي دهند و بر روي زمين پخش مي كنند. پس از آن، باركن نيشكر ساقه هاي رديف شده را از روي زمين به كمك چنگك هاي خود بلند كرده و به تريلر يا كاميون منتقل مي كند.

2- برداشت به صورت چند مرحله اي

در اين روش طي چندين مرحله عمل برداشت صورت مي گيرد:

- آتش زدن مزرعه با شعله افكن

- برش و رديف كردن ساقه به كمك ماشين ني ريز يا با دست

- جمع آوري و بارگيري محصول با كمك باركن

- حمل ني از مزرعه تا جاده هاي اختصاصي به وسيله ي نقاله‌ي خودگردان مخصوص(نقاله ي خوگردان داراي سبدي است كه پس از پر شدن، ني ها را به داخل تريلر يا كاميون منتقل مي كند)

- حمل ني تا كارخانه به وسيله ي كاميون و تريلر

به صورت گسترده در مناطقي كه امكان استفاده از ماشين هاي برداشت به صورت يك مرحله اي وجود ندارد از اين روش بهره گرفته مي شود. در زير برخي از ادواتي كه در برداشت چند مرحله اي نيشكر مورد استفاده قرار مي گيرد ذكر شده است. اين ادوات عبارتند از:

الف) تريلر بل: اين وسيله در آفريقاي جنوبي طراحي شد و مورد استفاده قرار گرفت. اين وسيله داراي يك تيغه در قسمت انتهايي است كه داراي شيبي در جهت مخالف زمين است و در پشت تراكتور قرار مي گيرد و ساقه هاي ريخته شده بر روي سطح زمين را برداشت كرده و جهت انتقال به كارخانه آماده مي كند.

ب)سيستم ماسكن: در سيستم هاي بارگيري از عقب توسط تريلر هاي بل بدليل اينكه يك تريلر در پشت تراكتور قرار مي گيرد، مسافت طي شده بسيار زياد خواهد بود كه به صرفه نمي باشد. جهت رفع اين مشكل از سيستم ماسكن كه در كنيا، مالاوي، آفريقاي جنوبي، تانزانيا و زامبيا به طور گسترده استفاده مي شود، بهره مي گيرند كه شامل يك تراكتور است كه در پشت آن تا 5 مخزن وجود دارد و از پهلو عمل جمع كردن ني ها را انجام مي دهد. بار كردن توسط جرثقيل هاي مخصوص صورت مي گيرد.

ج)تريلر جاكوبيل: اين تريلر نيز در آفريقاي جنوبي طراحي شد. اين وسيله همانند تريلر بل مي باشد با اين تفاوت كه از سه سمت عمل بارگيري در آن امكان پذير است. از جلو ، از سمت راست و از سمت چپ.

 

3- برداشت يك مرحله اي

در اين روش از برداشت، تمامي مراحل برداشت به كمك ماشين برداشت نيشكر(Sugarcane Harvester) صورت مي پذيرد و انسان به صورت مستقيم با ني ها در تماس نمي باشد.

ماشين برداشت نيشكر بدليل سلايق متنوع شركت هاي سازنده، داراي تنوع بسيار زيادي است. در برخي، تنها از نقاله جهت انتقال ني هاي بريده شده بهره مي گيرند و در برخي ديگر، اين كار بوسيله ي غلطك صورت مي پذيرد. در برخي ني ها به صورت تكه تكه توليد مي شوند و در برخي ديگر به صورت يكپارچه، اما ماهيت كاري تمامي اين دستگاه ها شبيه به يكديگر است.

قسمت هاي مختلف يك ماشين برداشت نيشكر(Sugarcane Harvester)

به طور كلي يك ماشين برداشت نيشكر از سيستم تغذيه، سيستم تميز كننده و سيستم بالابرنده يا آسانسور تشكيل شده است.

الف) سيستم  تغذيه

1- جداكننده ي محصول:

اين قسمت شامل چهار رديف ميله ي مارپيچي يا هليسه است كه در هر سمت دو عدد از آن قرار گرفته است. نسبت به يكديگر با زاويه اي قرار گرفته اند و جهت جداكردن رديف هاي كشت شده مورد استفاده قرار مي گيرند. اين كار به واسطه ي چرخش خلاف جهت يكديگر هليسه ها صورت مي پذيرد. شيب موجود بر روي مارپيچ ها عملكرد كاري وسيله را افزايش مي دهد. لازم به توضيح است كه در زيرِ هر يك از جداكننده هاي محصول يك عدد كفش قابل تنظيم  جاي گرفته است كه بر حسب عمق مورد نظر كشاورز، تنظيم مي شود.

2- استوانه‌ي ضربه زن:

اين وسيله ي قابل تنظيم، شامل استوانه ايست كه بر روي آن دندانه هايي وجود دارد كه باعث خم شدن سر نيشكر به سمت جلو مي شود. بر حسب شرايط مختلف آب و هوايي تنظيم مي گردد و يكي از عوامل مؤثر در تطبيق برداشت كننده هاي نيشكر با شرايط مختلفي چون بارندگي، باد شديد و تنوع در واريته هاي نيشكر است.

3- قطع كننده هاي پايه‌ي نيشكر:

اين قسمت شامل صفحات بشقابي شكل قابل تعويضي است كه بر روي آن در حدود 5 تيغه جاي مي گيرد.(در صورت كند شدن، تيغه ها را مي توان تعويض نمود) اين صفحه ها با سرعت زياد مي چرخند و به واسطه ي ضربه اي كه به قسمت ابتدايي ساقه(طوقه) وارد مي كنند عمل بريدن ساقه را انجام مي دهد. برش دقيق اهميت فوق العاده اي بر درصد جوانه زني ني هاي بريده شده دارد.

4- استوانه هاي بلند كننده ي ني:

اين قسمت شامل استوانه ايست كه ساقه هاي بريده شده در قسمت هاي قبلي را بلند كرده و به غلطك هاي انتقال، منتقل مي كند. اين وسيله در تنظيم مطلوب خوراك دهي اهميت بسيار زيادي دارد.

5- غلطك هاي تغذيه:

شامل استوانه هايي است كه به صورت افقي قرار گرفته اند و كار انتقال مستمر ني هاي بريده شده را انجام مي دهد. بدليل شناور و قابل تنظيم بودن اين استوانه ها يا غلطك ها، ني ها با اندازه هاي مختلف، بدون آسيب ديدن قسمت هاي مستعد جوانه زنيشان به چاقو‌ي تكه تكه كن انتقال مي يابند.

6- خردكننده هاي استوانه اي دوار:

اين قسمت شامل محوري است استوانه اي شكل كه به صورت افقي در پشت غلطك هاي تغذيه جاي گرفته است و داراي چهار سري چاقوي تيز است. فاصله ي چاقو و زاويه و نحوه ي برش ني ها قابل تنظيم است. به كمك اين چاقوهاني هاي نيشكر به قطعات مورد نظر بريده مي شود.

ب) سيستم تميز كننده

1- بالازن (Topper)

بالازن جهت بريدن قسمت هاي بالايي نيشكر كه از نظر مواد قندي فقير است مورد كاربرد دارد. قسمت هاي بالايي نيشكر در طي فرآيند برداشت، از ني ها جدا شده و به زمين باز مي گردد. بالازن ها دو نوع تك برش و ريز كننده هستند. در انواع تك برش تنها عمل برش و دور كردن قطعات برش خورده از رديف برداشت صورت مي گيرد. اين نوع از بالازن ها در زمين هايي كه ميزان تجزيه ي مواد آلي  زياد است استفاده مي شود. نوع ريز كننده همانگونه كه از نامش مشخص است علاوه بر جداكردن، وظيفه ي ريز كردن قسمت هاي بالايي نيشكر را نيز برعهده دارند و در زمين هايي كه جهت زير خاك كردن بقاياي گياهي از شخم بهره مي گيرند استفاده مي شود. به طور كلي بالازن ها دو سري صفحه ي تيغه اي هستند كه در خلاف جهت يكديگر چرخيده و عمل برش را صورت مي دهند. (تصوير بالا سمت چپ)

2- چاقوهاي لبه دار:

اين قطعه شامل يك صفحه ي مدور است كه چاقوهايي بر روي آن قرار گرفته است. به صورت عمودي مي چرخد و در بالاي هر جداكننده‌ي محصول يك عدد از اين چاقوها جاي مي گيرد و وظيفه ي بريدن ساقه هاي درهم پيچيده و جداكردن آن ها را دارد. اين  قسمت كمك مي كند تغذيه به صورت مناسب انجام گيرد و رديف ها به صورت كامل، مجزا گردند.

تميز كننده ها به دو دسته ي اوليه و ثانويه تقسيم مي شوند. اين قسمت وظيفه دارد ضايعات همراه ني هاي نيشكر را جدا نمايد.

3- جداكننده ي اوليه:

اين نوع از جداكننده ها شامل پروانه هايي هستند كه با دوري در حدود   rpm130 مي چرخند و به واسطه ي عمل دميدن، خار و خاشاك موجود بر روي ني ها را جدا كرده و از ماشين برداشت نيشكر جدا مي كند.

4-  جداكننده ي ثانويه:

اين قسمت نيز شامل يك بادبزن هيدروليكي است كه در درون كلاهك پلاستيكي و در انتهاي دماغه ي نيشكر جاي دارد و با عمل دميدن، وظيفه دارد آشغال هاي انتهايي را از ني ها، به صورت كامل جدا كند و به زمين انتقال دهد.

سيستم بالابرنده:

به طور كلي سيستم بالابر از چند سري غلطك به همراه چرخ و زنجير و نقاله تشكيل شده است كه وظيفه‌ي انتقال مواد را بر عهده دارد. اين قسمت بدليل معلق بودن و تحمل وزن زياد در هوا، بسيار سخت و محكم است و قطعات آن به صورت يكپارچه به يكديگر متصل شده اند.(اين قسمت در هر دقيقه در حدود 10 تن از ني هاي بريده شده را در حدود 5/4 متر از سطح زمين بلند مي كند) جهت بالابرها قابل تنظيم است و مي تواند راست ريز يا چپ ريز باشد. علاوه براين از نظر ارتفاع نيز قابل تنظيم اند.(در زير تصوير يك ماشين برداشت نيشكر و قطعات آن قابل رؤيت است)

1az4.com / 1az4.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:24  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/02/03 -->

 آفات و بيماري هاي چاي ايران،Pests and Diseases of Tea in Iran:

آفات و بيماري هاي چاي ايران   Pests and Diseases of Tea in Iran

رديف

نام آفت يا بيماري

طبقه بندي

مناطق انتشار

ساير ميزبان ها

بيماري ها

1

Alternaria sp.

Fungi:

Hyphomycetes

گيلان

-

2

Athelia (Sclerotium)

  rolfsii

Fungi: Atheliaceae

گيلان

هويج، ذرت، برنج، آفتابگردان، سويا

3

Bipolaris sp.

Fungi: Hyphomycetes

-

-

4

Botryodiplodia (Lasiodiplodia) theobromae

Fungi:  Coelomycetes

گيلان

مركبات، موز، پنبه، بادام زميني و …

5

Botrytis cinearea

Fungi:

Hyphomycetes

گيلان

وسيع

6

Cladosporium sp.

Fungi:

'mitosporic fungi'

گيلان

-

7

Colletotrichum coccodes (camelliae)

Fungi:

'mitosporic fungi'

گيلان

 گوجه فرنگي، فلفل و كامليا

8

Colletotrichum gloeosporioides

Fungi:

'mitosporic fungi'

گيلان

وسيع

9

Curvularia sp.

Fungi:

Hyphomycetes

-

-

10

Fusarium oxysporum

Fungi: Hypocreales

گيلان

وسيع

11

Fusarium solani

Fungi: Hypocreales

وسيع

وسيع

12

Glomerella cingulata

Fungi: Phyllachoraceae

گيلان

مركبات، پياز، انبه، آووكادو و…

13

Khuskia(Nigrospora) oryzae

Fungi: Trichosphaeriales

گيلان

مركبات، كنف، گل كلم

14

Macrophomina (Tiarosporella) phaseolina

Fungi: Coelomycetes

گيلان

بسيار وسيع

15

Nectria haematococca

Fungi:  Hypocreaceae

گيلان

فلفل، سيب زميني و نخود

16

Pestalotia guepinii

Fungi: Coelomycetes

گيلان

آزاليا

17

Pestalotia logiseta

Fungi: Coelomycetes

گيلان

-

18

Pestalotiopsis theae

Fungi: Coelomycetes

گيلان

-

19

Phoma pomorum

Fungi: 'mitosporic fungi'

گيلان

درختان هسته دار

20

Phomopsis sp.

Fungi: 'mitosporic fungi'

گيلان

-

21

 Phyllosticta theae

Fungi: 'mitosporic fungi'

گيلان

-

22

Pratylenchus loosi

Nematoda:  Pratylenchidae

گيلان

مركبات، انبه و باميه

23

Rhizoctonia solani

Fungi:  Ceratobasidiaceae

وسيع

وسيع

24

Rosellinia sp.

Fungi: Xylariaceae

وسيع

وسيع

25

Trichothecium roseum

Fungi:  Hyphomycetes

گيلان

خربزه، چغندر قند، فلفل و بادام زميني

آفات

1

Acaphylla theae

Acari: Eriophyidae

گيلان و مازندران

-

2

Agriolimax agrestis

 

Mollusca Helicidae

سواحل شمال

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

3

Agriolimax caspicus

Mollusca Helicidae

استان هاي شمالي

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

4

Agrotis sp.

Lepidoptera: Noctuidae

وسيع

وسيع

5

Brevipalpus obovatus

Acari:  Tenuipalpidae

تهران و سواحل شمال

شمعداني

6

Calacarus carinatus

Acari: Eriophyidae

گيلان و مازندران

-

7

Caucasotachea lencoranea

Mollusca Helicidae

سواحل شمال

مركبات، انگور و ساير گياهان

8

Chloropulvinaria floccifera
Homoptera: Coccidae

استان هاي شمالي و لرستان

مركبات، كامليا

9

Chrysomphalus dictyospermi
Homoptera: Diaspididae

گرگان، تهران، سواحل شمال

مركبات

10

Coccus hesperidum
Homoptera: Coccidae

انتشار وسيع

مركبات، كاج، انجير و گياهان زينتي

11

Gigantolimax lenkoranus
Mollusca Helicidae

استان هاي شمالي

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

12

Gigantolimax talyschanus
Mollusca Helicidae

استان هاي شمالي

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

13

Gryllotalpa gryllotalpa

Orthoptera: Gryllotalpidae

وسيع

وسيع

14

Helopeltis sp.

Hemiptera: Miridae

-

پنبه

15

Hemiberlesia rapax

Homoptera: Diaspididae

سواحل شمالي و استان هاي مركزي

مركبات، توت، كدوئيان، كامليا

16

Homorocoryphus (Gryllus) nitidulus

Orthoptera: Conocephalidae

گيلان

برنج، مركبات و ذرت

17

Isophya caspica

Orthoptera: Tetrigidae

استان هاي شمالي

مركبات و باميه

18

Limax keyserlingi

Mollusca Helicidae

استان هاي شمالي

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

19

Parlatoria pergandii

Homoptera: Diaspididae

تهران و سواحل شمالي كشور

مركبات ، رز، كامليا

20

Parlatoria theae

Homoptera: Diaspididae

استان هاي شمالي

-

21

Parmacella ibera

Mollusca Helicidae

استان هاي شمالي

كاهو، گوجه فرنگي، مركبات، سبزيجات و گياهان زينتي

22

Pseudococcus affinis

Homoptera: Pseudococcidae

استان هاي شمالي

مركبات و سيب

23

Saissetia coffeae

( hemisphaerica)

Homoptera: Coccidae

گيلان

سيكاس

24

Taeniothrips

( Ceratothrips) frici

Thysanoptera: Thripidae

مازندران

مركبات

25

Toxoptera aurantii

Homoptera: Aphididae

مناطق مركبات خيز كشور

مركبات

26

Zeuzera sp.

Lepidoptera: Cossidae

وسيع

درختان ميوه هسته دار، گردو و …

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:21  توسط محسن یمینی صفت  | 

 

 بررسي اثر تنشهاي رطوبتي بر جمعيت و خسارت آفات سيب زميني:

چکيده

به منظور بررسي اثر تنش آبياري بر جمعيت و خسارت آفات سيب زميني در منطقه فريدن اصفهان، سه دور آبياري 6، 9 و 12 روز در طرح بلوك كامل تصادفي با سه تكرار مورد بررسي قرار گرفت. در نمونه برداري هاي هفتگي جمعيت آفات سيب زميني شامل زنجرك ها، تريپس، كرم مفتولي، بيد، آگروتيس و شته ها مورد بررسي قرار گرفت. جمعيت حشرات با توجه به زمان نمونه برداری نسبت به تيمار تنش واکنش متفاوتی داشتند. به طوري كه در چند هفته‌ اول و آخر در تيمار بدون تنش آبی جمعيت بيشتر و در تيمار تنش آبي جمعيت كمتري از حشرات مشاهده شد. در هفته‌های ميانی، با افزايش تنش آبی جمعيت حشرات رو به افزايش بود. در بين آفات مورد مطالعه در شرايط بدون تنش در هفته هاي اول تا سوم شرايط بدون تنش تراكم بيشتري از زنجرك وجود داشت ولي در هفته هاي بعدي در شرايط بدون تنش تراكم زنجرك كاهش يافت. در مورد شته ها هم تنها در دو هفته مياني رشد سيب زميني افزايش تراكم آفت در شرايط تنش مشاهده گرديد. احتمالا" اين موضوع به شرايط و مرحله رشدی سيب ‌زمينی مربوط مي باشد. بين سطح تنش وخسارت آگروتيس ارتباطي مشاهده نگرديد. كرم مفتولي در شرايط تنش و بيد سيب زميني در شرايط بدون تنش بيشترين تراكم را داشتند. با توجه به نتايج بدست آمده به نظر می‌سد که ترکيب تنش آبی و جمعيت حشرات می تواند در ميزان خسارت ايجاد شده روی گياه موثر باشد ولی اين اثر به زمان مورد بررسی يا مرحله رشد گياه و نوع آفت مورد بررسي بستگی دارد. در مجموع براي درك بهتر و دقيق تر از ميزان خسارت آفات در شرايط تنش روي گياه سيب زميني نياز به بررسي هاي كامل تر با اعمال تنش هاي آبياري شديدتر مي باشد.

مقدمه:

سیبزمینی از مهمترین محصولات کشاورزی است و بعد از گندم، برنج و ذرت چهارمین محصول مهم غذایی دنیا محسوب میشود. استان اصفهان رتبه دوم تولید سیبزمینی کشور را در سال زراعی 72-1371 دارا بوده است و شهرستان فریدن بیش از 60 درصد سطح زیر کشت سیبزمینی این استان را به خود اختصاص داده است. آفات و بیماریهای سیبزمینی از عوامل محدود کننده و کاهش دهنده تولید این محصول محسوب میشوند. اگرچه مطالعات زیادی روی آفات سیبزمینی در ایران و جهان صورت گرفته است ولی کمتر تحقیقی اثر متقابل آفات سیبزمینی و تنشهای رطوبتی را بررسی کرده است. هدف این تحقیق، بررسی تنش رطوبتی بر جمعیت آفات سیبزمینی در منطقه فریدن بوده است.

مواد و روشها:

مزرعه آزمايشي در محل ايستگاه تحقيقاتي جهاد كشاورزي اصفهان واقع در جاده چادگان - داران ( حدوداً كيلومتر 120 اصفهان) انتخاب گرديد. آزمايش در غالب طرح مربع لاتين با 3 تيمار و 3 تكرار در دو قطعه مشابه به‌هم ولي با فاصله 50 متري از يكديگري انجام شد كه در يك قطعه اثر آفت ‌به‌‌كمك حشره‌كش حذف گرديد. تيمارهاي مورد آزمايش عبارت بودند از دوره‌هاي آبياري 6، 9، 12 روز كه پس از خاك دهي پاي بوته‌ها اعمال گرديد. هر كرت آزمايش اندازه اي حدود 6×6 متر داشت و داراي 8 رديف سيب‌زميني رقم مارفونا بود كه در نيمه اول خرداد 1383 كشت گرديده بود و در هر نوبت آبياري از كانال آبياري مزرعه با دبي مشخص 20 دقيقه آبياري مي شد. ميزان تبخير روزانه از نزديك‌ترين ايستگاه هواشناسي گرفته مي‌شد.

از دو قطعه مورد آزمايش هر 10-7 روز يك‌بار نمونه‌برداري صورت مي‌گرفت. نمونه‌برداري با دو روش تور حشره‌گيري و نمونه‌برداري از برگ انجام مي‌شد. در هربار نمونه‌برداري در هر كرت 10 تور حشره‌گيري زده مي‌شد و محتويات تور به داخل شيشه سيانور ريخته مي‌شد و پس از مرگ حشرات به‌داخل ظرف‌هاي مخصوص انتقال مي‌يافتند. حشرات هر ظرف در آزمايشگاه تفكيك و شمارش مي‌شدند. در نمونه‌برداري از برگ در هر نوبت نمونه برداري از 5 بوته و از هر بوته يك برگ چيده مي‌شد و داخل نايلون به آزمايشگاه انتقال مي‌يافت و در زير استريو‌ميكروسكوپ حشرات زير و روي هر برگ شمارش مي‌شد. در آخر هر دوره رشد سيب‌زميني عملكرد نهايي هر كرت و هر تيمار محاسبه شد.

نتایج و بحث:

جمعیت حشرات مختلف شامل انواع زنجرک، شتهها، تریپس، کرم مفتولی ریشه، سیبزمینی و آگروتیس با توجه به زمان نمونهبرداری نسبت به تیمار واکنش متفاوتی داشتند. در چند هفته اول و آخر نمونهبرداری تیمارهای تنش آبیاری منجر به کاهش جمعیت حشرات گردید ولی در هفتههای میانی در تیمارهای تنش آبیاری جمعیت بیشتری از آفات ملاحظه گردید. در شرایط بدون تنش در هفتههای اول تا سوم تراکم بیشتری از زنجرک وجود داشت ولی در هفته بعدی، تراکم زنجرک در شرایط بدون تنش کاهش یافت. در مورد شتهها هم تنها در دو هفته میانی رشد سیبزمینی افزایش تراکم آفت در شرایط تنش مشاهده گردید. احتمالاً این موضوع به شرایط و مرحله رشدی سیبزمینی مربوط میباشد. بین سطح تنش و خسارت آگروتیس ارتباطی مشاهده نگردید. کرم مفتولی در شرایط تنش و بید سیبزمینی در شرایط بدون تنش بیشترین تراکم را داشتند. با توجه به نتایج، احتمالاً در ترکیب تنش آبی و جمعیت حشرات میتواند در میزان خسارت ایجاد شده روی گیاه موثر باشد ولی این اثر به زمان بررسی و مرحله رشد گیاه و نوع آفت بستگی دارد.

بيژن حاتمي1،جهانگير خواجه علي[1]، احمد رضا مرتضوي[2]، و محمد رضا سبزعليان3

1-    گروه گياه پزشكي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان

2-    مركز تحقيقات جهاد كشاورزي استان اصفهان

3-    گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشكده كشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:19  توسط محسن یمینی صفت  | 

تریپس گندم
Haplothrips tritici

(Thysanoptera ; Phalaeothripidae)

تریپس یکی از آفات مکنده مهم گندم در بسیاری از نقاط کشور است که خسارت آن از خسارت سن گندم قابل تفکیک نیست.در فصل بهار حشرات ریز قرمز رنگی در لابلای دانه های سبز خوشه گندم دیده می شوند که در واقع پوره های تریپس گندم هستند.

این آفت در بیشتر کشور های اروپایی انتشار داشته و در ایران نیز در نواحی اطراف تهران ، سمنان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری ، کرمان ، رفسنجان ف سیرجان ، یزد ، آذربایجان ، اهواز و کرمانشاه گزارش شده است.
خسارت

این افت علاوه بر گندم به جو ، چاودار ، یولاف و برخی علف های هرز گندمیان نیز حمله می کند.از شیره برگ ، گل و خوشه مکیده و در محل تغذیه آن روی برگ لکه های نقره ای یا زرد روشن بوجود می آید.تریپس گندم را بیشتر از در لابلای غلاف برگ ، محل اتصال برگ به ساقه و یا لابلای خوشه ها می توان مشاهده نمود.با تشکیل خوشه های گندم جمعیت تریپس در روی انها نیز افزایش یافته و با تغذیه از دانه های نرم موجب چروکیدگی و توقف رشد آنها می شود.علایم خسارت روی برگ به صورت پیچیدگی و ایجاد لکه های نقره ای ظاهر می شود.طول خوشه های آلوده کوتاه و شکل آنها کج شده و نوک خوشه تا قسمتی از آن سفید و تا حدودی شبیه به علایم سرمازدگی است.خسارت این آفت ممکن است با خسارت نماتد گندم اشتباه شود.

زیست شناسی

این حشره تابستان را به صورت پوره سن 2 در عمق 5 سانتی متری و زمستان را در عمق 20 سانتی متری خاک اطراف ریشه و طوقه گندم های سال قبل سپری می کند.در اواخر زمستان و اوایل بهار لارو های زمستان گذران به سطح خاک امده و پس از مدتی حضور در کاه و کلش موجود در سطح مزرعه ، روی علف های هرز گرامینه داخل مزرعه نظیز Hordeum sp رفته و سیکل زندگی خود را کامل می نماید یعنی مراحل پیش شفیرگی را طی کرده و به حشره بالغ تبدیل می شود.حشرات بالغ پس از استقرار بوته ها به روی گندم و جو منتقل شده و تغذیه و تخمریزی خود را انجام می دهند و تخم های خود را بطور انفرادی یا دسته های چندتایی در درون بافت برگ ، خوشه یا روی ساقه گندم قرار می دهند. در اواخر بهار و اوائل تابستان با برداشت محصول گندم ، لارو های سن دوم حاصله از این تخمگذاری به داخل کاه و کلش موجود در مزرعه رفته و تا فرا رسیدن سرما در آنجا باقی مانده و سپس در پاییز وارد خاک می شوند.این آفت در شرایط آب و هوایی کرمان و گرگان یک نسل در سال دارد.حشرات کامل هنگام صبح که دمای محیط پایین است در جاهای محفوظ بسر می برند و در مواقعی که دمای محیط بالا باشد آنها روی برگ رفته و فعالیت خود را شروع می کنند.

کنترل

زراعی : شخم عمیق تا 90% تریپسها را که در داخل خاک و مزرعه زمستان گذرانی می کنند را از بین می برد

شیمیایی : از آنحایی که ظهور حشرات کامل و سپس لاروها با برنامه مبارزه با سن گندم مصادف است در نتیجه سمپاشی مزارع علیه شن روی تریپس نیز موثر واقه می شود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:18  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/03/10 -->

 زنگ قهوه ای Puccinia recondita:

 در ایران این بیماری، ابتدا در سال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. زنگ قهوه‌ای علاوه بر گندم به جو، چاودار و بعضی از گندمیان وحشی نیز حمله می‌کند.

نام علمی قارچ عامل بیماری Puccinia recondita Rob. Ex Desm. f.sP.tritici(P.triticina Eriks) است.

نشانه‌های بیماری به صورت جوش‌های اوردیا با بیش از 5/1 میلیمتر قطر، روی سطح بالایی پهنک برگها ظاهر می‌شود. این جوش‌ها قهوه‌ای و نارنجی رنگ و شکوفا می‌باشند. جوش‌های تلیال که در زیر اپیدرم بخصوص برگ و غلاف تشکیل می‌شوند، به اندازه اوردیاها و سیاه براق می‌باشند و شکوفا نیستند. زنگ برگ دارای سیکل کامل و دومیزبانه است، میزبان واسط آن گونه‌هایی از جنس Anchusa, Isopyrum, Thalictrum و Anemonella می‌باشد. تولید مثل و تکثیر قارچ در بهار ابتدا بوسیله اوردیوسپور و میسلیومی که زمستان گذرانی نموده شروع می‌شود.

به منظور تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ عامل بیماری روی گندم، در استانهای آذربایجان‌شرقی و اردبیل، تعداد 21 نمونه برگ گندم آلوده به زنگ قهوه‌ای از مناطق مختلف این دو استان جمع‌آوری و در گلخانه، قارچ عامل از کلیه نمونه‌ها خالص و سپس تکثیر گردید. هر نمونه خالص شده روی هشت رقم گندم استاندارد، مایه‌زنی و براساس تیپ آلودگی ایجاد شده و با استفاده از جدول تعیین نژاد زنگ قهوه‌ای گندم، نژاد هر نمونه تعیین گردید. نتایج این بررسی نشان داد که نژادهای 12، 45، 54، 57، 84، 176 و بیوتیپ 84A در منطقه حضور دارند. نژادهای 12، 45، 84 و 176 برای ایران جدید بودند که نژاد 45 با 57/28% و نژاد 84 با 8/23% بیشترین فراوانی را داشتند (مهدیان و همکاران، 1376) .

زنگ قهوه ای در دمای بین 15 تا 22 درجه سانتی گراد, همراه با رطوبت کافی به سرعت توسعه می یابد.

دهقان (1376) در بررسی اجزای مقاومت نسبی (Partial resistance) در ارقام پیشرفته گندم نسبت به زنگ قهوه‌ای در گلخانه و مزرعه، در دشت گرگان نتیجه‌گیری نمود که بیشترین بیماریزایی مربوط به جدایه 48/75 و کمترین آن متعلق به جدایه 46/74 بود. در بین ارقام مورد مطالعه نیز ارقام پاستور و تجن بالاترین مقاومت نسبی را داشتند.

در بررس منابع مقاومت به زنگ قهوه‌ای در گندمهای بانک ژن گیاهی ملی ایران، تعداد 15 نمونه گندم که قبلا در شرایط آلودگی طبیعی در آزمایشات مشاهده‌ای ، منطقه با آلودگی بالا (قراخیل ساری) مقاومت نشان داده بودند، از میان 1024 توده انتخاب گردیدند. برای ارزیابی مقاومت در مرحله گیاه کامل نمونه‌های مذکور در منطقه Hot Spot اهواز کشت گردیدند. آلوده سازی مصنوعی با یک ایزوله قوی در طول دوره رشدی، در دو مرحله انجام شد. در فصل زراعی، صفات زراعی و مرفولوژیکی برای جداسازی مرفوتیپ‌های احتمالی انجام گردیده و یادداشت برداری از تیپ و شدت آلودگی در مزرعه و در مرحله برگ پرچم انجام شد. برای ارزیابی گلخانه‌ای، چهار نژاد غالب و مطرح با ویرولانس بالا از مناطق اهواز، کرج و عراقی محله گرگان انتخاب شده و تحت شرایط مناسب روی رقم حساس بولانی تکثیر گردید و واکنش گیاهچه‌ها 14 روز بعد از تلقیح، با استفاده از سیستم نمره‌دهی 4-0 یادداشت برداری شد. ارزیابی‌های مرفولوژیک نشان داد؛ یکی از نمونه‌ها دارای دو مرفوتیپ کاملا مشخص است. واکنش این مرفوتیپ ها به زنگ قهوه‌ای، هم در مرحله گیاه کامل و هم در مرحله گیاهچه‌ای متفاوت بود. مرفوتیپ 1 که در آزمایشات مزرعه‌ای مقاوم بود، در آزمایشهای گلخانه ای نیز به هر چهار نژاد زنگ مقاوم بود، در حالیکه واکنش مرفوتیپ 2 نسبت به نژادهای مختلف متفاوت بود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که واکنش نمونه‌ها نه تنها در بین توده‌ها متفاوت است، بلکه در داخل هر توده نیز بدلیل مرفوتیپ‌های احتمالی می‌تواند متفاوت باشد، حدود 50% از توده‌هایی که در قراخیل ساری در مرحله گیاه کامل مقاومت یا مصونیت نشان داده بودند، در اهواز در مرحله گیاه کامل حساس یا نیمه حساس تشخیص داده شدند. نتایج حاصله نشان داد که تعدادی از نمونه‌ها نسبت به زنگ قهوه‌ای در مرحله گیاه بالغ مقاوم بوده، اما در مرحله گیاهچه‌ای حساس می‌باشند که نشان می‌دهد تعدادی از ژنهای مقاومت فقط در مرحله گیاه کامل بیان می‌شوند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:18  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/04/21 -->

 بیماری سفیدک داخلی کاهو:

کاهو گیاهی است یکساله از خانواده compositeae و روز بلند که در تابستان به گل می نشیند . کاهو گیاهی است که تلقیح آن به صورت مستقیم صورت می گیرد .

از جمله بیماریهای کاهو می توان به کپک خاکستری کاهو – لکه خاکستری کاهو – آنتراکنوز کاهو _موزاییک کاهو  و سفیدک داخلی کاهو اشاره کرد .

سفیدک داخلی کاهو

عامل این بیماری قارچ bremia lactuca می باشد . این قارچ از شاخه 1 میکوتا  (oomycota) ، دارای میسلیوم بین سلولی می باشد و به صورت پارازیت اجباری ، غذای خود را توسط هوستوریوم های گرد از سلولهای زنده گیاهی می گیرد . این قارچ ، زمستان ، شرایط نامساعد را در بذر کاهو ، خاک و بقایای آلوده سپری می کند . گسترش این بیماری معمولا توسط باد صورت می گیرد .

علائم  بیماری :

روی برگ کاهو لکه های مجزا و یا درهمی ظاهر می شود  لکه های روی پهنک برگ وقتی نمایان می شوند شکل زاویه دار و رنگ قهوه ای دارند . در نواحی بروز لکه ها بافتهای برگ پوسیده و یا خشک می شوند . در شرایط رطوبتی بالا در پشت برگها اندامهای رویشی قارچ ظاهر می شود . کپکهای سفید پشت برگ اندامهای بارده غیر جنسی قارچ است . مناسبترین درجه حرارت برای گسترش این قارچ  C°  25-20  است و در چنین شرایطی  آلودگی و نفوذ قارچ به داخل گیاه از طریق روزنه های هوایی برگ میسر می شود . دوره ی کمون بیماری مدت 6-8 روز طول می کشد و سپس علائم بیماری بروز می کند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:17  توسط محسن یمینی صفت  | 


 
1389/05/31 -->

 فهرست بیماریهای گیاهان زراعی:

1.سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew
2.بيماري زنگ برگي (قهوه‌اي) گندم wheat leaf rust
3.زنگ سياه ساقه گندم wheat black stem rust
4.بيماري زنگ برگي( قهوه‌اي )جو Barley leaf rust
5.بيماري زنگ نواري يا زنگ زرد گندم Wheat strip rust
6.زنگ تاجي يولاف Crown rust
7.هيپرپارازيت زنگ Rust hyperparasite
8.کوتولگی زبر ذرت Maize Rough Dwarf virus
9.سياهك آشكار جو و يولاف Crown & barley loose smut
10.سياهك سخت جو Barley covered smut
11.بیماریهای گیاهچه و بذر پنبه cotton seeding diseases
12.پوسیدگی سیاه ساقه آفتابگردان phytophthora stem Rot یا Black stem Rot
13.زنگ آفتابگردان sunflower rust
14.لکه موجی آفتابگردان sunflower target spot
15.لکه قهوه ای یونجه Alfalfa common leaf spot
16.گال زگیلی یونجه Alfalfa crown wart
17.سفیدک کرکی یونجه Alfalfa downy mildew
18.لکه آجری یونجه و لکه سیاه شبدر
19.ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus
20.نماتد ساقه یونجه Alfalfa stem nematode
21.پژمردگی ورتیسلیومی(پژمردگی آوندی) پنبه Cotton Verticillium wilt
22.پژمردگی آوندی فوزاریومی(زردی فوزاریومی) Cotton Fusarium wilt
23.پوسیدگی های غوزه(boll rot) و تار پنبه cotton boll rot
24.بیماری باکتریایی لکه زاویه ای پنبه Cotton Bacterial angular leaf spot
25.بیماریهای ویروسی پنبه cotton virus diseases
26.بیماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani
27.پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)
28..بیماری برق زد گی نخود سفید chic-pea Ascochyta blight
29.زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean
30.بیماری پوسیدگی ذغالی
31.بیماری پوسیدگی اسکروتی
32.بیماری آنتراکنوز لوبیا Bean anthracnose
33.بیماری لکه شکلاتی باقلا Broad bean chocolate spot
34.بیماریهای باکتریایی حبوبات
35.بیماریهای ویروسی حبوبات:
36.ویروس موزائیک زرد لوبیا Bean Yellow mosaic Virus
37.ویروس موزائیک معمولی لوبیا Bean common mosaic virus
38.ویروس موزائیک خیار Cucumber mosaic virus
39.ویروس برگ قاشقی (لوله شدن برگ) (زردی) باقلا Bean leaf roll virus
40.ویروس پژمردگی باقلا Broadbean wilt virus
41.ویروس موزائیک توته ای نخودفرنگی Pea enation mosaic virus
42.ویروس موزائیک شته زاد لوبیا چشم بلبلی Cowpea aphidborne mosaic virus
43.ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus
44.بوته میری کنجد
45.گل سبز (فیلودی) کنجد
46.بلاست برنج Rice blast
47.بیماری پوسیدگی غلاف برنج Sheath blight
48.بیماری فوزاریومی برنج(بوته گنایی برنج) Rice bakanae
49.ویروس کوتولگی برنج Rice dwarf virus
50.بیماری گال سیاه برنج Rice black gall
51.بیماری پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot
52.سفیدک کرکی (داخلی ) سویا Soybean downy mildew
53.سوختگی باکتریایی سویا soybean bacterial blight
54.لکه قهوه ای سویا soybean brown spot
55.پوسیدگی اسکلروتی سویا Soybean sclerotium blight
56.لکه موجی سویا Soybean target spot
57.زنگ گلرنگ Safflower rust
58.سفیدک سطحی گلرنگ Safflower powdery mildew
59.لکه قهوه ای گلرنگ Safflower brown spot
60.مرگ گیاهچه گلرنگ
61.سیاهک نیشکر Sugarcane smut
62.ویروس موزائیک نیشکر sugarcane mosaic virus
63.سفیدک کرکی توتون وتنباکو Tobacco blue mold (Downy Mildew
64.سفیدک حقیقی(پودری) توتون و تنباکو Tobacco powdery mildew
65.ساق سیاه توتون و تنباکو Black shank
66.نماتد گالی توتون و تنباکو(نماتد ریشه گرهی) Root Knot nematode
67.گل جالیز Broom rape
68.پوسيدگي باكتريائي ساقه maize bacterial stalk rot
69.سياهك معمولي ذرت Common corn smut
70.سياهك پاكوتاه dwarf bunt (سياهك بدبو stinking smut)
71.سياهكهاي پنهان موضعي(هندی) Karnal bunt
72.سياهك برگی غلات Flag smut
73.بيماري لكه چشمي غلات Graminicola eye spot
74.پژمردگي اسكلر شيومي يا بادزدگي جنوبي
75.بيماري آنتراكنوز غلات Graminicola anthracnose
76.سفيدك كركي غلات Cereal downy mildew
77.بوته گنایی غلات Cereal crazy top
78.بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew
79.بيماري كچلي (اسکالد) جو Barley scald
80.لكه برگي سركوسپورايي غلات Cercospora leaf spot
81.بيماري ارگوت(ناخنک) غلات Graminicola Ergot
82.سياهك خوشه ذرت
83.پوسيدگي زغالي ذرت Maize Charcoal rot
84.لکه برگی ذرت Maize leaf spot
85.پوسيدگي باكتريائي ريشه چغندر قند Beet bacterial root rot
86.سفيدك سطحي چغندر Beet powdery mildew
87.سفيدك داخلي چغندر قند Beet downy mildew
88.لكه گرد برگ چغندر Beet Cercospora leaf spot
89.پوسيدگي ريشه چغندر Beet root rot
90.پيچيدگي و تورم رگبرگها Beet Curly Top
91.موزائيك چغندر Beet mosaic virus
92.رایزومونیای چغندر قندBeet necrotic yellow vein virus
93.پوسيدگي مغزي ريشه چغندر
94. ارزيابي ژرم پلاسم چغندر قند از نظر مقاومت به بيماري پيچيدگي بوته در شرايط گلخانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:16  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1387/12/20 -->

 انواع خسارت مستقیم تغذيه حشرات :

الف) خسارت مستقيم حشرات جونده ( Chewing insects ) :

1- تغذيه از برگ و کاهش رشد نبات : مثل ملخ ها ، لارو شب پره ی گاما ، سفيده ی کلم ، ليسه ی کدوئيان
2- ايجاد تونل در ساقه و قطع کردن شيره ی نباتی که باعث خشکيدن شاخه های انتهايی می شود به اين آفات Stem borer می گويند. مثل پروانه ی فری ، کرم ساقه خوار اروپايی ذرت ، Cephus sp. در گندم
3- چوبخوارها مثل سوسکهای شاخک بلند (Cerambycidae ) ، به اينها Ring Bark Stems می گويند.
4- حشراتی که به جوانه ها و قسمتهای زايا صدمه می زند. مثل سرخرطومی سيب .
5- حشراتی که باعث ریزش میوه قبل از رسيدن می شوند . مثل کرم سيب و مگس گيلاس
6- حشراتی که به گل حمله کرده و محصول دانه را کاهش می دهند.مثل سوسک ژاپنی Popillioe sp.
7- حشرات بذرخوار مثل سوسکهای Bruchidae
8- حشرات ريشه خوار مثل Agriotes sp . و کرمهای سفيد ريشه
9- حشرات غده خوار و حمله کننده به ساقه های زير زمينی مثل کرمهای طوقه بر Agrotis sp.

ب) خسارت مستقيم توسط آفات مکنده ( Sap-Suking Insects ):

1- کاهش قدرت گياه به علت مکيدن شيره ی نباتی و ايجاد پژمردگی و تغيير شکل در برگها مثل عسلک پنبه (Bemisia sp. ) يا شته ها روی اغلب گياهان .
2- خسارت به گلها و کاهش توليد بذر مثل سن های Miridae و سن گندم
3- ريزش زود رس برگها مثل خسارت شپشکهای سپردار.
4- ايجاد گال و بدشکلی يا نکروزه و خشک شدن بافت گياه که ناشی از تزريق بزاق به داخل گياه است . مثل برخی زنجره ها و شته ها و سن ها .
5- ايجاد سوراخهايی در گياه که محلی برای ورود قارچ و باکتريهايی می شود مثل برخی سن ها

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:15  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1388/11/05 -->

 

مقدمه
کاربرد مواد شیمیایی مختلف ، از جمله سموم یا آفتکش ها (pesticides ) در خاک مزایای زیادی دارد . از جمله این مزایا می توان به دوام بیشتر ، حفاظت در برابر اشعه ماوراء بنفش ، کاربرد سریع ، هزینه کارگری کم ، تاثیر زیست محیطی مناسب و امکان هدف قرار دادن یک منطقه خاص اشاره کرد . در مقابل ، کاربرد سموم در خاک مستلزم این است که آن ماده دارای خواص فیزیکی شیمیایی خاصی باشد ، بنابراین تعداد معدودی از سموم برای مصرف در خاک مناسب هستند . علاوه بر این ، کاربرد سموم در خاک به تکنیک خاص و زمانبندی مصرف نیاز دارد . این موارد تحت تاثیر روابط خاک و آب ( Soil-water relation ) ، مجموعه خاک - گیاه - هوا ( Soil-plant-atmosphere continuum ) و نحوه حرکت سموم همراه آب موجود در خاک قرار دارند . مقدار مورد نیاز سم بستگی به هدف کاربرد آن دارد .
به طور کلی سموم به دو منظور در خاک مصرف می شوند :
الف ) تیمار خاک ، که جهت کنترل علف های هرز ، آفات و بیماریهای خاکزاد انجام می گیرد .
ب ) تیمار محصول ، که سم جذب ریشه ها می شود و این مواد به طور سیستمیک گیاهان را در برابر آفات و بیماریهای هوازاد ( روی اندام های هوایی ) حفاظت می نماید .
 
این دو رهیافت دارای خواص مشترک و اختلافاتی می باشند . تجهیزات لازم در هر دو مشابه است ، اما زمانبندی مصرف سم در آنها متفاوت است . غالباً کاربرد سموم در خاک یک تیمار پیشگیری است که عملاً محصول را از خطرات بالقوه ، یعنی آفات و بیماریهای که ممکن است محصول را تهدید نماید ، حفاظت می کند . در این مورد شرایط اقلیمی و عوامل کنترل کننده رشد و نمو آفت ، بیماری و یا علف هرز با کارایی سم مورد استفاده تداخل پیدا می کند . بنابراین شناخت عوامل موثر بر کاربرد سموم در خاک در خصوص تصمیم گیری برای مصرف این مواد ضروری است . در اینجا به اختصار در مورد روابط خاک - آب - گیاه بحث می شود .
 
 
روابط بین خاک ، آب و گیاه
خاک از ذرات جامد سنگ های کوچک ، ذرات معدنی و مواد آلی تشکیل شده است . نسبت ذرات با اندازه های مختلف بافت ( Texture ) خاک را تعیین می نماید . فضای خالی بین ذرات خاک تخلخل یا خلل و فرج خاک (  Soil voids ) نامیده می شود که اساساً شامل حفرات (Pores ) می باشد . وقتی خاک به نقطه اشباع (Saturation point  ) می رسد همه خلل و فرج خاک با آب پر می شوند . این حالت پس از بارندگی سنگین یا بارندگی طولانی و یا آبیاری اضافی (Overirrigation  ) مزارع رخ می دهد . گیاهان می توانند آب موجود در حفرات کوچک با اندازه قطر بین 60 تا 2/. میکرومتر را جذب نمایند . آب موجود در این حفرات را در اصطلاح آب در دسترس گیاه (Plant available ) می نامند . زمانی که همراه این حفرات از آب تخلیه شوند ، خاک به نقطه پژمردگی دائم (Permanent wilting point )رسیده است . مقدار آب در دسترس گیاه اساساً به بافت خاک بستگی دارد . خاک های شنی که نسبت بالایی از ذرات درشت دارند اساساً حفرات بزرگی را می سازند ، درحالیکه خاک های رسی با داشتن نسبت بالایی از ذرات کوچک اساساً حفرات کوچک و ریز را می سازند . نتیجه اینکه خاک های شنی اشباع مقدار زیادی از آب را به واسطه زهکشی از دست می دهند ، زیرا که بالغ بر 29 درصد حجم کل این خاک از حفرات درشت تشکیل شده است ( شکل 2 ) .


شکل 2 - میزان تخلخل در سه نوع خاک و ظرفیت نگهداری آب در هر کدام
 
در مقابل در خاک های رسی فقط 6 درصد حجم کل خاک از حفرات درشت تشکیل شده است اما 22 درصد آن از حفرات ریز درست شده است . در مجموع بهترین شرایط برای رشد گیاه در خاک های لومی که 29 درصد آن را حفرات کوچک تشکیل می دهد وجود دارد .
به هر حال در خاک خشک امکان ندارد تمام آب در دسترس گیاه ، بدون آنکه گیاه دچار تنش خشکی شود ، جذب گیاه گردد . در این حالت وقتی رطوبت خاک به نقطه پژمردگی دائم برسد ممکن است باعث مرگ گیاه گردد . مقداری از آب در دسترس گیاه که می تواند بدون ایجاد هر نوع تنش خشکی توسط گیاه جذب شود در اصطلاح آب در دسترس سهل الوصول (Read- ily available water  ) نامیده می شود . این آب با حفرات با قطر بین 60 تا 5/1 میکرومتر جای دارد .


شکل 3 - نحوه آزاد سازی آب در سه نوع مختلف خاک (FC = ظرفیت مزرعه ، PWP = نقطه پژمردگی دائم ،AW = آب در دسترس ، RAW = آب در دسترس سهل الوصول )
 
 
 
زمانبندی کاربرد سموم در خاک
بر اساس روابط بین خاک ، آب و گیاه ، سموم را بایستی زمانی در خاک مصرف نمود که رطوبت خاک در محدوده آب در دسترس سهل الوصول باشد . در واقع در خاک های اشباع ممکن است سم شسته شده و از دست برود و در خاک های خشک هم ممکن است سم به حالت محلول در نیاید . البته در محدوده آب در دسترس سهل الوصول زمانبندی کاربرد سم به حلالیت آن در آب و همچنین به هدف مورد نظر بستگی دارد .بنابراین : موادی که حلالیت در آب بیشتری دارند ، در محدوده رطوبتی پایین و موادی که حلالیت در آب کمتری دارند در محدوده رطوبتی بالا تاثیر بهتری می گذارند . البته به طور کلی مواد دارای حلالیت بالا در طیف وسیعی از رطوبت می توانند تاثیر مناسب داشته باشند .
زمانبندی کاربرد سموم در طی روز ، در صورتی که سم قبل از کاشت یا در زمان کاشت مصرف شود ، تاثیری ندارد .در صورتی که سم پس از کاشت مصرف شود دو حالت وجود دارد :
در صورتی که کاربرد سم در خاک علیه آفات و بیماریهای هوازاد گیاه باشد ، کاربرد آن بایستی در زمان صبح انجام شود . این امر جذب موثر سم توسط گیاه را تضمین می کند ، زیرا که نرخ فتوسنتز در اواخر صبح و ابتدای بعدازظهر بالا است و این به تبخیر زیاد و جریان آب در گیاه به خاطر باز بودن روزنه ها منجر می شود .
در صورتی که کاربرد سم در خاک علیه آفات و بیماریهای خاکزاد باشد یا جهت کنترل علف های هرز در مزرعه باشد ، کاربرد آن بایستی در عصر انجام شود . کاربرد سم در هنگام عصر اجازه می دهد در طی شب و قبل از اینکه جریان مستقیم مواد به سمت ریشه ها در صبح آغاز شود ، تا حدودی رسوب غیرمستقیم آن در خاک رخ می دهد .
 
نحوه کاربرد سموم در خاک
کاربرد سموم در خاک به روش های مختلفی انجام می گیرد :
الف ) قبل از کاشت (Pre- plant ) : که به دو صورت تیمار پخش گسترده (Broadcast ) و یا تیمار نواری (Banded ) استفاده می شود .
ب) در زمان گیاهچه ای قبل از نشاء کاری (Seedling pre- transplanting ) : که به دو صورت فروبردن سینی نشاء در محلول سم (Seedling tray dip ) و یا سمپاشی روی نشاءها (Seedling spary ) انجام می گیرد .
ج) در هنگام کاشت بذر(At seeding ) : که به صورت تیمار نواری در شیار بذر(Into seed - furrow ) اعمال می گردد .
د) در زمان نشاءکاری (Transplanting ) یا پس از کاشت (Post - planting ) : که به دو صورت تیمار تک تک گیاهان (Individual plant ) و یا مصرف سم همراه با آب آبیاری است که اصطلاحاً سم آبیاری یا Chemigation نامیده می شود .
تیمار تک تک گیاهان به دو روش مصرف یا پاشیدن گرانول (Granule ) و یا ریختن محلول سم در پای گیاه (Drench ) انجام می گیرد .
در این قسمت به تفضیل در مورد هر یک از روش های کاربرد سموم در خاک بحث می شود .
 
الف ) تیمار خاک قبل از کاشت
تیمارهای قبل از کاشت علیه آفات و بیماریهای خاکزاد از جمله قارچ ها ، نماتدها و همچنین علف های هرز انجام می گیرد .این کار معمولاً به صورت ضدعفونی با تدخین ( ( Fumigationخاک انجام می گیرد . ترکیبات تدخین کننده خاک (Soil fumigant ) معمولاً فرار هستند و خواص ترکیبات مدرن را ندارند ، اما انتظار می رود که در آینده ترکیبات تدخین کننده جدیدی ارائه شوند که غیر فرار باشند .ترکیبات تدخین کننده خاک بسته به هدف کاربرد و خواص فیزیکی شیمیایی آنها ، به صورت مایع یا گرانول فرموله (بسته بندی ) می شوند . روش پخش گسترده و یا نواری سم : تیمارخاک قبل از کاشت به دو صورت انجام می گیرد : پخش گسترده سم ، که کل سطح مزرعه تیمار می گردد و یا پخش نواری سم ، که بستر کاشت یا منطقه ریشه (Rhizospher ) گیاهی که در آینده قرار است کاشته شود تیمار می گردد .
سمومی که فرمولاسیون مایع دارند را می توان به هر دو صورت پخش گسترده و یا پخش نواری استفاده کرد ، اما سموم گرانول را می توان در مزارع بزرگ به وسیله دستگاههای پخش گرانول (Spreader ) یا در مزارع کوچک با دست پخش کرد . به منظور توزیع یکنواخت گرانول ، باید در هر متر مربع بیش از 3 تا 5 گرم آن مصرف شود . چنانچه لازم است دز مصرف (Dose ) گرانول کمتر باشد ، بایستی گرانول ها را با یک ماده مناسب خنثی مخلوط کرد تا به تراکم مطلوب برسد . معمولاً گرانول ها را در منطقه ریشه گیاهی که قرار است کشت شود ، یعنی عمق 10 تا 15 سانتیمتری خاک قرار می دهند و سپس آنها را با استفاده از روتیواتور و یا دیسک با خاک مخلوط می نمایند .
برای تاثیر بهتر سم ، رطوبت خاک در زمان مصرف سم باید در حد ظرفیت مزرعه باشد . کاربرد سموم در خاک خشک چندان موثر نیست ، زیرا که مقادیر زیادی از سم حل نشده باقی مانده و همچنین تاثیر یا کارایی آنها کم خواهد شد . از سوی دیگر کاربرد آنها در خاک اشباع ممکن است باعث شود سم از منطقه ریشه خارج و احتمالاً آبشویی گردد . بدین ترتیب بهتر است در خاک های خیس ، قبل از کاربرد سم 2 تا 3 روز فرصت داده شود تا خاک خشک شود . همچنین در خاک های خشک قبل از کاربرد سم بهتر است آبیاری انجام شود .
در گذشته ضدعفونی خاک با استفاده از ترکیبات زنده کش (Biocides ) انجام می گرفت که به دلیل گیاهسوزی باعث خسارت محصول می گردید . به منظور اجتناب از گیاهسوزی باید این نوع ترکیبات قبل از کاشت گیاه استفاده شوند . در حال حاضر ترکیبات جدید تری به بازار ارائه شده اند که اختصاصی تر می باشند و مشکل گیاهسوزی کمتری دارند ، هر چند هنوز برخی از علف کش ها مشکل گیاهسوزی دارند . بنابراین می توان این نوع ترکیبات جدید را قبل از کاشت ، در زمان کاشت یا در صورت لزوم حتی پس از کاشت نیز مصرف نمود .
 
ب) تیمار خاک قبل از نشاءکاری
تیمار خاک قبل از نشاءکاری به دو صورت انجام می گیرد : فرو بردن سینی نشاء در محلول سم و سمپاشی روی گیاهچه ها.
 فروبردن سینی نشاء در محلول سم : در این حالت گیاهچه های موجود در سینی نشاء را یک تا دو روز قبل از نشاء کاری در محلول سم فرو می برند . جهت حصول اطمینان از اینکه محلول سم در حد مناسب جذب گیاه خواهد شود ، بایستی خاک بستر نشاء ها خشک باشد و سینی ها باید حداقل 10 تا 20 ثانیه در محلول قرار داشته باشند . در این روش می توان از ترکیبات سیستمیک برای حفاظت اندامهای هوایی گیاه در برابر آفات و بیماریها استفاده نمود . همچنین از این روش می توان برای حفاظت ریشه گیاه در مقابل آفات خاکزی مانند نماتدها استفاده نمود .
 
مثال : ضدعفونی گیاهچه های طالبی
برای نشاء محصول با تراکم حدود 22000 بوته در هکتار ، 136 سینی نشاء (162 گیاهچه در هر سینی ) لازم است . مراحل کالیبراسیون و مصرف سم به شرح زیر می باشد .
ابتدا یک فویل پلاستیکی را در یک چارچوب با ارتفاع در زیر سینی قرار دهید به طوریکه ابعاد فویل کمی بزرگتر از اندازه سینی باشد .
برای اندازه گیری مقدار جذب محلول سم 1000 میلی لیتر آب را روی فویل پلاستیکی درون چارچوب بریزید . سپس سینی نشاء را برای 10 تا 20 ثانیه در آن فرو ببرید . مقدار حجم آب باقی مانده روی فویل را محاسبه کنید . اگر 400 میلی لیتر آب روی فویل باقی مانده باشد حجم آب جذب شده برای هر سینی 600 میلی لیتر خواهد بود .
مقدار مورد نیاز سم برای هر سینی را محاسبه کنید : مثلاً اگر دز توصیه شده سم 400 گرم در هکتار باشد . معادل 400 گرم برای 136 سینی خواهد بود و بنابراین برای هر سینی 3 گرم سم لازم است .
محلول سم را آماده نمایید : مثلاً وقتی برای هر سینی 600 میلی لیتر محلول سم لازم باشد ، پس برای 136 سینی 81600 میلی لیتر محلول سم یا آب همراه با 400 گرم سم لازم است .
هر سینی را  برای 10 تا 20 ثانیه ، یک روز قبل از نشاء کاری در محلول سم فرو ببرید .
 
 روش سمپاشی گیاهچه ها : در این روش به منظور اطمینان از سرریز شدن سم در خاک ، بایستی سم در آب کافی حل شده باشد . محلول سم را 1 تا 2 روز قبل از نشاء کاری روی گیاهچه های موجود در خاک یا موجود در سینی نشاء بپاشید .
 
مثال : سمپاشی سینی های کاهو
برای کاشت کاهو با تراکم 1600 بوته در هکتار معادل 167 سینی در هکتار ( 96 گیاهچه در هر سینی ) لازم است .
مراحل کالیبراسیون و مصرف سم به قرار زیر است :
دز سم را محاسبه کنید : مثلاً اگر دز توصیه شده 800 گرم در هکتار باشد ، معادل 800 گرم در 167 سینی خواهد بود که برای هر سینی 8/4 گرم سم لازم است .
محلول سم را آماده کنید : مثلاً وقتی برای خیس کردن بوته های هر سینی 600 میلی لیتر آب لازم باشد ، برای 167 سینی حدود 100 لیتر آب همراه با 800 گرم سم لازم است .
سینی ها را در یک یا دو ردیف کنار هم قرار دهید .
با حرکت عقب و جلو محلول سم را به طور مساوی روی سینی ها توزیع نمایید .
بهترین نتیجه زمانی به دست می آید که خاک بستر گیاهچه ها خشک باشد و پس از نشاء کاری آن را آبیاری نمایند . در هر حال ، در این روش میزان رطوبت خاک پس از نشاء کاری نسبت به سایر روش های کاربرد سم در خاک اهمیت کمتری دارد ، زیرا که در این روش سم قبلاً در منطقه ریشه قرار گرفته است .
 
ج) تیمار خاک در زمان کاشت بذر
در این روش سم را می توان به صورت نواری در شیار بذر قرار داد . به این منظور در مزارع بزرگ معمولاً از ماشین های مخصوص استفاده می شود . در مزارع کوچک می توان سمومی با فرمولاسیون مایع را با استفاده از یک سمپاش پشتی (Knapsack sprayer ) و سموم با فرمولاسیون جامد را با دست به صورت نواری پخش نمود . در این روش نیازی به تنظیم رطوبت خاک نیست زیرا که اصولا در زمان کاشت بذر معمولاً رطوبت خاک هم برای جوانه زنی و هم برای مصرف سم در خاک مناسب است .
تیمار خاک به صورت سمپاشی نواری در شیار بذر : در این روش بلافاصله قبل از کاشت یا در زمان بذر کاری و قبل از پر کردن شیار بذر سم در شیار بذر و روی بذر قرار داده می شود . به این منظور از محلول سم که با حجم کم آب مثلاً 200 تا 400 لیتر در هکتار تهیه شده باشد ، استفاده می شود ( به قسمت تیمار خاک قبل از کاشت مراجعه شود ). درصورت استفاده از گرانول ، بایستی آنها را به طور دستی در شیار بذر قرار داد . در صورتی که دستگاه خاص برای سمپاشی نواری در دسترس نباشد ، می توان از یک سمپاش گاز فشرده (Compressed gas sprayer ) که دارای یک تفنگ پاشش (Spray gun ) باشد استفاده کرد .
کاربرد سم در شیار بذر می تواند بذور را طی دوره جوانه زنی و مراحل اولیه رشد حفاظت کند . در صورتی که حجم محلول سم مورد استفاده کم باشد ، رطوبت موجود در خاک که برای جوانه زدن بذور تامین شده است ، محیط مناسبی را تاثیر سم فراهم می نماید . طی دوره جوانه زنی بذر ، سم در منطقه ریشه خواهد ماند و بنابراین سموم سیستمیک فرصت جذب شدن توسط گیاه را خواهند شد . در مقابل ، چنانچه حجم آب در محلول سم زیاد باشد یا خاک خیس باشد ، ممکن است سم به عمق پایینتر خاک حرکت کرده و به لایه های زیر بستر بذر برسد و بدین ترتیب تاثیر آن کاهش یابد .
 
د) تیمار خاک در زمان نشاء کاری یا پس از کاشت
تیمار خاک پس از کاشت یا انتقال نشاء به دو صورت می باشد .
تیمار تک تک گیاهان : این روش به دو صورت ریختن محلول سم در پای گیاه و یا پاشیدن گرانول تقسیم می گردد .
روش ریختن محلول سم : در این روش محلول سم به طور مستقیم پای بوته یا گیاه ریخته می شود به طوری که خاک پای گیاه خیس شود . این کار در دو زمان امکانپذیر است . یکی در زمان نشاء کاری و در سوراخ کاشت بلافاصله قبل از نشاء کاری ، که به صورت ریختن محلول سم پای گیاه یا پاشیدن سم روی گیاهچه ها انجام می شود ، و دوم چند روز یا چند هفته پس از نشاء کاری ، که به صورت ریختن محلول سم در قاعده ساقه گیاه اعمال می گردد .
حجم محلول سم لازم ، به بافت و رطوبت واقعی خاک بستگی دارد . بدین ترتیب که در خاک های رسی خشک حجم لازم بالغ بر 150-200 میلی لیتر به ازاء گیاه می باشد ، اما در خاک های شنی یا خاک های با رطوبت بالا حجم لازم به حدود 40-50 میلی لیتر می رسد . در مورد محصولات آبی می توان این روش را با حجم محلول کمتر (20-40 میلی لیتر ) به شرح زیر اجرا کرد :
در صورتی که مزرعه آبیاری اضافی شده باشد : سم یک تا دو روز پس از آخرین آبیاری مصرف شود ، به طوری که رطوبت خاک در آن زمان در حد ظرفیت مزرعه باشد . و در صورت امکان فاصله زمانی تا آبیاری بعدی طولانیتر شود .
در صورتی که آبیاری به نحو مطلوب انجام شده باشد : ترجیحاً سم در خاک خشک مصرف شود و آبیاری پس از کاربرد سم انجام گیرد . ضمناً فاصله زمانی تا آبیاری بعدی طولانیتر گردد .
روش ریختن محلول سم را می توان با وسایل مختلف انجام داد . یکی به وسیله ماشین مخصوصاً در زمان نشاء کاری ، با استفاده از سمپاش پشتی ، و یا پاشش دستی با استفاده از یک فنجان ، در خصوص سمپاش پشتی ، تنظیم دز سم را می توان با استفاده از تنظیم کننده روی دسته سمپاش (Stroke adjuster ) یا با استفاده از دزسنج (Dosimeter ) روی تفنگ پاشش انجام داد . در صورت در اختیار نداشتن سیستم تنظیم دز ، می توان با ثابت نگه داشتن فشار پاشش و پاشیدن برای یک دوره زمانی معین مثلاً 2 ثانیه دز مصرف را تعیین نمود . به علاوه می توان از نازل ها (Nozzles ) و شیرهای کنترل فشار نیز استفاده نمود .به هر حال برای هر نوع سمپاشی ، با یا بدون سیستم تنظیم دز ، بایستی قبل از هر دوره سمپاشی عملیات کالیبراسیون به شرح زیر انجام گیرد .
سمپاش را با آب پر کرده و آن را تحت فشار قرار دهید .
سمپاشی 20 گیاه را با ریختن سم در یک ظرف شبیه سازی کنید .
حجم آب مصرف شده را بر 20 تقسیم کرده تا حجم محلول مورد نیاز برای خیس کردن هر گیاه بدست آید .
با دانستن تعداد بوته در هکتار و میزان سمپاشی ، غلظت مورد نیاز را تعیین نمایید .
مقدار سم لازم برای یک سمپاش پشتی را محاسبه کنید .
 
مثال : کالیبراسیون سمپاش پشتی بدون سیستم تنظیم دز
سمپاش را با آب پر کرده و آن را تحت فشار قرار دهید .
برای مدت 2 ثانیه دسته سمپاش را کشیده و این عمل را 20 بار تکرار کنید . اگر حجم کل محلول برابر با 790 میلی لیتر باشد ، 40 میلی لیتر محلول در هر بار کشیدن دسته سمپاش آزاد خواهد شد .
اگر تراکم بوته در یک هکتار 16000 باشد ، محلول سم مورد نیاز برای هر هکتار 4./. لیتر * 16000 یعنی معادل 640 لیتر خواهد بود .
اگر دز مصرف سم 400 گرم در هکتار باشد ، این مقدار سم با 640 لیتر آب استفاده می گردد .
اگر حجم سمپاش 16 لیتر باشد ، برای هر سمپاشی 10 گرم از سم لازم خواهد بود .
 
   روش پاشیدن گرانول : از فرمولاسیون گرانول نیز می توان برای سمپاشی تک تک گیاهان استفاده کرد . رطوبت لازم در خاک برای این روش شبیه روش ریختن محلول سم با حجم کم است . دز مصرف سم برای هر گیاه را می توان از تقسیم میزان مصرف سم در هکتار بر تعداد بوته در هکتار محاسبه کرد . حجم گرانول لازم را می توان با وزن کردن مقدار کل سم مورد نیاز ، مثلاً برای 1000 گیاه ، در یک بشکه و سپس تقسیم آن بر 1000 تخمین زد . اگر حجم مورد استفاده برای هر گیاه خیلی کم باشد بایستی گرانول با یک ماده خنثی که دارای وزن حجمی شبیه سم مورد نظر باشد ، مخلوط شود تا به حجم مناسب برای پاشیدن برسد .
 
مثال : پاشیدن گرانول در یک مزرعه گوجه فرنگی
با تراکم 16000 بوته در هکتار و با دز مصرف یک کیلوگرم گرانول در هکتار ، مراحل کالیبراسیون و مصرف به شرح زیر است :
ابتدا دز مصرف را تعیین نماید : با احتساب 1000 گرم گرانول برای 16000 بوته ، معادل 625./. گرم گرانول برای هر گیاه خواهد شد .
حجم مصرف سم را با استفاده از یک استوانه مدرج تعیین نمائید : برای 1000 بوته 5/62 گرم گرانول لازم است ، که حجم آن معادل 120 میلی لیتر است . بنابراین حجم گرانول لازم برای هر بوته 12/. میلی لیتر می باشد .
حجمی که عملاً برای هر گیاه لازم است را تعیین کنید : در عمل مقداری از سم که همراه با حامل مناسب باید مصرف گردد برای هر گیاه یک میلی لیتر می باشد که معادل حجم درب یک شیشه کوچک می باشد .
حامل مناسب با تراکم مناسب رابه ترکیب سم اضافه کنید : به این منظور ابتدا 5/62 گرم از گرانول ( که برای 1000 بوته می باشد ) را در یک استوانه مدرج ریخته و سپس حامل مناسب مثلاً شن را تا رسیدن به حجم 120 میلی لیتر به آن اضافه کنید .
برای ایجاد حالت معلق همگن از گرانول ها در شن ، آن را کاملاً مخلوط نمایید .
به ازاء هر گیاه یک میلی لیتر از ترکیب آماده شده را با استفاده از درب یک شیشه کوچک مصرف کنید .
 
سم آبیاری
مصرف انواع مختلف سموم اعم از قارچ کش ، علف کش ، حشره کش ، نماتد کش و ... در آب و از طریق سیستم آبیاری را در اصطلاح سم آبیاری گویند . البته واژه Chemigation به طور کلی شامل کاربرد هر نوع ماده شیمیایی کشاورزی (Agricultural chemicals ) درآب از طریق سیستم آبیاری است . این مواد شیمیایی شامل انواع مختلف سموم ، کودها ، تنظیم کننده های خاک ، مواد شیمیایی بیولوژیک ، و غیره می باشند .
برای عملیات سم آبیاری باید کیفیت سیستم آبیاری و مدیریت آن مناسب باشد . این شرایط ، توزیع یکنواخت مواد شیمیایی در سطح مزرعه یا محصول و انتقال موثر آن به منطقه ریشه ، یعنی جائی که باید سم مورد استفاده جذب گیاه شود تا بتواند گیاه را در برابر آفات و بیماریهای خاکزی محافظت کند ، تضمین می نماید . اگر کیفیت سیستم آبیاری و مدیریت آن ضعیف باشد ، بایستی از مصرف سموم همراه آب آبیاری خودداری شود و در عوض از روش های دیگر که در بالا توضیح داده شد استفاده شود .
امکان و نحوه انجام عملیات سم آبیاری بسته به نوع سیستم آبیاری متفاوت است . در عمل مناسبترین سیستم های آبیاری برای عملیات سم آبیاری ، آبیاری بارانی ( Sprimkle irrigation ) و آبیاری قطره ای (Drip irrigation ) می باشند . در بین روش های مختلف آبیاری بارانی ، سیستم آبیاری بارانی دورانی (Center pivot ) مناسبتر از بقیه می باشد . در واقع در سیستم آبیاری بارانی دورانی خطر بادبردگی (Drift ) سم به محیط اطراف کمتر است و همچنین یکنواختی توزیع سم در این سیستم بیشتر است . بنابراین این سیستم برای عملیات سم آبیاری بسیار مناسب می باشد . با توجه به گسترش کاربرد و اهمیت سیستم آبیاری قطره ای در اینجا عملیات سم آبیاری در این سیستم بحث می شود .
 
سم آبیاری در سیستم آبیاری قطره ای
در سیستم آبیاری قطره ای ، آبیاری با استفاده از قطره چکان های با دبی ثابت از کیفیت بالایی برخوردار است ، زیرا که این نوع سیستم مستقل از پستی و بلندی زمین می باشد . در مقابل قطره چکان های با دبی متغیر بایستی فقط در زمین های بدون شیب استفاده شوند . بنابراین سیستم با دبی ثابت را می توان مستقل از وضعیت پستی و بلندی زمین برای عملیات سم ابیاری استفاده نمود ، ولی سیستم با دبی متغیر را فقط در صورتی می توان برای عملیات سم آبیاری استفاده نمود که قبلاً از نظر توزیع یکنواخت سم در سطح مزرعه تست شده باشد .
 
نحوه کالیبراسیون در سیستم آبیاری قطره ای
قبل از اینکه کالبراسیون را شروع کنید ، سیستم آبیاری را راه اندازی نمائید تا همه قطره چکان ها میزان آب یکسانی را دریافت کنند و سیستم در حالت فشار کامل اجرا شود .
یک ماده شوینده غلیظ را به جای محلول سم مورد نظر در تانک تزریق ( مخزن ) بریزید . نکته مهم این است که حجم محلول شوینده با حجم محلول سم که قرار است استفاده شود برابر باشد .
یک لوله 30 سانتی متری قابل انعطاف را به نزدیکترین قطره چکان به مرکز تزریق ، متصل کنید و یک لوله 30 سانتی متری دیگر را به دورترین قطره چکان به مرکز تزریق متصل نمایید . با خروج محلول شوینده از قطره چکان ها ، کف تولید خواهد شد . هر دو این قطره چکان ها را باید زیر نظر گرفته و فواصل زمانی که محلول شاخص از آنها خارج می شود را تعیین نمود .
به تزریق محلول شاخص ادامه داده و جریان محلول را از لوله های قابل انعطاف به یک محفظه متصل نمایید . سپس زمانی را که محلول شاخص برای اولین بار در محفظه دیده می شود و زمانی که محلول شاخص دیگر در محفظه دیده نمی شود تعیین کنید .
در صورتی که دوره تشخیص محلول شاخص بین نزدیکترین و دورترین قطره چکان ها در محدوده 2 دقیقه باشد ، پوشش محلول سم مطلوب در خاک مطلوب خواهد بود . در غیر این صورت باید تنظیماتی انجام شود . به این منظور بایستی از آب بیشتری استفاده شود تا محلول سم رقیقتر گردد که سرعت جریان اب در سیستم کندتر شود .
 
عملیات سم آبیاری در سیستم آبیاری قطره ای
ابتدا عملیات سم آبیاری را با آب شروع نمایید به طوری که لوله ها با آب پر شده و خاک خیس شود . برای ایجاد یک توزیع یکنواخت لازم است تزریق های متوالی هر کدام حداقل 15 دقیقه طول بکشد . زمانی که تزریق خاتمه یافت ، سیستم را یک یا دو بار با آب با مدت زمان معادل با مدت زمان تزریق شستشو دهید تا سیستم آبیاری تمیز شده و سم مورد استفاده وارد خاک شود .
زمانبندی تزریق به حلالیت سم در آب و بافت خاک بستگی دارد . بدین ترتیب که با افزایش میزان حلالیت سم در آب و با افزایش مقدار شن ، تزریق سم بایستی بیشتر در انتهای چرخه آبیاری (Irrigation cycle ) انجام گیرد . اصولاً در سیستم ابیاری قطره ای فاصله بین قطره چکان ها ، نحوه حرکت آب در خاک ، و زمانبندی کاربرد سم به بافت خاک بستگی دارد . برای اینکه سم در منطقه ریشه قرار بگیرد ، در خاک های رسی سم بایستی در اواسط چرخه آبیاری تزریق گردد ، در حالیکه در خاک های شنی تزریق بایستی در اواخر چرخه آبیاری انجام شود . علاوه بر این ، فاصله بین قطره چکان ها در خاک رسی نسبت به خاک شنی بایستی بیشتر باشد .
در مواردی که در طی یک روز چندین چرخه آبیاری کوتاه انجام می گیرد ، تزریق سم بایستی طی اولین یا دومین چرخه آبیاری و در صبح انجام شود . برای اطمینان از اینکه سم جذب محصول شده است ، بایستی فاصله زمانی تا آبیاری بعدی را طولانیتر کنید . آبیاری قطره ای برای آبیاری کرتهای کوچک مناسب است . کوتاهترین واحد آبیاری یک ردیف محصول است که به اندازه طول یک بازوی جانبی سیستم آبیاری باشد که روی آن قطره چکان ها مستقر شده اند .
به طور آزمایشی می توان عملیات سم آبیاری را با استفاده از یک سمپاش پشتی شبیه سازی نمود . به این منظور تفنگ سمپاش را به بازوی جانبی سیستم آبیاری متصل نمایید . ابتدا سمپاش را با آب پر کرده و با فشار آب را وارد بازوی جانبی سیستم آبیاری نمایید . سپس محلول سم را در سمپاش وارد کرده و در نهایت دو بار آن را با آب شستشو دهید .

محمدرضا نعمت اللهی ، عضو هیات علمی بخش تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی
صادق جلالی ، عضو هیات علمی بخش تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی

کلمات کلیدی : مقالات کشاورزی > مقاله سم و خاک > خاکشناسی > اصول و نحوه کاربرد سموم در خاک

jkm.ir

www.alonefarmer.ir

www.alonefarmer.blogfa.com

www.cpi.blogfa.com

www.photofarmer.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:12  توسط محسن یمینی صفت  | 


 
1388/09/22 -->

 

كشور ايران از نظرموقعيت استراتژيكي  و اقليمي يكي از كشورهاي بي نظير در كره زمين است با وسعتي برابر 1648000 كيلومتر مربع از شمال تا جنوب واز شرق تا غرب داراي آب و هواي متغير با اقليم هاي متفاوت است . در كشوري با اين همه نعمات خداداي ،  نبايد فقر يافت شود . در حاليكه معضلات اجتماعي امروز ناشي از عدم بكار گيري نيروها در استفاده از اين نعمات مي باشد .
  از جمعيت 60 ميليوني كشور 170 ميايون دانش آموز و ميليونها دانشجو و متخصص كه هر ساله رقمشان در حال فزوني است ، به صف جويندگان كار مي پيوندند . 24 ميليون نفر از جمعيت كشور در روستاها سكونت دارند كه شرايط بسيار دشوار گذران زندگي كرده و بسياري از آنها در حال مهاجرت به شهر ها مي باشند . آمار رشد جمعيت نشان مي دهد كه ساليا نه 5/1  ميليون فقر  به جمعيت كشور اضافه شده ، بطوريكه در سال 2050 ميلا دي به 140 ميليون نفر مي رسد  ، با توجه به مراتب بالا  بسيار روشن است كه فوري ترين اقدام جهت بهبود اوضاع شناخت امكانات و ثروتهاي بالقوه جامعه مي باشد ، بنابراين تنها راه ممكن تقدم ، سرما يه گذاري در بخش كشاورزي مي باشد . ميزان آبي كه در حال حاضر هر ساله ا ستحصال شده و در دسترس  ما قرار مي گيرد برابر حدود 90 ميليلرد متر مكعب است كه بيش از 3 درصد كل آبي است كه در سطح جهان استحصال  مي گردد . مفهوم اين ا رقام آن است كه ايران از نظر آب و خاك كشوري ثروتمند است . اما  اراضي زير كشت آبي كشور ايران حدود 5/7 ميليون هكتار يعني كمتر از 5 درصد كل مساحت كشور  است  در حاليكه  ار اضي مستعد كشور براي كشاورزي   بين 30 تا 50 ميليون هكتار بر آورد شده بعبارتي مي توان بين 20 تا 30 درصد كل مساحت كشور را زير كشت قرار داد .
 از 88  ميليارد  متر مكعب آب كه هر ساله استحصال مي شود  حدود 83  ميليارد  متر مكعب آن در بخش   كشاورزي  مصرف مي شود كه متاسفا نه 63 ميليارد متر مكعب آن به هدر مي رود . حال مشخص شد چاره كار جلوگيري از به هدر رفتن آب است    تلفات اصلي عمدتاً در داخل مزرعه است كه 70 تا 90 درصد تلفات آب را شامل مي شود .
دستيابي به راندمان آبياري باراني تا راند مان 70 درصد و راندمان آبياري قطره اي تا 95 درصد است ، يعني در سيستم آبياري باراني تا 20 درصد و در سيستم  آبياري قطره اي تا 5 درصد آب تلف مي شود ، در حاليكه آبياري مزارع به روش سطحي حتي با انجام هزينه هاي گزاف و تسطيح  اراضي  راند مان آ بياري از 50 درصد تجاوز نمي كند و در وضعيت سنتي كه  اكثر اراضي كشور ما بهمين ترتيب آبياري مي شود حتي كمتر از 35 درصد مي باشد . اين بدين معني است كه اگر از روشهاي آبياري باراني و قطره اي استفاده نكنيم 65 درصد آب مزارع  از بين مي رود و با   احتساب آب تلف شده در كانالهاي انتقال ميزان تلفات از 75 درصد  تجاوز  نمي كند . لذا با  استفاده از  سيستمهاي  آ بياري تحت فشار مي توان از  تلفات آب جلوگيري كرد و به  يك  رشد اقتصادي كه بر اساس آن مي توان به يك توسعه پايدار اقتصادي ، اجتماعي دست يافت . 
 
 
آبياري قطره اي عبارتست از پخش آهسته آب بر سطح يا زير خاك به صورت قطرات مجزا  ، پيوسته ، جريان باريك يا اسپري ريز از طريق  قطره چكا نها يي كه در طول خط انتقال آب قرار دارند . آبياري قطره اي  داراي  روشها  و مفا هيم متعددي  مانند آبياري دريپ ، آبياري زير بستري ، آبياري فواره اي و آبياري اسپري است .
 
 
 
انواع سيستم هاي قطره اي                                                           ابتدای صفحه
 
آبياري دريپ :
 پخش آهسته آب برسطح خاك به صورت قطرات مجزا يا پيوسته ، يا جريانهاي باريك از حفره هاي ريز آبياري    دريپ نام دارد . در بيشتر موارد آبياري دريپ و آبياري تريكل ( قطره اي ) مترادف يكديگر به كار مي روند .
 
آبياري زير بستري : 
   پخش آهسته آب در زير سطح خاك از قطره چكانهايي با دبي در حدود آبياري دريپ ، آبياري زير بستر نام دارد .  اين روش با آبياري زير زميني  متداول كه در آن ناحيه  ريشه گياه با كنترل سطح ايستابي آ بياري مي شود متفاوت است و نبايد اشتباه گرفته شود .
 
آبياري فواره اي ( بابلر ) :
       پخش آب بر سطح خاك به صورت جريان با ريك يا فواره از سوراخي با دبي بيشتر از  آبدهي  آبياري  دريپ يا زير بستري آما معمولاً كمتر از 1  گالن   بر دقيقه ، آبياري  فواره اي  نا ميده مي شود . دبي قطره چكان در اين آبياري از سرعت نفوذ نهايي خاك بيشتر است و ايجاد يك حوضچه براي نگهداري يا كنترل پخش آب ضروري مي باشد .
 
آبياري اسپري :  
 پخش آب بوسيله يك اسپري يا مه پاش كوچك بر سطح خاك به آبياري اسپري معروف است . در اين روش هوا در پخش آب نقش اساسي را بعهده دارد در حاليكه در روشهاي دريپ ، فواره اي و زير بستري ، خاك عامل اصلي محسوب مي گردد .
 
 
 
طرز كار كلي سيستم قطره اي :
 
       در آبياري قطره اي آب از يك شبكه لوله كم فشار به صورت يك الگوي از قبل تعيين شده ، پخش مي گردد . وسيله خروج آب به خاك   « قطره چكان «   نام دارد .  قطره چكا نها از طريق يك نازل  باريك يا مسير جريان طويل ، فشار موجود در شبكه  لوله را كاهش مي دهند و موجب كاهش دبي تخليه تا حدود ليتر بر ساعت مي شوند .
آب بعد از خروج از قطره چكان توسط نيروها ي كاپيلارتي و ثقل در  نيمرخ خاك جريان مي يابد ، بنابراين سطحي كه به وسيله هر قطره چكان خيس مي شود با عوامل محدود كننده جريان افقي آب محدود مي گردد .  در سيستم هاي  قطره اي  دور آبياري يك روز و حتي در صورت نياز كمتر امكان پذير است .
براي درختان و تا كها كه گياها ني دا ئمي با فاصله زياد از يكد يگر مي باشند ، قطره چكا نها به صورت واحد هاي ساخته شده مجزا بوده و توسط يك زايده به خط انتقال  آب مرسوم به   « لوله فرعي قطره جكان  « ، « شيلنگ لوله فرعي  « يا « لوله فرعي « متصل مي گردند .
برخي قطره چكا نها به صورت لوله هاي اسپا گتي شكل بوده و چند خروجي دارند . اين امر براي افزايش سطح خيس شده با حدا قل افزايش در هزينه است . براي گياهان رديفي كمتر دائمي ما نند گوجه فرنگي ، نيشكر و تو.ت فرنگي ، لوله فرعي و قطره چكا نها را با هم به صورت يك واحد قابل جدا ساختن مي سازند كه يا سوراخهايي به فواصل 9 تا 36 اينچ  دارند مانند لوله دو محفظه اي ويا ديواره هاي متخلخلي دارند كه آب ار آنها به بيرون تراوش مي نمايد . در هر دونوع سيستم  قطره اي ، لوله هاي فرعي به خط انتقال آب مرسوم به « مانفولد « متصل مي شوند .
 
 
محاسن آبيار ي قطره اي    :
 
      آبياري قطره اي آسان ترين راه آب دادن به هر گياه مانند درختان و تاكها ست و كمبود رطوبت خاك را قبل از پيداش مكش بالاتر اثر مصرف آب به وسيله گياه از طريق تبخير و تعرق ، بر طرف مي سازد . يك سيستم آبياري        قطره اي به علت كا ربرد موثر آب و نيروي كارگرداراي مزاياي آگرونوميكي ، آگروتكنيكي و اقتصادي منحصر به فرد است .
صرفه جوئي در ميزان آب و هزينه ها :  آ بياري قطره اي هزينه هاي بهره برداري را كاهش مي دهد و اين مسئله اساسي در اين   روش  جديد  است .  سيستم هاي  قطره اي به آب كمتري  نسبت به ساير سيستم هاي  متداول آبياري نياز  دارد . مثلاً‌ در باغات درختان جوان ، آبياري  با سيستم قطره اي تنها نصف آب مورد  نياز آبياري باراني يا سطحي مصرف مي كند . با مسن تر شدن درختان ، صرفه جوئي در آب با سيستم قطره اي كاهش مي يابد ما هنوز براي بسياري باغداران آبياري موثر با سيستم قطره اي بعلت كمبود و قيمت بالاي آب ، اهميت دارد . هزينه كارگر براي آبياري را مي توان كاهش داد ، زيرا در سيستم قطره اي كافي است كه پخش آب تنظيم گرديده و سيستم به كار انداخته شود . اين تنظيم ها توسط وسايل اتوماتيكي انجام مي گيرد كه نياز به كارگر چنداني ندارد .  
 
عمليات زراعي آسانتر :
 
 از آنجا كه بيشتر سطح خاك هرگز با آبياري قطره اي خيس نمي شود ، رشد علف هرز كاهش مي يابد . در نتيجه هزينه كارگر و مواد شيميايي براي كنترل علف هرز پائين مي آيد . همچنين چون با آبياري قطره اي خاك كمتري خيس مي شود ، عمليات زراعي ديگر در باغات را مي توان لاينقطع ادامه داد . مثلاً در گياهان رديفي ، فاروهائي كه كارگران روي آنها راه مي روند نسبتاً خشك و محكم باقي مي ماند .
كودها را مي توان در آب آبياري تزريق نمود كه با اين كار نيازي يه نيروي كارگر براي پخش آنها روي زمين نيست . براي اين منظور كودهاي بسيار محلولي در بازار موجود بوده و انواع خديد آنها كودپاشي از طريق سيستم قطره اي را گسترده ساخته است . بعلت كنترل بيشتر روي محل و زمان پخش كود با سيستم قطره اي ، كارايي كود پاشي افزايش يافته است .
 
به كارگيري آ‌ب شور :
 آبياريهاي مكرر رطوبت خاك را در حدي نگهميدارد كه بين دو حالت خيلي خشك و خيلي ترنوسان نمي كند و بيشتر قسمت هاي خاك از هواي كافي برخوردار است . خيس ماندن خاك بين آبياريها ، نمكهاي موجود در محلول را رقيق تر نگهميدارد . بهمين جهت در سيستم قطره اي مي توان از آب با شوري بيشتري نسبت به ساير روشها ي آبياري استفاده كرد .
مورد استفاده در خاكهاي صخره اي و شيب هاي تند : سيستم هاي آبياري قطره اي را مي توان طوري طراحي كرد كه در هر نوع توپوگرافي به نحو موثر قا بل استفاده باشد . در اراضي صخره اي ، حتي اگر فاصله بين درختان نامنظم و اندازه آنها متفاوت باشد ، مي توان آبياري قطره اي را به نحوي موثر به كار گرفت زيرا آب بسيار نزديك به هر درخت پخش مي شود .
 
معايب آبياري قطره اي :
 
        هزينه نسبتاً بالا ، گرفتگي قطره چكانها ، ايجاد شوري موضعي و پخش نا منظم و لكه لكه اي رطويت خاك از معايب اصلي سيستم هاي آبياري قطره اي بشمار مي آيند .
 
 
گرفتگي :
 چون خروجي فطره چكانها بسيار ريز هستند ، ذرات معدني يا آلي موجب گرفتگي آنها مي شوند . گرفتگي باعث كاهش دبي تخليه ، غير يكنواختي پخش آب و در نتيجه صدمه به گياه مي گردد . در برخي موارد ، ذراتي در آب آبياري موجود است و قبل از ورود به شبكه لوله ها تصفيه نمي شود . در موارد ديگر ، ذرات در داخل خط لوله يا با تبخير آب از روزنه قطره چكانها بين آبياريها وارد آب مي شوند .اكسيد آهن ، كربنات كلسيم و بقاياي جلبك و ميكروبها در بعضي سيستم هاي آبياري تشكيل شده اند . تصفيه شيميائي آب منجر به حذف يا كاهش مشكل گرفتگي قطره چكانها مي گردد .
 
يكنواختي :
      بيشتر قطره چكانها ي قطره اي داراي فشار سرويس پائيني هستند ( 3 تا 20 پي اس آي ) . اگر مزرعه داراي شيب تندي باشد ، دبي قطره چكان در خلال آبياري تا حدود 50 درصد پيش بيني شده تغيير كرده و بعد از بستن آب ، قطره چكانهاي پائين تر همچنان به تخليه آب ادامه مي دهند . برخي گياهان بيشتر و گياهان ديگر كمتر آب دريافت مي كنند .
 
شرايط خاك :
       بعضي خاكها داراي سرعت نفوذ نهايي كافي براي دريافت دبي تخليه قطره چكانها نبوده و توليد روان آب يا شرايط ماندابي مي نمايند . با دبي تخليه 1 گالن برساعت ، خاك بايستي داراي سرعت نفوذ نهايي 5/0 اينچ بر ساعت باشد تا قطر دايره تر شده در اطراف قطره چكاناز 2 فوت تجاوز نكند . معمولاً خاكهاي شني ، بويژه با لايه بندي افقي اندك ، براي آ بياري قطره اي بسيار مناسب مي باشند . اينگونه لايه بندي براي آبياري قطره اي مفيد است زيرا حركت جانبي آب را افزايش داده و حجم بيشتري از خاك را مرطوب مي سازد . تجربه نشان داده است كه خاكهاي داراي بافت متوسط مناسب آبياري قطره اي بوده ، اما برخي خاكهاي بافت ريز روان آب توليد كرده اند .
 
تجمع نمك :
        نمكها در سطح خاك تجمع يافته و خطر بالقوه اي براي گياه فراهم مي سازد زيرا بارانهاي سبك املاح را به ناحيه ريشه گياه منتقل مي سازد . بنابراين ، وقتي بعد از دوره تجمع نمك باران مي آيد ، آبياري بايستي طبق برنامه ادامه يابد تا به اندازه 5 سانتي متر باران وارد خاك شود و نمكها را از ناحيه ريشه گياه خارج سازد .
در خلال آبياري قطره اي ، نمكها در زير سطح خاك و پيرامون حجم خيس شده خاك با قطره جكان نيز تجمع مي يابد . خشك شدن خاك بين آبياريها موجب حركت معكوس آب خاك و اتنقال نمك از پيرامون ناحيه خيس شده به طرف قطره چكان مي گردد حركت آب بايستي هميشه دور از قطره چكان باشد تا از صدمات ناشي از نمك جلوگيري شود .
 
 خطرات :
         اگر حوادث كنترل نشده اي موجب قطع آبياري گردد ، به گياه سريعاً صدمه وارد مي شود . زيرا توان ريشه ها براي گرفتن آب و مواد غذائي به حجم نسبتاً كوچك خاك خيس شده محدود مي گردد . جوندگان لوله هاي فرعي پلي اتيلن را مي جوند براي رفع اين مشكل و كنترل جوندگان  ، بايستي از لوله هاي فرعي از جنس پي وي سي استفاده كرد .
با شكستن خط لوله انتقال آب اصلي يا درست كار نكردن سيستم تصفيه ، مقداري مواد زايد وارد آب مي شود . با بروز اين گونه حوادث ، تعداد زيادي از قطره چگانها دچار گرفتگي مي شوند كه بايستي تعمير يا تعويض گردند .  
 
1 ) معرفي سيستم آبياري قطره اي
در اين روش آبياري ، آب با فشار كم (حدود يك اتمسفر ) پس از گذشتن از دستگاه كنترل مركزي ( در صورت نياز توام با كود محلول ) بوسيله لوله هائي كه در سطح زمين پخش شده ، پس از عبور از قطره چكانها يي كه در محل هاي مناسب در مجاورت گياه قرار داده شده اند ، بصورت قطره قطره و بطور ممتد به اندازه نياز گياه به خاك داده ميشود .
 
 
1 ـ 1  واحد كنترل مركزي
از دستگاههائي تشكيل شده كه آب  پمپاژ شده را پس از تصفيه و افزايش كود ( در صورت لزوم ) و با كنترل دقيق ميزان دبي جريان و تنظيم فشار وارد لوله اصلي شبكه آبياري قطره اي مي نمايد .
1 ـ پمپ                                                                                   9 ـ دبي سنج
2 ـ پايه شير تنظيم فشار                                                                10 ـ لوله اصلي 
3 ـ شيرتخليه هوا                                                                       11 ـ شيرهاي قطعات ( اتوماتيك يا دستي )
4 ـ شير كنترل                                                                           12 ـ لوله نيمه اصلي
5 ـ تانك كود يا دستگاه تزريق كود                                                    13 ـ لوله هاي لترال
6 ـ شير لوله اصلي                                                                      14 ـ بست ابتدائي
7 ـ فشار سنج                                                                            15 ـ شيرهاي شستشو دهنده
8 ـ صافي                                                                                16 ـ واحد كنترل
 
وسائل بكار رفته در دستگاه  كنترل مركزي عبارتند از :
 
 الف ـ انواع صافي هاي آب : صافي توري ، صافي سيكلوني ، صلفي شن
 
 ب ـ انواع وسا يل  ا ندازه گيري  ميزان جريان ، شيرهاي خودكار كنترل حجمي ، كنتور آب ، شيرهاي  خودكار كنترل زما ني ، شيرهاي يكطرفه و در سيستم هاي مدرن آبياري وسا ئل بصورت كا مپيوتري جهت كنترل و قطع و وصل شيرهاي آب قطعات آبياري بصورت اتوما تيك و با برنامه ريزي كامپيوتر ي 
 
ج ـ دستگاه تنظيم كننده فشار
 
د ـ شير تخليه هوا
 
ه ـ دستگاه تزريق كننده : تانك كود ، جهت مصرف كود
 
 
 
1 ـ 2 لوله هاي اصلي و لوله هاي نيمه اصلي
اين لوله ها معمولاً از جنس پلي اتيلن يا  P . V . C  يا آزبست مي باشند ، لوله اصلي آبرا از دستگاه كنترل مركزي به لوله هاي نيمه اصلي مي رساند ( اين لوله ها در عمق مناسب در خاك قرار داده مي شوند ) .
 
1 ـ 3 لوله هاي رابط
جنس اين لوله ها معمولاً‌ از پلي اتيلن و بندرت از  P . V . C   ميباشد كه در عمق مناسبي از خاك قرار گرفته و آب را از لوله هاي نيمه اصلي ( يا اصلي ) گرفته و در لوله هاي فرعي كه در سطح خاك و در امتداد رديفهاي كشت قرار دارند پخش ميكند .
 
1 ـ 4 لوله هاي فرعي يا لترالها
اين لوله ها از جنس پلي اتيلن نرم بوده كه قطره چكا نها در محلهاي مناسبي روي آن نصب مي گردد .
 
 
1 ـ 5 قطره چكانها
روي لوله هاي فرعي نصب شده اند . نقش اصلي قطره چكا نها شكستن فشار آب داخل لوله فرعي و ريزش آن بصورت قطره قطره روي خاك مي باشد .
 
1 ـ 6 لوله هاي فرعي قطره چكا ني
در بعضي مواقع نقش لوله هاي فرعي و قطره چكانها در هم ادغام شده و در حقيقت لوله هاي فرعي با سوراخها ئيكه در آن تعبيه مي شود و يا از ماده متخلخلي كه ساخته مي شود نقش قطره چكانها را نيز ايفاء ميكند .
 
1 ـ 7 بست ابتدا ئي و انتها ئي
  بست ابتدا ئي نوعي اتصال پلي اتيلني مي باشد كه لوله فرعي را به لوله رابط وصل مي كند و بست انتهائي انتهاي لوله را مي بندد .
 
1 ـ 8  اتصا لات
 لوله هاي پلي ا تيلن بوسيله جوش و يا اتصا لات مخصوص بهم متصل ميگردد .
 
1 ـ9  فشار شكن
وسيله اي است كه در صورت نياز براي  كاهش فشار آب در ميسر جريان قرار داده ميشود . فشار شكن داراي مكانيسم مخصوصي است كه افزايش فشار آب بيش از حد مجاز در ورودي خود را كاهش ميدهد ، بطوريكه بعد از فشار شكن فشار آب هميشه ثابت مي ماند . 
 
ب ـ 2   انواع آرايش قطره چكانها و سطح خيس شده
 
در روش آبياري قطره اي تمام سطح زمين مرطوب نميگردد بلكه درصدي از آن خيس مي شود كه آنرا سطح خيس شده ( P W  ) مي نامند . مقدار  PW   به سطح خيس شده توسط هر نقطه ريزش آب  ( A W  ) ، تعداد نقاط ريزش و آرايش نقاط بستگي دارد .
تعدادنقاط ريزش و انواع آرايش قطره چكانها در روي لوله هاي فرعي
بطور كلي هر چه نقاط ريزش آب ( تعداد قطره چكانها ) بيشتر باشد و قطره چكانها با آرايش مطلوبتري استقرار داده شوند سطح خيس شده ( P W ) ) بيشتر بوده ولي سيستم گرانتر خواهد بود . براي اقتصادي بودن طرح مي توان بجاي استفاده از قطره چكانهاي ساده ( داراي يك نقطه ريزش آب ) از قطره چكانهاي چند شاخه ( داراي چندين نقطه خروج آب ) استفاده كرد .
در اينجا پنج نوع استقرار قطره چكان كه تاكنون معمول بوده و بيشتر مورد استفاده قرار ميگردد توصيه ميگردد :
ـ  آرايش مستقيم يك رديفه
در اين نوع استقرار براي هر رديف كاشت يك رديف لوله فرعي اختصاص يافته و قطره چكانها با فواصل ( معمولاً مساوي ) روي آن قرار ميگيرند . حاصل كار ايجاد يك نوار مرطوب ( نسبتاً همگن ) در طول رديف كشت خواهد بود .
اين روش آرايش يك آرايش ساده اي است كه كار گذاري آن براحتي انجام ميگيرد . مخصوصاً اگر از قطره چكانهاي داخل خط  A و يا از لوله هاي فرعي قطره چكاني استفاده سود ، مي توان آنرا براحتي نصب و بسهولت جمع آوري نمود . بطور كلي اين آرايش در كشت هاي رديفي گياهان يكساله كه در آن نياز به ايجاد نوار مرطوب در طول رديف كشت است مناسب و قابل توصيه مي باشد . در باغات با فاصله كشت زياد درختان در روي رديف ، امكان عدم استفاده ريشه از نوار مرطوب شده در فاصله بين درختان  روي رديف وجود دارد ، بنابراين در فاصله كاشت درختان  (  در روي رديف  ) بيش از 6 متراين آرايش توصيه نمي شود .
در اين حالت استفاده از روشهاي آرايشي لوپ ( حلقه اي ) با استفاده از قطره چكانهاي چند شاخه اي در اطراف درخت مورد توصيه است .
ـ  آرايش مستقيم دو رديفي
اين آرايش در باغات ميوه مسن ، مخصوصاً موقعيكه نوع درختان كشت شده داراي زيشه هاي توسعه يافته و پراكنده اي است توصيه ميگردد . در اين روش آرايش قطره چكان چنانكه مشاهده ميگردد از دو رديف لوله فرعي و در دو طرف رديف كاشت استفاده مي شود . 
براي كسب حداكثر سطح خيس شده فاصله لوله طرفين رديف كشت بايستي تا حدي زياد باشد كه ميزان  P W  براي فاصله قطره چكانهاي مورد نظر كمتر از 100 % نشود .
ـ  آرايش قطره چكانهاي چند شاخه اي
در اين آرايش براي هر رديف از كاشت درختان فقط يك لوله فرعي بكار مي رود ولي بجاي استفاده از قطره چكان ساده ( با يك خروجي آب ) از قطره چكان با چندين خروجي آب استفاده ميشود .
ممكن است براي هر درخت يك عدد قطره چكان كه داراي 6 شاخه خروجي است بكار رود و يا دو عدد قطره چكان با 4 شاخه خروجي و يا سه عدد قطره چكان هر كدام با دو شاخه خروجي مورد استفاده قرار گيرد بهر حال تعداد قطره چكانها و همچنين تعداد شاخه ها قابل تغييراند در اين آرايش بايستي سعي شود نقاط ريزش در بيشترين فاصله ممكن كه سطح خشكي در بينشان ايجاد نگردد قرار داده شود تا يدينوسيله حداكثر سطح خيس شده بدست آيد . در مقايسه با استقرار لوله فرعي دو رديفه اين آرايش ارزانتر مي باشد ولي اشكال عمده آن ثابت كردن نقاط ريزش و مشكلبودن نصب ، جمع آوري و نگهداري اين نوع آرايش است .
آرايش قطره چكانها بصورت زيگزاك
در اين نوع آرايش براي هر رديف يك عدد لوله فرعي قرار داده مي شود ولي در كنار درخت ، لوله دور زده و به ميسر خود ادامه ميدهد . قطره چكانها معمولاً فقط در اطراف درخت استقرار مي يابد .
اين نوع استقرار بدليل مشكلاتي كه در نصب و همچنين جمع آوري و نگهداري  لوله هاي فرعي ايجاد مي نمايد كمتر از ساير روشها كاربرد دارد .
 
منبع:watersku.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:10  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1388/09/22 -->

 

مقدمه:
با توجه به رشد جمعیت در جهان، نیاز به غذا نیز افزایش می یابد و قسمت اعظم این غذا از راه کشاورزی به دست می آید. برای تامین غذا اولین نیاز بشر آب می باشد. آب مایه حیات است و هر جا آب باشد آبادانی نیز به همراه دارد و انسان ها برای به دست آوردن آب متحمل مشکلاتی می گردند و آب نقش اساسی در زندگی انسان ها دارد.
با توجه به اهمیت آب در کشاورزی و تولید محصول در آینده ای نزدیک به جای تعیین عملکرد محصول در هکتار، تولید محصول به ازای هر واحد آب مصرفی ارزشیابی خواهد گردید.
راندمان آب آبیاری در بخش کشاورزی ایران در حال حاضر بین 33 تا 35 درصد گزارش شده است و ما باید این راندمان آبیاری را به روش های گوناگون از جمله با استفاده از روش های مختلف آبیاری تحت فشار افزایش دهیم.
 
•         شناخت انواع لوله های قابل مصرف در آبیاری تحت فشار
1.    لوله های قابل مصرف در سیستم آبرسانی
2.    لوله های قابل مصرف در ادوات سیستم های آبیاری تحت فشار
•         آشنایی با سیستم های آبیاری تحت فشار
1.    آبیاری بارانی
2.    سیستم آبیاری خطی یا لینیر (Linear)
3.    سیستم آبیاری دوار مرکزی یا سنترپیوت
4.    سیستم آبیاری قرقره ای یاگان
•         آبیاری قطره ای
       نکات ضروری در استفاده از سیستم آبیاری قطره ای
 
 
وضعیت آب در ایران
ایران یکی از کشورهای خشک و کم باران جهان به حساب آمده و متوسط بارندگی آن 250 میلی متر ایت. متوسط بارندگی در استان یزد بین 90 تا 100 میلی متر بوده که سالانه با کاهش سفره آب زیر زمینی و پایان رفتن آم مواجه هستیم.
80 درصد آب برداشت شده از سفره های آب زیر زمینی در بخش کشاورزی مصرف می شود و بقیه در صنعت شرب و بهداشت استفاده می گردد و بیش از 90 درصد آب استحصالی در بخش کشاورزی مصرف می شود، لذا با توجه به کمبود آب در کشور، صرفه جویی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد که ما با استفاده از سیستم های آبیاری تحت فشار می توانیم در مصرف آب صرفه جویی کنیم و حتی سطح زیر کشت را نیز افزایش دهیم.
 
•         شناخت انواع لوله های قابل مصرف در آبیاری تحت فشار
1.    لوله های قابل مصرف در سیستم آبرسانی:
1.1.            لوله پلی اتیلن HDPG:
مشخصات عمده و شاخص لوله پلی اتیلن به شرح زیر است:
•         ضریب هیزن ویلیام این لوله 140 می باشد (هر چه ضریب هیزن ویلیام لوله بیشتر باشد اصطحکاک آب در داخل لوله کمتر است).
•         محاسبه قطر لوله بر اساس قطر دهانه قطر دهانه خارجی لوله است و بر حسب میلی متر می باشد.
•         فشار کارکرد آن 5/2-4-6-10 اتمسفر است.
•         اتصالات آن رزوه ای و جوشی است.
•         سایز لوله پلی اتیلن 16-20-25-32-40-50-63-75-90-110-125-140-160-180-200-225-250-280-315 میلی متر است.
 
1.2.            لوله آزبست:
مشخصات لوله آزبست:
•         ضریب هیزن ویلیام آن 140 است.
•         محاسبه قطر لوله بر اساس قطر داخلی دهانه لوله و بر حسب میلی متر است.
•         طول لوله آزبست 4 متر و یا 5 متری است.
•         فشار کارکرد 6-9-12-15 اتمسفر است.
•         اتصالات آن شامل مانشن، سوکت و اورینگ است.
 
1.3.            لوله پلیکا PVC:
•         ضریب هیزن ویلیام این لوله 140 می باشد.
•         محاسبه قطر بر اساس قطر داخلی دهانه لوله و بر حسب اینچ است.
•         فشار کارکرد آن 2-4-6-8-10-12-14-16 اتمسفر است.
•         اتصالات آن نر و ماده، اورینگ و اتصالات سری است.
 
1.4.            لوله آلومینیوم AL:
•         ضریب هیزن ویلیام این لوله 120 می باشد.
•         محاسبه قطر لوله بر اساس قطر داخلی لوله است و بر حسب اینچ می باشد.
•         طول شاخه های لوله آلومنیومی 6-9-12 متری است.
•         تا فشار 20 اتمسفر را تجمل می کند.
•         اتصالات آن جوشی، بست و قلاب، کمربند و اتصالات سری است.
 
1.5.            لوله گالونیزه:
•         ضریب هیزن ویلیام این لوله و بر حسب اینچ است.
•         طول لوله 6 متر است.
•         اتصالات آن قفل، کمربند و برشن است.
 
2.      لوله های قابل مصرف در ادوات سیستم های آبیاری تحت فشار:
2.1.            لوله پلی اتیلن:
قابل مصرف در لوله های آبده سیستم آبیاری قطره ای و سیستم گان یا قرقره ای.
2.2.            لوله آلومینیوم:
قابل مصرف در سیستم آبیاری غلطان و سیستم های آبیاری بارانی کلاسیک.
2.3.            لوله گالوانیزه:
قابل استفاده در سیستم آبیاری سنترپیوت و سیستم های آبیاری خطی یا لینیر.
 
•         آشنایی با سیستم های آبیاری تحت فشار
1.      آبیاری بارانی
1.      آبیاری بارانی کلاسیک:
شامل: 1- سیستم کاملا متحرک 2- سیستم نیمه متحرک 3- سیستم ثابت با آب پاش متحرک 4- سیستم کاملا ثابت.
•         سیستم کاملا متحرک:
در این روش کلیه سیستم قابل انتقال و جابجایی است و بیشتر جهت استفاده از آبیاری تکمیلی استفاده می شود.
•         سیستم کلاسیک ثابت با آبپاش متحرک:
در این روش کلیه لوله ها و بال ها ثابت است و فقط آبپاش ها که روی رایزرها نصب می شوند متحرک است. در این روش کلیه لوله ها را می توان در زیر خاک نصب کرد. مزایای این روش سهولت کار با آن و سادگی سیستم است.
•         سیستم کاملا ثابت:
در این روش کل سیستم کاملا ثابت است و بیشتر برای خزانه کاری و محصولات خاصی استفاده می شود.
لازم به یادآوری است که هنگاه عملیات کاشت و برداشت و در پایان فصل آبیاری کلیه لوله های روی سطح زمین را باید جمع آوری نمود.
مزایای آبیاری بارانی کلاسیک:
1.       صرفه جویی در مصرف آب و توزیع یکنواخت آب در مزرعه.
2.       امکان آبیاری در اراضی شیبدار و ناهموار.
3.       توزیع یکنواخت سم و کود در مزرعه.
4.       تمیز شدن برگ گیاهان و جلوگیری از سرمازدگی.
5.       کاهش علف های هرز در مزرعه.
6.       کاهش هزینه های تولید.
 
2.      آبیاری بارانی مکانیزه:
•         سیستم آبفشان غلطان یا ویلمو.
•         سیستم آبیاری خطی یا لینیر (Linear).
•         سیستم آبیاری دوار مرکزی یا سنترپیوت.
•         سیستم آبیاری قرقره ای یا گان.
 
3.      سیستم آبفشان غلطان یا ویلمو:
این روش آبیاری برای سطوح بزرگ و هموار و همچنین برای گیاهان زراعی پا کوتاه که حداکثر ارتفاعشان یک متر بیشتر نباشد، استفاده می شود.
این دستگاه شامل قسمت های زیر است:
•        لوله های اصلی: لوله های اصلی در این سیستم از جنس آلومنیوم است که طول هر شاخه آن 12 متر است. طول دستگاه یا بال می تواند تا 372 متر باشد. لوله های اصلی به وسیله لوله خرطومی به شیر هیدرانت یا شیرهای آبده وصل می شوند.
•        آبپاش ها: آبپاش ها روی بال ها قرار دارند که زیر هر آبپاش یک سوپاپ تخلیه آب است، که بعد از اتمام کار سیستم، آب دستگاه تخلیه می شود. فاصله آب پاش ها از هم 12 متر است، که بعد از اتمام کار سیستم، آب دستگاه تخلیه می شود. فاصله آبپاش ها از هم 12 متر است.
•        چرخ ها: محیط چرخ ها 6/4-5 یا 6 متر می تواند باشد که معمولا محیط چرخ ها را کمتر از 60 متر انتخاب می کنند. فاصله چرخ ها از هم دیگر 12 متر است.
•        موتور و شاسی: که در وسط قرار دارد.
 
 
نکات قابل توجه در استفاده از این سیستم:
1.       دستگاه را باید با ترمز مخصوص یا کیسه شن در مزرعه ثابت نگه داشت.
2.       در مواقع جابجایی سیستم باید شیر فلکه را بست و لوله رابط خرطومی را از دستگاه جدا کرد و ترمز را آزاد کرد.
3.       آب لوله ها یا بال ها باید تخلیه گردد.
4.       مانعی در مسیر حرکت نباشد.
5.       کنترل و سرویس موتور دستگاه انجام شود.
 
2.      سیستم آبیاری خطی یا لینیر (Linear):
در این روش آبگیری از کانال وسط مزرعه یا از طریق لوله های زیرزمینی و شیر هیدرانت های کنار مزرعه انجام می شود.
در سیستم خطی، دستگاه به صورت مستقیم حرکت می کند تا به انتهای مزرعه برسد سپس باید در همین مسیر برگردد حال برای اینکه در مواقع برگشتن قسمت انتهای مزرعه گل آلود است بهتر است، دستگاه نصف مزرعه را آبیاری کند سپس تا انتهای مزرعه بدون انجام آبیاری حرکت کند و در زمان برگشت انتهای مزرعه را آبیاری کند و قسمت ابتدای مزرعه که قبلا آبیاری شده بوده بدون آبیاری حرکت کند.
 
3.      سیستم آبیاری دوار مرکزی یا سنترپیوت:
این سیستم در حال حاضر یکی از مکانیزه ترین سیستم های آبیاری تحت فشار است که برای آبیاری در سطوح بزرگ و یکپارچه و برای اراضی نسبتا سبک استفاده می گردد و مزرعه را به صورت دایره ای آبیاری می کند. مساحت تحت پوشش این سیستم بین 25 تا 60 هکتار است.
 
قسمت های مختلف دستگاه سنترپیوت عبارتند از:
1- برج ثابت مرکزی:
این برج در محل برداشت آب مستقر است و تابلوی کنترل کامپیوتری در این سکو نصب است و سیستم به دور این برج می چرخد.
2- بال ها یا Spam:
طول بال ها حدود 5/52 متر است و تعداد آن ها بستگی به وسعت مزرعه دارد. در انتهای بال ها شیر تخلیه آب وجود دارد که وقتی دستگاه خاموش می شود فشار آب داخل لوله ها کاهش می یابد و شیر خودکار انتهای لوله باز شده و آب درون بال ها را تخلیه می کند و برعکس موقعی که دستگاه را روشن می کنیم و فشار آب در داخل بال ها زیاد می شود شیرها به طور اتوماتیک و خودکار بسته شده و در نتیجه آب از آب پاش ها خارج می شود.
3- آب پاش ها:
که به فاصله 3 متر از یکدیگر روی بال ها نصب گردیده است و در این سیستم می توان از دو نوع آبفشان استفاده کرد:
الف) آبفشان با فشار کم که آب را به صورت اسپری روی محصول می پاشد که بیشتر در اراضی شنی به کار                       می رود.
 ب) آبفشان ضربه ای که به فشار بیشتری نیاز دارد و برای خاک های نسبتا سنگین تر استفاده می شود.
ضمنا آب پاش های دورتر از برج مرکزی دارای آبدهی بیشتری نسبت به آب پاش های نزدیک برج هستند. زیرا آب پاش های دورتر مساحت بیشتری را تحت پوشش قرار می دهند.
4- برج متحرک:
برج های متحرک که دارای دو چرخ هستند و با سرعتی حدود 2 متر در دقیقه حرکت می کنند.
5- بال اضافی:
این بال برای آبیاری گوشه های مزرعه استفاده می شود و در مواقع ضروری بر روی دستگاه نصب می گردد.
 
4.      سیستم آبیاری قرقره ای یاگان:
این سیستم بیشتر برای تکمیلی و در اراضی دیم استفاده می شود و تشکیل گردیده از قرقره، شاسی، لوله پلی اتیلن، آبفشان گان و غیره.
 
نکات ضروری در مورد استفاده از سیستم یا گان:
   1.  استفاده از این سیستم در موقع سبز کردن محصول باعث کوبیدگی خاک و عدم سبز شدن محصول             می شود و می بایستی در ابتدای کاشت از سیستم مه پاش استفاده کرد. عرض پاشش آب در گان 60 تا 70 متر است.
   2.     استفاده از این روش در ارضی رسی و سنگین و یا برای کشت گیاهانی که دارای بذر زیر هستند باید با دقت کافی انجام گیرد تا بتوان از این سیستم استفاده نمود.
   3.    در مناطق گرم اگر مدت طولانی آب در لوله باشد و سپس دستگاه را روشن نمود ممکن است آب داغی که روی محصول ریخته می شود موجب بروز خساراتی در روی محصول می گردد، بنابراین باید بعد از انجام آبیاری آب داخل لوله را تخلیه نمود.
در این روش لوله پلی اتیلن روی قرقره ای پیچیده شده است که به تراکتور در مزرعه جابجا می شود و انتهای لوله پلی اتیلن آبفشان یا گان قرار دارد.
 
•         آبیاری قطره ای
در این روش بیشترین راندمان آبیاری وجود دارد و در اکثر باغات مورد استفاده قرار می گیرد.
تجهیزات آبیاری قطره ای عبارتند از:
1-      سیستم کنترل مرکزی
2-      لوله های اصلی و فرعی
3-      قطره چکان ها
سیستم کنترل مرکزیک
شامل:
1-     پمپ تامین کننده فشار آب
2-     سیکلون:
اولین مخزنی که بعد از پمپ قرار دارد سیکلون است و آب از پهلو وارد دستگاه شده و پس از چرخش و دوران شن های موجود در آب به مخزن پایین سیکلون سقوط می کند و آب از مجرای خروجی بالای سیکلون خارج می شود. 80 درصد رسوبات در سیکلون ته نشین می گردد.
3-     فیلتر شن:
فیلتر شن بعد از سیلکون قار دارد. در این دستگاه سه لایه شن روی یک فیلتر یا صفحه مشبک قرار دارد که آب از بالا وارد دستگاه شده و پس از عبور از لایه های شن و جدا شدن ذرات معلق و مواد اضافی آب از مجرای خروجی پایین دستگاه خرج می شود.
برای شستن و تمیز کردن شن ها باید شیر فلکه 1 و 3 را بست و شیرهای 2 و 4 را باز کرد تا جریان آب حالت عکس پیدا کرده و رسوبات از دهانه شماره 4 خارج می شود و در حالت کار باید شیر 1 و 3 را باز نمود تاسیستم کار کند.
4-     فیلتر توری:
این فیلتر از دو فیلتر داخل هم تشکیل شده و تصفیه نهایی توسط این فیلتر انجام می گیرد و باید هفته ای دو مرتبه این توری ها را تمیز کرد.
5-     مخزن کود:
این مخزن بین فیلتر شن و فیلتر توری قرار دارد و کودهای قابل حل در آب در این مخزن ریخته و سپس وارد سیستم می شود.
کودهای قابل حل در آب عبارتند از:
اوره، نیترات آمونیوم، سولفات آمونیوم، کلرور پتاس و کودهای میکرو.
نکته قابل توجه اینکه شلینگ ورودی آب به مخزن کود باید تا نزدیکی انتهای تانک برسد تا کود با آب به خوبی مخلوط گردد. طریقه کود دادن به این نحو است که کود قابل حل در آب را باید طبق نظر کارشناس و با توجه به نوع گیاه در تانک کود ریخت و شیر فلکه زیر تانک کود را آن قدر ببندیم که اختلاف فشار بین دو نقطه ورود و خروج آب در داخل تانک حدود 5 متر باشد بنابراین کود بخ نسبت معین وارد آب آبیاری می گردد.
 
لوله های آبیاری قطره ای:
1.    لوله های اصلی که آب را از ایستگاه پمپاژ به مزرعه می برد.
2.    لوله های نیمه اصلی که آب را از لوله های اصلی گرفته و به لوله های فرعی می رساند.
3.    لوله های فرعی که قطره چکان ها روی آنها نصب است و در سطح باغات و روی زمین قرار دارند.
 
قطره چکان ها:
ساختمان قطره چکان ها که جلو فشار آب اضافی را گرفته و در مقابل سرما و گرما مقاوم می باشند.
قطره چکان ها انواع مختلفی دارند مانند قطره چکان در خط – روی خط تنظیم شونده – تک خروجی و چند خروجی که بر حسب نیاز از آنها استفاده می شود. گاهی در آبیاری قطره ای به جای قطره چکان از آبفشان هم استفاده می شود که انواع مختلفی دارد.
1.    مه پاش: که آب را به صورت مه پخش می کند.
2.    میکروجت: آب را به صورت چندین رشته باریک پخش می کند.
3.    بابلر: که آب را به صورت فواره مانند پخش می کند.
 
عواملی که باعث گرفتگی قطره چکان ها می شود:
1.    عوامل فیزیکی مانند شن و ماسه
2.    عوامل شیمیایی مانند رسوبات سولفات کلسیم و منیزیم
3.    عوامل بیولوژیکی مانند باکتری و جلبک
 
نکات ضروری در استفاده از سیستم آبیاری قطره ای:
1.    استفاده از صافی در مجرای خروجی آب از استخر یا کانال های آبیاری
2.    سیستم را در پایان فصل آبیاری جرم گیری و شستشو داد و آب لوله ها را تخلیه نمود.
3.    اگر در طول فصل از آب شور استفاده شده بهتر است در فصل زمستان خاک را به وسیله آبیاری غرقابی شستشو داد.
 
مراقبت و سرویس های لازم از دستگاه های آبیاری قطره ای:
1.    طریقه تمیز کردن سیکلون:
هفته ای یک مرتبه دریچه پایین مخزن سیلکون را باز کرده و رسوبات ته نشین شده در این مخزن را تخلیه می کنیم.
2.    فیلتر شن:
طریقه تمیز کردن فیلتر شن به این روش است که شیر فلکه ورود آب در بالا و شیر ورود آب به مخزن کود یا فیلتر صافی را بسته و سپس شیر فلکه ورود آب در جهت عکس جریان قبلی حرکت کند و املاح و رسوبات ته نشین شده را به خارج هدایت کند.
دقت شود که هر ساله بایستی شن داخل مخزن را تعویض و یا خارج نمود و شستشو داد.
3.    فیلتر صافی:
در داخل محفظه فیلتر صافی دو عدد فیلتر توری وجود دارد که باید در هر نوبت آبیاری بازدید و تمیز نمود.
 
سرویس های لازم در شروع فصل آبیاری:
1.    قبل از شروع فصل آبیاری کلیه فیلتر ها بازدید شود تا در صورت پارگی آنها را تعویض نمود.
2.    تعویض شن داخل مخزن فیلتر شن و یا شستشوی آن.
3.    سرویس موتور پمپ.
4.    دقت شود که انتهای لوله و کلیه شیرها بسته شود.
5.    بازدید از کلیه لوله ها (در صورت پارگی تعمییر یا تعویض گردد)
 
سرویس ها و مراقبت های لازم در حین کار:
1.    فیلترها را باید حداقل 3 روز یک مرتبه به طور مرتب بازدید و تمیز کرد.
2.    انتهای لوله های آبده را هر ماه بازدید و سعی کنید حداقل ده دقیقه آب از انتهای آن خارج شود تا رسوبات لوله ها شسته شود.
3.    هر دو ماه یک بار شیر انتهای لوله های اصلی که خاک بیرون گذاشته است را باز کنید و اجازه دهید حداقل ده دقیقه آب انتهای لوله ها خارج شود تا در اثر این کار در لوله ها رسوب ایجاد نشود.
 
سرویس ها و مراقبت های لازم در پایان فصل آبیاری:
1.    کلیه شیرهای ساده و اتوماتیک را باز کنید.
2.    در قسمت کنترل مرکزی مهره ها و ماسوره ها را شل کنید.
3.    شیرهای تخلیه تانک کود، فیلتر صافی، فیلتر شن و سیکلون را باز کنید تا آب آنها به طور کامل تخلیه شود.
4.    انتهای لوله های اصلی و آبرسان را باز کنید تا آب داخل لوله ها و مرکز کنترل به خوبی تخلیه شود.
5.    در فصل سرد توصیه می شود اطراف شیر فلکه ها و شیرهای اتوماتیک را با گونی ببندید.
 
مزایای آبیاری قطره ای:
1.    صرفه جویی در مصرف آب
2.    کاهش هزینه های کاری
3.    امکان آبیاری در اراضی شیبدار و ناهموار
4.    کاهش رویش غلف های هرز
5.    استفاده از منابع آب باد بی کم
6.    افزایش سطح زیر کشت
7.    عدم ایجاد فرسایش خاک
8.    افزایش کیفیت و کمیت محصول
9.    امکان دادن عناصر غذایی همراه با آب آبیاری
10.    کنترل زمان و دور آبیاری
منبع مقاله: وب سایت خانه کشاورز کرمان  kkkerman.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:8  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/02/12 -->

 هدف از آبياري،روش هاي آبياري،طول مدت آبياري کرت:

آبياري
 
عبارتست از رسانيدن آب کافي به خاک به منظور تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه 

  هدف از آبياري :
 
1 – تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه
2 – کم کردن خطر يخبندان
3 – از بين بردن و يا کم کردن نمک موجود در گياه
4 – حاصل خيز کردن و اصلاح اراضي کم قوت و شني به کمک آبهايي که داراي املاح معدني هستند.
5 – ايجاد سهولت و امکان اجراي عمليات زراعي
6 – کنترل درجه حرارت براي رشد بهتر گياه  
 

  روش هاي آبياري :
 
به هر روشي که بتوان آب را به پاي بوته رسانده و رطوبت مورد نياز گياه را تأمين کرد، روش آبياري مي گويند که عبارتست از :

1 – آبياري سطحي يا ثقلي :
در اين روش آب تحت تأثير ثقل به حرکت درآمده و تمام (در کراتي ونواري) و يا قسمتي (در نشستي) از سطح مزرعه را مرطوب مي سازد.

2 – آبياري با لوله هاي تحت فشار :
آب در شبکه اي از لوله ها به صورت تحت فشار جريان داشته و به صورت باران (باراني) و يا به صورت قطرات ( قطره اي) رطوبت خاک را تأمين مي کند.

3 – آبياري زير زميني :
آب از زير خاک وارد شده و فقط به مقدار بسيار کمي که ممکن است سطح خاک را مرطوب کند. 
 

 

  آبياري کرتي :

 
 
در اين روش زمين به قطعاتي که داراي سطح صاف و بدون شيب هستند، تقسيم مي شود.
پشته ها در اطراف کرتها ساخته مي شوند که آب در داخل کرت باقي بماند. 
 

 

  معايب آبياري کرتي :
 
1 - احتياج به عمليات تسطيح دقيق دارد و معمولاً هزينه زيادي را مي طلبد.
2 – وجود پشته هاي اطراف کرت به عنوان مانع بزرگي براي عمليات کاشت، داشت، برداشت مکانيزه
3 – در صورت ضعيف بودن زهکشي طبيعي، منطقه احتياج به ايجاد زهکش دارد.
4 – زمين قابل ملاحظه اي بوسيله مرزها و نهرها اشغال مي شود و سطح مفيد زير کشت را کاهش مي دهد. 
 

 

  اندازه کرت :
 
اندازه کرت متفاوت است. اندازه کرت به عواملي چون نوع خاک، مقدار جريان ، عمق آبياري ، اندازه مزرعه، شيب زمين، شيوه زراعت بستگي دارد. 
 

 

  طول کرت :
 
طول کرت عامل مهمي است در پخش يکنواخت آب . در شرايط مختلف از 400 – 600 متر بسته به عواملي چون جنش خاک، شيب طولي کرت، دبي جريان، نفوذ پذيري خاک متغير است. 
 

 

  عرض کرت :
 
عرض کرت تابع شيب عرضي زمين، شيب طولي کرت، مقدار آبدهي ، نوع محصول و عرض کار ماشين آلات زراعي است و درهر صورت بين 20 – 5 متر و گاه 30 متر است. 
 

 

  طول مدت آبياري کرت :
معيار در آبياري کرتي اين است که :
 
1 – حجم آبي که وارد کرت مي شود به طور متوسط به اندازه عمق ناخالص آبياري (fg) براي پوشانيدن سطح کرت کافي باشد.
2 – زمان تماس آب با خاک در انتهاي کرت معادل زمان لازم براي نفوذ عمق خالص آبياري (fn) باشد.
T = زمان آبياري
Q = دبي ورودي به کرت
Fg= عمق ناخالص آب آبياري
A = سطح کرت
T × Q = Fg × A 
 

 

  محاسبه آب ورودي به کرت :
روش کار :
 
1 – ابعاد کرت را با متر اندازه گيري مي کنيم تا سطح آب مشخص شود.
2 – باتوجه به بافت خاک و گياه مورد کشت عمق خالص آب آبياري را تعيين مي کنيم.
3 – زمان آبياي را اندازه گيري مي کنيم
4 – با توجه به بافت خاک راندمان مصرف آب را بدست مي آوريم.
5 – از فرمول زير دبي آب ورودي به کرت را محاسبه مي کنيم.

 


 Fn × A
 
   
 
 
 
--------------------------------------------------------------------------------
 
 
 T =
 

 600 ×Q × E
 
   
 

 

 

  آبياري نشستي :
 
عبارتست از ايجاد جويچه هاي کوچک به نام شيار در طول مسير آبياري که معمولاً داراي شيب ملايم (کمتر از يک درصد) است. 
 

 

  تعيين ابعاد نشستي :
 
ابعاد جوي و پشته در آبياري نشتي به عوامل زير بستگي دارد :
1 – حرکت آب در خاک
2 – نوع گياه
3 – شيوه زراعت 
 

 

  آبياري تحت فشار :
 
در اين روش ، جريان آب با استفاده از موتور و پمپ در شبکه اي از لوله هاي اصلي و فرعي به صورت تحت فشار جريان مي يابد.

انواع آبياري تحت فشار :
آبياري باراني :
روشي است که در آن آب آبياري را با سرعتي مساوي و يا کمتر از نفوذ پذيري خاک به صورت باران بر سطح زمين پخش مي کنيم. مجموعه وسايل و لوله هايي که اين آب را از منبع آبي تا دهانه آبپاش منتقل مي کند شبکه آبياري باراني ناميده مي شود.

موارد استفاده از آبياري باراني :
1 - خاک بيش از حد متخلخل است و با آبياري سطحي توزيع يکنواختي بوجود نخواهد آمد
2 – عمق خاک حاصلخيز کم بوده و نمي توان تسطيح لازم براي آبياري سطحي بوجود مي آورد.
3 – شيب زمين زراعي تند و خاک به سادگي قابل فرسايش باشد.

مزاياي آبياري باراني
1 – صرفه جويي در مصرف آب به علت تلفات کم آب آبياري و امکان آبياري کم و مکرر
2 – عدم نياز به تسطيح در زمين هاي داراي پستي و بلندي
3 – کاهش هزينه کارگر آبيار نسبت به روش هاي سطحي
4 – دما و رطوبت گياه را مي توان کنترل کرد

معايب آبياري باراني :
1 – هزينه زياد
2 – زياد بودن مقدار تبخير در حين پاشش
3 - کم شدن درجه حرارت هواي محيط در موقع تبخير و کند شدن رشد گياه
4 – مشکل شدن عمل لقاح در موقع آبياري

اجزاي اصلي سيستم آبياري باراني :
1 – منبع آب
2 – منبع تأمين فشار
3 – شبکه لوله ها شامل لوله هاي اصلي و لوله هاي جانبي
4 – آب پاشها
5 – ضمائم

سيستم هاي آبياري باراني :
الف) سيستم هاي با جابه جايي متناوب :
در اين نوع سيستم ها معمولاً لوله هاي فرعي متحرک بوده و بعد از هر آبياري به محل جديد خود منتقل شده و شروع به آبياري مي کند.

ب) سيستم هاي با جابه جايي ( حرکت ) مداوم :
در اين سيستم به اندازه کافي لوله هاي فرعي وجود دارند و لذا احتياجي به جابه جايي لوله ها براي تمام يک دوره آبياري نيست
آبياري قطره اي :
در اين روش آب از منبع تا پاي بوته، به وسيله لوله هاي آبرساني به حالت تحت فشار منتقل و در انتها به صورت قطراتي از شبکه لوله ها خارج و در پاي بوته ريخته مي شود. 
 

 

  موارد استفاده از آبياري قطره اي :
 
1 – در اقليم هاي معتدل
2 – در باغ هاي ميوه جوان که ريشه درختان توسعه چنداني ندارند
3 – در گياهاني که فاصله بوته ها کم و تعداد آنها در واحد سطح زياد است
4 - در استفاده از آب هاي لب شور

مزاياي آبياري قطره اي
1 – به سبب کاهش تبخير از سطح خاک و نفوذ عميقي ناچيز کارايي مصرف آب را افزايش مي دهد.
2 - با کاهش سطح مرطوب خاک، مشکلات ناشي از وجود حشرات و بيماري ها و رشد قارچ ها نيز کاهش مي يابد.
3 – آبياري قطره اي مانع عمليات داشت نمي شود
4 – امکان کود دادن همراه با آب آبياري وجود دارد

معايب آبياري قطره اي :
1 – هزينه زياد در تأسيس آن
2 – محصولات زراعي مانند گندم را که به صورت متراکم کشت مي شوند، نمي توان با روش قطره اي آبياري کرد.
3 – اساسي ترين مشکل در آبياري قطره اي مسدودشدن مجراي باريک عبور آب در قطره چکان ها است.

اجزاي اصلي شبکه آبياري قطره اي :
1 – قطره چکان ها
2 – لوله هاي جانبي
3 – لوله هاي اصلي
4 – تأسيسات آبگير
5 – دستگاه هاي تنظيم کننده فشار
6 – دستگاه هاي تصفيه آب

اجزاي فرعي شبکه آبياري قطره اي :
1 – فشار سنج
2 – دما سنج
3 – دستگاه هاي اندازه گيري دبي
4 – تانک کود
5 – ادوات خودکار و کنترل از راه دور 
 

 

  دستگاه هاي کنترل مرکزي :
 
وسايل کنترل مرکزي به مجموعه اتصالاتي گفته مي شود که در شبکه لوله ها بين تأسيسات آبگير و نقطه ورودي لوله هاي توزيع کننده نصب مي شوند. عبارتند از :
1 – موتور پمپ
2 – سيلکون
3 – فيلتر شن
4 – تانک
5 – مرکز کنترل
6 – فيلتر توري

دستگاه هاي تصفيه آب :
کيفيت آب يکي از عوامل مهم در آبياري قطره اي است. در صورتي که آب آبياري از کيفيت مطلوبي برخوردار نباشد و وجود مواد زائد در آن موجب انسداد قطره چکان ها شود، مجبوريم در تصفيه آن کوشا باشيم. مواد محلول مضر مي تواند يونهاي آهن و کلسيم، مواد معلق رسي، سيلت و موجودات ميکروسکوپي يا اسپور قارچها باشند.

irib.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:7  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/02/12 -->

 هدف از آبياري،روش هاي آبياري،طول مدت آبياري کرت:

آبياري
 
عبارتست از رسانيدن آب کافي به خاک به منظور تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه 

  هدف از آبياري :
 
1 – تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه
2 – کم کردن خطر يخبندان
3 – از بين بردن و يا کم کردن نمک موجود در گياه
4 – حاصل خيز کردن و اصلاح اراضي کم قوت و شني به کمک آبهايي که داراي املاح معدني هستند.
5 – ايجاد سهولت و امکان اجراي عمليات زراعي
6 – کنترل درجه حرارت براي رشد بهتر گياه  

  روش هاي آبياري :
 
به هر روشي که بتوان آب را به پاي بوته رسانده و رطوبت مورد نياز گياه را تأمين کرد، روش آبياري مي گويند که عبارتست از :

1 – آبياري سطحي يا ثقلي :
در اين روش آب تحت تأثير ثقل به حرکت درآمده و تمام (در کراتي ونواري) و يا قسمتي (در نشستي) از سطح مزرعه را مرطوب مي سازد.

2 – آبياري با لوله هاي تحت فشار :
آب در شبکه اي از لوله ها به صورت تحت فشار جريان داشته و به صورت باران (باراني) و يا به صورت قطرات ( قطره اي) رطوبت خاک را تأمين مي کند.

3 – آبياري زير زميني :
آب از زير خاک وارد شده و فقط به مقدار بسيار کمي که ممکن است سطح خاک را مرطوب کند. 
 

 

  آبياري کرتي :

 
 
در اين روش زمين به قطعاتي که داراي سطح صاف و بدون شيب هستند، تقسيم مي شود.
پشته ها در اطراف کرتها ساخته مي شوند که آب در داخل کرت باقي بماند. 
 

 

  معايب آبياري کرتي :
 
1 - احتياج به عمليات تسطيح دقيق دارد و معمولاً هزينه زيادي را مي طلبد.
2 – وجود پشته هاي اطراف کرت به عنوان مانع بزرگي براي عمليات کاشت، داشت، برداشت مکانيزه
3 – در صورت ضعيف بودن زهکشي طبيعي، منطقه احتياج به ايجاد زهکش دارد.
4 – زمين قابل ملاحظه اي بوسيله مرزها و نهرها اشغال مي شود و سطح مفيد زير کشت را کاهش مي دهد. 
 

 

  اندازه کرت :
 
اندازه کرت متفاوت است. اندازه کرت به عواملي چون نوع خاک، مقدار جريان ، عمق آبياري ، اندازه مزرعه، شيب زمين، شيوه زراعت بستگي دارد. 
 

 

  طول کرت :
 
طول کرت عامل مهمي است در پخش يکنواخت آب . در شرايط مختلف از 400 – 600 متر بسته به عواملي چون جنش خاک، شيب طولي کرت، دبي جريان، نفوذ پذيري خاک متغير است. 
 

 

  عرض کرت :
 
عرض کرت تابع شيب عرضي زمين، شيب طولي کرت، مقدار آبدهي ، نوع محصول و عرض کار ماشين آلات زراعي است و درهر صورت بين 20 – 5 متر و گاه 30 متر است. 
 

 

  طول مدت آبياري کرت :
معيار در آبياري کرتي اين است که :
 
1 – حجم آبي که وارد کرت مي شود به طور متوسط به اندازه عمق ناخالص آبياري (fg) براي پوشانيدن سطح کرت کافي باشد.
2 – زمان تماس آب با خاک در انتهاي کرت معادل زمان لازم براي نفوذ عمق خالص آبياري (fn) باشد.
T = زمان آبياري
Q = دبي ورودي به کرت
Fg= عمق ناخالص آب آبياري
A = سطح کرت
T × Q = Fg × A 
 

 

  محاسبه آب ورودي به کرت :
روش کار :
 
1 – ابعاد کرت را با متر اندازه گيري مي کنيم تا سطح آب مشخص شود.
2 – باتوجه به بافت خاک و گياه مورد کشت عمق خالص آب آبياري را تعيين مي کنيم.
3 – زمان آبياي را اندازه گيري مي کنيم
4 – با توجه به بافت خاک راندمان مصرف آب را بدست مي آوريم.
5 – از فرمول زير دبي آب ورودي به کرت را محاسبه مي کنيم.

 


 Fn × A
 
   
 
 
 
--------------------------------------------------------------------------------
 
 
 T =
 

 600 ×Q × E
 
   
 

 

 

  آبياري نشستي :
 
عبارتست از ايجاد جويچه هاي کوچک به نام شيار در طول مسير آبياري که معمولاً داراي شيب ملايم (کمتر از يک درصد) است. 
 

 

  تعيين ابعاد نشستي :
 
ابعاد جوي و پشته در آبياري نشتي به عوامل زير بستگي دارد :
1 – حرکت آب در خاک
2 – نوع گياه
3 – شيوه زراعت 
 

 

  آبياري تحت فشار :
 
در اين روش ، جريان آب با استفاده از موتور و پمپ در شبکه اي از لوله هاي اصلي و فرعي به صورت تحت فشار جريان مي يابد.

انواع آبياري تحت فشار :
آبياري باراني :
روشي است که در آن آب آبياري را با سرعتي مساوي و يا کمتر از نفوذ پذيري خاک به صورت باران بر سطح زمين پخش مي کنيم. مجموعه وسايل و لوله هايي که اين آب را از منبع آبي تا دهانه آبپاش منتقل مي کند شبکه آبياري باراني ناميده مي شود.

موارد استفاده از آبياري باراني :
1 - خاک بيش از حد متخلخل است و با آبياري سطحي توزيع يکنواختي بوجود نخواهد آمد
2 – عمق خاک حاصلخيز کم بوده و نمي توان تسطيح لازم براي آبياري سطحي بوجود مي آورد.
3 – شيب زمين زراعي تند و خاک به سادگي قابل فرسايش باشد.

مزاياي آبياري باراني
1 – صرفه جويي در مصرف آب به علت تلفات کم آب آبياري و امکان آبياري کم و مکرر
2 – عدم نياز به تسطيح در زمين هاي داراي پستي و بلندي
3 – کاهش هزينه کارگر آبيار نسبت به روش هاي سطحي
4 – دما و رطوبت گياه را مي توان کنترل کرد

معايب آبياري باراني :
1 – هزينه زياد
2 – زياد بودن مقدار تبخير در حين پاشش
3 - کم شدن درجه حرارت هواي محيط در موقع تبخير و کند شدن رشد گياه
4 – مشکل شدن عمل لقاح در موقع آبياري

اجزاي اصلي سيستم آبياري باراني :
1 – منبع آب
2 – منبع تأمين فشار
3 – شبکه لوله ها شامل لوله هاي اصلي و لوله هاي جانبي
4 – آب پاشها
5 – ضمائم

سيستم هاي آبياري باراني :
الف) سيستم هاي با جابه جايي متناوب :
در اين نوع سيستم ها معمولاً لوله هاي فرعي متحرک بوده و بعد از هر آبياري به محل جديد خود منتقل شده و شروع به آبياري مي کند.

ب) سيستم هاي با جابه جايي ( حرکت ) مداوم :
در اين سيستم به اندازه کافي لوله هاي فرعي وجود دارند و لذا احتياجي به جابه جايي لوله ها براي تمام يک دوره آبياري نيست
آبياري قطره اي :
در اين روش آب از منبع تا پاي بوته، به وسيله لوله هاي آبرساني به حالت تحت فشار منتقل و در انتها به صورت قطراتي از شبکه لوله ها خارج و در پاي بوته ريخته مي شود. 
 

 

  موارد استفاده از آبياري قطره اي :
 
1 – در اقليم هاي معتدل
2 – در باغ هاي ميوه جوان که ريشه درختان توسعه چنداني ندارند
3 – در گياهاني که فاصله بوته ها کم و تعداد آنها در واحد سطح زياد است
4 - در استفاده از آب هاي لب شور

مزاياي آبياري قطره اي
1 – به سبب کاهش تبخير از سطح خاک و نفوذ عميقي ناچيز کارايي مصرف آب را افزايش مي دهد.
2 - با کاهش سطح مرطوب خاک، مشکلات ناشي از وجود حشرات و بيماري ها و رشد قارچ ها نيز کاهش مي يابد.
3 – آبياري قطره اي مانع عمليات داشت نمي شود
4 – امکان کود دادن همراه با آب آبياري وجود دارد

معايب آبياري قطره اي :
1 – هزينه زياد در تأسيس آن
2 – محصولات زراعي مانند گندم را که به صورت متراکم کشت مي شوند، نمي توان با روش قطره اي آبياري کرد.
3 – اساسي ترين مشکل در آبياري قطره اي مسدودشدن مجراي باريک عبور آب در قطره چکان ها است.

اجزاي اصلي شبکه آبياري قطره اي :
1 – قطره چکان ها
2 – لوله هاي جانبي
3 – لوله هاي اصلي
4 – تأسيسات آبگير
5 – دستگاه هاي تنظيم کننده فشار
6 – دستگاه هاي تصفيه آب

اجزاي فرعي شبکه آبياري قطره اي :
1 – فشار سنج
2 – دما سنج
3 – دستگاه هاي اندازه گيري دبي
4 – تانک کود
5 – ادوات خودکار و کنترل از راه دور 
 

 

  دستگاه هاي کنترل مرکزي :
 
وسايل کنترل مرکزي به مجموعه اتصالاتي گفته مي شود که در شبکه لوله ها بين تأسيسات آبگير و نقطه ورودي لوله هاي توزيع کننده نصب مي شوند. عبارتند از :
1 – موتور پمپ
2 – سيلکون
3 – فيلتر شن
4 – تانک
5 – مرکز کنترل
6 – فيلتر توري

دستگاه هاي تصفيه آب :
کيفيت آب يکي از عوامل مهم در آبياري قطره اي است. در صورتي که آب آبياري از کيفيت مطلوبي برخوردار نباشد و وجود مواد زائد در آن موجب انسداد قطره چکان ها شود، مجبوريم در تصفيه آن کوشا باشيم. مواد محلول مضر مي تواند يونهاي آهن و کلسيم، مواد معلق رسي، سيلت و موجودات ميکروسکوپي يا اسپور قارچها باشند. 
 
irib.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:6  توسط محسن یمینی صفت  | 


 
1389/03/29 -->

 آبیاری,انواع آبیاری:

آبياري کرتي(غرقابي):
يکي از روش هاي معمول براي آبياري گياهان آبياري به روش کرتي است.در اين روش مزرعه به قطعات مختلف تقسيم و به طور جداگانه تسطيح مي شود.سپس دور تا دور هر قطعه با خاک ديواره ي کوتاهي(مرز)ايجاد مي گردد. پس از اينکه کرت آماده شد عمليات کاشت محصول و آبياري در آن انجام خواهد شد. براي آبياري هر قطعه آب را تا ارتفاع معيني وارد کرت مي کنند. آب موجود در کرت تا نفوذ کامل باقي مي ماند. گاهي پس از نفوذ مقدار مشخصي آب بقيه ي آن را از کرت خارج مي کنند. بسياري از محصولات زراعي مانند:برنج پنبه يونجه و اکثر سبزيجات را مي توان با اين روش آبياري نمود.
آبياري تحت فشار
آبياري باراني:روشي است که در آن آب با سرعتي مساوي و يا کمتر از نفوذپذيري خاک شبيه باران بر سطح زمين پخش مي شود. مجموعه ي وسايل و لوله هايي که آب را از منبع آبي تا دهانه ي آبپاش منتقل مي کنند (شبکه آبياري) ناميده مي شود. در آبياري باراني بر خلاف روش هاي ثقلي آب در سيستم لوله هاي بسته و تحت فشار جريان دارد. آبرساني به زمينهايي که در روشهاي ثقلي ممکن نباشد (يعني زمينهايي با شيب زياد) و زمينهايي که بالاجباردر اثر نرسيدن آب و تسطيح نبودن زمين کشت نمي شود با اين روش مي تواند مورد بهره برداري قرار گيرد. بالا بودن بهره وري آبياري و کنترل دقيق آب مي تواند اين روش را در رديف مناسب ترين روشها براي آبياري بسياري از اراضي کشور قرار دهد. در اين روش مي توان کودهاي شيميايي قابل حل در آب و سموم را در دسترس گياهان قرار داد.
انواع سيستم هاي آبياري باراني
1- آبياري باراني نيمه متحرک(نيمه ثابت)
2- آبياري باراني با سيتم ثابت
3- آبياري باراني با سيستم آبفشان خطي تصوير
4- آبياري باراني باسيستم قرقره اي(تک گان) تصوير
5- آبياري باراني باسيستم دوار مرکزي(Center pivot) تصوير
6- آبياري باراني باسيستم خطي(linear)

 


                               
معايب ومحاسن استفاده از آبياري باراني
معايب:
1- هزينه اوليه سيستم بالا است.
2- در مواردي که کشاورزان داراي حقابه هستندوبه طور نوبتي از آب استفاده مي کنند استفاده از سيستم بدون داشتن مخزن ذخيره آب با دشواري مواجه مي شود.
3- در آبياري باراني کيفيت آب محدوديت محدوديت بيشتري را در مقايسه با روش ثقلي ايجاد مي نمايد.
4- در مناطق بادخيز ميزان تلفات آب زياد و يکنواختي آبياري کم است.
5- در هواي گرم وخشک شدت تبخير در موقع آبياري باعث تلفات آب مي شود.
6- در موقع رسيدن دانه از مرغوبيت محصول کاسته مي شود.
7- در موقع آبياري عمل لقاح مشکل مي شود.
محاسن:
1- در مصرف آب صرفه جويي مي شود.
2- امکان آبياري در اراضي شيبدار بدون نياز داشتن به تسطيح فراهم مي گردد.
3- آبياري با منابع آبي کم که در آبياري سطحي نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد ميسر مي شود.
4- امکان آبياري در بيشتر خاکها و بافتهاي مختلف(خاکهاي سبک تا سنگين) فراهم مي شود.
5- از جريان سطحي آب و فرسايش خاک جلوگيري مي شود.
6- محافظت از گياه در مقابل يخبندان ناشي از سرماي زودرس ممکن است.
7- امکان سمپاشي و کوددهي فراهم است.
آبياري قطره اي:   تصوير
روشي است که طي آن آب با فشار کم و از روزنه يا وسيله اي به نام (قطره چکان) از شبکه خارج گرديده به صورت قطراتي در پاي بوته ريخته مي شود. شبکه آبياري قطره اي که آب را در سراسر مزرعه توزيع مي نمايد مانند شبکه آبياري باراني است و تفاوت اين دو روش در نحوه ي توزيع آب در سطح خاک است. در هر دو روش آب با فشار در لوله اي بسته منتقل مي گردد که در آبياري باراني به وسيله ي آبپاش و با فشار زياد و در آبياري قطره اي به کمک قطره چکان و با فشار کم به گياه داده مي شود. از مشخصات بارز آبياري قطره اي تحويل آب با دبي کم و در منطقه ي ريشه است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:4  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/04/28 -->

 پيراستن(هرس کردن):

مقدمه:

بيشتر گياهان باغباني بويژه چند ساله چوبي،اگر در شرايط محيطي مناسب بدون دخالت انسان رشد کنند، پس از چند سال ، تبديل به درختان يا درختچه هايي با شاخساره متراکم خواهند شد که چه از نظر ميزان و کيفيت باروري و چه از نظر شکل ظاهري مطلوب نخواهند بود.

 در اينگونه گياهان شاخه ها ، مزاحم رشد يکديگر بوده، دچار پيچيدگي و خميدگي مي شوند.از سويي چون بدليل پر برگي، نور کافي به درون شاخساره گياه نمي رسدبه تدريج برگها و شاخه هاي وسطي شاخساره خشک مي شود و از بين ميرود و توليد گل و ميوه محدودبه سطح بيروني شاخساره گشته ، ميزان محصول کم مي گردد. براي جلوگيري از اين امر و ايجاد شکل و حالت مناسب در گياه ، بايد آن را پيرايش(هرس) و به نحوه دلخواه تربيت کرد.

 پيراستن(هرس کردن):

 به طور کلي پيراستن(هرس کردن) عبارتست از قطع کامل يا جزئي شاخه،ريشه،پوست، برگ و يا گل و ميوه به منظور تحت تاثير قرار دادن و هدايت نحوه رشد و باروري گياه . پيراستن يکي از عمليات مهم باغباني است که از حدود سه هزار سال پيش شناخته شده و مورد استفاده قرار ميگرفته است. دلايل و فوايد آن را مي توان به شرح زير خلاصه نمود:

1-  حذف شاخه هاي مزاحم ،خشک شده ، آفت زده و مريض و شکسته جهت حفظ و تامين سلامت گياه.

2-      ايجاد شرايط مناسب جهت ورود نور و هوا به درون شاخساره و خلوت کردن نقاط شلوغ و متراکم آن به منظور ايجاد امکان توليد محصول بيشترو مرغوبتر.

3-   ايجاد شکل ويژه در شاخساره گياه،اين امر بويژه در ميوه کاري و نيز در شکل سازي گياهان جهت تزئين باغ و باغچه از اهميت خاصي برخوردار است.

4-      ايجاد تعادل بين شاخساره و ريشه ، بويژه هنگام نشاء کاري و جابجا کردن گياه، جهت تضمين موفقيت و ايجاد امکان رشد اوليه سريعتر براي گياه.

5-    جوان ساختن درختان مسن از طريق حذف شاخه هاي پير و وادار کردن درخت به توليد شاخه هاي جديد،جهت بالا بردن قدرت باردهي آن.

6-       پيش يا پس انداختن باروري گياه و تنظيم گلدهي و ايجاد تعادل بين رشد رويشي و ميزان محصول و بالا بردن کيفيت فرآورده توليد شده.

7-        محدود کردن رشد و کوتاه ساختن گياه براي تسهيل عملياتي مانند سمپاشي و برداشت محصول و نيز به دلايل تزئيني.

زمان پيرايش:بسته به نوع گياه و هدف از پيرايش(هرس)،اين کار اين کار در دو موقع از سال انجام ميشود: يکي پيرايشي که در زمان رکود و خواب زمستانه انجام ميشود و پيرايش سياه يا زمستانه ناميده ميشودو ديگري پيرايشي که در دوره فعاليت گياه ، يعي هنگاميکه گياه داراي برگ و احيانا گل و ميوه است ، انجام ميگيرد و پيرايش سبز يا تابستانه ناميده ميشود.در مورد هر دو نوع پيرايش بايد به اين دونکته توجه نمود که اصولا پيرايش در هر زمان انجام شود ،باعث تاخير در باروري نهالهاي جوان و کم شدن محصول درختان بارور ميشود، بنابراين ،بايددر تمام انواع پيرايش جانب تعادل رعايت گردد و قطع اندامهاي گياه تنها به مقدار لازم و در نهايت احتياط انجام پذيرد.

 

 

پيرايش سياه يا زمستانه :

 اين نوع پيرايش از آنجا که زماني انجام ميگيرد که گياه فاقد برگ و در حال رکود است بيشتر مرسومند چون اولا : در اين هنگام شاخه ها بدون پوشش و قابل مشاهده بوده و به راحتي مي توان به آنها دسترسي پيدا کرد و آنهايي را که بايد به طور کامل يا جزئي حذف شوند با ديدي باز برگزيد،ثانيا:چون گياه در اين زمان فعاليت زيستي چنداني نداردميزان آسب حاصل از پيرايش به حداقل کاهش مي يابد.از پيرايش هاي زمستانه ميتوان پيرايش هاي شکل دهي نهالهاي تازه کشت شده را نام برد.اين پيرايش ها مهمترين گام در تشکيل شاخه هاي اصلي درخت يا بوته آينده به شمار ميروند و در حقيقت مبنا و اساس شکل آينده گياه را تشکيل ميدهند. علاوه بر اين پيرايش ها ، حذف شاخه هاي آفت زده و مريض و شکسته نيز بايد در زمستان پيش از فعال شدن گياه ،انجام گيرد زيرا اين نوع شاخه هامعمولا پناهگاه و منبع انتشار آفات و امراض اند. پيرايش ديگري که بايد حتما در زمستان انجام گيرد پيرايش ريشه است.

 

 پيرايش سبز يا تابستانه:

 اين نوع پيرايش ها ، گرچه همگي به نام تابستانه خوانده مي شوند ولي در عمل بر حسب نوع ، ميتوان آنها را از اوايل بهار تا اواخر تابستان انجام داد. مهمترين پيرايش ها تابستانه عبارتند از: حذف گلها و ميوه هاي اضافي که کلا تنک کردن ناميده ميشود.ايجاد زخم بر روي پوست ساقه، حذف نرکها و پا جوشها، بريدن قسمتهاي انتهايي شاخه هاي تند رشد و پيرايش بوته هاي زينتي و بالاخره پيرايش برگ .

 

  انواع پيرايش(هرس):

 همانطور که در قسمت پيشين گفته شد،بر حسب هدف پيرايش،ميتوان قسمتهاي مختلف گياه اعم از شاخه،ريشه،برگ ،پوست و گل و ميوه را بطور کامل يا جزئي حذف کرد. حذف هر يک از اين اعضاء بر روي رشد و باروري گياه در همان سال پيرايش و گاهي در طي چند سال بعد اثرات ويژه باقي مي گذارد که با گزينش زمان و شدت پيرايش مناسب ميتوان در شدت و ضعف اين اثرات دخالت ورزيد.

 

پيرايش ساقه:

در بين اعضاء مختلف يک گياه ،تعداد و نحوه رشد شاخه ها مهمترين عامل تعيين کننده در نحوه و اندازه پايداري آن در مقابل فشارهاي ناشي از وزن ميوه ،باد و برف و يخبندان زمستانه به شمارميرود.بعلاوه قرار گرفتن شاخه ها و زاويه آنها با تنه و شاخه هاي اصلي تر،به ميزان زيادي بر روي قدرت باروري گياه و تحمل آن در برابر شرايط نا مساعد جوي تاثير ميگذارد. به اين دلايل، در هنگام پيرايش شاخه هاي يک گياه بايد دقت زيادي به کار برد و همواره شکل و اندازه نهايي آن در نظر گرفت.

 

به طور کلي شاخه هاي يک گياه چوبي را مي توان به دو گروه بارور و نابارور تقسيم نمود.شاخه هاي نابارور عبارتند از:پاجوشها،نرک هاو شاخه هاي معمولي بي بار(فاقد گل و ميوه). شاخه هاي بارور عبارتند از:سيخک ها و شاخه هاي معمولي باردهنده(داراي گل و ميوه) اين هر دو گروه از رشد جوانه شاخه هاي معمولي نا بارور به وجود مي آيند.در برخي از گياهان ،مانند انگور،اين شاخه ها قبل از رشد داراي سرآغازه هاي گل هستندو پس از رشدگلشان باز ميشود.بعضي مانند هلو، درتابستان سال رشد،در جوانه هاي جانبي آنها سرآغازه هاي گل به وجود مي آيد که پس از زمستان گذراني، در بهار سال بعد تبديل به گل و ميوه ميشوند.در پيرايش شاخه هاي نابارور اصل بر اينست که تمام پاجوشها و نرک ها را در طول فصل رشد،همچنانکه به تدريج پديدار ميشوند از ته قطع کنند.البته در شرايط استثنايي، ميتوان اين شاخه ها را نگاه داشت و پاجوشها را به عنوان پايه پيوند و نرکها را(بوسيله چند سال سر زني و وادار ساختن به انشعاب و توليد جوانه گل) به عنوان شاخه بارور و يا شاخه حامل سيخک به کار گرفت. شاخه هاي معولي نا بارور را ، بر حسب موقعيت آنها، ميتوان در دوره استراحت گياه، به دو صورت سر زني يا حذف کامل پيرايش کرد.

در اينجا بايد در نظر داشت که معمولا در بهار سال بعد از پيرايش ،گياه که مقداري از شاخه ها و در نتيجه تعدادي از جوانه هاي خود را از دست داده، نيروي ذخيره خود را صرف رشد جوانه هاي باقيمانده ميکند و بدين ترتيب جوانه هايي که در شرايط معمولي ممکن بود رشد نکرده و به حالت راکد(خفته) يا جوانه نهفته در آيند،تبديل به شاخه ميشوند و موجب توليد شاخساره زياد و متراکم شدن شاخساره درخت مي گردند.در چنين حالتي، بايد تعدادي از اين شاخه هاي جديد را ، در زمستان سال بعد،به طور کامل حذف کرد و شمار باقيمانده را نيز سرزني و کوتاه کرد تا از رشد سريع و بدون انشعاب ،در نتيجه از ترکه اي شدن آنها جلوگيري کرده در ضمن ، براي رشد سال بعد تعداد کافي جوانه بر روي گياه باقي بماند.

پيرايش شاخه هاي بارور ،بستگي به طول عمر آنها دارد. به عنوان مثال ،شاخه هاي بارور معمولي بيش از يکبار توليد گل و ميوه نمي کنند،بنابر اين بايد در زمستان سالي که به بار نشسته اند پيراسته شوند. سيخک ها ، در گياهان مختلف، طول عمر هاي متفاوتي دارند ،مثلا در زرد آلو تا چهار سال ، در سيب ده سال تا بيست سال در گيلاس ده تا دوازده سال و گلابي حدود بيست سال عمر ميکند و پس از آن خشک مي شود. در اين هنگام بايد سيخکها را از طريق قطع شاخه حاملشان پيراست و گياه را وادار به توليد شاخه هاي جديدي کرد که هر کدام ، پس از چند سال ، بصورت شاخه هاي حامل سيخک هاي جوان بارور در مي آيند.

 

در هر پيرايش شاخه، براي اخذ فرم و شکل مطلوب و جلوگيري از رشد بي رويه و عقب افتادن باروري و کم شدن محصول سال بعد ، رعايت نکات زير ضروري است:

الف-در موقع حذف کامل يک شاخه،صرفنظر از قطر آن، بايد دقت شود که برشي که براي پيرايش داده ميشود در پايين ترين قسمت شاخه اي که قرار است حذف شود و به موازات تنه اصلي ايجاد شود، بطوريکه قسمتي از شاخه بريده شده بر روي تنه يا شاخه اصلي باقي نماند. اين امر باعث مي شود که سطح بريده شده ، سريعا توسط بافت پوششي پينه التيام يابد و راه نفوذ عوامل بيماري و پوسيدگي مسدود گردد.اگر برش به طور نا صحيح انجام شود،زايده اي از شاخه بريده شده بر روي درخت باقي خواهد ماند که ناخنک يا مهميز ناميده ميشود و به دليل رشد نکردن ، پس از مدتي ميميرد و مورد حمله شديد قارچها و باکتريهاي گند رو قرار ميگيرد و دچار پوسيدگي ميگردد.پوسيدگي به مرور در طول زايده پيشروي کرده ، به تنه درخت ميرسد و در نتيجه پس از چند سال درخت را پوک و تو خالي ميکند. اگر شاخه اي که قطع ميشود مسن و داراي قطر بيش تر از پنج سانتي متر باشد،بايد سطح بريده شده را با چسب باغباني که داراي سم قارچ کش باشد پوشاند تا به درخت فرصت کافي براي التيام داده شود و در عين حال از قسمتهاي مرکزي سطح بريده شده که قابليت ترميم ندارند مصون بمانند.اگر چسب در دسترس نبود ، ميتوان محل زخم را با محلول يک درصد کات کبود (سولفات مس) گند زدايي کرده ، سطح آنها را با گل رس پوشاند.البته چون خاکها اغلب آلوده هستند ممکن است گياه را آلوده کنند.

 

ب-هر گاه درختي چند سال پيرايش نشده باشد و يا بخواهيم از ارتفاع آن بکاهيم و در هر صورت پيرايشي شديد نياز است،اين کار بايد در طي چند سال انجام شود و به تدريج ، درخت به شکل و اندازه دلخواه در آيد. پيرايش شديد يکباره ،باعث خواهد شد که باروري درخت( درصورتيکه هنوز بارور نشده باشد)يک تا چند سال به عقب بيفتد و اگر بارور شده باشد،براي يک يا چند سال، به شدت کاهش يابدو حتي گهگاهي بطور کامل متوقف شود. اشکال ديگرپيرايش شديد يکباره اينست که گياه در سال بعد تعداد زيادي نرک توليد خواهد کرد که حذف آنها در طول فصل رشد کاري پر زحمت خواهد بود.

پ-در هنگام حذف کامل شاخه ها،بايد دقت داشت که هر چه زاويه اي که شاخه با تنه و يا شاخه حامل خود مي سازد به قائمه نزديکتر باشد، اين شاخه قويتر بوده ، رشد بهتري خواهد نمود و چنين زاويه اي در مقابل وزن ميوه و فشارهاي خارجي تحمل بيشتري خواهد داشت.بنابراين در هنگام پيرايش بايد در درجه اول شاخه هايي حذف شوند که با تنه يا شاخه حامل خود زاويه بسته تري ميسازند.و در نتيجه ضعيف تر هستند.

ت-در انشعابات دو شاخه اي ،آنهايي که قطر يکي از شاخه هايشان از ديگري کمتر است قويتر از آنهايي هستند که قطر آنها با هم مساوي است. بنابراين، بايد کوشش کرد که انشعابات دو شاخه اي که قطر انشعاب آنها يکسان نيست نگهداشته شوند.

ث- در هنگام سرزني معمولا يک سوم تا نصف انتهاي شاخه هاي طويل حذف مي شود .وضعيت محل برشي نسبت به اولين جوانه نزديک به آن در نحوه رشد شاخه و شکل درخت بسيار موثر است.به اين معني که اگر جوانه مذکور در قسمت فوقاني شاخه قرار گرفته باشددر اثر رشد، تبديل به شاخه اي خواهد شد که تقريبا به طور عمودي رشد کرده به بالاخواهد رفت.و اگر جوانه در زير شاخه قرار گرفته باشد بسيار نزديک به رشد افقي خواهد بود.با توجه به اين موضوع ميتوان با گزينش محل برش در پيرايش سرزني، شکل درخت و ميزان گسترش شاخساره آنرا کنترل کرد. يعني اگر هدف، متراکم کردن شاخساره درختي مثل هلو باشد که بطور طبيعي شاخساره اي گسترده دارد،بايد جوانه در قسمت فوقاني باقي گذاشته شود و بر عکس ،اگر هدف پخش و گسترده کردن شاخساره درختاني مثل سيب گلاب و انواع گلابي باشد،که بطور طبيعي رشد عمودي دارند،بايد جوانه قسمت زيرين باقي نگهداشته شود. در اينجا بايد به اين نکته اشاره کرد که هرچه يک شاخه عمودي تر باشد، چون شيره گياهي در آن راحت تر و سريعتر جريان مي يابد، رشد سريعتر و بيشتري نيز خواهند داشت که اين امر بويژه در نرکها که تقريبا همگي عمودي رشد ميکنند قابل مشاهده است.

در روي يک شاخه نيز رشد جوانه هايي که در سطح بالا قرار دارند معمولا از جوانه هاي زيرين بيشتر است و اين تفاوت رشد،هرچه شاخه حامل جوانه ها افقي تر باشد،چشمگير تر است. بنابراين گزينش محل برش علاوه بر هدايت نحوه رشد گياه، در ميزان رشدآن نيز موثر است.

ج- در گياهان باغباني و بويژه درختان ميوه، براي توليد محصول زياد و مرغوب بايد نور با شدت کافي به تمام نقاط و بويژه به قسمت هاي دروني آن برسد. براي اين منظور بايد در هنگام پيراستن سعي شود با حذف شاخه هاي اضافي، قسمتهاي مياني شاخساره در حدلازم و متعادل باز نگاهداشته شود. بويژه شاخه هايي بايد پيراسته شوند که بطور شيب دار و کج درون شاخساره رشد ميکنند و علاوه بر سايه اندازي، مزاحم ساير شاخه ها هم هستند.

چ- بسياري بيماريها و آفات ، در سطح يا درون شاخه هاي خشکيده ، زمستان گذراني ميکنند، از اين رو لازم است در تمام طول فصل سال و بويژه در زمستان، تمام شاخه ها ي شکسته وخشکيده بريده و سوزانيده شوند. اين عمل بخصوص در مبارزه با آفاتي مانند انواع چوبخوارها، پوست خوارهاو سوسک هاي شاخک بلند، از اهميت وافري بر خوردار است.

 

ح-گهگاه هنگام قطع شاخه هاي کلفت و سنگين ، پس از آنکه عمق برش به حدود نصف قطر شاخه رسيد، در اثر وزن زياد ،بقيه شاخه مي شکند و همراه خود قسمتي از پوست و چوب تنه را قطع و زخمي ميکند . براي جلوگيري از اين امر، که براي سلامتي گياه مضر است، بايد چنين شاخه هايي را با سه برش قطع کرد.

بدين ترتيب که اول برشي به عمق يک سوم تا نصف شاخه،از پايين به بالا،در فاصله حدود 10 سانتي متري شاخه ايجاد کرده، سپس برش دوم را چند سانتي متر بالاتر از برش اول ، از بالا به پايين ايجاد و شاخه را از تنه جدا ساخت.در مرحله سوم بايد زايده باقيمانده را که سبک است و خطر شکستن نداردبا يک برش از ته قطع کرد.برخي پيشنهاد ميکنند بهتر است ناخنک ناشي از پيرايش ، يکسال روي گياه باقي گذاشته شود،سپس درزمستان آينده حذف شود. دليل اين امر چنين ذکر ميشود که زخم هاي ناشي از پيرايش، موجب ميگردند که انتقال مواد،از ريشه به قسمتهاي بالايي شاخه بريده شده،مختل گردد و باعث ايجاد کمبود مواد در بالاي زخم شوند، وانگهي انتقال شيره پرورده را نيز از بالا به زير زخم محدود سازند که در هر دو صورت ، باقي گذاشتن ناخنک به درخت امکان مي دهد که بافت هاي آوندي خود را سريعتر ترميم کند. لازم به توضيح است که در اين حالت،در طول سال اول، پس از پيرايش،در صورتيکه سطح برش به طور مناسبي محافظت شود، خطر حمله قارچها و باکتريها به ناخنک و سرايت پوسيدگي به تنه ( که در قسمت الف آمد)چندان هم شديد نيست.

Haras - سايت اطلاع رساني هرس - هرس درخت مو
سايت هرس,,كشاورزى,صنايع غذايى,آب,دام,طيور,آبزيان,خدمات شهرى,فضاى سبز,منابع طبيعى,محيط زيست,باغبانی,گل و گیاه, درخت و درختچه, پتنت, ثبت اختراع, ...
مقالات/علوم-باغباني/هرس-درخت-مو - ذخيره شده - مشابهموتاب - آپوپلكسي زرد آلو و جرب ميوه
از بين بردن شاخه هاي آلوده ضد عفوني قيچي هرس هرس درختان در پايان فصل زمستان. تشخيص. محيطKB(كلني هاي فلورسنت پس از 2روز در انكيباتور در دماي 25 درجه سانتي ...
از بين بردن شاخه هاي آلوده ضد عفوني قيچي هرس هرس درختان در پايان فصل زمستان. تشخيص. محيطKB(كلني هاي فلورسنت پس از 2روز در انكيباتور در دماي 25 درجه سانتي ...
تقویم زمانی هرس درختان
نحوه هرس: هرس این درخت بسته به نوع فرم آن می تواند بدون هرس و تنها با قطع اجباری شاخه های خشک به صورت گلدانی و باز باشد و یا با هرس شاخه زنی می توان تاج آن ...کشاورزی (باغبانی) - آپوپلكسی زرد آلو و جرب میوه
از بین بردن شاخه های آلوده ضد عفونی قیچی هرس هرس درختان در پایان فصل زمستان. تشخیص. محیطKB(كلنی های فلورسنت پس از 2روز در انكیباتور در دمای 25 درجه سانتی ...
ههندسی کشاورزی - باغبانی - هرس انواع درختان
فروش انواع عکس های کشاورزی رشته مهندسی کشاورزی باغبانی-بخش درخت و درخت کاری هرس_هرس درختان. انجمن علمی مهندسی باغبانی دانشگاه 4- هرس شاخهای آلوده و ضد عفونی ...
مهندسی+کشاورزی+-+باغبانی+-+هرس+انواع+درختان - ذخيره شدهکوچنان - درخت گردو
نمونه دیگر از هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بیشتر از 30سال سن دارند میباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه های پیر ودرهم را هرس کرده وبا این کار شاخه ...درختان نمونه دیگراز هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بیشتر از 30سال سن دارند میباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه های پیر ودرهم را هرس کرده وبا این کار شاخه ...
گردو : از کاشت تا برداشت - حلول
نمونه ديگر از هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بيشتر از 30سال سن دارند ميباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه هاي پير ودرهم را هرس کرده وبا اين کار شاخه ...

پيرايش ريشه:
ريشه، از دو طريق،به رشد گياه کمک ميکند،يکي از طريق جذب آب که به عنوان نيروي محرکه رشد به کار ميرود و ديگري از طريق هورمونهاي ويژه اي از گروه جيبريلين که عامل تحريک رشد گياهي هستند. وجود تعادل بين حجم ريشه با شاخساره، براي رشد و باروري متناسب گياه، مورد لزوم است.اگر اين تعادل ، در جهت ريشه به هم بخورد(از بين رفتن شاخساره دراثر پيرايش شديد و يا حمله بيماري ها و آفات) گياه توليد شاخساره بسيار ميکند و باردهي آن به عقب ميفتد. اگر بهم خوردن تعادل در جهت توليد شاخساره باشد(رشد محدود ريشه به دليل نامناسب بودن خاک و کم آبي و يا از بين رفتن آن در اثر حمله بيماريها و آفات) رشد گياه محدود مي شود و در عوض گياه زودتر به بار مينشيند و در صد تبديل گل به ميوه نيزبالا مي رود.با استفاده از اين پديده،بشر از زمانهاي دور،کوشيده است با پيرايش ريشه ،اندازه گياه مورد نياز خود را کنترل کند و به حد دلخواه محدود سازد.،اين عمل،اخيرا در سطح تجارتي بر روي درخت سيب انجام گرفته و طي آن توانسته اند بوسيله تيغه هاي ويژه اي، ريشه درختان را در زمستان قطع و بدون آسيب رساندن به محصول سال بعد،رشد درختان را محدود سازند.مثال بسيار چشمگير ديگري از اثر پيرايش ريشه بر روي رشد درخت را مي توان در درختان بسيار کوچک(مينياتور)ژاپني که بونزائي ناميده مي شوند ديد که بوسيله آن توانسته اند درختاني چند صد ساله را که در طبيعت ارتفاعشان به دهها متر مي رسد بسيار کوچک نگهدارند.براي اين کار ،ريشه را طي قرون متمادي بطور مداوم مي پيرايند.در ايران نيز با استفاده از اين روش،کشت ليمو ترش در گلدان و کوچک نگهداشتن آن جهت آساني ترابري(حمل و نقل) به گلخانه در زمستان و به هواي آزاد در تابستان در نقاط سردسير و نا مناسب ،ممکن گشته است.براي اين منظور،در زمستان هر سال يک چهارم خاک گلدان را با کليه محتويات آن و از جمله ريشه هايي که در آن قسمت وجود دارند،بيرون آورده،بجاي آن خاک تازه مي ريزند.بدين ترتيب، خاک گلدان هر چهار سال يکبار تعويض مي گردد.و گياه نيز هر سال يک چهارم ازريشه هاي خود را از دست مي دهد.نتيجه اين کار، کوچک و کوتاه ماندن درخت است که افزون بر زيبايي ظاهري،پيوسته تعدادي ليمو ترش در اختيار پرورش دهنده قرار مي دهد.  


نوعي ديگر از پيرايش ريشه ،هنگام کشت نهال در محل اصلي و يا انتقال آن از خزانه اي به خزانه ديگر،در مورد برخي از درختان چوبي(مانند ميوه هاي دانه دار و هسته دار و مرکبات) و برخي گياهان زينتي (مثل گل سرخيان) و نيز هنگام نشاي برخي سبزيها (مثل گوجه فرنگي و بادنجان) از طريق سر زني ريشه هاي فرعي انجام مي گيرد.برخلاف آن نوع پيشين پيرايش ريشه،به دليل اينکه گياه را تحريک به توليد ريشه هاي فرعي جديد و بيشتري مي کند،اثر تقويت کننده داشته ، رشد نهال تسريع مي يابد.


در اينجا لازم به تذکر است که ميزان تحمل و واکنش گياهان مختلف به پيرايش ريشه با يکديگر متفاوت و بستگي به توانايي آنها براي توليد ريشه فرعي است که هر چه اين توانايي بيشتر باشد واکنش گياه به پيرايش ريشه بيشتر وآسيب وارده کمتر است.در اين رابطه،برخي از گياهان (پسته و انواع جاليزي ها )چون نمي توانند ريشه فرعي زيادي توليد کنند،به جابجايي و پيرايش ريشه بسيار حساسند و از اين عمل به شدت آسيب مي بينند.

 

پيرايش برگ:

پيرايش برگ پيرايشي است تابستانه که گهگاه در مورد گياهاني که رشد زياد و شاخساره متراکم دارند بکار گرفته مي شود و مانند ساير پيرايش هاي تابستانه اثر تضعيف کننده دارد . براي انجام اين پيرايش، با استفاده از وسايلي ماند چوبهاي بلند و يا با دست، قسمتي از برگهاي درخت را حذف مي کنندتا بدين وسيله نور بيشتري به قسمت مرکزي شاخساره بتابد و ميوه از کيفيت بهتري برخوردار شودو بويژه درمورد گياهاني مثل سيب ميوه خوشرنگتر شود.

 

پيرايش پوست:

زخم کردن پوست،پيرايشي است تابستانه که معمولا در بهار به منظورتبديل شاخه نابارور به بارور، تقويت شاخه هاي بارور ضعيف که گل مي دهند ولي قدرت نگهداري ميوه هاي حاصله خود را ندارند و بالاخره مبارزه با غرور درختان و وادار کردن آنها به باروري انجام مي گيرد، در هر سه مورد زخم کردن پوست باعث قطع ربطه قسمتهاي بالاي زخم با بقيه گياه مي شود و اين قسمت ها مواد قندي خود را از دست نمي دهند و تقويت مي شوند. در حالت اول،معمولا تکه برداري مي کنند، (يعني با نوک چاقوي پيوند،تکه کوچکي از پوست شاخه را ،در زير يک يا چند جوانه بر ميدارند) و يا شکاف زني(يعني با چاقوي پيوند،شکافهاي کوتاه و متوازي در زير جوانه ايجاد ميکنند)، چنين جوانه هايي در تابستان داراي سر آغازه هاي گل خواهند شد و در سال بعد به بار خواهند نشست. در حالت دوم و سوم مي توان با حلقه زني( که در آن به کمک چاقو يا اره دندانه ريز ،در پوست قاعده شاخه يا تنه،بدون حذف قسمتي از آن ، شکافي سراسري به شکل دايره ايجاد مي شود) يا با طوقه برداري(که در آن نواري دور تا دور ساقه يا تنه به عرض يک الي پنج ميليمتر حذف مي شود) و يا به روش پوست واژگوني(معکوس کردن پوست :که در آن حلقه اي به عرض حدود يک سانتي متر از پوست جدا و به صورت واژگون در محل خود قرارمي گيرد)،گياه را وادار به توليد گل يا نگهداري آن ساخت.استفاده از هر يک از اين روشها بستگي به شدت ضعف يا قوت گياه دارد که در تمامي آنها گياه بيدرنگ آغاز به توليد بافت پينه اي و ترميم قسمت قطع شده مي کند و پس از مدتي، که در طي آن گياه فرصت کافي براي توليد سر آغازه هاي گل در جوانه پيدا کرده، به حالت عادي بر ميگردد.


از نظر فيزيولوژيکي براي اينکه گياه قادر به توليد گل شود ،علاوه بر بلوغ، بايد نسبت مواد قندي به ازته ، درون بافت هاي ساقه آن ،مساوي يا بزرگتر از مقداري مشخص باشد که براي گياهان مختلف،اين حد، متفاوت است.


طبق اين فرمول اگر مقدار مواد ازته،به دلايلي مانند مصرف بيش از اندازه کود ازته بالا برود،مقدار کسر کوچک ميشود و درخت در حالي که رشد رويشي زياد مينمايد گل نمي دهد که در اين حال اصطلاحا ميگويند گياه دچار غرور شده است. اگر به دلايلي ، ماند پيرايش شديد تابستانه و يا از بين رفتن شاخساره در اثر آفات و بيماريها و يا ضعف عمومي شاخه هاي واقع در سايه،ميزان توليد مواد قندي کم شود گياه قادر به توليد گل نخواهد بود. عمليات زخم کردن پوست، باعث ميشود که مواد قندي ساخته شده در ساقه از آن بيرون نرود و گياه به بار بنشيند. از سويي، پيرايش ريشه همچنين کم آبياري کردن درخت به اين دليل آن را وادار به گلدهي ميکند که با کاهش حجم ريشه يا ضعيف گشتن ريشه،جذب مواد ازته پايين مي آيد و کسر(نسبت مواد قندي به ازته) بزرگ ميشود.

 

در شرايط معمولي ، زمان لازم براي اين نوع پيرايش درمورد

شکاف زني و حلقه زني4-2 هفته و در مورد طوقه برداري و پوست واژگوني3-2 ماه مي باشد. در روش طوقه برداري بايد دقت شود که عرض نوار برداشت شده از حداکثر پنج ميليمتر تجاوز نکند، چون در غير اينصورت ممکن است درخت قادر به ترميم قسمت حذف شده نگردد و شاخساره آن خشک شود. صورت اخير همان حالتي است که معمولا در نواحي سردسير در اثر حمله زمستانه جوندگان و از بين رفتن پوست درخت به وجود مي آيد و غالبا منجر به خشک شدن درخت ميگردد.                                          
پيرايش  گل و ميوه:

اين پيرايش از اول بهار ، يعني زمان شکوفايي گلها تا هنگاميکه ميوه ها به قطر يک سانتي متر ميرسند،انجام مي شود. هدف از پيرايش گل و ميوه که بطور کلي تنک کردن ناميده مي شود تنظيم مقدار بار درخت، متناسب با قدرت آن، مي باشد.

Haras - سايت اطلاع رساني هرس - هرس درخت مو
سايت هرس,,كشاورزى,صنايع غذايى,آب,دام,طيور,آبزيان,خدمات شهرى,فضاى سبز,منابع طبيعى,محيط زيست,باغبانی,گل و گیاه, درخت و درختچه, پتنت, ثبت اختراع, ...
مقالات/علوم-باغباني/هرس-درخت-مو - ذخيره شده - مشابهموتاب - آپوپلكسي زرد آلو و جرب ميوه
از بين بردن شاخه هاي آلوده ضد عفوني قيچي هرس هرس درختان در پايان فصل زمستان. تشخيص. محيطKB(كلني هاي فلورسنت پس از 2روز در انكيباتور در دماي 25 درجه سانتي ...
از بين بردن شاخه هاي آلوده ضد عفوني قيچي هرس هرس درختان در پايان فصل زمستان. تشخيص. محيطKB(كلني هاي فلورسنت پس از 2روز در انكيباتور در دماي 25 درجه سانتي ...
تقویم زمانی هرس درختان
نحوه هرس: هرس این درخت بسته به نوع فرم آن می تواند بدون هرس و تنها با قطع اجباری شاخه های خشک به صورت گلدانی و باز باشد و یا با هرس شاخه زنی می توان تاج آن ...کشاورزی (باغبانی) - آپوپلكسی زرد آلو و جرب میوه
از بین بردن شاخه های آلوده ضد عفونی قیچی هرس هرس درختان در پایان فصل زمستان. تشخیص. محیطKB(كلنی های فلورسنت پس از 2روز در انكیباتور در دمای 25 درجه سانتی ...
ههندسی کشاورزی - باغبانی - هرس انواع درختان
فروش انواع عکس های کشاورزی رشته مهندسی کشاورزی باغبانی-بخش درخت و درخت کاری هرس_هرس درختان. انجمن علمی مهندسی باغبانی دانشگاه 4- هرس شاخهای آلوده و ضد عفونی ...
مهندسی+کشاورزی+-+باغبانی+-+هرس+انواع+درختان - ذخيره شدهکوچنان - درخت گردو
نمونه دیگر از هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بیشتر از 30سال سن دارند میباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه های پیر ودرهم را هرس کرده وبا این کار شاخه ...درختان نمونه دیگراز هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بیشتر از 30سال سن دارند میباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه های پیر ودرهم را هرس کرده وبا این کار شاخه ...
گردو : از کاشت تا برداشت - حلول
نمونه ديگر از هرس هرس کردن درختان کهن سال گردو که بيشتر از 30سال سن دارند ميباشد.که به منظور جوان کردن درخت شاخه هاي پير ودرهم را هرس کرده وبا اين کار شاخه ...
مقالات انگلیسی کشاورزی · هرس_هرس درختان · پیوند درختان · مقالات جدید تراریخته · مقالات جدید زراعت صنایع غذایی ...
هرسی _ هرس درختان 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:3  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1384/11/13 -->

 Botany 115 Terminology

 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:0  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1388/08/30 -->

 فیزیولوژی گیاهی :

فیزیولوژی دانشی است که وظیفه‌اش بررسی عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهیت بررسی در این علم ، وظیفه و کارکرد اندامهاست. نام قدیمی فیزیولوژی وظایف‌الاعضا بوده است. فیزیولوژی گیاهی ، مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشد و نمو ، متابولیزم و تولید مثل گیاهان است.
کشف قوانینی که بر تغذیه گیاه و رشد و نمو آن حکومت می‌کند، شناخت توانایی واقعی سلولها در انجام فعالیتهای بیولوژیک و همچنین ارائه روشهایی که ظهور یکی از توانائیهای سلولی را امکان‌پذیر می‌سازد، هدف اساسی فیزیولوژی گیاهی محسوب می‌شود. همانطور که مسیر روشن بسیاری از اکتشافات نظری ، منشا پیشرفتهایی در یکی از شاخه‌های تجربی علوم است، نتایج حاصل از مطالعاتی که در همه شئون علمی بالاخص در فیزیولوژی گیاهی صورت گرفته، باعث توسعه و پیشرفت واقعی کشاورزی شده و آن را از صورت ابتدایی خود در نخستین روزهای ظهور انسان به صورت کاملا پیشرفته امروزی ، مبدل ساخته است.

از طرف دیگر ، ترقیات سریع فیزیولوژی گیاهی نیز خود مدیون ترقیات علوم دیگری مانند فیزیک و شیمی است، زیرا عملا کلیه اعمال متابولیزم سلولها بر اساس قوانینی تفسیر می‌شوند که در مورد عالم بیجان شناخته شده‌اند. شک نیست که علم فیزیولوژی گیاهی ، علمی است تجربی و همه کوششهایی که در این زمینه صورت می‌گیرند، به شناسایی بیش از پیش ماده زنده منجر می‌شوند. به علاوه فیزیولوژی گیاهی ، علم پایه مستقلی است که دارای مفاهیم خاصی بوده، شیوه مخصوصی در تجربیات آن مشاهده می‌شود.



موضوعات مطرح شده در فیزیولوژی گیاهی
فیزیولوژی گیاهی را می‌توان مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای چرخه‌ای متحرک رشد ، متابولیزم و تولید مثل دانست. مباحث زیادی در فیزیولوژی گیاهی بحث می‌شود و در هیچ علمی ، نحوه پیشرفت واضح‌تر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. از مباحثی که در فیزیولوژی گیاهی بحث می‌شود، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
تغذیه و جذب در گیاهان
انجام صحیح فرایندهای متابولیزمی مستلزم وجود عناصری است که باید به صورت اکسید شده یا احیا شده ، معدنی و یا آلی جذب سلولها شده، احتیاجات آنها را از نظر ماده و انرژی تامین کنند. مقدار و نوع این احتیاجات تابعی از شدت و نوع واکنشهای متابولیزمی بوده و به همین مناسبت هر موجودی از نظر قدرت سنتز و طریقه تحصیل انرژی با موجود دیگر متفاوت است.
موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازی به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسیم می کنند. موجودات اتوتروف موجوداتی را گویند که از ترکیبات ساده‌ای نظیر دی‌اکسید کربن و ترکیبات معدنی مختلف مانند نیتروژن معدنی ، می‌توانند کلیه احتیاجات خود را برطرف سازند که گیاهان در این گروه قرار می‌گیرند.

احتیاجات گیاهان نسبت به انرژی
سلولهای گیاهی انرژی موجود در مواد تشکیل دهنده خود را به صور مختلف زیر از دست می‌دهند.
• به صورت انرژی حرارتی که در بعضی موارد مانند گل آذین گل شیپوری کاملا آشکار است.
• به صورت انرژی نورانی مانند فلورسانس کلروفیل
• به صورت انرژی مکانیکی مانند سیکلوز در سیتوپلاسم
• به صورت انرژی الکتریکی که نتیجه آن برقراری اختلاف پتانسیل بین اعضای مختلف گیاهان است.
احتیاجات گیاهان نسبت به مواد
میزان این احتیاجات در نمونه‌های مختلف گیاهی ، متفاوت است. رفع احتیاجات یک گیاه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادی است که این گیاه در طول حیات از دست می‌دهد. در درجه دوم ، رشد و نمو یک گیاه احتیاجات احتمالی دیگری بوجود می‌آورد. کلیه این احتیاجات بوسیله منابع طبیعی مختلفی تامین می‌شوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محیطهای آلی.
بطور کلی در بخش تغذیه و جذب مباحث مختلفی بحث می‌شود: احتیاجات گیاهان ، نقش عمومی و اختصاصی عناصر و علائم کمبودهای آنها ، محلولهای غذایی و کودهای شیمیایی ، تغذیه نیتروژن معدنی و آلی ، چرخه متابولیزمی نیتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گیاه ، جذب مواد معدنی ، مکانیزم جذب مواد و ... .

فتوسنتز
زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز از نظر لغوی به معنی تولید با استفاده از نور خورشید است. در فتوسنتز ، انرژی خورشیدی برای اکسید کردن آب ، آزاد شدن اکسیژن و نیز احیا کردن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار می‌رود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهای نوری و واکنشهای تاریکی.


بطور کلی در بخش فتوسنتز مباحث مختلفی بحث می شود:
مفاهیم کلی در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومی نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزی ، ساختار تیلاکوئیدها در کلروپلاست ، گیرنده‌های نوری ، فتوسیستم‌های I و II ، مکانیزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احیای فتوسنتزی ، تنفس نوری ، چرخه احیای فتوسنتزی ، چرخه احیای کربن در گیاهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گیاهان و ... .
تنفس
تنفس فرایندی است که انرژی ذخیره شده در مواد انرژی‌زا مانند کربوهیدراتها را به شیوه‌ای کنترل شده ، آزاد می‌کند. در طی تنفس انرژی آزاد ، رها شده و به شکل ATP در می‌آید که این شکل از انرژی می‌تواند به سهولت برای نگهداری و رشد گیاه مورد استفاده قرار گیرد.
مباحثی که در مورد تنفس در فیزیولوژی گیاهی ، بحث می‌شود، به صورت زیر است:

تنفس هوازی و بی‌هوازی ، ساختمان میتوکندری‌ها ، گلیکولیز و چرخه کربس ، زنجیره انتقال الکترون در میتوکندری ، مسیر پنتوز فسفات و ... .
رشد و نمو گیاهی
رشد و نمو اساسا از پدیده‌های مهم در طی انتوژنی گیاه است. رشد و نمو تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی قرار دارد. البته عامل مهم تعیین کننده الگوهای رشد و نمو ، عمدتا پایگاه ژنتیکی دارد. رشد عبارت است تغییرات کمی و افزایش غیر قابل برگشت در ابعاد یک موجود یا یک اندام. به مجموعه تغییراتی که ماهیت کیفی دارند، به اضافه تغییرات کمی (رشد) ، نمو اطلاق می‌شود.
مباحثی که در رشد و نمو گیاهی بحث می‌شود، به صورت زیر است. سینتیک رشد ، تروپیسمها یا گرایشها در گیاهان ، جنبشهای گیاهان ، تنظیم کننده‌ها یا هورمونهای رشد در گیاه مانند اکسین ، جیبرلین و ... ، مکانیزم تشکیل گل و فتوپریودیسم ، فیتوکرومها و دیگر پذیرنده‌های نوری و ... .
ارتباط فیزیولوژی گیاهی با سایر علوم
فیزیولوژی گیاهی با بسیاری از علوم ، ارتباط دارد. مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی. البته فیزیولوژیستها مکررا از نتایج تحقیقات بیوشیمیستها و متخصصان بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی استفاده می‌کنند و متقابلا دانشمندان رشته‌های دیگر نیز از نتایج آزمایشات فیزیولوژی گیاهی ، بهره‌مند می‌شوند.
در حقیقت این رشته‌های مرتبط ، با هم یک مجموعه ایجاد می‌کنند و مرزهای تعریف شده عمدتا مصنوعی هستند. بنابراین آشنایی با مبانی بیوفیزیک ، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی ، غیرقابل تفکیک با فیزیولوژی گیاهی هستند.


چگونگی تمایز فیزیولوژی گیاهی از رشته‌های نزدیک
چگونه فیزیولوژی گیاهی از رشته‌های نزدیک به خود مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و ... متمایز می‌شود؟ مثال فتوسنتز را به عنوان مثال کلاسیک در نظر بگیرید. بیوشیمیستها آنزیمها را خالص سازی کرده و خصوصیات آنها را در لوله آزمایش مطالعه می‌کنند. متخصصان بیوفیزیک ، غشاها را جداسازی نموده و خصوصیات اسپکتروسکوپی آنها را در لوله آزمایش ، بررسی می‌کنند.
دانشمندان بیولوژی مولکولی ، ژنهای کد کننده پروتئین‌های فتوسنتزی را شناسایی کرده و تنظیم آنها را در طول نمو ، مطالعه می‌کنند. در عوض متخصص فیزیولوژی گیاهی ، فتوسنتز را در عمل ، در سطوح مختلف ارگانی ، از جمله کلروپلاست ، سلول ، برگ و گل گیاه مطالعه می‌کند. صاحبنظران فیزیولوژی گیاهی ، راههای برخورد متقابل اجزا با یکدیگر برای انجام فرایندها و اعمال حیاتی را مورد مطالعه قرار می‌دهند.
چشم انداز
طی دهه گذشته ، علوم زیستی پیشرفت چشمگیر و غیر قابل انتظاری داشته‌اند و در هیچ جا ، این نحوه پیشرفت ، بیشتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. اکتشافاتی نیز ، قفل جادویی انتقال در غشاها را باز کردند. روشهای استخراج DNA ، ابزار جدیدی را برای فهم چگونگی تنظیم بروز و نمو ژن بوسیله نور و هومورنها فراهم کردند.
تجزیه پروتئین‌های کلیدی و کمپلکس‌های رنگیزه ، پروتئین‌هایی مانند روبیسکو (Rubisco) و مرکز واکنش فتوسنتزی با استفاده از کریستالوگرافی اشعه ایکس ، اولین طلیعه فهم مکانیزمهای مولکولی تثبیت کربن و واکنشهای نوری در فتوسنتز را فراهم کرد.

:فیزیولوژی گیاهی راحمی ، (Function) موجودات زنده،تغذیه و جذب در گیاهان ،احتیاجات گیاهان نسبت به انرژی ،فتوسنتز ،فتوسیستم‌های I و II ،تنفس هوازی و بی‌هوازی،کمپلکس‌های رنگیزه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:58  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1388/09/26 -->

 فتو سنتز:

فهرست مطالب

مقدمه                                                                   5

فرایند فتوسنتز                                                         5

نمو گیاه و فتو سنتز                                                  8

روابط مخزن – منبع                                                   9

توصیف کلی برنج و فتو سنتز آن                                 10

1 – جلبک های سبز آبی 2 – گونه های آزولا                17

نتيجه گيري                                                            19

منابع                                                                    20

 

 

مقدمه:

فتوستز فرایندی است که طی آن انرژی نورانی خورشید به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. که مهمترین پدیده بیولوژیکی روی کره زمین است که منبع انرژی اولیه بشر است. پس فتوسنتز اساس رشد و عملکرد تمام گیا هان زراعی می باشد.

فتوسنتز فقط در گیا هان سازگار از نظر ژنتیکی رخ می دهد.و گاهی متغیر های محیطی نیز ممکن است اثرات محیطی را بپوشاند. از نقطه نظر اصلاح نباتات تلاش برای افزایش عملکرد دانه بدون توجه به مقدارمواد فتوسنتزی قابل دسترس ، به طور کلی شکست خورده است.

فرایند فتوسنتز :

مکان فتوسنتز کلروپلاست ها می باشد.کلروپلاستها ، اجسام رنگدانه داری (کلروفیل) در ستوپلاسم سلولهای برگ و دیگر بافت های سبز می باشند. اختلافات ژنتیکی و محیطی مقادیر نسبی رنگدانه کلروفیل را تغییر داده و برگهایی را تولید می کنند که رنگ سبز تیره تا زرد دارند.

 

علاوه بر کلروپلاست Co2 , H2o وانرژی نورانی خورشید نیز لازم است تا گلوکز تولید شود. گلوکز به برگها و یا به دانه ها رفته و تغییر شکل می دهد.

 

کارایی فتو سنتز :

کارایی فتوسنتز در حدود 1% است.یعنی از کل تشعشعات ورودی به یک مزرعه فقط 1% به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. رسیدن به کارایی بالا در فتوسنتز امکان پذیر است ولی در شرایط مزرعه بیش از 6% انتظار نمی رود.حد بالای کارایی تا 20% به صورت فرضی محاسبه شده است.

 

فتوسنتز و عملکرد غلات :

چون کربن جزء اصلی ماده خشک گیاه است . پس منطقی است که افزایش سرعت اسیمیلاسیون دی اکسید کربن باعث افزایش عملکرد شود. از حدود سالهای 1960 سرعت اسیمیلاسیون Co2 نقطه شروعی برای توجیه بهبود عملکرد گیاهان زراعی بوده است.و درک اینکه چرا افزایش سرعت فتوسنتز برگ ممکن است عملکرد را افزایش ندهد اساس درک فیزیولوژی در رابطه با رشد و نمو آن ها می باشد.

تمام مواد فتوسنتزی تولید شده به سمت عملکرد اقتصادی یعنی دانه هدایت نمی شود . بخشی به ریشه ها ، برگ ها ، ساقه ها و وظایف حیاتی گیاه مصرف می شود . لذا اندازه گیری سرعت فتوسنتز یک برگ از یک گیاه منفرد نمی تواند نشان دهنده کل سرعت فتوسنتز آن گیاه با جمعیت گیاهی باشد.

زلیچ دریافت که اندازه گیری فتوسنتز گمراه کننده است . و دریافت که عملکرد گیاه زراعی رابطه نزدیکی با اسیمیلاسیون فتوسنتزی خالص Co2 دارد که در طول فصل محاسبه شده باشد . و خمچنین آزمایشات ، بر روی غنی سازی Co2 حاکی از آن است که افزایش فتوسنتز خالص عملکرد را افزایش می دهد.

 

اختلاف در کارایی فتوسنتز :

برخی گونه های گیاهی زراعی سرعت فت.سنتزی متفاوتی را نشان می دهند . بعنوان مثال سورگوم و ذرت ظرفیت بهره برداری انرژی نورانی خورشید را با سرعت تقریبا 50 تا 66 % بیشتر از توتون دارند . که بخش عمده ای از این اختلاف را می توان با اختلافات در تنفس توضیح داد.

 

گیاهان C3 و C4 :

زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین – بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ – اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، س.رگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.

تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید . 2 نوع تنفس وجود دارد :

 1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود . و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 – تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.

اختلافات گیاهان C3 و C4 :

1 – گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)

2 – گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .

3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است .

4 – درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 – در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 – سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دلرد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 – حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.

 

نمو گیاه و فتو سنتز :

آندوسپرم بذر غلات زمانی تا مین کننده غذا است که بذر شروع به جوانه زنی و کلئوپتیل خارج و اولین برگ شروع به فتوسنتز نمایید. در شرایط گرم و مرطوب طی 4 تا 5 روز ، و در شرایط سرد و خنک تا 2 هفته طول می کشد. البته عمق کاشت و وجود سله در فواصل بین بذر کاری و سبز شدن نیز تاثیر دارد. بعد از سبز شدن و رشد سریع سطح فتوسنتزی کود را به صورت نواری در 2 طرف بذر و کمی پایین تر قرار می دهند.

 

اگربذر در تماس مستقیم با کود قرار بگیرد ، ممکن است سبب ضایعات اسمزی شود . مرحله رشد رویشی (جوانه زنی – گلدهی) ، که طی آن میانگره ها و تعداد پنجه ها ، تعداد و اندازه سلول ها ، طول میانگره ها تحت تاثیر طول مدت مرحله رویشی که خود نیز تحت تاثیر درجه حرارت و طول روز است .افزایش قطر ساقه ها از طریق بزرگ شدن سلول ها زمانی رخ می دهد که ساختمان های ضروری شکل گرفته اند.

 

مرحله رسیدگی از زمان تلقیح گل تا بلوغ بذر می باشد.این مرحله برای توسعه دانه بحرانی است و مصرف آب ، سطح برگ برای جذب موثر نور خورشید ، یا اضافه کردن مواد غذایی ممکن است فتوسنتز را برای توسعه دانه افزایش دهد ،بدون آنکه رشد رویشی را تحریک کند.

 

عملکرد وزن خشک نهایی دانه حاصل سرعت پر شدن دانه و طول مدت پر شدن دانه می باشد. و زمانی که در وزن خشک دانه افزایشی صورت نمی گیرد محصول به بلوغ فیزیولوژیکی خود رسیده است . که با نمونه برداری از دانه و خوشه می توان توقف افزایش وزن خشک و مرحله برداشت را تعیین نمود.

 

روابط مخزن – منبع :

برای تولید موفقیت آمیز غلات باید به بذر کاری در زمان مناسب و ظرفیت فتوسنتزی مناسب برای تولید دانه توجه شود.

در جو، منبع و مخزن به نظر نمی رسد که هیچ کدام محدودیتی برای عملکرد دانه داشته باشند و اثرات متقابل فید بک ها نشان می دهد که سرعت فتوسنتز ممکن است برای نیاز دانه تعدیل شود. در غلات اندازه مخزن به تعداد دانه در سنبلچه و حجم دانه و وزن آن بستگی دارد . مطالعه ای در گندم و برنج نشان می دهد که ظرفیت ذخیره ممکن است محدودیت اصلی برای عملکرد دانه باشد.

 

برنج

برنج یکی از غلات قدیمی و غذای عمده بیش از نیمی از مردم جهان است . در طول سالیان متمادی اکثر دانشمندان توجه کمی به این محصول مبذول نموده اند . چون برنج غذای مهم در کشورهای توسعه یافته نبوده است . ایشی زوکا گزارش کرد که تا سال 1971 فقط 7 کتاب در مورد تولید برنج در انگلستان انتشار یافته است . البته در طی یک دوره 20 ساله پیشرفت در تحقیقات برنج منجر به افزایش تولید آن گشته است. تاسیس انستیتو تحقیقات بین المللی برنج (IRRI)درسال 1960 و پیشرفت های سریع در اصلاح و تولید برنج ، آن را به یک محصول قابل توجه تبدیل کرده است که برنامه اصلاحی آن در جهت تولید ارقام پاکوتاه ، ساقه ضخیم ، کود پذیر و روز خنثی بودن انجام گرفته است.

 

از موفقیت های مرکز IRRI تاسیس یک کلکسیون بزرگ زرم پلاسم و امکان اجرای برنامه های اصلاح نباتات طولانی مدت بود که تا سال 1982 نزدیک به 5500 رقم برنج که از سرتاسر دنیا جمع آوری شده بود را شامل می شود.

 

توصیف کلی برنج و فتو سنتز آن:

برنج مربوط به خانواده گراس ها می باشد . و دارای ریشه افشان است که شامل یک ریشه سمینال و ریشه نابجا که از گره های بالای گره پایه بوجود می آیند می باشد. ساقه برنج تو خالی و دارای 10 تا 20 میانگره هستند که از هر گره یک برگ یا غلاف باز به وجود می آید. در محل اتصال پهنک برگ یک لیگول طویل وجود دارد. پهنک های برگ باریک ، دراز و دارای ناخنک بلند و کرکدار می باشند.

 

برگ برنج به دلیل وجود لیگول و ناخنک خاص خودش از سایر گرامینه ها قابل تشخیص است دانه ها بر روی یک پانیکول آزاد که در امتداد بالاترین گره ساقه تولید می شوند و عموما غلاف دارند. در هر پانیکول تعداد 75 تا 150 سنبلچه وجود دارد که هر سنبلچه حاوی یک گلچه بارور می باشد.گلچه ها شامل 6 پرچم ، 1 مادگی ، 2 کلاله پر مانند ، و 2 لودیکول می باشند. طول خوشه ها cm 25-10 است. دانه برنج در غلافی قرار گرفته که همان لما و پالئا ست. میوه غلاف دار شلتوک نامیده می شود .

 

سازگاری :

برنج عموما یک محصول نیمه آبزی که به خوبی با شرایط غیر هوازی خاک سازگار شده ، توصیف می شود. ارقامی از برنج با شرایط هوازی و خشک خاک سازگاری یافته اند . این ارقام به عنوان برنج آپلند یا برنج کوهی شناخته می شوند. در مقابل ارقام برنج های مناطق پست یا غرقابی می باشند.

 

توانایی تولید برنج تحت شرایط نیمه آبزی صفت مهمی است و این امکان را می دهد که در سواحل رودخانه های بزرگ که ممکن است برای تولید غذا مورد استفاده قرار نگیرند رشد کند.

 

آب و هوا :

برنج یک گیاه C3 بوده و در درجه حرارت های بالا از درجه فتوسنتزی بالایی برخوردار است . بیشترین عملکرد برنج در مناطق معتدل بدست آمده است. برنج در تمام قاره ها به جز قطب جنوب کشت شده و تولید آن از 53 درجه شمالی تا 40 درجه جنوبی گسترش داشته است.

 

خاک  

تحمل برنج به تغییرات وسیع PH خاک ، به توانایی آن به رشد در خاک های غرقابی ارتباط داده شده است. در شرایط غرقابی PH خاکهای اسیدی افزایش و PH خاک های قلیایی کاهش می یابد. برخی ارقام برنج به نمک موجود در خاک متحمل هستند . چون گیاهان C3 مثل برنج کارایی مصرف آب بالایی ندارند.

 

برنج غرقابی :

ارقام برنج غرقابی به عمق کم ، متوسط و یا عمق زیاد آب سازگاری یافته اند . عمق آب می تواند بوسیله آبیاری تامین شود و ممکن است سیستم های تک کشتی یا دو کشتی را شامل شود و یا ممکن است برای کنترل عمق آب یا برای ایجاد عمق بیشتر آب از آب بند که وابسته به باران می باشد استفاده کنند.

ارقام برنج غرقابی که به عمق کم آب سازگاری یافته اند ممکن است بوسیله عمق بیشتر آب خصوصا در طی زمان ظهور خوشه صدمه ببینند. بالاترین عملکرد در برنج های غرقابی در عمق های کنترل شده آب ، در حدود cm 15 یا کمتر بدست می آید..

در شرایط غرقابی ، اکسیژن برای جوانه زنی بذر ، استقرار ریشه ، رشد و نمو ریشه های موئین ، و متابولیسم طبیعی ریشه مورد نیاز است . بدون وجود اکسیژن در شرایط مرطوب و غرقابی ، اکثر غلات زرد و پژمرده شده و در نهایت می میرند.

 

برنج غرقابی به اکسیژن موجود در خاک برای بقای خود متکی نیست. چون قادر است درشرایط غوطه ور در آب رشد کند که این به خاطر 3 مکانیزم سازگاری در این گیاه است.

 

1 – یک سیستم بسیار توسعه یافته تنفس غیر هوازی مخصوصا در مراحل اولیه رشد که به گیاه اجازه می دهد شرایط بدون اکسیژن را تحمل کند.

 

2 – توانایی انتقال اکسیژن از برگ ها به ریشه ها توسط ساختمان های لوله مانندی که بوسیله سلولهای آئرانشیم در برگ ، ساقه و ریشه شناخته شده اند. سلولهای آئرانشیم این امکان را می دهند که هوا از برگ ها به سمت ریشه حرکت کند.

 

3- رشد و نمو خوب ، انشعابات فراوان ، زمین گرایی منفی ریشه ها روی سطح خاک در زمان ظهور خوشه.

وقتی که ساقه طویل می شود موقتا شکسته میشود و اکسیژن از داخل به سمت پایین جریان می یابد.

 

برنج شناور :

در مناطقی از بنگلادش ، تایلند ، هند، یتنام و .... که همه ساله شرایط غرقابی را دارند ارقام برنج شناور را تولید می کنند. ارقام برنج شناور ممکن است در شرایط غرقابی cm 30-4 طویل شوند.

 

با قطع آب ، ساقه و برگ های شناور روی هم می افتند. یک خصوصیت مطلوب برنج شناور ، توانایی در راست شدن برگ ها و ساقه های بالیی بعد از اینکه به صورت افقی روی سطح آب غرقابی قرار گرفته بودند ، می باشد. شرایط غرقابی به همراه باد های قوی و جریان سنگین آب مکن است گیاهان را از ریشه در آورد .

 

گیاهانی که از ریشه در آمده اند قادرند مواد غذایی را توسط ریشه های جانبی که از گره های بالاتر تولید می شوند بدست آورند . گیاهان می توانند پس از نشست کردن آب غرقابی مجددا در خاک استقرار یافته و رشد نمایند و تولید پنجه کنند. برنج شناور معمولا در شروع فصل بارندگی کشت می شود تا قبل از اتمام بارندگی در خاک استقرار یابد . بذر ها معمولا روی خاک خشک یا مرطوب پاشیده می شود. به برنج شناور به ندرت کود داده می شود . چون عکس العمل محصول به کود ضعیف است.

 

برنج آپلند ( کوهی ):

برنج آپلند را می توان با تولید برنج هایی که نیاز به ایجاد آب بند برای نگهداری آب ندارند متمایز کرد.

 

معمولا مزارع برنج آپلند قبل از فصل باران کشت می شوند . بذر برنج بر روی بستر تهیه شده پخش می شود

بستر کشت می تواند به صورت کپه ای یا شنی به روشی باشد که آب را نگه نداشته و یا آن را بی اثر کند. عملکرد برنج آپلند به دلیل نا منظم بودن بارندگی ، کنترل ضعیف علف های هرز ، در شرایط غرقابی استفاده کم از کود های مور نیاز و شیوع بیماری ها کم می باشد. در مناطقی که فقط برای برنج آپلند مناسب است کشت دیگر غلات ( ذرت ، سورگوم و ارزن) که تحمل بیشتری به خشکی دارند ممکن است با صرفه باشد .

تیپ های برنج :

در طی سمپوزیومی که در سال 1963 برگزار شد 19 گونه برنج از جنس Oryza که هر گونه تعداد کروموزوم های آن (n2)24 یا 48 بوده است. در بیشتر مناطق آسیا ، آفریقا ، استرالیا ، اروپا و آمریکا گونه 24 کروموزومی O.sativa l. کشت می شود. گونه Oryza glaberrima steuda تنها گونه ای است که برای مصرف غذایی کشت می شود . به همین جهت بیشتر تحقیقات بر روی O.sativa l . انجام گرفته است . این رقم جایگزین رقم O.G.S شده است . یک مقایسه جهت بررسی پتانسیل زنتیکی این گونه ها انجام گردید که نتیجه تلاقی بین دو گونه تجاری برنج با مشکل نر عقیمی در نتاج اولیه مواجه شد.

بیوتیپ های برنج :

برای برنج 3 بیوتیپ از جنس O.sativa هستند . که در میان گیاهان زراعی تنوع پذیری بالایی دارند . که این خصوصیت به سازگاری و پراکنش وسیع برنج کمک می کند . این بیوتیپ ها شامل ایندیکا ، جاوانیکا و ژاپنیکا است که سازگار به شرایط مختلف محیطی هستند.

جاوانیکا دارای شباهت مورفولوژیکی با ژاپنیکا می باشد.(به جز برگهای عریض و کرکدار و داشتن ریشک که در جاوانیکا دیده می شود ). ایندیکا و ژاپنیکا بعلت داشتن خصوصیات متقابل مورد توجه است و ترکیب

صفت های مطلوب باعث افزایش عملکرد شد که در نتیجه توسط IRRI معرفی شد

تغییرات مورفولوژیکی اساس و اصول تولید مرتبط با انقلاب سبز باعث سرمایه گذاری زیاد در برنج گردید که توسط چاندرا لیست شده است  

1 – ساقه های کوتاه و ضخیم از عوامل کلیدی کاهش ورس و حساسیت به ازت می باشد.در این ارتباط برنج های غرقابی که حدود cm 100 است قابل توجه است.

2 – ارقام پا کوتاه که برگ عمودی تر و کوتاه تری دارند عملکرد بالا و مقاوم به ورس است .

3 – ارقام پاکوتاه برنج از شاخص برداشت بالایی برخوردار هستند چون مواد فتوسنتزی بیشتری به دانه منتقل می شود و کمتر به کاه انتقال می یابد.

4 – در ارقام پاکوتاه شاخص سطح برگ بالا می باشد.

5  ارقام پا بلند و پاکوتاه دارای تعداد گره های یکسان هستند ولی در پاکوتاه میانگره ها کوتاه هستند.

 

خصوصیات خاک برنج های غرقابی و شناور :

خاک هایی که در آنها آب می ایستد و توانایی نگهداری آب را دارند و زهکشی ضعیفی دارند ، خاک های غرقابی می گویند. خاک هایی که برای تولید برنج غرقابی مورد استفاده قرار می گیرد را در 4 خصوصیت فیزیوگرافی طبقه بندی کرده اند.

1 – کف جویها مسطح و ممکن است با بالا آمدن آب از کناره ها ی نهرها عمل غرقابی صورت گیرد . این خاک نیاز به مقادیری کود فسفر دارد.

2 – دشت های وسیع و تقریبا مسطح آلوویال و دشت های آبرفتی یا تراس هایی که توسط سیلاب غرقاب شده اند. این خاک نیاز به فسفر متوسط تا بالا دارند.

3 – مناطق کود در نواحی دیم و یا آپلند برنج ، در این خاک ها به فسفر واکنش نشان نمی دهند و در خاک های آهکی نسبت به پتاسیم واکنش نشان می دهد.

4 – کشت برنج بصورت تراس بندی در نواحی شیب دار ، این نوع خاک های آپلند و یا کوهستانی برای تولید برنج به فسفر نیاز دارند. در برنج شناور آب توسط بند هایی با ارتفاع 60 تا 90 سانتیمتر کنترل می شود.

اثرات غرقابی برروی خاک ها :

پس از یک بار آبیاری جهت نرم شدن خاک می توان آماده سازی بستر بذر را انجام داد. اهداف شخم مرطوب که برای مزارع باتلاقی است مشتمل بر کاهش نیرو جهت فعالیت های آماده سازی بستر بذر ، کنترل علف های هرز ، اختلاط بقایای گیاهی با خاک ، ایجاد لایه ای از خاک که کاهش دهنده عمل نفوذ باشد . در نهایت آماده سازی جهت نشاء کاری می باشد.در اکثر مناطق آسیا آماده سازی غرقابی زمانی است که باتلاقی شده و مزرعه به صورت گل – آب در می آید . و برای بیشتر ایام دوره رشد عمق غرقابی به میزان چندین سانتی متر حفظ می شود.

 

کارایی تولید در برنج های غرقابی بالاست و اغلب خاک های برنج غرقابی نیاز شدیدی به کود های ازته نشان می دهند . کارایی مصرف درحدود 50% است .

عوامل موثر بر استفاده از کودهای ازته به شرح زیر است :

1 – تغییرات فیزیکی :

وقتی خاک ها غرقاب می شوند خلل و فرج خاک از آب اشباع می شوند و خاک متورم شده و کلوخه های سخت متلاشی و به چندین قسمت کوچک تقسیم می شود . نتیجه این امر باتلاقی شدن مزرعه و نرم و له شدن و متلاشی شدن دانه بندی خاک آن است. فضاهای خالی خاک نقصان پیدا می کند ولی وزن مخصوص خاک افزایش پیدا کرده و سبب محدودیت زهکشی و افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک می شود. و بالاخره تبادل هوا بین اتمسفر و خاک باتلاقی کند می شود . خاک باتلاقی دارای یک لایه نازک به ضخامت 1 تا 10 میلیمتر که جذب کننده اکسیژن از آب می باشد که به رنگ قهوه ای بوده و واکنش نسبت به ازت همانند خاک های غیر اشباع مناطق مرتفع یا آپلند است. لایه دوم از اکسیژن محروم است . وقتی ترکیبات آهن در خاک کاهش می یابد خاک به رنگ خاکستری تیره و یا آبی مایل به خاکستری در می آید.

 

2 – تغییرات میکروبی :

عدم وجود اکسیژن در خاک غرقاب تغییرات بسیار موثر در انواع و تعداد میکروبهای تجزیه کننده بقایای گیاهی ، باعث می شود.سرعت تجزیه این خاک ها کمتر از خاک های آپلند ، که در آنها هوا وجود دارد می باشد . که طی آن مواد سمی (Co2 , Ch4, H , Fe . Mn) تولید می شود . برای جلوگیری از اثرات سمی باید 2 تا 3 هفته قبل از انتقال نشاء ها زمین را غرقاب نمود . در خاک های غرقاب ازت به آمونیوم و در آپلند نیترات تشکیل می گردد. در خاک غرقاب نیترات ها تبدیل به N2 و N2O گشته و از محیط خارج می شود. بنابراین به صورت مخلوط با خاک استفاده می شود

 

تغییرات شیمیایی :

غرقاب شدن سبب افزابش توانایی استفاده از فسفر شده که یک امتیاز محسوب می شود. تحت شرایط غرقابی Fe , Al , Mn ,Ca بهصورت محلول در می آیند و فسفر در شرایط هوازی توانایی ترکیب شیمیایی با این عناصر را دارد. در شرایط غرقابی PH بالا رفته و در قلیایی پایین آمده و میزان فسفر قابل استفاده افزایش می یابد. اثرات سودمند غرقابی روی تولید برنج سبب می شود که برنج در دامنه وسیع از خصوصیات خاک ، توانایی رشد را داشته باشد.

 

کود های بیولوژیکی :

در لگومینوز تثبیت بیولوؤیکی ازت وجود دارد که در نتیجه ارتباط همزیستی بین لگوم و باکتری ریزوبیوم است. ساخته شدن کود ازته به صورت صنعتی که طی آن گاز N2 با H در فشار و درجه حرارت بالا ترکیب می شود که غیر قابل تجدید و منبع انرژی مطرح است .

 

در مناطق گرمسیری و در شرایط غرقابی 2 وسیله بیولوژیکی جهت تولید ازت قابل جذب موجودند

1 – جلبک های سبز آبی 2 – گونه های آزولا

جلبک های سبز آبی در هر فصل 25 تا 30 کیلوگرم ازت در هر هکتار تثبیت می کنند . این جلبک ها در روی سطح آب آزاد رشد می کنند که زندگی آن مستقل از گیاه برنج می باشد. چون حاوی کلروفیل و دارای یک سیستم خودکفایی تثبیت ازت است . که انرژی لازم را از نور خورشید و از طریق فتوسنتز تهیه می کند.

امتیازات جلبک سبز عبارتند از ، تکثیر خود به خود و وجود حداقل مشکلات محیطی در رابطه با ساخت ، انتقال و استفاده از کود ازت می باشد.

اگرچه مقداری از ازت تثبیت شده برای گیاه قابل استفاده است ولی قسمت اعظم آن تولید ماده عالی است که همانند بقایای مواد آلی در خاک باقی می ماند و جهت استفاده محصولات بعدی آزاد می شود. تولیدکنندگان برنج باید ارتباط عملکرد با محصول بعدی را درک کنند. جلبک های خشک شده را می توان در مزرعه برنج غرقاب شده به میزان 10 تا 15 کیلوگرم ، یک هفته بعد از انتقال نشاء در زمین پخش کرد. جلبک می تواند در خزانه استقرار یافته و میزان آلودگی را در برنج تازه کشت شده به میزان 750 کیلوگرم در هکتار افزایش دهد. مقدار اضافه جلبک مضر نبوده و سودمند نیز است. کار برد جلبک حداقل در 3 فصل زراعی متوالی می تواند جمعیت مناسبی از جلبک را به وجود آورد.پس از استقرار جلبک فعالیت بیولوژیکی آن آغاز می شود . که مدت فعالیت کوتاه و در حدود 3 تا 6 ماه می باشد. و بعد از آن جلبک ها یا به حالت خواب فرو می روند با از بین می روند . در فصل بعد نیز قادر به رشد بوده ، مگر اینکه شرایط اکولوژیکی مناسب نباشد . حُسن استفاده از از این جلبک ها این است که قسمت اعظم ازت تثبیت شده را در عمق آب آزاد می کند . که می تواند برای گیاه برنج حائز اهمیت باشد.

 

هنگامی که جلبک های سبز آبی در حضور سرخس های آبی آزولا رشد کنند مقدار ازت تثبیت شده به میزان 5 تا 10 برابر بیشتر از حالت قبلی است. جلبک سبز آبی به صورت همزیست در حفره های بزرگ آزولا رشد می کند . گیاه آزولا حاوی یک ریزوم منشعب شده شناور با برگ های کوچک و ریشه توسعه نیافته می باشد. که به صورت معلق در آب رشد می کند . نژاد های آزولا در دامنه حرارتی 20 تا 35 درجه سانتیگراد رشد می کنند . برای حفاظت از سرما ، آزولا را در گودال هایی که با کاه پوشانده شده قرار می دهند. گونه های آزولا در دمای کمتر از 10 درجه و بیشتر از 35 درجه سانتیگراد زنده نمی مانند .

 

آزولا در مزرعه به سرعت تکثیر یافته و تا 5/7 تن در زمین افزایش یافته و مستقر می شود . در شرایط مناسب در هر 5 روز 2 برابر می شود . پس در یک دوره رشد 3 تا 4 ماهه حدود 260 تن در هکتار تولید دارد. آزولا را می توان قبل از کشت برنج شخم زد و یا در زیر خاک مدفون کرد تا مواد آلی خاک افزایش یتبد.

 

تولید به روش راتون در برنج ( راتون کراپینگ ) :

تولید به روش راتون عملی است که طی آن محصول دوم از پنجه های اصلی گیاه چیده شده به دست می آید

این روش حداکثر استفاده از برنج در طی فصل را به وجود می آورد. و در جاهایی که فصل رویش برای کشت دو محصول نا کافی است ( جنوب آمریکا و جنوب شرقی آسیا ) اهمیت دارد . در این روش احتیاج به آماده سازی بستر بذر و کاشت مجدد نمی باشد. پذیرش راتون در سیستم های کشاورزی فشرده محدود بوده است که دلایل عمده آن عبارتند از :

 

1 – عملکرد پایین نسبت به محصول کاشته شده 2 – تراکم حشرات زیان آور 3 – مشکلات علف های هرز

4 – مشکلات فشردگی خاک

راتون می تواند توسط مدیریت صحیح بهبود یابد.

نکات قابل توجه در عملیات برنج :

مزیت انتقال دستی نشاء به مزرعه آن است که به فواصل مساوی توزیع شده و کارایی استفاده از انرژی خورشید بیشتر می شود و امکان کنترل تراکم مطلوب گیاه را می دهد. در جا هایی که انتقال نشاء هزینه زیادی دارد برنج به صورت مستقیم کشت می شود . به این ترتیب که آن را در سوراخ هایی در خاک خشک یا در بین لجن پخش می کنند و سپس زمین را غرقاب می کنند . بذر برنج در خاک غرقابی استقرار ضعیفی دارد که عدم توانایی شخم بین ردیف ها و قرار گرفتن در معرض حمله موش ها ، کرم ها ، پرندگان از مزایای کمتری برخوردار است. برای جلوگیری از این مشکل بذور را بر روی بستر ناصاف پخش می کنند و آ« را با یک لایه سطحی خاک می پوشانند . اگر بذر را بروی زمین غرقاب بپاشیم به صورت شناور در می آید که برای جلوگیری ازاین مشکل بذر را از قبل خیس می کنند تا زودتر استقرار یافته و از انرژی خورشید بهره برد و در نتیجه رقابت بهتری با علف های هرز خواهد داشت . در ضمن گیاهچه برنج باید قبل از اینکه مواد غذایی بذر تمام شود ، انتقال یابد.

 

مقایسه سیستم های کشت برنج :

در کشور های در حال توسعه ، متوسط مساحت مزرعه پیوسته کوچک و کوچکتر می شود که واحد های کوچکتر نیاز به زحمت بالایی دارد و بیشتر مکانیزه هستند. تولید برنج در کالیفرنیا در نتیجه یک سری عملیات مکانیزه شامل تسطیح زمین ، کشت به وسیله هواپیما ، و عمل برداشت با کمباین هایی که در گل فرو نمی روند ، عملکرد در این روش 50% بیشتر از سایر ایالات آمریکا بود و تقریبا سه برابر بیشتر از متوسط عملکرد جهانی بوده است . استفاده از روش فرایند تجزیه انرژی ، کارایی انرژی در کشاورزی توسط فریدمان برای سیستم های مختلف برنج تعیین شده است . فریدمان دریافت بازده انرژی غذا ( در تمامی روش ها ) بیشتر از انرژی نهاده شده به کار برده شده برای تولید برنج بوده است .

 

نتيجه گيري:

در روش های سنتی به ازای هر واحد انرژی مورد نیاز در تولید برنج 8/13 واحد انرژی قابل استفاده تولید خواهد شد که کمترین مقدار را تولید می کند . در روش انتقالی نسبت باژده به نهاده در حدود 6/6 و برای انقلاب سبز 9/2 می باشد. سیستم انقلاب سبز کمترین کارایی انرژی را در تولید دارا بود . روش آزمایش ، عملکرد مشابهی با روش انقلاب سبز تولید نمود و نسبت بازده به نهاده برابر 6/4 داشت . این مقدار 25% بیشتر از روش انقلاب سبز بود . در جامعه ای که از اهمیت انرژی آگاه می باشد ، روش آزمایش باید به عنوان روش برتر مورد توجه قرار گیرد . به هر حال اگر هدف آز آزمایش عملکرد در واحد سطح است سیستم انقلاب سبز باید به عنوان یک روش مناسب مورد توجه قرار گیرد

منابع:

www.alonefarmer.ir

onearmer.blogfa.com

aloneklr.blogfa.com

rsian.usinfo.state

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:57  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1389/06/17 -->

 فیزیولوژی گیاهی،تعریف فیزیولوژی گیاهی،جزوه فیزیولوژی گیاهی،ارشد فیزیولوژی گیاهی:

فيزيولوژي دانشي است که وظيفه‌اش بررسي عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهيت بررسي در اين علم ، وظيفه و کارکرد اندامهاست. نام قديمي فيزيولوژي وظايف‌الاعضا بوده است. فيزيولوژي گياهي ، مطالعه اعمال حياتي گياه ، فرايندهاي رشد و نمو ، متابوليزم و توليد مثل گياهان است
ديد کلي
کشف قوانيني که بر تغذيه گياه و رشد و نمو آن حکومت مي‌کند، شناخت توانايي واقعي سلولها در انجام فعاليتهاي بيولوژيک و همچنين ارائه روشهايي که ظهور يکي از توانائيهاي سلولي را امکان‌پذير مي‌سازد، هدف اساسي فيزيولوژي گياهي محسوب مي‌شود. همانطور که مسير روشن بسياري از اکتشافات نظري ، منشا پيشرفتهايي در يکي از شاخه‌هاي تجربي علوم است، نتايج حاصل از مطالعاتي که در همه شئون علمي بالاخص در فيزيولوژي گياهي صورت گرفته، باعث توسعه و پيشرفت واقعي کشاورزي شده و آن را از صورت ابتدايي خود در نخستين روزهاي ظهور انسان به صورت کاملا پيشرفته امروزي ، مبدل ساخته است.
از طرف ديگر ، ترقيات سريع فيزيولوژي گياهي نيز خود مديون ترقيات علوم ديگري مانند فيزيک و شيمي است، زيرا عملا کليه اعمال متابوليزم سلولها بر اساس قوانيني تفسير مي‌شوند که در مورد عالم بيجان شناخته شده‌اند. شک نيست که علم فيزيولوژي گياهي ، علمي است تجربي و همه کوششهايي که در اين زمينه صورت مي‌گيرند، به شناسايي بيش از پيش ماده زنده منجر مي‌شوند. به علاوه فيزيولوژي گياهي ، علم پايه مستقلي است که داراي مفاهيم خاصي بوده، شيوه مخصوصي در تجربيات آن مشاهده مي‌شود.

موضوعات مطرح شده در فيزيولوژي گياهي
فيزيولوژي گياهي را مي‌توان مطالعه اعمال حياتي گياه ، فرايندهاي چرخه‌اي متحرک رشد ، متابوليزم و توليد مثل دانست. مباحث زيادي در فيزيولوژي گياهي بحث مي‌شود و در هيچ علمي ، نحوه پيشرفت واضح‌تر از زمينه فيزيولوژي گياهي نيست. از مباحثي که در فيزيولوژي گياهي بحث مي‌شود، مي‌توان به موارد زير اشاره کرد.

تغذيه و جذب در گياهان
انجام صحيح فرايندهاي متابوليزمي مستلزم وجود عناصري است که بايد به صورت اکسيد شده يا احيا شده ، معدني و يا آلي جذب سلولها شده، احتياجات آنها را از نظر ماده و انرژي تامين کنند. مقدار و نوع اين احتياجات تابعي از شدت و نوع واکنشهاي متابوليزمي بوده و به همين مناسبت هر موجودي از نظر قدرت سنتز و طريقه تحصيل انرژي با موجود ديگر متفاوت است.
موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازي به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسيم مي کنند. موجودات اتوتروف موجوداتي را گويند که از ترکيبات ساده‌اي نظير دي‌اکسيد کربن و ترکيبات معدني مختلف مانند نيتروژن معدني ، مي‌توانند کليه احتياجات خود را برطرف سازند که گياهان در اين گروه قرار مي‌گيرند.

احتياجات گياهان نسبت به انرژي
سلولهاي گياهي انرژي موجود در مواد تشکيل دهنده خود را به صور مختلف زير از دست مي‌دهند.
• به صورت انرژي حرارتي که در بعضي موارد مانند گل آذين گل شيپوري کاملا آشکار است.
• به صورت انرژي نوراني مانند فلورسانس کلروفيل
• به صورت انرژي مکانيکي مانند سيکلوز در سيتوپلاسم
• به صورت انرژي الکتريکي که نتيجه آن برقراري اختلاف پتانسيل بين اعضاي مختلف گياهان است.

احتياجات گياهان نسبت به مواد
ميزان اين احتياجات در نمونه‌هاي مختلف گياهي ، متفاوت است. رفع احتياجات يک گياه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادي است که اين گياه در طول حيات از دست مي‌دهد. در درجه دوم ، رشد و نمو يک گياه احتياجات احتمالي ديگري بوجود مي‌آورد. کليه اين احتياجات بوسيله منابع طبيعي مختلفي تامين مي‌شوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محيطهاي آلي.
بطور کلي در بخش تغذيه و جذب مباحث مختلفي بحث مي‌شود: احتياجات گياهان ، نقش عمومي و اختصاصي عناصر و علائم کمبودهاي آنها ، محلولهاي غذايي و کودهاي شيميايي ، تغذيه نيتروژن معدني و آلي ، چرخه متابوليزمي نيتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گياه ، جذب مواد معدني ، مکانيزم جذب مواد و.... .

فتوسنتز
فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوي به معناي توليد با استفاده از نور خورشيد است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت مي‌گيرند. طي فتوسنتز انرژي و آب و اکسيژن توليد مي‌شود.
زندگي در روي کره زمين به انرژي حاصل از خورشيد وابسته است. فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوي به معناي توليد با استفاده از نور خورشيد است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت مي‌گيرند. طي فتوسنتز انرژي و آب و اکسيژن توليد مي‌شود.
در فتوسنتز ، انرژي خورشيدي براي اکسيد کردن آب ، آزاد شدن اکسيژن و نيز احيا کردن به ترکيبات آلي و در نهايت قند بکار مي‌رود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهاي نوري و واکنشهاي تاريکي.
بطور کلي در بخش فتوسنتز مباحث مختلفي بحث مي شود:
مفاهيم کلي در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومي نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزي ، ساختار تيلاکوئيدها در کلروپلاست ، گيرنده‌هاي نوري ، فتوسيستم‌هاي I و II ، مکانيزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احياي فتوسنتزي ، تنفس نوري ، چرخه احياي فتوسنتزي ، چرخه احياي کربن در گياهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گياهان و ... .

رنگدانه‌هاي فتوسنتزي
انرژي نور خورشيد ابتدا بوسيله رنگدانه‌هاي نوري گياهان جذب مي‌شود. همه رنگدانه‌هايي که در فتوسنتز فعاليت دارند در کلروپلاست يافت مي‌شوند. کلروفيلها و باکترو کلروفيلها که در بعضي از باکتريها يافت مي‌شوند رنگدانه‌هاي رايج موجودات فتوسنتز کننده هستند. البته همه موجودات فتوسنتز کننده داراي مخلوطي از بيش از يک رنگدانه هستند که هر کدام عمل خاصي را انجام مي‌دهند. از ديگر رنگدانه‌ها مي‌توان به کاروتنوئيدها و گرانتوفيل اشاره کرد.
کلروپلاست محلي است که در آن فتوسنتز صورت مي‌گيرد
برجسته‌ترين خصوصيت ساختماني کلروپلاست ، سيستم فشرده غشاهاي دروني است که به تيلاکوئيد معروف است. کل کلروفيل در اين سيستم غشايي که محل واکنش نوري فتوسنتز است قرار گرفته است. واکنشهاي احياي کربن يا واکنشهاي تاريکي در استروما (ناحيه‌اي از کلروپلاست که بيرون تيلاکوئيد قرار گرفته است) صورت مي‌گيرند. تيلاکوئيدها خيلي نزديک به يکديگر قرار دارند که به تيغه‌هاي گرانا موسومند.

مکانيزم جذب نور در گيرنده‌هاي نوري
موجودات فتوسنتز کننده داراي دو مرکز نوري متفاوت هستند که پشت سر هم آرايش يافته‌اند و سيستمهاي نوري 1 و 2 ناميده مي‌شوند. سيستمهاي گيرنده در رده‌هاي مختلف موجودات فتوسنتز کننده تفاوت قابل ملاحظه‌اي دارند. در صورتي که مراکز واکنش حتي در موجوداتي که نسبتا اختلاف دارند يکسان است. مکانيزمي که از آن طريق انرژي تحريک کننده از کلروفيل به مرکز واکنش مي‌رسد، اخيرا به صورت انتقال رزونانس از آن ياد شده است. در اين فرايند فوتونها به سادگي از يک مولکول کلروفيل دفع و توسط مولکول ديگر جذب نمي‌شوند. بيشتر انرژي تحريک کننده از طريق فرايند غير تشعشعي از يک مولکول به مولکول ديگر منتقل مي‌شود.
يک مثال مناسب براي درک فرايند انتقال رزونانس ، انتقال انرژي بين دو رشته سيم تنظيم شده (کوک) است. اگر يکي از رشته‌ها ضربه بخورد و درست نزديک ديگري قرار گيرد رشته تنظيم شده ديگر مقداري انرژي از اولي دريافت نموده و شروع به ارتعاش مي‌کند.
کار آيي انتقال انرژي بين دو رشته تنظيم شده به فاصله آنها از يکديگر ، جهت‌گيري نسبي آنها و نيز تواترهاي ارتعاشي بستگي دارد که مشابه انتقال انرژي در ترکيبات گيرنده است.

واکنشهاي نوري فتوسنتز
موجودات فتوسنتز کننده از طريق اکسيد کردن آب به مولکول اکسيژن و احياي نيکوتين آميد آدنين دي نوکلئوتيد فسفات ،‌ الکترون را به صورت غير چرخه‌اي منتقل مي‌کنند. بخشي از انرژي فوتون از طريق اختلاف PH و اختلاف پتانسيل الکتريکي در دو طرف غشاي فتوسنتزي به صورت انرژي پتانسيل شيميايي آدنوزين تري فسفات ذخيره مي‌شود. اين ترکيبات پر انرژي انرژي لازم براي احياي کربن در واکنشهاي تاريکي فتوسنتز را تامين مي‌کنند.
آدنوزين تري فسفات
آدنوزين تري فسفات (ATP)

اطلاعات اوليه
فقدان اکسيژن يکي از خواص مهم جو اوليه به شمار مي آيد. چنانچه در آن آميزش برق آساي عناصر اکيسژني وجود مي داشت، مولکولهاي ناپايدار حاصل ، به سادگي بر اثر احتراق نابود مي شدند. اگر حيات بدون استعانت از اکسيژن حادث شده باشد، بايد تخمير آن را تامين کرد و باشد، که لولي پاستور ، شيميدان فرانسوي نيز آن را حيات بدون آزمايش‌هاي مربوط به هوا توصيف کرد. عمل تخمير بر اثر شکستن مولکولهاي آلي)ترکيبات حاوي کربن) انرژي لازم را در اختيار ياخته قرار مي دهد، فسفاتهاي پر انرژي از قبيل آدنوزين تري فسفات را رها مي کند.
برخي از اشکال تخمير ، مانند تخمير هاي مواد الکل ، به عنوان فرآورده فرعي ، دي اکسيد کربن توليد مي کنند. رها شدن اين گاز در جو به وسيله اشکال بي هوازي حيات ، که به اکسيژن نياز دارند، در تکامل فرايند هاي سوخت و ساز بعدي ، از جمله عمل تنفس سهيم اند.

آدنوزين تري فسفات در مرحله دوم سوخت و ساز
بعد از عمل تخمير ، پيشرفت بعدي سوخت و ساز عبارت بود از چرخه مونوفسفات ششگانه (HMP). اين عمل اساسا فرايندي بي هوازي است که به کمک انرژي حاصل از آدنوزين تري فسفات ، هيدروژن را از قند آزاد مي کند. دي اکسيد کربن نيز به عنوان فراورده فرعي به دست مي آيد. نيمي هيدروژن مربوط به چرخه HMP از آب به دست مي آيد. اين چرخه معرف مرحله‌اي نسبتا پيشرفته (طي ميليونها سال) است، زيرا ، از دشوارترين راه به هيدروژن مي رسد، نمايشگر دو رواي است که عملا تمامي هيدروژن آزاد از سياره ها فرار کرده است.
منبع خورشيدي آدنوزين تري فسفات
سومين مرحله در اين جريان تکاملي (سوخت و ساز) ، احتمالا تغيير ماده آلي به فسفات آلي به کمک نور (فرايندي که طي آن گياهان سبز انرژي نوراني را به انرژي شيميايي تبديل مي کنند) ، يعني استفاده مستقيم در توليد ATP است. انجام اين عمل مستلزم وجود ماده رنگي کلروفيل(پوروفيرين منيزيم) براي جذب نور ، حضور مواد رنگين ياخته)پروتئينهاي آهن دار) براي تبديل انرژي خارجي ، يعني نور خورشيد ، به انرژي ذخيره اي موسوم به (ATP) است.

منابع و جزوات و سوالات دکتری،دکترا و کارشناسی ارشد،کاردانی به کارشناسی،اخبار دکتری،اخبار سراسری،اخبار دانشگاه آزاد،اخبار کنکور۱۳۸۹،خبرهای کنکور ۱۳۸۹،اخبار کنکور۱۳۹۰ ومنابع جزوات دکتری و منابع ارشد،منابع کارشناسی ناپیوسته،منابع کاردانی به کارشناسی
سوالات و جزوات دکتری - دکترا
سوالات آزمون ها و منابع دکترا/دکتری دانشگاه سراسری و آزاد اسلامی
اخبار کنکور دکتری،دکترا
اخبار کنکور کارشناسی ارشد,خبر کنکور ارشد
اخبار کاردانی به کارشناسی،کارشناسی ناپیوسته
اخبار دانشگاه پیام نور,خبر دانشگاه پیام نور
سوالات تست دکترا PHD,سوالات آزمون دکتری
سوالات تست دکترا PHD کشاورزی
سوالات تست دکترا PHD فنی و مهندسی
سوالات تست دکترا PHD علوم پایه
سوالات تست دکترا PHD منابع طبیعی
سوالات تست دکترا PHD پزشکی
سوالات تست دکترا PHD علوم انسانی
سوالات تست دکترا PHD هنر
سوالات تست دکترا PHD سایر رشته ها
۲۲۲۵۰۴۷- ۰۲۸۲  -  ۰۹۱۹۱۸۱۲۸۱۲
 www.1az4.com - www.phdazmoon.com - www.Alonefarmer.com

* فیزیولوژی (مبانی و زندگی گیاه سبز) و فیزیولوژی پس از برداشت (ضريب ۲): راهنمای درس فیزیولوژی:سلول و اندامک های داخل آن- آب و روابط آبی- آنزیم ها- رنگدانه ها- فتوسنتز- انتقال آب در آوندها- انتشار گازها ،تنفس نوری- تنفس- کربوهیدرات ها- نپتوزفسفات- هورمون ها- اسیدهای چرب- آنزیم های (مبحث کوآنزیم و کوفاکتوز)
۱۱- فیزیولوژی گیاهی دکترمجید راحمی  ۱۱۴صفحه (کد ۵۷/۱۱ب)
۱۲- فیزیولوژی گیاهی دکتر دادپور  دانشگاه تبریز ۱۲۸صفحه (کد ۶۴/۱۲ب)
۱۳- فیزیولوژی گیاهی  دکتر یونس مستوفی  ۱۵۸صفحه تایپ(کد ۷۹/۱۳ب)
راهنمای درس فیزیولوژی پس از برداشت: مواد و عناصر درون میوه ها و سبزی ها- فیزیولوژی و بیوشیمی- شاخص های رسیدگی- مواد موثر در تاخیر یا تسریع در رسیدگی- مواد شیمیایی موثر در تنفس- تغییرات فیزیکی و شیمیایی در زمان رسیدگی میوه ،کسر تنفسی- سرد کردن اولیه و متدهای مختلف سرد کردن- کاهش آب در محصولات- انبار و انبارداری- آماده کردن محصول برای بازار- سرمازدگی و یخ زدگی و حمایت محصولات مختلف نسبت به سرما- کیفیت- نابسامانی فیزیولوژیکی- توصیه های نگهداری فرآورد- تیمارهای حرارتی برای افزایش عمرانباری محصولات
۱۴- فیزیولوژی پس از برداشت  دکترمجید راحمی   ۶۰ صفحه جزوه  (کد ۳۰/۱۴ب)
۱۵- فیزیولوژی پس از برداشت  دکترمجید راحمی  ۱۱۸صفحه  خلاصه کتاب دکتر راحمی (کد۵۹/۱۵ب)
۱۶- فیزیولوژی پس از برداشت  دکتر مستوفی دانشگاه تهران ۴۴ صفحه   (کد ۲۲/۱۶ب)
۱۷- تنفس ونقش آن در فیزیولوژی پس از برداشت محصولات باغبانی دکتر مصباح بابالار   ۳۶صفحه تایپ   (کد۱۸/۱۷ب)
**  فیزیولوژی پس از برداشت  تکمیلی  ۸۲صفحه  (کد:۰۰۴۲/ب) (انتخابی)
** فیزیولوژی و تشریح گیاهی     ۵۰صفحه تایپ    (کد:۰۰۲۵/ب)
** کتاب فیزیولوژی پس از برداشت  دکتر مجید راحمی (کد:۰۰۴۳۶/ب) (کتابفروشیها)
** کتاب زندگی گیاه سبز   حسین لسانی و مسعود مجتهدی  (کد:۰۰۵۸۵/ب)(تهیه از کتابفروشیها)
** کتاب مبانی فیزیولوژی گیاهی  حسین لسانی و مسعود مجتهدی (کد:۰۰۷۲۶/ب)( از کتابفروشیها)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:56  توسط محسن یمینی صفت  | 

 
1388/10/30 -->

 ديمکاري "Dry land farming" _دیمکاری استاد دهقان زاده :

زراعت بدون آبياري در مناطق نيمه خشک است که آب از طريق نزولات آسماني تامين مي شود .

ديمکاري مجموعه ي پيچيده اي از مديريت هاي از پيش تعيين شده است ، به منظور اينکه توليد در آمد و محصول ثابت باشد . از اصول مهم مديريت در ديمکاري ، مديريت خاک است .

در مناطق خشک ميزان بارندگي کم است . ( بين 250 تا 300 ميليمتر ) ، پراکنش بارندگي نامنظم است . ( اغلب ممکن است تمام بارندگي سال در طول چند ماه انجام شود . ) در اين مناطق در ماه هايي که بارندگي است ميزان رطوبت خاک بايد در زمان عدم بارندگي افزايش پيدا کند . براي اين منظور، جلوگيري از روان آب و همچنين افزايش نفوذ پذيري خاک بايد انجام شود . ميزان بارندگي در سال هاي مختلف متفاوت است . ممکن است چند ماه از سال بارندگي وجود نداشته باشد . گياه بايد در سال هاي کم باران متحمل خشکي باشد تا عملکرد خوبي داشته باشد و همچنين در سال هاي پرباران توانايي استفاده از باران را داشته باشد و عملکرد خوبي ارائه دهد .

کاشت نيمه ديم : يعني در ابتداي دوره رشد ، کشت به صورت آبياري است و در اواخر دوره رشد آب گياه توسط بارندگي و ذخيره ي خاک تامين مي گردد .

آبياري تکميلي در ديمکاري : در طي دوره رشد طي يک يا دو مرحله آبياري تکميلي انجام مي شود که اصطلاحا سيستم گان "Gun" گفته مي شود .

اهميت ديمکاري : حدود 90% زمين هاي زراعي دنيا بصورت ديم کشت مي شوند. در ايران از حدود 19 ميليون هکتار زمين زراعي 10 تا 12 ميليون هکتار ديم کاري مي شود . چون سيستم زراعي ديمکاري به صورت کشت – آيش است در هر سال 5 تا 6 ميليون هکتار ديمزار زير کشت وجود دارد . حدود 5/2 گندم توليدي کشور از ديمزارها بدست مي آيد . ميانگين توليد در ايران حدود 300 تا 500 کيلوگرم در هکتار است ولي در کشوري مثل ترکيه که از نظر ديمکاري شرايطي مشابه ايران دارد حدود 2 تن در هکتار ميانگين عملکرد است .

سيستم هاي مختلفي در ديمکاري وجود دارد :

1-   زراعت توام با دامپروري : در اين حالت کشاورز در کنار ديمکاري دامپروري هم انجام مي دهد که باعث تثبيت درآمد براي کشاورز است . معمولا زمين هايي که مناسب ديمکاري نيستند را به چراي دام اختصاص مي دهند .

2-   زراعت تک محصولي : کشاورز در هر سال يک نوع گياه کشت مي کند . در کشور ما بيشتر اين روش متداول است و چون مديريت مناسبي از خاک اعمال نمي شود با مشکل فرسايش و کاهش ماده آلي خاک مواجه هستيم و همچنين مشکلات زراعت تک کشتي هم بوجود مي آيد .

3-      کشاورزان غايب : در اين نوع زراعت کشاورز فقط در زمان کاشت و برداشت به سراغ زمين مي آيد .

بطور کلي براي بهبود وضعيت ديمکاري در ايران  مي توانيم کارهاي زير را انجام دهيم :

-        تعريف علمي و حقوقي از اراضي و ديمزارها داشته باشيم .

-        کلاسه بندي خاک صورت گيرد .

-        افراد متخصص و ماهر و بومي در منطقه پرورش يابند .

-        تکنولوژي صحيح بکار گرفته شود .

-        مديريت زراعي مناسب براي کشت ديم اعمال شود .

-        ايستگاه هاي تحقيقاتي در مناطق کشت ديم احداث شود .

براي اينکه بتوان در ديمکاري موفق بود بايد شرايط آب و هوايي منطقه را شناسايي نمود . ( اقليم منطقه شناسايي شود )

" اقليم : مجموعه شرايط آب و هوايي يک منطقه که به صورت پارامترهاي دراز مدت هواشناسي بيان مي شود . "

اقليم تحت تاثير دو عامل است :

1-      کميت هاي جوي ( بارندگي ، دما ، رطوبت ، باد و ... )

2-      کميت هاي جغرافيايي ( عرض جغرافيايي ، شيب ، ارتفاع ، پستي و بلندي و ... )

براي شناسايي اقليم منطقه روش هاي زيادي وجود دارد :

الف ) با استفاده از پوشش گياهي رشد کرده بومي در منطقه : مثلا اگر در منطقه اي گون گزي رشد کرد معرف منطقه اي است که داراي رطوبت بالا ، طول فصل رشد کوتاه و دماي پايين است . يا اگر گياه منطقه اي خار زرد و شيرين بيان بود معرف ميزان بارندگي بالاي 300 ميليمتر و دماي حدود 25 درجه ي سانتيگراد و مناسب ديمکاري گندم و جو است . اگر در منطقه اي درخت بلوط مشاهده شد نشاندهنده ي بارندگي بالاي 500 ميليمتر و دماي 30 درجه و مناسب براي کشت گندم و جو و نخود و عدس است . اما اين روش ، روش مطمئني نيست ، چون ممکن است در مناطق مختلف گياهان يکساني رويش پيدا کنند .

ب) مي توانيم براي اطمينان بيشتر از ميانگين دراز مدت يک عامل هواشناسي ( مثل بارندگي ) استفاده کنيم . مثلا اگر ميزان بارندگي کمتر از 250 ميليمتر بود منطقه خشک است . اگر بين 250 تا 500 ميليمتر بود منطقه نيمه خشک است و اگر بيشتر از 500 ميليمتر بود منطقه ي مرطوب تلقي مي شود . از معايب اين روش اينست که نحوه ي پراکنش و توزيع بارندگي مشخص نيست . بنابراين براي رفع اين مشکل بايد پارامترهاي بيشتري را در نظر بگيريم .

ج) روش تورنت – وايت : در اين روش غير از ميزان بارندگي ، ميزان تبخير و تعرق هم در نظر گرفته مي شود و شاخصي به نام شاخص رطوبتي بدست مي آيد .

P/ET= شاخص

-        منطقه ي مرطوب :

ميزان بارندگي بيش از ميزان تبخير و تعرق است و مازاد رطوبتي داريم .

-        منطقه ي خشک :

چون در تمام طول سال ميزان تبخير و تعرق بيش از مقدار بارندگي است و تنش رطوبتي داريم ، بايد زراعت آبي داشته باشيم .

-        منطقه ي نيمه خشک :

در اين منطقه امکان ديمکاري هست . به اين صورت که اولا دوره ي رشد گياه با دوره ي بارندگي مطابقت داشته باشد و ثانيا مديريت هاي ذخيره اي رطوبت مناسب براي زمان هاي عدم بارندگي اعمال کنيم .

در روش کوپن دو منطقه ي C (نيمه گرمسيري) و D (معتدل سرد) در ايران براي ديمکاري مناسب است . براساس اين روش چون مثلا دو منطقه ي شيراز و لردگان در منطقه ي C هستند بايد مديريت يکساني اعمال شود اما پس از بررسي مشاهده مي شود که در منطقه ي لردگان تا دماي صفر درجه هم داريم و باعث توقف رشد گياه مي شود و بايد دما به حد مناسب برسد تا گياه رشد خود را شروع کند و نمي تواند از بارندگي هاي زمستان و اوايل بهار استفاده کند و رسيدگي گياه به دوره اواخر بهار و اوايل تابستان مي رسد و با تنش رطوبتي مواجه مي شود .

 

گندم

هر چه مراحل 1 و 3 طولاني تر باشد بهتر است . در مديريت ديمکاري بايد کاري کنيم که مرحله ي 4  تا جايي که امکان دارد کوتاه شود .

اقليم ايران :

بطور کلي ميزان بارندگي در ايران حدود 200- 240 ميليمتر است که با توجه به ميزان جهاني بارندگي ، ايران جزء مناطق کم آب جهان محسوب مي شود . از مقدار 335 ميليارد متر مکعب نزولات آسماني در ايران حدود 3/1 آن در 8% کشور و 3/2  مابقي در 92% باقيمانده باريده مي شود . در اين حالت بايد عملا  با خشکي همراه شد و مديريت صحيحي داشته باشيم .

اقليم ايران از نظر ديمکاري به صورت زير تقسيم بندي مي شود :

1-   مناطقي که ميزان بارندگي آنها کمتر از 250 ميليمتر در سال است که حدود 74% کل مناطق کشور را شامل مي شود که مناسب زراعت ديم نيست و به کشت آبي و يا مرتع و آبخيزداري اختصاص پيدا مي کند .

2-   مناطقي که ميزان بارندگي آن ها بيشتر از 250 ميليمتر در سال است که حدود 26% مناطق کشور را شامل مي شود . حدود 50% اين مناطق داراي ميزان بارندگي کمتر از 350 ميليمتر است که مي توان با اعمال مديريت هاي خاص گندم و جو را به صورت ديم کشت نماييم . 50% مابقي داراي بارندگي بيشتر از 350 ميليمتر مي باشد ( غير از شمال ) که مي توان در آن ها گندم و جو  و نخود و عدس و ... را به صورت ديم کشت نمود .

بررسي شرايط آ ب و هوايي در ديمکاري :

1-      پديده هاي رطوبتي شامل : بارش ، شبنم ، مه ، رطوبت نسبي

2-      نور

3-      درجه حرارت

4-      باد

- بارش "Perecipitation" : بارش ها بصورت برف يا باران هستند . بارندگي هاي به شکل برف تاثير خوب و مفيدي در خاک و گياه دارند . چون برف به آرامي ذوب مي شود ميزان نفوذ و ذخيره ي آن در خاک بيشتر است و مشکل روان آب نخواهيم داشت . همچنين برف به صورت يک عايق حرارتي روي گياه عمل کرده و مانع از خسارت يخبندان مي شود .

شدت بارش : بارندگي در مناطق خشک و نيمه خشک اغلب به صورت رگبارهاي شديد است بطوريکه ممکن است در اين مناطق در طي 2 تا 3 بار بارندگي به اندازه ي متوسط ساليانه بارندگي اتفاق بيفتد و بقيه ي بارش ها ، بارش هاي خيلي خفيف باشد .

 

نمودار ميزان نفوذ بارندگي :

در جايي که شدت بارش بيش از ميزان نفوذ باشد مشکل روان آب بوجود مي آيد ؛ از طرفي وقتي بقيه ي بارش ها خفيف است آب قبل از نفوذ در خاک تبخير مي شود و بارندگي غير موثر ناميده مي شود .

بارندگي موثر بارندگي است که بتواند مقدار 15 سانتيمتر در خاک نفوذ کرده و ذخيره شود .

- شبنم "Dew" : در مناطق خشک و نيمه خشک معمولا پديده ي شبنم وجود دارد . وقتي که دماي هوا در اين مناطق کاهش پيدا کرد و به نقطه ي تشکيل شبنم رسيد در اين حالت رطوبت سطح خاک تبديل به شبنم مي شود . در حالتي که گياه تعرق عادي خود را انجام مي دهد شبنم موثر نيست ولي در شرايط خشک و نيمه خشک و شرايط تنش مي تواند جذب گياه شود و در هنگام شب به تجديد آماس برگ کمک کند و از طرفي شروع تنش را در صبح روز بعد به تاخير اندازد . البته ميزان تاثير شبنم به نوع گياه هم بستگي دارد که داراي کوتيکول نفوذ پذير يا نفوذ ناپذير باشد . حداکثر مقدار تشکيل شبنم به ميزان 1 ميليمتر است .

- مه "Fog" : ذرات معلق آب در هوا را مه مي گويند . مه از يک طرف مي تواند جذب خاک و گياه شود و مقدار رطوبت خاک را افزايش دهد و از طرف ديگر باعث کاهش تبخير و تعرق مي شود . معمولا مه در فرمول هاي اقليمي گنجانده نمي شود ولي مي تواند موثر باشد .

- رطوبت نسبي : در مناطق خشک و نيمه خشک رطوبت نسبي بالا باعث کاهش تبخير و تعرق و بهره برداري بهتر از رطوبت توسط گياه مي شود . رطوبت نسبي بستگي به ميزان دما و رطوبت هوا دارد .

 در مناطق خشک معمولا رطوبت نسبي بين 12 - 30  % است . به علت دماي بالا و خشکي منطقه بطور کلي اگر رطوبت خاک مناسب باشد رطوبت نسبي کم در تشکيل دانه بهتر مي باشد چون رطوبت نسبي بالا باعث به هم چسبيدن دانه هاي گرده مي شود و تشکيل دانه مشکل مي شود .

- نور "Light" : نور براي فتوسنتز ، تشکيل کلروفيل و ريخت زايي گياه موثر است . در مناطق خشک و نيمه خشک نور عامل محدود کننده نيست چون در اين مناطق نور زيادي وجود دارد که حتي تا 95% نور ممکن است به خاک برسد . در اين مناطق سرعت رشد محصول "CGR" بالاست . به عنوان مثال "CGR" در مناطق قطبي 500 ، در مناطق معتدل 2000 و در مناطق خشک و نيمه خشک 5500 گرم بر متر مربع در سال است .

در مناطق خشک و نيمه خشک بايد گياهان "C4" کشت شوند چون اشباع نوري ندارند . اين گياهان را عملا نمي توان به صورت ديمکاري کشت نمود چون اين گياهان در فصول گرم کشت مي شوند .

- درجه حرارت :

اپتيمم : درجه حرارتي است که گياه مي تواند در آن به خوبي رشد کند .

در دماهاي خيلي بالا در کار آنزيم ها اخلال ايجاد مي شود و ممکن است باعث از بين رفتن گياه شود . در دماهاي خيلي پايين هم امکان يخ زدگي و سرما زدگي گياه وجود دارد .

در مناطق خشک و نيمه خشک نوسانات دمايي شب و روز بالاست .

باد "Wind" : خصوصيات باد چه از نظر کيفي ( اندازه ذرات حمل شده ، رطوبت و درجه حرارت ) و چه از نظر کمي ( شدت ، سرعت و جهت ) مي تواند روي رشد گياه تاثير بگذارد .

باد بطور کلي دو اثر دارد :

1-      تاثيرات مکانيکي : شکستن شاخ و برگ ، ورس ، مدفون کردن بذور ، خارج کردن ريشه ي گياهان و ... .

2-   تاثيرات فيزيولوژيکي : افزايش تبخير و تعرق ( چون باد باعث جابجايي رطوبت هوا از اطراف گياه شده و اختلاف پتانسيل را درگياه افزايش مي دهد ، همچنين باعث انتقال افقي انرژي شده و تبخيرو تعرق را افزايش مي دهد .) ، بادزدگي ( اگر باد ، گرم و کم رطوبت باشد و در مراحل حساس گياه ( گرده افشاني و پر شدن دانه ) بوزد باعث باد زدگي گياه مي شود ( دانه ها پوک و چروکيده مي شوند ) ) .

براي حل مشکل بادزدگي مي توان اقدام به احداث باد شکن در اطراف مزرعه نمود ( مثل کاشت درخت سنجد) . باد شکن باعث کاهش انتقال افقي انرژي شده و از کاهش رطوبت هواي اطراف گياه جلوگيري مي کند و عملا دسترسي به رطوبت را افزايش مي دهد .

عوامل خاکي :

خاک در موفقيت در ديمکاري فوق العاده موثر است .

در مورد آب در ديمکاري دو مورد مهم است : 1- ميزان بارندگي و پراکنش آن 2- ميزان جذب و نگهداري آب

مديريت مناسب اين دو عامل متضمن موفقيت در ديمکاري است .

خاک منطقه تحت تاثير سنگ مادر ، عوامل فيزيولوژيکي و شرايط آب و هوايي است . براي تعيين مناسب بودن خاک براي ديمکاري بايد خاک کلاسه بندي شود که اين عمل بر اساس پارامترهاي مختلف انجام مي شود . اين پارامترها عبارتند از :

- بافت خاک – عمق خاک – شيب زمين – تيپ منطقه – نفوذ پذيري سطح الارض – نفوذ پذيري تحت الارض – ميزان سنگ و سنگريزه در سطح و تحت الارض – شوري و قليايي بودن خاک .

بر اساس اين نه پارامتر ، خاک مناطق مختلف به 8 کلاس تقسيم شده است :

کلاس 1 : خاک هايي که محدوديت هاي خيلي کمي دارند و پتانسيل توليد در آنها خيلي بالاست . براحتي قابل ديمکاري هستند ولي چون پتانسيل بالايي دارند بهتر است که به کشت آبي اختصاص پيدا کنند .

کلاس 2 : اين خاک ها محدوديت متوسطي دارند ولي با رعايت يک سري اصول مي توانيم اغلب محصولات زراعي را در آن ها بصورت ديم کشت کنيم .

کلاس 3 : محدوديت اين خاک ها زياد است ولي با رعايت دقيق اصول فني مي توانيم اقدام به ديمکاري نماييم .

کلاس 4 : اين خاک ها محدوديت خيلي زيادي دارند و مناسب ديمکاري نيستند ولي در صورت اجبار مي توانيم با رعايت دقيق اصول فني ، برخي از محصولات را به صورت ديم کشت کنيم .

کلاس 5 : اين خاک ها محدوديت خيلي خيلي زيادي دارند و مناسب ديمکاري نيستند و براي مرتع و جنگلداري مناسبند .

کلاس 6 : اين خاک ها محدوديت بيشتري از گروه قبلي دارند ولي مي توانيم در اين خاک ها هم مرتعداري و جنگلداري داشته باشيم .

کلاس 7 : در اين خاک ها مرتعداري و جنگلداري هم امکان پذير نيست .

کلاس 8 : اين خاک ها فقط براي آبخيزداري استفاده مي شوند .

با توجه به اين تقسيم بندي ها خاک هاي کلاس هاي 1و2 و3 مناسب ديمکاري ، 4 و5 و6 مناسب مرتع و جنگل و 7 و8 براي آبخيزداري مناسبند .

(آمايش سرزمين : تعيين تکليف براي کاربري زمين توسط ويژگي هاي اکولوژيکي اعمال شده در منطقه )

 

کلاسه بندي بر اساس پارامترهاي دخيل در آن :

1- بافت خاک : درصد نسبي اجزاي تشکيل دهنده ي خاک است . بافت خاک مي تواند در ظرفيت آبگيري ، CEC ، نفوذپذيري ، مويينگي و ... نقش داشته باشد . به عنوان مثال خاک هاي سنگين ، CEC بالا ، نفوذ پذيري کم ، خاصيت مويينگي و ظرفيت آبگيري بالايي دارند .

بطور مطلق نمي توان گفت چه بافتي براي ديمکاري مناسب است چون نوع بافت مناسب ديمکاري به عوامل مختلفي بستگي دارد مثل : ميزان و پراکنش بارندگي ، عمق خاک ، شيب ، درجه حرارت و ... .

اگر بارندگي ها پراکنش مناسبي داشته باشند خاک سبک مناسبتر است چون در صورت سنگين بودن خاک آب قبل از نفوذ در خاک تبخير مي شود ؛ همچنين جذب آب در خاک سبک براي ريشه ي گياه راحت تر است ، چون آب در خاک سبک داراي پتانسيل بيشتري است .  اگر بارندگي ها سنگين و با تعداد کم باشد ، خاک سنگينتر مناسب است چون در صورت سبکي خاک قسمت اعظم بارندگي ها از دسترس ريشه خارج شده و املاح را هم با خود شسته و به اعماق مي برد . اگر بارندگي ها سنگين و زياد باشد خاک سبک مناسبتر است چون در خاک سنگين خطر ايجاد روان آب و فرسايش وجود دارد .

هرچه عمق خاک کمتر باشد بافت سنگين مناسبتر است چون مي تواند آب بيشتري در خود ذخيره نمايد .

هرچه شيب زمين کمتر باشد بافت سبک مناسبتر است چون خطر روان آب و فرسايش کمتر است .

هرچه درجه حرارت بيشتر باشد بافت سبک مناسبتر است چون در خاک هاي سنگين به علت خاصيت مويينگي بيشتر ، رطوبت اعماق به سمت بالا آمده و تبخير بيشتر است .

به طور کلي بر اساس اندازه ي ذرات ، خاک به صورت زير کلاسه بندي مي شود :

الف ) خاک هاي خيلي درشت ( اندازه ي ذرات بين 2/0 تا 2 ميلي متر و در کلاس هاي 4 تا 6 طبقه بندي مي شوند .)

ب) خاک هاي درشت ( اندازه ي ذرات بين 2/0 تا 05/0 ميلي متر و در کلاس 3 طبقه بندي مي شوند مثل خاک لومي – شني درشت )

ج)  خاک هاي سبک ( اندازه ي ذرات بين 05/0 تا 02/0 ميلي متر و در کلاس 2 طبقه بندي مي شوند مثل خاک لومي – شني )

د) خاک هاي متوسط ( اندازه ي ذرات بين 02/0 تا 002/0 ميلي متر و در کلاس 1 طبقه بندي مي شوند مثل خاک هاي لومي و لومي – سيلتي )

هـ) خاک هاي سنگين ( اندازه ي ذرات کمتر از 002/0 ميلي متر و در کلاس 1 طبقه بندي مي شوند مثل خاک لومي – رسي )

 2- عمق خاک : ارتفاع خاک از سطح تا يک لايه ي محدود کننده ( محل نفوذ ريشه ) ( معمولا تا 2 متر )

اگر بارندگي مناسب باشد ولي خاک عمق کافي نداشته باشد ممکن است در ديمکاري موفق نباشيم . مثلا اگر خاکي داراي عمق 100 سانتيمتر باشد و درصد رطوبت حجمي خاک 15% باشد و 200 ميلي متر هم بارندگي داشته باشيم ، خاک مي تواند 150 ميلي متر آب را نگهداري کند .

mm 150= cm 15= 15/0 × cm 100

بر اساس عمق خاک کلاسه بندي به صورت زير است :

- خاک هاي با عمق بيشتر از 120 سانتيمتر در کلاس 1 جاي دارند .

- خاک هاي با عمق بين 80 - 120 سانتيمتر در کلاس 2 جاي دارند .

- خاک هاي با عمق بين 50 – 80 سانتيمتر در کلاس 3 جاي دارند .

- خاک هاي با عمق بين 25 – 50 سانتيمتر در کلاس 4 جاي دارند .

- خاک هاي با عمق بين 10 – 25 سانتيمتر در کلاس 5 جاي دارند .

- خاک هاي با عمق کمتر از 10 سانتيمتر در کلاس 6 جاي دارند.

عمق مناسب خاک تحت تاثير پراکنش بارندگي است . اگر بارندگي ها پراکنش مناسبي داشته باشند حساسيت نسبت به عمق خاک کم مي شود .

بطور کلي حداقل عمق خاک براي ديمکاري حدود 50 سانتيمتر است .

3- شيب زمين : شيب بر روي عواملي چون فرسايش ، روان آب ، نفوذپذيري و ... موثر است .

بر اساس شيب زمين کلاسه بندي خاک ها بصورت زير است :

- شيب 0 تا 2% در کلاس 1 – شيب 2 تا 5% در کلاس 2 – شيب 5 تا 8% در کلاس 3

- شيب 8 تا 12% در کلاس 4 – شيب 12 تا 25% در کلاس 5 – شيب 25 تا 75% در کلاس 6

حداکثر شيب مجاز براي ديمکاري 8% است . البته اگر اجبار داشته باشيم مي توانيم تا شيب 12 % را هم با اعمال يک سري مديريت هاي خاص ديمکاري انجام دهيم ( مثل تراس بندي )

شيب زمين تحت تاثير يک سري عوامل است :

در صورت سنگين بودن خاک شيب مجاز کمتر مي شود چون خطر ايجاد روان آب است .

در صورت سبک بودن خاک تا 10% هم مجاز مي شود .

4- نفوذ پذيري سطح الارض : بطور کلي در بحث ورود آب به خاک عوامل سطح الارض و تحت الارض مطرح مي شود .

منظور از سطح الارض عمق 0 تا 20 سانتيمتري است و عمق بيشتر از 20 سانتيمتر تحت الارض ناميده مي شود .

در ديمکاري نياز به نفوذ پذيري سطح الارض داريم چون با بحث روان آب و نفوذ پذيري در ديمکاري مواجه هستيم .  خاک هاي سنگين ، شخم نخورده و قليا ، نفوذپذيري سطحي پايين دارند .

 بر اساس سرعت نفوذ آب در خاک کلاس بندي خاک به صورت زير است :

سرعت نفوذ بيشتر از 2 سانتيمتر در ساعت در کلاس 1

سرعت نفوذ بين 1 تا 2 سانتيمتر در ساعت در کلاس 2

سرعت نفوذ بين 5/0 تا 1 سانتيمتر در ساعت در کلاس 3

سرعت نفوذ کمتر از 5/0 سانتيمتر در ساعت در کلاس 4

5- نفوذ پذيري تحت الارض "Percolation" : بطور کلي نفوذپذيري تحت الارض بايد پايين باشد تا بتواند رطوبت را حفظ کند اگر نفوذپذيري تحت الارض خيلي کم باشد مشکلات آب ايستادگي و تهويه بوجود مي آيد . پس بنابراين نفوذ پذيري تحت الارض متوسط مناسب است . خاک هاي بافت سبک نفوذپذيري تحت الارض زيادي دارند که مشکل ازدست رفتن آب و آبشويي در اين خاک ها وجود دارد. بنابراين يک بافت داراي خاک سنگين با ساختمان مناسب داراي نفوذپذيري تحت الارض متوسط است مناسب براي ديمکاري است .

 بطور کلي بر اساس ميزان نفوذپذيري تحت الارض کلاسه بندي خاک بصورت زير است :

خاک هاي با ميزان نفوذ پذيري تحت الارض بين 1/0 تا 6 سانتيمتر در ساعت در کلاس 1 جاي مي گيرند .

خاک هاي با ميزان نفوذ پذيري تحت الارض کمتر از 1/0 و بيشتر از 6 تا 25 سانتيمتر در ساعت در کلاس 2 جاي مي گيرند .

خاک هاي با ميزان نفوذ پذيري تحت الارض بيشتر از 25 سانتيمتر در ساعت در کلاس 3 جاي مي گيرند .

" خاکي که نفوذپذيري سطحي آن بالا و نفوذپذيري عمقي آن متوسط باشد براي ديمکاري مناسب است . "

6- وجود سنگ و سنگريزه : وجود سنگ و سنگريزه به علت موارد زير از عوامل محدود کننده ي ديمکاري است :

- اختلال در کار ماشين آلات – محدود نمودن رشد ريشه – کاهش ميزان ذخيره ي رطوبت خاک

به عنوان مثال اگر خاکي داراي عمق 70 سانتيمتر و رطوبت حجمي 15 % باشد ، 105 ميليمتر آب در خود نگه مي دارد . اگر همين خاک 50% سنگ و سنگريزه داشته باشد عمق خاک نصف شده و فقط 5/52 ميليمتر آب مي تواند در خود نگه دارد که براي ديمکاري اصلا مناسب نيست .

بر اساس درصد سنگ و سنگريزه کلاسه بندي خاک بصورت زير است :

خاک هاي با ميزان 15% سنگ و سنگريزه در کلاس 1 جاي مي گيرند .

خاک هاي با ميزان بين 15 تا 35% سنگ و سنگريزه در کلاس 2 جاي مي گيرند .

خاک هاي با ميزان بين 35 تا 70% سنگ و سنگريزه در کلاس 3 جاي مي گيرند .

خاک هاي با ميزان بيش از 70% سنگ و سنگريزه در کلاس 4 جاي مي گيرند .

 

7- شوري و قليايي : خاکي که داراي EC بالاتر از 4 و ESP کمتر از 15 باشد خاک شور ناميده مي شود . ( اگر مقدار املاح خاک 2560 ppm باشد آن خاک شور است . )

خاکي که داراي EC کمتر از 4 و ESP بيشتر از 15 باشد ، خاک قليايي ناميده مي شود .

خاکي که داراي EC بالاي 4 و ESP بالاي 15 باشد ، خاک شور – قليا ناميده مي شود .

خاکي که داراي EC کمتر از4 و ESP کمتر از 15 باشد ، خاک نرمال ناميده مي شود .

اولويت بندي براي ديمکاري : خاک شور ، خاک شور – قليا ، خاک قليا .

معمولا خاک هاي مناطق خشک و نيمه خشک به علت دما و تبخير بالا شوري بالاتري دارند.

بر اساس شوري ، کلاسه بندي خاک بصورت زير است :

خاک داراي EC کمتر از 4 در کلاس 1 جاي دارد .

خاک داراي EC بين 4 تا 8 در کلاس 2 جاي دارد .

خاک داراي EC بين 8 تا 12 در کلاس 3 جاي دارد.

خاک داراي EC بيشتر از 12 در کلاس 4 جاي دارد .

از ديگر اثرات شوري خاک اثرات فيزيولوژيکي است که معمولا در ديمکاري اين اثرات نسبت به کشت آبي کمتر است چون معمولا گياهان مورد استفاده براي ديمکاري به شوري مقاوم هستند .

قليائيت خاک : در اين خاک مقدار سديم بالاست و خاکدانه ها را متلاشي مي کند از طرفي ترکيباتي مثل کربنات سديم و هيدروکسيد سديم توليد مي شود . اين خاک ها نفوذپذيري سطحي پاييني دارند چون خاکدانه هاي متلاشي شده منافذ خاک را پر مي کنند . همچنين خاک خيلي سريعتر و بيشتر سله بسته و ايجاد لايه ي سخت در خاک مي شود . 

بر اساس قليائيت، کلاسه بندي خاک بصورت زير است :

خاک داراي ESP کمتر از 10 در کلاس 1 جاي دارد .

خاک داراي ESP بين 10 تا 12 در کلاس 2 جاي دارد .

خاک داراي ESP بين 12 تا 15 در کلاس 3 جاي دارد .

خاک داراي ESP بيشتر از 15 در کلاس 4 جاي دارد .

در جايي که بخواهيم قابليت زمين را براي ديمکاري به صورت سرانگشتي و ظاهري اندازه بگيريم ، نسبتي را در نظر مي گيريم :

" گياهان برداشت شده به گياهان کاشته شده ." اگر اين ميانگين در مدت 5 سال نزديک به 1 باشد مناسب ديمکاري است و اگر کمتر از 1 بود مناسب ديمکاري نيست .

8- مواد آلي خاک : وجود مواد آلي خاک باعث افزايش نفوذپذيري ، ذخيره ي رطوبت و کاهش فرسايش خاک مي شود . ميزان مواد آلي خاک بستگي به ورود بقاياي گياهي به خاک و خروج مواد آلي از خاک دارد . توازن بين ورود بين بقاياي گياهي به خاک و خروج مواد آلي از خاک بستگي به رطوبت و درجه حرارت خاک دارد . هرچه رطوبت خاک بيشتر باشد ماده ي آلي خاک بيشتر است و هر چه درجه حرارت بيشتر بشد مقدار ماده ي آلي خاک کمتر مي شود چون سرعت تجزيه بالاتر مي رود . بنابراين در مناطق خشک و نيمه خشک ماده ي آلي خاک پايين و کمتر از 1% است .

9- عوامل گياهي : انتخاب گياه مطلوب در شرايط ديمکاري مخصوصا در شرايط مناطق خشک و نيمه خشک که عوامل مطلوبيت خاک و رطوبت درحد مطلوب نيست بسيار اهميت دارد . گياهي که براي ديمکاري انتخاب مي شود ، بايد مقاوم به خشکي باشد .

مقاومت به خشکي : حفظ توان نسبي توليد در شرايط تنش خشکي . يعني گياه بتواند براي ما توليد داشته باشد .

خشکي شامل خشکي هوا و خشکي خاک مي شود. خشکي هوا معمولا خيلي سريع و ناگهاني اتفاق مي افتد ( مثل وزيدن بادهاي گرم )  . در اين حالت حتي اگر رطوبت خاک در حد F.C باشد باز هم ميزان تبخير بيش از جذب مي شود و بادزدگي رخ مي دهد که تاثيرات آن روي گياه بيشتر است . خسارت بادزدگي در گياهان آبي بيشتر از گياهان ديم است چون گياهان ديم با شرايط خشکي سازگارتر هستند .

خشکي خاک چون معمولا بصورت تدريجي است گياه کم کم خود را با آن سازگار مي کند . بدترين حالت موقعي است که هر دو نوع خشکي در يک مرحله ي حساس رشدي اتفاق بيفتد . بنابراين گياه انتخابي براي ديمکاري بايد از نظر خصوصيات فيزيولوژي و مورفولوژي به خشکي مقاوم باشد .

سازگاري گياه به خشکي :

وقتي گياهان با تنش خشکي مواجه مي شوند ، چند عکس العمل دارند :

- فرار از خشکي : يعني سريع سيکل زندگي خود را تمام کرده و زود رس مي شوند . در اين هنگام چون دوره ي رشد کم مي شود گياه نمي تواند پتانسيل خوبي داشته باشد .

- مقاومت به خشکي : الف) اجتناب از خشکي ب) افزايش ذخيره ي رطوبت از طريق کاهش تبخير و تعرق ( گياهان ذخيره کننده ي آب ((Water saver) ج) افزايش جذب آب به مقدار کافي ( گياهان خرج کننده ي آب (Water spender) ) د) تحمل تنش : - تخفيف تنش – تحمل زياد نسبت به تنش ها

فرار از خشکي : گياهان غير زراعي در طبيعت به محض وقوع بارندگي سيکل زندگي خود را تکميل مي کنند . در گياهان زراعي فرار از خشکي به صورت زود رسي نمود پيدا مي کند . وقتي گياه زود رس باشد به شرايط نامساعد محيطي برخورد نکرده و مقداري افزايش عملکرد نسبت به گياهان ديررس خواهد داشت . از طرف ديگر زود رسي باعث مي شود که گياه نتواند از پتانسيل محيط استفاده کرده و مقداري کاهش عملکرد خواهيم داشت .

آيا اثر زودرسي بر افزايش عملکرد که ناشي از عدم برخورد با شرايط نامساعد محيطي است بيشتر است يا اثر کاهش عملکرد بواسطه ي عدم استفاده از پتانسيل محيطي ؟ آيا گياه بايد زودرس باشد يا نه ؟

تصميم گيري در اين موضوع به عوامل محيطي بستگي دارد : در مناطقي که زمستان هاي معتدل داريم بايد گياهان زود رس باشند ؛ چون اولا در اين مناطق خواب زمستاني نداريم و رشد گياه متوقف شده و از پتانسيل محيطي استفاده مي کند ؛ ثانيا چون در بهار ، گرما زود شروع مي شود ارقام زودرس به گرماي بهار برخورد نمي کنند. در مناطقي که زمستان هاي سرد دارند بايد ارقام دير رس کشت کنيم چون گياه خواب زمستاني دارد و اگر رقم زودرس باشد مي تواند از پتانسيل محيطي استفاده ولي ممکن است از سرماي اول بهار صدمه ببيند .

 

مکانيسم هاي کاهش تعرق در گياهان ذخيره کننده ي آب : 

1- کاهش سطح برگ ( مثلا لوله اي شدن ) 2- کاهش تعداد روزنه ها و موقعيت آن ها ( معمولا فرو رفته هستند ) 3- بسته شدن روزنه ها در روز ( مثل گندم و جو ) 4- تغيير در مورفولوژي برگ ( مثلا افزايش ضخامت کوتيکول ) 5- تبديل برگ ها به اندام فتوسنتزي غير برگي ( مثل خار ، ريشک ) 6- افزايش بازده فتوسنتزي ( يعني به ازاي آبي که مصرف مي کند ماده ي خشک بيشتري توليد کند )  .

خصوصيات گياهان خرج کننده ي آب :

1- توسعه ي ريشه ها 2- توانايي کاهش پتانسيل آب سلول هاي ريشه به منظور افزايش جذب آب 3- نسبت بالاي ريشه به شاخ و برگ 4- تبديل گياه خرج کننده به گياه ذخيره کننده ي آب .

مکانيسم تخفيف تنش در گياهان : وقتي آب خاک کم شد ، پتانسيل آن کم مي شود و مقدار ورود آب به ريشه کاهش پيدا مي کند . گياه بايد مکانيسمي داشته باشد که فشار تورژسانس سلول را حفظ کند ( در غير اينصورت گياه پلاسموليز شده ، غشا از ديواره جدا شده و گياه از بين مي رود )

مکانيسم تنظيم اسمزي "Osmotic regulation" : در تنظيم اسمزي ،گياه از طريق افزايش مواد محلول سلول ، پتانسيل اسمزي سلول را کاهش داده و اين امر باعث کم شدن پتانسيل آب سلول مي شود و آب وارد سلول شده و پتانسيل تورگر حفظ مي شود .

مثال : پتانسيل آب سلولي 10- است و در اين حالت پتانسيل تورگر 5+ و پتانسيل اسمزي 15- است . اين گياه در معرض تنش خشکي قرار مي گيرد و پتانسيل سلول 15- مي شود ؛ در اين حالت براي اينکه پتانسيل تورگر 5+ حفظ شود ، پتانسيل اسمزي بايد 20- شود . اين عمل با افزايش مواد محلول انجام مي شود .

سهم مواد مختلف در تنظيم اسمزي معمولا در گياهان مختلف در مراحل رشدي مختلف و به شرايط محيطي بستگي دارد مثلا در گندم اسيد آمينه پورولين سهم اصلي را در تنظيم اسمزي دارد . وقتي گياه با کمبود آب مواجه مي شود ، پروتئين هاي گياه شکسته شده و به پورولين تبديل مي شود در نتيجه پتانسيل اسمزي سلول منفي تر شده و آب وارد سلول مي شود . در گياه جو ، اسيد آمينه بتا گلايسين اين عمل را انجام مي دهد .

تحمل زياد به تنش ها : در برخي از گياهان وقتي که آب خاک بيش از حد کم شد گياه با ريزش برگ ها و نهايتا خواب متحمل تنش ها مي شود.

بطور کلي گياهي براي ديمکاري انتخاب مي شود که داراي خصوصيات و شرايط زير باشد :

1- نسبت به شرايط آب و هوايي ، سازگاري عام داشته باشد ؛ چون در شرايط خشک و نيمه خشک اغلب ، بارندگي ها غير قابل انتظارند و بايد گياهي انتخاب شود که در سال هاي خشک بتواند عملکرد مناسبي توليد کند و در شرايط پر باران ، پتانسيل استفاده از اين پرآبي را داشته باشد .

فرض کنيم دو گياه A و B داريم . گياه A در شرايط خشک 700 و گياه B ،650 کيلوگرم در هکتار عملکرد دارد . اگر در شرايط مرطوب باز هم گياه A بيشتر از گياه B عملکرد داشت ، گياه A انتخاب مي شود .

فرض کنيم در شرايط مرطوب گياه A، 700 و گياه B، 1100 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته باشد . در يک دوره ي ده ساله که 50% سال ها ، سال هاي مرطوبي هستند ، ميانگين چقدر است و کدام گياه را انتخاب مي کنيد ؟ ميانگين عملکرد در ده سال براي گياه B ، 875 و براي گياه A ، 700 کيلوگرم در هکتار است ، پس گياه  B انتخاب مي شود .

2- شاخص برداشت "Harvest index" بالايي داشته باشد .

100 × HI = ---------------

يعني گياه ، ماده ي خشک بيشتري را به دانه ها اختصاص داده باشد . (عملکرد اقتصادي بالاتر ) . معمولا ارقام پاکوتاه شاخص برداشت بالايي دارند . ( استفاده از CCC باعث پاکوتاهي مي شود )

3- نسبتR/S ( ريشه به شاخه ) بالايي داشته باشد . اين نسبت بايد از طريق افزايش صورت کسر بدست آيد .

4- توليد پنجه : گياه انتخابي براي ديمکاري بايد پنجه هاي کمي توليد کند . در غير اينصورت پنجه هاي زياد باعث مي شود تا در ابتداي فصل رشد ، رطوبت زيادي از خاک خارج شود و در اواخر فصل رشد ،گياه با کمبود رطوبت مواجه شود .

5- دارابودن اندام هاي فتوسنتزي غير برگي : ( مثل ريشک ها که فتوسنتز انجام مي دهند ولي تعرقشان به دليل سطح کم ، خيلي کم است ؛ از طرف ديگر ريشک ها نزديک ترين منبع براي دانه ها هستند .) در شرايط ديمکاري چون با محدوديت مواجه هستيم و گياه بايد سريع دانه ها را پر کند ، اين افزايش وزن دانه ها بيشتر متکي به فتوسنتز جاري است . هر چه فتوسنتز جاري بيشتر باشد وزن دانه ها بيشتر افزايش پيدا مي کند . برخي از مطالعات نشان مي دهد که تا 12% وزن خشک دانه ها از فتوسنتز ريشک ها بدست مي آيد . ( بايد توجه داشت که ريشک ها زياد زاويه دار نباشند چون ريزش دانه ها بالا مي رود .)

6- سرعت جوانه زني بالا : باعث مي شود تا سيستم ريشه دهي ، به سرعت ، تقويت شود وگياه از رطوبت استفاده کرده و بهتر مستقر شود .

7- داشتن کولئوپتيل قوي و طويل : باعث مي شود تا بتوان عمق کاشت را بيشتر در نظر گرفت تا اولا ريشه راحت تر بتواند رطوبت را جذب کند ، ثانيا سيستم ريشه دهي گياه توسعه پيدا مي کند و همچنين باعث مي شود ، يقه در عمق پايينتري از سطح خاک تشکيل شود ؛ در اين حالت مقاومت به سرما بيشتر شده و تعداد پنجه ها کم مي شوند .

8- داشتن سرعت بالاي رشد ريشه ها : در اين حالت زودتر به رطوبت دسترسي پيدا کرده و گياه بهتر استقرار پيدا مي کند و وضعيت سبز مزرعه بهتر است .

9- ميزان رطوبت لازم براي جوانه زني : هر بذري براي جوانه زني به مقداري رطوبت خاص نياز دارد . بذر گياه مورد استفاده براي ديمکاري براي جوانه زني به رطوبت کمتري نياز دارند چون شرايط طوري است که رطوبت کم است و گياه بايد بتواند در اين رطوبت کم جوانه بزند . ( مثلا گندم در شرايط ديم بايد 20% وزن خود را آب جذب کند تاجوانه بزند ولي در شرايط آبي 35% است . )

10- حرکت مجدد مواد فتوسنتزي "Remobilization" : در برخي از مراحل رشدي گياه سينک محدود است و مقدار مواد فتوسنتزي بيشتر از نياز گياه است . در اين حالت اين مواد در اندام گياه ذخيره مي شوند و در يک مرحله ي رشدي که معمولا مرحله ي پر شدن دانه هاست معمولا سورس محدود کننده مي شود و فتوسنتز جاري نمي تواند نياز گياه را برآورده کند و در نتيجه مواد ذخيره شده به قسمت هايي که بايد مصرف شوند مي روند .

در ديمکاري اهميت حرکت مجدد خيلي بيشتر است چون در شرايط ديم با کمبود رطوبت مواجه هستيم و گياه مي خواهد زودرس شود درنتيجه فتوسنتز جاري کم مي شود و اهميت انتقال مجدد بيشتر مي شود . ( تا 40% وزن دانه ها مي تواند از انتقال مجدد حاصل مي شود )

11- زودرسي : زودرسي بايد متوسط باشد ( به خشکي آخر فصل برخورد نکند و از پتانسيل محيطي هم بتواند استفاده کند )

تمامي اين موارد در دو مبحث خلاصه مي شود :

1- افزايش توان جذب آب توسط گياه 2- استفاده بيشتر از آب جذب شده ( راندمان مصرف آب بالا باشد )

Y/ET         (Water use efficiency)   Y=                , ET =  = WUE  

البته هميشه راندمان بالاي مصرف آب به معناي مقاومت بيشتر به خشکي نيست .

مثلا يونجه و ذرت : راندمان مصرف آب يونجه يک است ( يعني به ازاي يک کيلوگرم ماده ي خشک يک متر مکعب آب مصرف مي کند . ) و راندمان مصرف آب ذرت 3 است ( يعني به ازاي 3 کيلوگرم ماده ي خشک يک متر مکعب آب مصرف مي کند .) با اين حال ما مي توانيم ذرت را به صورت ديم کشت کنيم ولي يونجه را نمي توانيم به صورت ديم کشت نماييم . راندمان مصرف آب يک پارامتر فيزيولوژيکي است که به عوامل مختلفي بستگي دارد :

1- شرايط محيطي : برخي شرايط محيطي هستند که تبخير و تعرق را افزايش مي دهند ولي تاثيري روي عملکرد ندارند در اين حالت راندمان مصرف آب کم مي شود مثل کم شدن رطوبت نسبي هوا . برخي شرايط محيطي هستند که باعث افزايش تبخير و تعرق مي شوند ولي عملکرد را هم زياد مي کنند مثل نور و رطوبت خاک ؛ در اين حالت راندمان مصرف آب بالا مي رود .

2- گونه ي گياهي : در گياهان C4 راندمان مصرف آب بيشتر از گياهان C3 است به خاطر وجود پمپ CO2 .

3- مديريت : چون صورت و مخرج کسر راندمان مصرف آب به هم وابسته هستند براي افزايش عملکرد بايد تا حدي تبخير و تعرق هم داشته باشيم . براي کاهش مخرج کسر (تبخير و تعرق) بدون تاثير در عملکرد مي توانيم تبخير از سطح خاک را کم کنيم . همچنين براي تعرق مي توانيم تعرقي که اثر مثبت دارد را ثابت نگه داشته و آن مقدار تعرقي که اثر منفي دارد را کم کنيم راه هاي کاهش تبخير از سطح خاک :

1- استفاده از مالچ 2- عمليات تهيه ي بستر بذر مناسب ( خاک ورزي صحيح ) 3- کنترل علف هاي هرز 4- آرايش کاشت مناسب 5- کاهش تداوم مويينگي 6- استفاده از باد شکن

راه هاي کاهش تعرق از گياه :  

1- استفاده از مواد مسدود کننده ي روزنه مثل P.M.A ( فنيل مرکوريک استات )( چون فتوسنتز مختل شده و دماي گياه بالا مي رود روش مناسبي نيست )

2- استفاده از موادي که مانع تعرق مي شوند مثل "Mobileaf " ( اين روش هم به علت بالا رفتن دماي گياه ، خيلي مناسب نيست . )

3- استفاده از موادي که بازتاب نور را افزايش مي دهند ( آلبيدو دهنده ) مثل کائولينيت .

4- استفاده از کند کننده هاي رشد مثل CCC .

5- استفاده از ارقام پا کوتاه .

بطور کلي در هنگام اعمال يک سري از مديريت هايي که براي افزايش عملکرد انجام مي شود بايد خاک را هم در نظر داشت :

1- مديريت هاي رطوبتي :

الف) افزايش ذخيره ي رطوبت خاک : براي اين کار از افزايش نفوذ پذيري – کاهش روان آب "Run off" – سيستم هاي جمع آوري آب "Water harvesting" استفاده مي نمايند .

ب) کاهش تلفات رطوبتي : براي اين کار از تبخير از سطح خاک جلوگيري مي کنند .

در هنگام اين مديريت ها بايد تغييرات توان فرسايندگي و توان فرسايش پذيري را مورد توجه قرار دهيم .

توان فرسايندگي ( توان يک عامل در فرسايش ) : در مناطق خشک و نيمه خشک آب و باد دو عامل اصلي فرسايندگي هستند پس در هنگام اعمال مديريت هاي رطوبتي بايد به اين دو عامل توجه شود .

توان فرسايش پذيري خاک : به ساختمان خاک ، پوشش گياهي ، ثبات خاکدانه ها ، ماده ي آلي خاک و سله ي سطحي بستگي دارد . از مديريت هاي زراعي که در مديريت رطوبتي نقش دارد عمليات خاک ورزي است .

 

عمليات خاک ورزي و ارتباط آن با مديريت هاي رطوبتي :

دو نوع عمليات خاک ورزي وجود دارد :

1- خاک ورزي سنتي و متداول "Conventional tillage" : که در اين حالت شخم برگردان انجام مي دهند ؛ پس از آن ادواتي مثل ديسک و کولتيواتور استفاده مي شود . ( ميزان استفاده از ادوات زياد است . )

2- خاک ورزي حفاظتي "Conservational tillage" : اين عمليات به چند طريق انجام مي شود :

الف ) سيستم هاي بدون شخم "No till" : يعني بدون هيچگونه عمليات تهيه ي زمين اقدام به کشت شود ( معمولا اين سيستم در کشور ما اعمال نمي شود )

ب) شخم حداقل "Minimum tillage" : که در اين حالت استفاده از ادوات به حداقل خود مي رسد .

ج) "Malching tillage" : در اين حالت عمليات طوري انجام مي شود که بقاياي گياهي در سطح زمين بماند مثل استفاده از گاو آهن پنجه غازي .

د) "Till planting" : که در اين روش فقط روي رديف هاي کاشت عمليات تهيه ي بستر انجام مي شود .

مشخص شده که عمليات خاک ورزي سنتي و متداول براي ديمکاري فوق العاده خطرناک است چون رطوبت خاک را خيلي سريع تخليه مي نمايد و ساختمان خاک را به هم مي زند و توان فرسايش پذيري خاک را افزايش مي دهد ؛ ولي عمليات حفاظتي باعث حفظ رطوبت و افزايش نفوذ پذيري و بهبود ساختمان خاک و کاهش توان فرسايش پذيري خاک مي شود .

استفاده از مالچ : مالچ ماده اي است که روي سطح زمين قرارداده مي شود تا تلفات رطوبتي کاهش پيدا کند . ( اين ماده مي تواند در محل ، توليد شده باشد يا از جاي ديگري به ديمزار منتقل شده باشد )

مهمترين هدف استفاده از مالچ  جلوگيري از تبخير سطحي و کنترل روان آب است .

در ديمزارها سه نوع سيستم مالچي داريم : 1- مالچ خاکي  2- مالچ شيميايي  3- مالچ کلش

مالچ خاکي : قراردادن يک لايه 5 تا 6 سانتيمتري از خاک پودر شده روي سطح زمين است که باعث مي شود منافذ خاک کم شود و از طرفي تداوم لوله هاي مويين به هم خورده و رطوبت حفظ شود . هر يک شخم کارايي دو آبياري را دارد .

در ديم زار قبل از بارندگي شخم برگردان مي زنند بعد زمين رها مي شود تا زمانيکه بارندگي ها تمام شوند . بعد با ادواتي مثل ديسک و پنجه غازي ، عمليات خاک ورزي را ادامه مي دهند . بعد از آن هر 15 روز يکبار سطح مزرعه ديسک زده مي شود . اين کار: اولا علف هاي هرز را کنترل مي کند و ثانيا قطع لوله هاي مويين ، پر شدن منافذ و ذخيره ي رطوبت اعمال مي شود . اما چون اين عمل در دراز مدت  باعث فرسايش مي شود ، کنار گذاشته شد .

مالچ شيميايي : در اين روش مواد شيميايي روي سطح ديمزار قرارداده مي شود . مواد نفتي ، الکل هاي زنجيره اي طولاني مثل هگزا دکانول ، اکتا دکانول که مواد چرب بوده و مانع از تبخير رطوبت مي شوند . اين مواد چون معمولا باعث بهبود ساختمان خاکدانه ها مي شوند، ساختمان خاک را حفظ مي نمايند . ولي چون از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نيستند ، کمتر مورد استفاده قرار مي گيرند .

مالچ کلشي : در اين روش ، بقاياي محصول روي زمين قرار داده مي شود . بررسي ها نشان داده سيستم مالچ کلشي تمامي اهدافي که در مديريت رطوبتي دنبال مي شود را برآورده مي کند . بطور کلي دو نوع مالچ کلشي داريم :

1- ايستاده : که عملا ساقه به ريش اش متصل بوده و ايستاده است .  

2- خوابيده : يعني ارتباط ساقه با ريشه قطع شده و روي زمين خوابيده است .

موقعي که فرسايش بادي بيشتر باشد بهتر است کلش ما کلش ايستاده باشد و اما اگر فرسايش آبي بيشتر باشد ، ترکيبي از کلش خوابيده و ايستاده بهتر است . در مالچ کلشي بايد رطوبت خاک حفظ شود و فرسايش کنترل شود . بنابراين بايد در پارمترهاي مختلف اثر کلش منظور شود و مشخص شود در نهايت چه تاثير روي عملکرد دارد .

تاثير مالچ بر روي پارامترهاي مختلف :

رطوبت خاک : در نواحي خشک و نيمه خشک ميزان بارندگي کم است ؛ همچنين بارندگي بصورت روان آب خارج شده و يا قبل از نفوذ عمقي ، رطوبت سطحي ، تبخير مي شود . با استفاده از مالچ از يک طرف ميزان نفوذ پذيري آب افزايش يافته و روان آب کنترل مي شود و از طرف ديگر از تبخير جلوگيري شده و رطوبت خاک افزايش پيدا مي کند و اين به شرطي است که ميزان کلش در روي زمين به اندازه ي کافي باشد و علف هاي هرز به خوبي کنترل شوند .

درجه حرارت خاک :  مالچ هايي که رنگ آن ها روشن تر است باعث کم شدن درجه حرارت خاک مي شوند ، چون بازتاب از آن ها بيشتر بوده و نور کمتري به سطح خاک مي تابد . اگر مالچ تيره رنگ باشد ، چون نور بيشتري جذب مي کند ، باعث افزايش دماي خاک مي شود .

ساختمان خاک : در مناطق خشک و نيمه خشک بارندگي ها اغلب با شدت زيادي حادث مي شود و خاکدانه ها متلاشي شده و منافذ خاک گرفته مي شوند . بر اثر متلاشي شدن خاکدانه نفوذ رطوبت کمتر مي شود و از طرفي پس از خشک شدن سله مي بندد . مالچ ، انرژي قطرات باران را گرفته و از برخورد مستقيم باران با سطح خاک جلوگيري کرده و ساختمان خاکدانه ها را حفظ مي نمايد . اثر ديگر مالچ بر ساختمان خاک ، ايجاد مانعي براي فشار لاستيک هاي ماشين هاي کشاورزي بر روي سطح خاک مي باشد .

شوري خاک : در مناطق خشک و نيمه خشک ، خاک شور است و شوري هنگامي کاهش مي يابد که بارندگي اتفاق افتاده ، املاح شسته و به اعماق پايين بروند . در اين مناطق چون هوا گرم است ، رطوبت به سطح آمده و تبخير مي گردد و املاح به سطح خاک مي آيند . هر عاملي که بتواند ميزان نفوذ آب در خاک را بيشتر کرده و از طرفي تبخير را کاهش دهد ، باعث کاهش شوري مي شود . مالچ ها داراي اين خاصيت مي باشند .

فرسايش خاک : در مناطق خشک و نيمه خشک ، فرسايش آبي  و بادي وجود دارد . مالچ ها ( مخصوصا از نوع ايستاده ) فرسايش بادي را کاهش مي دهند و اگر بارندگي شديد باشد مانعي براي ايجاد روان آب بوده و با بهبود ساختمان خاک ، نفوذ پذيري را بيشتر و ميزان فرسايش و روان آب را کاهش مي دهند .

گياهان : مالچ ها چون رطوبت خاک را حفظ مي کنند ، جوانه زني بيشتر انجام مي شود . در مورد درجه حرارت اگر مالچ روشن باشد جوانه زني کمتر و اگر تيره باشد جوانه زني بيشتر است . در مورد استقرار و رشد گياهان مالچ ها تاثير مطلوبي دارند ، چون رطوبت را بيشتر حفظ کرده ، از شوري خاک کاسته و ساختمان خاک بهتر است ؛ در نتيجه رشد ريشه بهتر مي باشد .

 به طور کلي در ديمزارها هدف از مالچ اينست که رطوبت خاک حفظ شود ، ولي در کشور ما چون به اندازه ي کافي کلش در روي زمين قرار داده نمي شود ، اثر مطلوب آن روي کنترل فرسايش است .

عمليات داشت : وقتي رطوبت خاک افزايش مي يابد ، هنگامي مالچ روي رطوبت تاثير دارد که علف هاي هرز و آفات کنترل شوند .  کنترل آفات و علف هاي هرز مشکل بوده و مجبور به استفاده از کنترل شيميايي هستيم . همه ي پارامترهاي اثر مالچ به صورتي به عملکرد ربط پيدا مي کند . اثر مثبت يا منفي مالچ روي عملکرد به پارامترهاي مهم شرايط آب و هوايي و اقليم بستگي دارد .

در مناطق گرم و خشک عامل بحراني در توليد ، رطوبت است . در اين مناطق اگر مشکل کنترل علف هاي هرز ، آفات و امراض و مشکل کربن به ازت بالا را حل نماييم ، استفاده از سيستم مالچ کلش اگر به اندازه ي کافي باشد مي تواند در افزايش عملکرد موثر باشد چون رطوبت خاک را حفظ مي کند . در بعضي موارد 50 تا 300% افزايش عملکرد گزارش شده است .

در مناطق سرد و مرطوب عامل بحراني ، درجه حرارت است . مالچ ، دما را کاهش مي دهد ؛ از طرف ديگر در اين مناطق مشکل آفات و امراض و علف هاي هرز و کربن به ازت بالا  داريم درنتيجه مالچ کلشي نمي تواند خيلي موثر باشد .

معمولا براي اثرات مطلوب کلش در زراعت ديم بايد سراسر سطح زمين و صد در صد مزرعه پوشيده از کلش باشد . مقدار کلش به عواملي بستگي دارد :

- شيب زمين : هر چه شيب زمين بيشتر باشد ، مقدار کلش مورد استفاده بايد بيشتر شود .

- ساختمان خاک : هر چه ساختمان خاک مطلوب تر باشد ، مقدار کلش مصرفي بايد کمتر شود .

- بافت خاک : هر چه بافت خاک سبک تر باشد مقدار کلش مصرفي بايد بيشتر گردد .

- ناهمواري هاي سطح زمين : هر چه ناهمواري ها بيشتر باشد مقدار کلش مصرفي کمتر مي شود .  

در کشور ما معمولا خيلي اثر مثبتي از کلش ها روي رطوبت خاک مشاهده نشده چون سيستم دامپروري وجود دارد و مقدار کلش روي سطح زمين کم مي شود و بيشتر براي جلوگيري از فرسايش نمي تواند موثر باشد .

سيستم "Till malching" : در اين حالت چون مقدار کلش ،کم و خاک نيز شور است ، روي رديف هاي کاشت از مالچ استفاده مي شود .

کشت نواري "Strip cropping" : در اين روش عمود بر شيب ، نوارهاي آيش ، کاشت ،آيش ، کاشت و ... قرار مي دهند يعني يک رديف کشت و رديف بعدي آيش مي ماند و روي قسمت آيش کلش قرار داده مي شود اين کار باعث جلوگيري از روان آب و همچنين حفظ رطوبت براي سال بعد مي شود . هرچه شيب بيشتر باشد عرض قطعات کمتر مي شود و هر چه شيب کمتر باشد عرض قطعات يا کرت يا نوار بيشتر مي شود .

سيستم هاي جمع آوري آب "Water harvesting" : در مناطقي که معمولا بارندگي هاي ساليانه براي کشت ديم کافي نباشد مي توان از اين سيستم استفاده نمود که طبق تعريف افزايش سطح بارش به سطح کاشت است . يعني اگر در منطقه اي کمتر از 200 ميليمتر بارندگي وجود داشت براي کشت ديم مناسب نيست . به عنوان مثال اگر در يک سطح 2 هکتاري ، يک هکتار آن را غير قابل نفوذ کرده و آب آنرا به يک هکتار باقيمانده وارد کنيم مي توانيم اقدام به کشت موفق ديم نماييم .

روش هاي مختلفي براي جمع آوري آب وجود دارد :

زمين را نوار بندي کنيم و با استفاده از غلطک آن را تقسيم بندي نماييم . سطح خاک غلطک خورد غير قابل نفوذ شده و وقتي بارندگي حادث شد آب از قسمت غلطک خورده به قسمت غلطک نخورده رفته و در آن جا جمع مي شود . هر چه شيب بيشتر باشد قسمت غلطک نخورده بيشتر مي شود و هر چه شدت بارش زياد باشد ، مقدار قسمت غلطک خورده کم مي شود .

در روش ديگر بايد سطح ديمزار با پشته هاي عريض تقسيم بندي شده و بين دو پشته خطوط کاشت قرار گيرد . سطح اين پشته با مواد نفتي يا ترکيباتي که ساختمان خاک را تخريب نمي کند ( مثل بي کربنات سديم ) غير قابل نفوذ مي شود .

در روش ديگر از قسمت هايي که مقدار خاک آن ها کم است مانند تخته سنگ ها آب را جمع آوري و به سوي مزرعه هدايت مي کنند .

جلسه هشتم :

مديريت هاي زراعي :

کود دهي ، تراکم ، تاريخ کاشت ، کنترل علف هاي هرز ، تناوب زراعي ، استفاده از ماشين آلات و ... .

هدف از اعمال مديريت هاي زراعي : استفاده ي بيشتر و بهتر از رطوبت ذخيره شده ( افزايش راندمان مصرف آب ) مي باشد .

1- کود دهي : اگر کود در زمان مناسب و با مقدار مناسب استفاده شود ( استفاده ي معقول از کود ) باعث بهتر شدن استقرار گياهچه و بهبود عملکرد مي شود .

رابطه ي بين مصرف معقول کود ، تبخير و تعرق (ET) ، عملکرد (Y) و راندمان مصرف آب (WUE) را بصورت زير نشان مي دهيم :

 

با افزايش مصرف کود ، تبخير و تعرق به مقدار ناچيزي بالا مي رود ولي راندمان مصرف آب و عملکرد افزايش زيادي پيدا مي کند .

مصرف معقول کود در حقيقت مديريت مصرف کود بر اساس رژيم رطوبتي منطقه است . رژيم رطوبتي بر اساس ميزان بارندگي قابل انتظار و ميزان رطوبت ذخيره شده در خاک از سال قبل بدست مي آيد . بر اساس رژيم رطوبتي تصميم مي گيريم که چه موقع و چه مقدار کود مصرف شود و يا اصلا کودي مصرف نشود .

دلايل استفاده از کود در ديمزارها :

- جايگزين کردن عناصر خارج شده از خاک توسط گياه

- افزايش بازدهي ديمزارها

- دادن انرژي کمکي براي استفاده ي ارقام اصلاح شده که پتانسيل بالايي دارند .

چون رطوبت خاک هاي خشک و نيمه خشک کم است و دما بالاست ، سرعت تجزيه بالاتر است و با محدوديت ازت روبرو هستيم . در خاک ديمزارها با مشکل کمبود فسفر روبرو هستيم چون اين خاک ها خاصيت قليايي دارند و فسفر توسط عناصر کلسيم و منيزيم جذب مي شود . اگر خاک سبک باشد و آبشويي وجود داشته باشد مشکل پتاسيم وجود دارد ولي اگر خاک رسي و سنگين باشد معمولا مشکلي وجود ندارد .

مديريت کود ازت : اگر مصرف معقولي از کود ازت داشته باشيم ، استقرار گياهچه بهتر انجام مي شود و با اينکه تبخير و تعرق تا حدي افزايش پيدا مي کند ولي عملکرد بيشتري خواهيم داشت ولي در صورت استفاده ي نامناسب از کود ازت ، رشد رويشي محدود شده و در ابتداي دوره ي رشد رطوبت خاک تخليه مي شود و در مراحل بحراني رشد ، گياه با کمبود رطوبت مواجه مي شود .  براي مصرف کود بايد حداقل 300 ميلي متر بارندگي وجود داشته باشد . به ازاي هر 75 ميلي متر رطوبت ذخيره شده در خاک ( تا عمق 2 متري )، 25 کيلوگرم در هکتار کود ازت بايد مصرف شود . معمولا در ديمزارها بين 20 تا 50 کيلوگرم در هکتار ازت مصرف مي شود . اگر رطوبت بالا باشد يا نسبت  C/Nبالا باشد ، مقدار مصرف کود ازت بالا مي رود . چون کود ازت به صورت سرک مصرف مي شود و همچنين باعث تحريک رشد رويشي مي شود بنابراين بايد در مراحل اوليه ي رشد ، حتي المقدور موجودي ازت خاک بالا نباشد و همچنين به صورت تقسيط شده ، مصرف شود . بنابراين براي توصيه ي کودي ، اگر منطقه داراي زمستان هاي معتدل بود ( خواب زمستانه نداشت ) کود ازت در 3 مرحله اضافه مي شود:   3/1از کاشت تا پنجه زني ، 3/1 هنگام رشد بهاره ( ساقه رفتن و طويل شدن ) ، 3/1 قبل از وقوع آخرين بارندگي .

اگر منطقه داراي زمستان هاي سرد باشد، در دو مرحله کود ازت اضافه مي شود : 2/1هنگام کاشت و 2/1هنگام رشد بهاره .

مديريت کود فسفر : حساسيت مصرف فسفر نسبت به ازت کمتر است ، چون فسفر باعث تحريک رشد ريشه ها شده و مي تواند مقاومت به خشکي ايجاد کند ولي در رشد رويشي تاثير خاصي ندارد . ( در صورت مصرف بيش از اندازه ، مشکلاتي از قبيل افزايش هزينه و به هم خوردن تعادل عناصر غذايي بوجود آيد ) بر اساس موجودي خاک مي توانيم براي مصرف فسفر طبق جدول زير توصيه نماييم : ((چون فسفات آمونيوم به رطوبت کمتري براي حل شدن نياز دارد از آن استفاده مي کنيم ))

 

کود فسفات آمونيوم( Kg / ha)

فسفر خاک (ppm)

90

کمتر از 5

65

5-7

نيازي نيست

بيشتر از 7

 

بهترين روش مصرف کود فسفر بصورت نواري ، در عمق 5 سانتيمتري زير خطوط کاشت مي باشد .

مديريت کود پتاسيم : پتاسيم باعث افزايش به آفات و بيماري ها و ورس مي شود . اثر ويژه ي آن در ديمکاري اينست که اگر کمبود پتاسيم وجود داشته باشد ، حرکات روزنه اي مختل شده ، تعرق افزايش يافته و راندمان مصرف آب کاهش پيدا مي کند. بنابراين بايد پتاسيم به اندازه ي کافي مصرف شود و بر اساس آزمون تجزيه ي خاک مي توانيم بصورت زير توصيه کنيم :

 

کود سولفات پتاسيم (Kg / ha)

پتاس خاک (ppm )

80

کمتر از 200

50

200 – 250

نيازي نيست

بيشتر از 250

 

مديريت مصرف کودهاي دامي و آلي :

اين کودها باعث افزايش نفوذ پذيري خاک ، افزايش ذخيره ي رطوبت خاک ، کنترل فرسايش و ... مي شوند . معمولا بايد بين 8 تا 10 تن در هکتار مصرف شوند ، با اينکه بازدهي ديمزارها در کشور ما زياد نيست .

بر اساس تجزيه ي خاک مي توانيم بصورت زير توصيه نماييم :

 

کود دامي (Ton / ha)

ماده ي آلي خاک (%)

10

6/0

5

2/1 – 6/0

نيازي نيست

بيشتر از 2/1

 2- تناوب :

نکته مهم تناوب در ديمکاري اينست که چه گياهي مي تواند در تناوب قرار گيرد ؟ چون قدرت مانور در انتخاب گياه براي تناوب در ديمکاري خيلي پايين است ، هر گياهي را نمي توان کشت نمود . گندم ، جو ، عدس ، نخود ، يونجه و اسپرس را مي توانيم در تناوب قرار دهيم . تناوب همچنين باعث افزايش ذخيره ي رطوبت خاک است و يکي از موارد کمک کننده به اين مورد بحث آيش است .

جلسه نهم :

آيش "Fallow" : مهمترين هدف آيش افزايش ميزان ذخيره ي رطوبت است . در تعريف زراعي ، نکاشت گذاشتن زمين به مدت معيني را آيش مي گويند ؛ ولي در ديمکاري جلوگيري از رشد هر گياهي را در فصل آيش ، آيش مي گويند .

بطور کلي سه نوع آيش وجود دارد :

1- آيش سبز : در اين آيش علف هاي هرز کنترل نمي شوند و فقط زراعت انجام نمي گيرد . معمولا علف هاي هرز را به چراي دام اختصاص مي دهند . کارايي اين آيش زياد نيست چون علف هاي هرز رطوبت خاک را تخليه مي کنند .

2- آيش سياه : در اين آيش عملا هيچگونه بقاياي گياهي در روي زمين باقي گذاشته نمي شود و عملا يک نوع مالچ خاکي است . در اين مورد شخم برگردان زده و بقايا با خاک مخلوط مي شوند . دو نوع آيش سياه وجود دارد :

الف ) آيش سياه زود : در اين آيش بعد از برداشت محصول به زمين شخم برگردان زده مي شود ( قبل از شروع بارندگي )  و در طول پاييز و زمستان رها مي شود؛ بعد از پايان آخرين بارندگي پنجه غازي زده و رطوبت را حفظ مي نمايند.

ب) آيش سياه دير : در اين آيش پس از برداشت محصول ، زمين در طول پاييز و زمستان به حال خود رها شده و بعد از اتمام بارندگي شخم برگردان زده و مجددا با پنجه غازي حفظ رطوبت مي نمايند . آيش سياه معمولا خطر فرسايش ايجاد مي کند . اگر خطر فرسايش آبي و بادي در پاييز و زمستان وجود داشته باشد از آيش سياه دير استفاده مي نماييم. کارايي اين آيش پايين و حدود 20% است . 

3- آيش کلشي : مانند مالچ کلش است ، يعني بقاياي گياهي روي زمين حفظ مي شوند . در اين حالت کنترل علف هاي هرز به سه صورت انجام مي شود :

الف ) روش معمولي ( مکانيکي ) با استفاده از پنجه غازي

ب) روش شيميايي که در آن يک تا دو بار پنجه غازي زده شده و سپس از علف کش استفاده مي شود

ج) روش کنترل اکولوژيکي که در آن فقط با علف کش ها ، علف هاي هرز را کنترل مي نمايند.

براي اين که آيش اعمال شود يا نه، بايد دو نکته را در نظر گرفت : 

1) آيا بدون آيش امکان ديمکاري وجود دارد يا نه ؟ بايد ببينيم ميزان بارندگي ساليانه چقدر است . اگر اين ميزان بيشتر از حد آستانه باشد ،آيش قابل توصيه نيست و اگر اين ميزان پايينتر از حد آستانه باشد ، آيش اجتناب ناپذير است .

( حد آستانه : ميزان بارندگي که در آن دخل و خرج يکي است ( حدود 350 ميليمتر ) )

2) کارايي آيش چقدر است ؟ کارايي آيش يعني توانايي آيش در ذخيره ي رطوبت خاک :

 

اگر مقدار رطوبت ذخيره شده در خاک در سال آيش به علاوه بارندگي سال جاري بالاتر از حد آستانه شد آيش توصيه مي شود ولي در غير اينصورت کارايي آيش کم بوده و آيش توصيه نمي شود . کارايي آيش بين صفر تا 70% متغير است ولي معمولا در بيشتر مناطق بين 10 تا 35 % و ميانگين آن 20% است .

کارايي آيش به يک سري عوامل بستگي دارد :

1- عوامل خاکي : که شامل ميزان نفوذ پذيري و عمق خاک مي شود . هرچه خاک نفوذ پذيري سطحي بيشتري داشته باشد و توان حفظ رطوبت سطحي بيشتري داشته باشد و عمق بيشتري داشته باشد ، مي تواند رطوبت بيشتري ذخيره کند و در نتيجه کارايي آن بالاتر است ؛ بنابراين اگر خاک خيلي سبک باشد و عمق آن کم باشد کارايي آيش پايين مي آيد .

2- عوامل اقليمي : که شامل پراکنش و زمان بارندگي است . اگر پراکنش مناسب و بارندگي ها سبک باشد کارايي پايينتر مي آيد چون بارندگي ، غير موثر شده و به اندازه ي کافي نفوذ نمي کند . اگر بارندگي ها در فصول گرم اتفاق بيفتند کارايي پايين است چون تبخير زياد است .

3- عوامل گياهي : الف) منظور اينست که گياه از رطوبت ذخيره شده در سال آيش مي تواند استفاده کند يا نه ؟ اگر گياه داراي ريشه هاي عميق باشد مي تواند از اين رطوبت استفاده کند مثل گندم . ب) رطوبت ذخيره شده چقدر براي گياه مفيد است ؟ اگر گياهي باشد که در زمان وقوع بارندگي کشت و رشد کند ، آيش کارايي پاييني دارد ، چون در زمان نياز بارندگي اتفاق مي افتد مثل نخود و عدس ولي در مورد گندم که در پاييز کشت مي شود ، کارايي آيش بالاست .

 

 

تناوب در ديم : بستگي به عوامل مختلفي دارد : ميزان بارندگي ، زمان بارندگي و درجه حرارت .

به عنوان مثال در منطقه اي که بين 250 تا 400 ميليمتر بارندگي باشد و داراي زمستان هاي معتدل باشد مي توانيم تناوب هاي زير را اعمال کنيم : 1- گندم ( جو ) – آيش 2  - گندم ( جو) : مستمر   3- گندم – جو – آيش  و

4- "Ley farming" : در اين سيستم کشت در سال آيش يک گياه مرتعي کشت مي شود . اولين بار در استراليا اين روش اعمال شد و باعث شد عملکرد دو برابر و سطح زير کشت چهار برابر شود . گياه مرتعي انتخابي از خانواده ي بقولات است        ( تثبيت کنندگان ازت ) که باعث بهبود حاصلخيزي خاک و جلوگيري از فرسايش و افزايش نفوذپذيري و رطوبت خاک مي شوند .

در روش دوم تناوب ذکر شده ،  مسلما در سال هايي با شکست مواجه مي شويم که اين سال ها عملا آيش اجباري هستند . اگر سطح زير کشت کم باشد و بتوان هر ساله زمين را آماده نمود از اين تناوب استفاده مي شود .

روش اعمال اين سيستم : گياه مرتعي انتخابي معمولا گياه شبدر زير زميني است . در هنگام پاييز ( موقع کاشت گندم ) بذر شبدر هم کشت مي شود . بذر شبدر داراي خواب مکانيکي است .در اين حالت گندم رشد کرده و لي شبدر جوانه نمي زند . بذر شبدر براي رفع خواب به دماهاي پايين و رطوبت نياز دارد . در طول زمستان تا اوايل بهار اين شرايط فراهم مي شود . در اواسط بهار بذر شبدر رفع خواب کرده و آماده ي جوانه زني مي شود ولي به علت اينکه دما در حال افزايش است به خواب ثانويه        ( خواب تحميلي ) مي رود و مجددا جوانه نمي زند . براي جوانه زني بايد دماي هوا پايين بيايد . در اين هنگام رشد گندم تمام شده و برداشت مي شود . در پاييز سال بعد که دما کاهش پيدا مي کند ، بذر شبدر رفع خواب کرده و شروع به رشد مي کند . در طول زمستان و اوايل بهار رشد رويشي دارد و مي تواند چند بار به چراي دام اختصاص داده شود . بايد دقت کرد که چين آخر برداشت نشود تا گياه توليد بذر نمايد . پس از توليد بذر بايد اجازه داده شود که بذر ها ريزش پيدا کنند . در پاييز سال بعد گندم کشت مي شود و مجددا بذر شبدر جوانه نمي زند و اين سيکل ادامه پيدا مي کند .

گياه مرتعي انتخابي بايد داراي خصوصياتي باشد : - خود گشن باشد – بذر زيادي توليد کند – داراي خواب مکانيکي و خواب تحميلي باشد – سيستم ريشه اي سطحي داشته باشد تا رطوبت عمقي ذخيره شود – با کشت اصلي رقابت نکند – با شرايط منطقه سازگار باشد .

مديريت هاي اجرايي در "Ley farming" :

1- مديريت چرا : بايد به گياه اجازه ي زاد آوري و توليد بذر داده شود .

2- مديريت تهيه ي بستر بذر : از شخم برگردان عميق استفاده نشود .

3- مديريت کود فسفر : چون گياه کشت شده تثبيت کننده ي ازت است ، موجودي ازت خاک زياد شده و براي حفظ تعادل ازت و فسفر خاک ، هر چند سال يکبار بايد کود فسفر به خاک اضافه شود .

 

تاريخ کاشت مناسب ديمکاري : زماني است که بذر به خوبي جوانه زده ، رشد کرده و مراحل بحراني را پشت سر بگذارد .   تاريخ کاشت ، بر اساس درجه حرارت ، ميزان رطوبت و  امکان ورود و به ميزان و نوع گياه مشخص مي شود . 

ميزان رطوبت براي جوانه زني بايد مناسب باشد . گرماي تابستان تمام و سرماي زمستان شروع نشده باشد ( دماي زير 20 درجه سانتيگراد ) . امکان ورود به زمين و کشت وجود داشته باشد . گياهان مختلف ، تاريخ کاشت متفاوت دارند .

بطور کلي بر اساس رطوبت خاک مي توانيم نمودار زير را رسم کنيم :

 

فاصله ي زماني A1 تا A2 زمان تهيه ي بستر بذر است . نقطه ي A2 تاريخ کاشت است .

بر اساس سردسيري و گرمسيري منطقه ، تاريخ کاشت متفاوت است .

1- اگر منطقه سردسير و کشت پاييزه باشد : در اين مورد ، رطوبت عامل مهمي است . اگر در خاک مزرعه ، رطوبت کافي ذخيره شده باشد يعني سال آيش بوده ، وقتي دما به زير 20 درجه رسيد بدون اينکه به بارندگي توجه کنيم اقدام به کشت مي نماييم . اما اگر ذخيره ي رطوبت به اندازه ي کافي نباشد دو حالت اتفاق مي افتد : الف ) قبل از اينکه دما به کمتر از 10 درجه برسد ، بارندگي هاي پاييز شروع مي شود در اين حالت صبر مي کنيم تا 20 تا 30 ميليمتر بارندگي شود و سپس اقدام به کشت مي کنيم . ب) ممکن است بارندگي هاي زود هنگام نداشته باشيم و دما به زير 10 درجه کاهش پيدا کند ؛ در اين حالت دو کار مي توان انجام داد : - قبل از رسيدن دما به زير 10 درجه با کمي ريسک اقدام به کشت نماييم . در اين حالت ممکن است پس از کشت بارندگي داشته باشيم و در ديمکاري موفق باشيم و در حالت دوم تا دما به زير 10 درجه برسد ، بارندگي نداشته باشيم و در اين حالت تعدادي از بذور مي پوسد و از بين مي رود . در هر حال بايد دقت کرد در مناطق سردسير و کشت پاييزه ، قبل از سرد شدن هوا گياه بايد 3 تا 4 برگي شده باشد .

2- منطقه ي سردسير و کشت بهاره : در اين مورد عوامل درجه حرارت و ورود به زمين مهم است . وقتي حداقل دما بيشتر از 5 درجه شد بايد در اولين فرصت اقدام به کشت نماييم . يک سري از گياهان مثل نخود و عدس کشت هاي بهاره هستند که امکان ورود به زمين در اوايل بهار نيست . در اين جا از کشت انتظار ( زندان کشت ) استفاده مي کنيم . به اين صورت که در پاييز بعد از اينکه دما به پاين تر از دماي جوانه زني رسيد اقدام به کاشت مي نماييم . در اين حالت تا بهار که دما مناسب شود بذور جوانه نمي زنند .

3- منطقه ي گرمسيري : در اين مناطق کشت پاييزه داريم . وقتي دما به زير 20 درجه رسيد و اولين بارندگي اتفاق افتاد اقدام به کشت مي نماييم . تاريخ کاشت در مناطق سردسيري از مهر ماه تا اواسط آذرماه و در مناطق گرمسيري تا اواسط بهمن هم مي تواند باشد .

تراکم کاشت :  از نظر تئوري بهترين تراکم آنست که حداقل رقابت را بين گياهان بوجود آورد و حداکثر فشار را به محيط اعمال نمايد .  در انتخاب تراکم ، رطوبت ، حاصلخيزي و ساختمان خاک مهم است . در شرايط ديم چون پتانسيل محيط کمتر از شرايط آبي است تراکم را کمتر مي گيريم مثلا در مورد گندم 100 تا 200 بوته در متر مربع .

آرايش کاشت : از نظر تئوري آرايش مربعي بهترين آرايش کاشت است ولي در کشت ديم اين آرايش کاشت يکنواخت خيلي مناسب نيست چون در ديم ، گياه به تراکم خيلي حساس تر از کشت آبي است . اگر آرايش کاشت يکنواخت باشد ، چون تراکم پايين است در نتيجه رقابت بين بوته ها کم مي شود و گياه پنجه زني بيشتري انجام داده و در نتيجه دانه ها ي زيادي هم توليد مي شود ( سينک زياد مي شود ) . در مرحله ي پر شدن دانه ها ( سورس محدود است ) چون پتانسيل محيط ضعيف است ، دانه ها ريز و لاغر شده و کيفيت آن ها افت مي کند ؛ بنابراين در ديمکاري از آرايش کاشت يکنواخت استفاده نمي شود و کشت بصورت خطي انجام مي شود که بايد نکاتي را در نظر بگيريم :

- فاصله ي خطوط کاشت تا حد امکان زياد شود و فاصله ي بوته ها در روي رديف کم در نظر گرفته شود .

- بين رديف هاي کاشت مي توانيم با استفاده از کولتيواتور لوله هاي مويين را قطع کنيم .

بطور خلاصه براي اينکه در توليد گياهان زراعي در مناطقي که خشکي هاي مکرر دارند موفق شويم يک سري مديريت ها را بايد در نظر گرفت ؛ بخشي از اين روش ها عبارتند از :

1- انتخاب گياهان متوسط رس و متحمل به کم آبي

2- استفاده از روش هاي زراعي و کاربرد تکنيک هايي که مقدار آب ذخيره شده در خاک را افزايش مي دهد .

3- استفاده از روش هاي کاهش تبخير و تعرق

4- تراکم کم گياهي

5- عمق کاشت بيشتر ( نياز به عميق کار )

6- افزايش فاصله ي رديف ها

7- توجه به حاصلخيزي و رفع کمبود عناصر غذايي به منظور افزايش راندمان مصرف آب

8- توجه به تغييرات ميکروکليمايي (بادشکن)

9- استفاده از روش هاي ذخيره ي آب و جمع آوري روان آب

( پايان )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:54  توسط محسن یمینی صفت  | 

 

 سوسک گل خوار:

برخی از آفات هم هستند که به گل ها حمله می کنند. برخی از گلبرگها تغذیه کرده و برخی هم به مرکز گل حمله نموده و از خامه و احتمالا مادگی تغذیه می کنند . سوسکهایی که من دیدم بیشتر سیاه رنگ بودند و لکه های قهوه ای رنگی هم بر پشت آنها قرار داشت .

چند ساعتی کارمان فقط سوسک کشی بود . فکر نکنید من آدم سنگ دلی هستم ها ، بالاخره این هم یک روش مبارزه بیولوژیک هست دیگه !  

                                    

بیوگرافی جناب سوسک : سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو رده نوبالان (Neoptera)، راسته سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکی‌ها.سوسکها بزرگ‌ترین گروه حشرات را به خود اختصاص داده‌اند و در محیط زیستهای مختلفی دیده می‌شوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب می‌آید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع می‌کنند و در زیر این محفظه نگهداری می‌کنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونه‌های حیوانات و لاشه‌های مرده آنها تغذیه می‌کنند.تمام سوسکها دارای بخش‌هایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آرواره‌های بزرگی هستندکه آنها را قادر می‌‌سازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آرواره‌های کوچکی در انتهای پوزه درازشان می‌‌باشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار می‌‌برد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که می‌تواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچک‌ترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار می‌‌باشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) می‌‌باشد. نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و می‌تواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسکها هرگز آب نمی‌نوشند. بچه بعضی از سوسکها می‌توانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند. در حدود ۳۷۰.۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانه‌های آب شیرین و دریاچه‌ها پراکنده هستند.بعضی گونه‌های سوسک عبارتند از : سوسک شناگر بزرگ ، سوسک شاخ گوزنی ، سوسک طلایی ، سوسک خالدار Diabrotica sppم

منبع : ویکیپدیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:50  توسط محسن یمینی صفت  | 

آموزش پيوند درخت
آشنايي مختصر با عمل پيوند
پيوند جوانه
در عمل دو نوع پيوند جوانه مشاهده مي شود. يکي پيوند جوانه زير پوست که نزد باغبانان به پيوند شکمي معروف است و ديگري پيوند لوله.
1) – پيوند شکمي : در اين پيوند ، پيوندک فقط از يک جوانه تشکيل شده و آنرا در نقطه اختياري از طول ساقه پايه زير پوست قرار مي دهند.
تهيه پايه : براي اينکه نتوان جوانه پيوندک را زير پوست ساقه قرار داد لازم است که پوست پايه به آساني  از چوب آن جدا شود و اين امر ممکن نيست مگر اينکه شيره نباتي در جريان باشد يعني پايه تا اندازه اي داراي فعاليت حياتي باشد و به اصطلاح معروف پايه آب دار بوده پوست بدهد و اين امر فقط در بهار و پائيز ميسر است زيرا در زمستان شيره نباتي راکد بوده  و در تابستان نيز گرماي هوا تا اندازه اي پوست پايه را خشک نموده مانع از جدا شدن آن از چوب مي گردد.
براي تهيه پايه به طرق مختلف عمل مي نمايند.بطور معمول دو شکاف کم عمق بوده و عمود بر يکديگر يکي کوتاه و افقي و ديگري طويل ( در حدود 2 تا 3 سانتي متر ) و عمودي روي ساقه پايه انجام مي گيرد. در صورتيکه پايه حاضر براي پيوند دادن باشد به آساني مي توان با نوک چاقوي پيوند زني پوست دو طرف عمودي پايه را از چوب جدا نمود و پس از قرار دادن پيوندک زير پوست عمل پيوند زدن را انجام داد. در بعضي از درختان مانند درخت پسته که داراي شيره مي باشد پس از خراش دادن پوست آنها را از محل زخم شيره جاري شده و اگر جوانه پيوندک زير شکاف باشد اين شيره روي آنرا پوشانده و مانع جوش خوردن پيوند مي گردد. براي رفع اين مانع کافي است که شکاف افقي را پائين يعني زير شکاف عمودي قرار دهند.در اين صورت جوانه پيوند بالاي شکاف افقي واقع شده شيره درخت از زير آن جاري مي گردد و صدمه داي به پيوندک نمي زند.
بعضي از باغبانان براي دو شکاف 3 شکاف روي پايه مي دهند.دو شکاف عمودي به فاصله تقريبي 5 تا 10 ميليمتر و يک شکاف افقي که وسط دو شکاف عمود را به يکديگر متصل نمايد.
در اين طرز تهيه پايه قطعات پوست پايه را به طرف بالا و پائين برگردانده جوانه پيوندک را روي چوب مي گذارند و پس از قرار دادن مجدد پوست پايه را روي پيوندک آنرا با ريسمان مي بندند.
اگر پايه جوان باشد به يک شکاف عمودي اکتفا مي کنند. براي قرار دادن پيوندک بايد درخت را بطرفي که شکاف واقع شده خم کرد تا در اثر اين عمل دو لب شکاف از هم دور شده پوست پايه از چوب جدا شود.در اين موقع جوانه يعني پيوندک را زير پوست پايه جاي داده درخت را رها مي کنند تا بحال اول خود برگردد.
تهيه پيوندک : روي شاخه کاملاً رسيده جوانه انتخاب مي کنند و براي جدا کردن آن از شاخه دو شکاف افقي يکي بالا و ديگري پائين جوانه، روي پوست شاخه جدا مي نمايند تا هوا نتواند طبقه زيرين پوست پايه  و پيوندک را خشک نمايد. معمولاً براي جلوگيري از هر پيش آمد اول پيوندک را تهيه نموده در مقداري آب يا محل مرطوبي مانند دهان نگاه مي دارند و پس از آن اقدام به تهيه پايه مي کنند.
قرار دادن پيوندک روي پايه : براي انجام اين عمل با چاقوي پيوند زني دو لب پوست پايه را در طول شکاف عمودي بلند کرده و انتهاي تحتاني آن پيوندک را زير پوست پايه قرار داده بطور ملايم به طرف پائين فشار مي دهندتا تمام پيوندک زير پوست قرار گيرد.بعد بالا و پائين پيوندک را با ريسمان مي بندند.در پيوند شکمي احتياج به چسب پيوند نيست زيرا در اين نوع پيوند پوست پايه تمام قسمتها را مي پوشاند و محلي براي هوا کشيدن و يا دخول اجسام نامناسب زير پيوندک وجود ندارد.
2- پيوند لوله: در اين نوع پيوند بجاي اينکه فقط يک جوانه  با مقداري از پوست پايه را بعنوان پيوندک مورد استفاده قرار دهند پوست درخت را به شکل استوانه يا لوله که طول ان در حدود 3 تا 4 سانتي متر مي باشد و فقط يک جوانه روي آن قرار دارد جدا نموده و به همان شکل دور ساقه پايه قرار مي دهند. در اين صورت طرز تهيه پايه بنابر اينکه آنرا قطع مي کنند و با انتهاي پايه پس از جوش خوردن پيوند از بقيه پايه جدا مي شود فرق مي کند.
تهيه پيوندک : پس از آنکه انتهاي فوقاني شاخه حامل پيوندک را به 2 سانتيمتر بالاتر از محل جوانه قطع کردند از دو سانتيمتري زير جوانه نامبرده با شکافي افقي پوست شاخه را بطور استوانه يعني دور تا دور از چوب پيوندک جدا مي نمايند.
تهيه پايه : بطور معمول پيوند لوله اي را روي شاخه هاي جوان که قطر آنها تقريباً به اندازه يک مداد يعني کمتر از يک سانتيمتر است مي زنند. براي اين کار نوک پايه را نيز قطع کرده و پوست آنرا به شکل نوارهايي تا محلي که پيوندک بايد قرار گيرد جدا مي نمايند بدون اينکه نوارهاي پوست از پايه بريده شود.
براي نصب پيوندک روي پايه انتهاي پايه را که پوست آن برداشته شده داخل استوانه پيوندک نموده قسمت اخير را در طول پايه مي لغزانند تا به محلي که قطر پايه و پيوندک يکي باشد برسد. در اين محل دو طبقه مولده با يکديگر کاملاً تماس حاصل مي نمايد و بدون اينکه محتاج به بستن باشيم پيوند و پايه به هم مي چسبند. در موقع اجراي عمل دو حالت پيدا مي شود؛ ممکن است پيوندک قطورتر از پايه باشد يعني مقدار پوست لوله پيوندک که به شکل سطح مربع مستطيل در آمده زيادتر از يکدور پايه باشد. در اين صورت نوار باريکي از کنار سطح مستطيل قطع مي کنند و عرض نواز حذف شده به اندازه اي است که پس از قرار دادن پيوندک به دور پايه دو لب پوستي که حاصل جوانه مي باشد کاملاً با يکديگر جفت شود اين نوع پيوند را بايستي با ريسمان بست.
ممکن است پايه قطور تر از لوله پيوندک باشد در اين صورت نيز لوله پيوندک را شکاف مي دهند ولي عرض مستطيلي که لوله پيوندک را نشميل مي دهد کافي نخواهد بود که تمام اطراف قسمت  بي پوست پايه را بپوشاند.بنابراين پس از آنکه پيوندک را به دور پايه پيچيدند قسمتي از آن که بي پوست و لخت مي ماند بايدبا پوست خود پايه که در موقع تهيه ان از چوب جدا کرده بودند ولي هنوز به پايه آويزان بود پر و پوشيده شود بعد از قرار دادن پيوند روي پايه اطراف آنرا با ريسمان مي بندند و زخمها را با چسب پيوند مي پوشانند .اين طرز اخيراً در استعمال زياد درخت گردو است.
پيوند شاخه قبل از جدا کردن پيوندک از پايه مادر( پيوند مجاورتي)
پيوند مجاورتي تنها پيوندي است که ممکن است بدون دخالت انسان انجام گيرد ودر طبيعت زياد ديده مي شود.اين طرز پيوند از زمانه قديم مرسوم بوده است.در جنگلها و باغات دو تنه درخت يا شاخه انها در اثر تماس دائم و سائيده شدن به يکديگر پوست بين انها از بين رفته دو طبقه مولده با يکديگر جوش مي خورد.
فرزين نجفي پور - maximumtechnic.com - www.1az4.com - www.PhDAzmoon.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:49  توسط محسن یمینی صفت  | 

تيپ‌های مختلف چغندرقند:

چغندرقند از لحاظ وزن، ريشه و مقداردرصد قند به چند تيپ مختلف به شرح زير تقسيم بندي شده است:

تيپ E يا پر محصول : اين نوع چغندر داراي ريشه هاي بزرگ با محصول ريشه بالا و درصد قند كم و دوره رشد طولاني 210 تا 240 روز مي باشد. متوسط وزن ريشه آن حدود 900 گرم و ميانگين درصد قند آن 15-14 در صد است.

تيپ N يا معمولي : داراي محصول ريشه و درصد قند متوسط ( 16 درصد) با دوره رشد كوتاهتر ( 210-180 روز ) مي باشد.به علت سازگاري با شرايط آب و هوايي ايران حدود 50 درصد چغندرقند ايران را اين نوع تشكيل مي دهد.

تيپ Z با درصد قند بالا: داراي ريشه مخروطي كوچك ، باريك و كشيده به وزن متوسط 600 گرم است.غده داراي شيارهاي جانبي عميق بوده و درصد قند آن حدود 17 درصد است كه از تيپ هاي E و N بيشتر مي باشد و نسبت به دو تيپ قبلي زود رس تر بوده به طوري كه دوره رشد آن بين 150 تا 180 روز مي باشد.

تيپ ZZ يا خيلي پر قند: وزن ريشه هاي آن كمتر از نوع Z ولي در صد قند آن بيشتر است. نسبت به شرايط نامساعد محيطي مقاومتر از ساير انواع چغندرقند بوده و در برنامه هاي به نژادي به منظور توليد ارقام جديد مورد استفاده قرار مي گيرد.

تيپ RC: اين نوع اخيرأ در فرانسه از تلاقي بين تيپ هاي Z وN توليد گرديده و داراي مشخصات شبيه تيپ N ولي درصد قند بيشتر از آن مي باشد.ضمنأ نسبت به بيماري سركوسپوريوز مقاوم بوده و به همين دليلRC (مقاوم نسبت به سركوسپورا) نامگذاري شده است 


1385/02/10 -->

 تأثير بيماري سفيدك سطحي چغندرقند بر كميت وكيفيت محصول در استان كرمانشاه :

به منظور بررسي ميزان افت عملكرد ريشه و درصدقند ناشي از بيماري سفيدك سطحي، تعداد 10 ژنوتيپ در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در يك آزمايش فاكتوريل با سه تكرار در سال 1380 در کرمانشاه مورد مقايسه قرار گرفتند. ژنوتيپ ها يک فاکتور و سمپاشي در دو سطح, فاکتور ديگر را تشکيل دادند. براي ايجاد آلودگي مصنوعي از سوسپانسيون كنيديهاي قارچ استفاده شد و شش هفته پس از استقرار عامل بيماري شاخص آلودگي براي تيمارها تعيين گرديد. نتايج نشان داد، ژنوتيپهايي كه با سم كنترل شدند عملكرد ريشه بالاتري داشتند. به طور كلي سمپاشي باعث افزايش 16.5 درصد عملكرد ريشه گرديد. پاسخ ژنوتيپها به كنترل شيميايي در افزايش عملكرد ريشه بسيار متفاوت بود و افزايش عملكرد ريشه، از 0.5 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233 B41K تا 19.7 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233P.107 مشاهده شد. عكس العمل ژنوتيپها در مورد صفت درصدقند نيز متفاوت بود و در تيمارهاي سمپاشيشده درصدقند افزايش يافت، به طوري كه در ژنوتيپ7233 P .107 ميزان درصدقند حدود 2.2 درصد نسبت به شرايط سمپاشي نشده افزايش نشان داد.


1385/02/09 -->

 ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارت‌ترين بيماريهاي مهم چغندرقند:

ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارت‌ترين بيماريهاي مهم چغندرقند مي باشد كه در مناطـق مختلف كشور بويژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شيوع كرده وگزارشــاتي نيز مبني بر صحت وجود اين بيماري قيد شده است . بيماري ريزومانياي چغندرقند كه بخـــاطرعلا مت بيماري (پرمويي و ريش بزي شدن) در دو طرف ريشه اصلي به ديوانگـــــــي ريشه موسوم است...

و به جهت كوتوله شدن ريشـه و ادامه رشد ريشه در قسمت سطحي خاك محصول برداشتي خيلي كم ميشود و شديداً عملــكرد شكـر در هكتار كاهش مي يابد و عدم رعايت اصول كنترلــــي و كاهش بيماري عمــلاً كشت چغندر قند را دركشور به مخاطره خواهد انداخت. 


علائم بيماري و تشخيص مزرعه اي :
  در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لكه هاي سفيد و زردي در اطراف رگبرگها بوجود مي‌آيد كه از علائم اوليه بيماري مي باشد ، برگها ممكن است چروكيــــده و پژمرده شوند و بدون سبزينه باشند ، بعضي وقتها برگهاي كوچكتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تكثير يابند. زردي عمومي معمولاً در برگها اتفاق مي افتد و بجهت اينكه ريشه هاي آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذايي در كمبود هستند، نشانه هاي معمول برگي ، شبيه به استرس آبي يا كمبود نيتروژن هستند. در ســطح پيشرفته بيماري، علائم بيماري شامل كوتوله شدن ريشه گياه و انشعاب بيش از حد ريشــه هاي جانبي مرده و پوسيده در اطراف ريشه (غده ) اصلي است كه به آن ظاهري ريش دار ميدهد، با آلودگــي هاي بعدي ريشه هاي ذخيره اي گياه اغلب پوسيده ميشوند و در زير سطح خاك بهم فشــرده مي گردند و غده شكل ليوان ( جام شراب ) را به خود مي‌گيرد و حلقه هاي آوندي نيز ضمن چوبي شدن ظاهــري تيره رنگ (قهوه اي) به خود مي گيرد، در بعضي اوقات رگبرگـــها كمي زرد رنگ شده و حالت ايستاده پيدا مي كنند، حالت بد شكلي در برگها نيز مشاهده شده و منجر به رشد غير عادي بافت طوقه گياه ميشود ، امكان سستي و پژمردگي بدون تغيير رنگ در برگ هاي گياه در مراحل بعدي وجود دارد و در برخي از موارد بندرت علائم زردي رگبرگي مشخص همراه با لكه هاي نكروتيك نيز قابل مشاهده است اين علائم حتي درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بيماري هستند.


1385/01/24 -->

 براي مبارزه با كرم برگخوار چغندرقند از سم كلره استفاده نكنيد:

با وجود تاثير بسيار خوبي كه سموم كلره بر آفت كرم برگخوار چغندرقند دارد، به علت دوام زياد روي گياه و وجود باقيمانده سموم توصيه نمي شود.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)، براساس تحقيقات انجام شده توسط پژوهشگران كرم برگخوار چغندرقند به قسمت سبز گياه حمله مي كند و نحوه خسارت بدين ترتيب است كه كرم هاي ريز در ابتدا بصورت دسته جمعي از قسمت زير و يا روي برگ ها تغذيه و آنها را به صورت توري، نازك درمي آورند و به تدريج كه بزرگتر مي شوند و خوراك آنها بيشتر ميشود، بصورت دسته جمعي براي پيدا كردن غذا به حركت درمي آيند و در تمام سطح مزرعه پخش مي شوند و از كليه قسمت هاي برگ تغذيه مي‌كنند و گاهي نيز ساقه ها و سرريشه ها نيز آسيب مي بينند.
اين آفت كه داراي نام علمي كارادرينا و نامهاي محلي رهه، راهو، منجه، كوخ و قورت است علاوه بر چغندرقند به گياهان زراعي ديگري چون اسفناج، بادمجان، پنبه، سيب زميني، گوجه فرنگي، يونجه، كتان، كنجد، آفتابگردان، ذرت، لوبيا و بعضي از علف هاي هرز از قبيل پيچك، تاج خروس و هفت بند آسيب مي رساند.
شخم عميق زمين پس از برداشت محصول، از بين بردن علف هاي هرزي كه پناهگاه آفت هستند و سمپاشي مزرعه از روشهاي كنترل و از بين بردن اين آفت است.
همچنين بهترين زمان مبارزه عليه آفت كارادرينا هنگامي است كه آفت تخمريزي كرده و حتي مقداري از تخم ها باز و لاروها از آن خارج شده باشند، بنابراين از اواسط ارديبهشت ماه كه زمان بروز اين آفت است، بايد مزرعه به دقت بررسي شود.
به غير از سموم كلره، سموم ديگري از جمله كارباميل 85 درصد به ميزان 3 كيلوگرم، فوزالن 35 درصد به ميزان 3 ليتر و اتريمفوس 50 درصد به ميزان 1 تا 5/1 ليتر در هكتار در 400 تا 800 ليتر آب قابل توصيه هستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 9:47  توسط محسن یمینی صفت  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر